وارونه

با تغییر نوع تفکرتان اضطرابتان را از بین ببرید !!!

با تغییر نوع تفکرتان اضطرابتان را از بین ببرید !!!

شما به وسیله ی عوامل خارجی مضطرب نمی شوید، بلکه این نحوه تفکر و تصور شما از این عوامل است که شما را مضطرب می کند!

حتما این جمله را بارها شنیده اید که “نحوه ی تفکرتان دنیای شما را می سازد”  شاید کمی کلیشه ای باشد، اما هر چه این جمله گفته شود، کم است و باید به شدت این مسئله را جدی گرفت.به نحوه ی تفکر خود فکر کنید! و با تغییر نوع تفکرتان اضطرابتان را از بین ببرید!  شما راجب خودتان، جهان پیرامون، اطرافیان و اتفاقات چه فکری می کنید؟ شناختن نحوه ی تفکرتان به شما برای فهمیدن دلیل حال بدتان کمک خواهد کرد و فقط در صورت این شناخت است که قادر به خوب کردن حالتان و مبارزه با اضطرابتان خواهید بود.

نحوه ی تفکر، عاطفه و خلق رابطه ی مستقیم و تنگاتنگی با هم دارند. تا زمانی که افکار منفی و غیرمنطقی در سرتان باشد، خلق و عاطفه تان هم دچار اختلال خواهد شد، حالتان بد می شود، دستخوش اضطراب خواهید شد و دچار مشکلات عاطفی می شوید. زیرا شما دائما این افکار آسیب زا و غیر منطقی را با خود تکرار و بازگو می کنید.


همچنین بخوانید :راهکارهایی برای بدست آوردن آرامش در هنگام اضطراب و استرس !


در ادامه 10 تفکر و اعتقاد غیرمنطقی که باعث اضطراب و اختلال عاطفی در شما خواهد شد را شرح می دهیم. با ما همراه باشید.

همه باید مرا دوست داشته باشند و به من احترام بگذارند!

وقتی این اعتقاد و تفکر را دارید سعی می کنید همه را راضی نگه دارید و علایق و خواسته هایتان را فدای خواسته های اطرافیان می کنید، تا کسی از شما ناراحت نشود و همه دوستتان داشته باشند. دسترسی به چنین هدفی غیر ممکن است. اینکه دوست داشته شوید و مورد محبت قرار بگیرید از بهترین حس های دنیاست، اما همه ی آدم ها شما را دوست نخواهند داشت و به شما احترام نخواهند گذاشت و این قطعا به دلیل ضعف شما نیست. در صورت داشتن این تفکر وقتی ببینید کسی به شما احترام نمی گذارد برآشفته می شوید و اعتماد به نفستان به شدت پایین می آید و دچار اضطراب میشوید. این تفکر غیر عقلانی را ترک کنید.

من فقط زمانی ارزشمند خواهم بود که تمام و کمال باشم و سخت کار کنم!

این تفکر شما را به وسواس و اضطراب دچار خواهد کرد. شما دائما از شکست فرار می کنید و آن را به مثابه ی یک ننگ برای خود می دانید. این تفکر اعتماد به نفس شما را له می کند، زیرا هر بار که شکست خوردید خود را سرزنش می کنید. کمال گرایی کاملا مطلوب است باعث می شود که شما به سطح بهتری از زندگیتان دست پیدا کنید، از کاری که می کنید لذت ببرید و شکست را بپذیرید و در پی جبران آن باشید. اما کمال گرایی وسواسی و افراطی به شما احساس حقارت و ناتوانی می دهد و تلاش وسواسی برای تمام کمال بودن شما را دچار اضطراب شدیدی خواهد کرد. این تفکر را ترک کنید، شما در صورت شکست هم ارزشمند هستید و مهم کار و تلاشی است که انجام داده اید.

اگر اوضاع آنطور که من می خواهم پیش نرود، فاجعه است!

باید قبول کنید همیشه اوضاع بر وقف مراد شما پیش نخواهد رفت. شما باید ناکامی را بپذیرید زیرا یک احساس کاملا طبیعی است،  ولی این که در صورت ناکامی، اندوه شدید و طولانی مدت داشته باشید طبیعی نخواهد بود و این نه تنها کمکی نخواهد کرد چه بسا اوضاع را بدتر هم می کند. عقل سلیم حکم می کند که اگر نمیتوانید اوضاع را تغییر دهید و راهی برای بهتر کردنش پیدا نمی کنید،  بهترین و عاقلانه ترین کار این است که شرایط را بپذیرید و موقعیت را برای خود پر رنگ و بزرگ نکنید. شما با تغییر تفکر و تفسیر خود از موقعیت می توانید اضطراب را از خود دور کنید.

بدبختی و اضطراب من بخاطر شرایط و عوامل بیرونی است.

باید این را قبول کنید که شما می توانید کنترل احساساتتان را به میزان زیادی به دست بگیرید.احساسات و عواطف شما نتیجه ی ارزشیابی ها، تفکرات و تلقین به خود است.  فشارهای محیطی به خودی خود نمی توانند باعث آزار شما شوند این تفکر و تعبیر شما از آنهاست که شما را مضطرب می کند. شما قدرت انتخاب دارید که تحت تاثیر اتفاقات و افراد قرار نگیرید. اگر اتفاق یا فرد خاصی باعث ناراحتی شما شده است، باور کنید که قسمت اعظم ناراحتی از درون خود شما ناشی می شود نه چیز دیگر. پس شما با تغییر نحوه تفکر و تفسیرتان می توانید عکس العملتان را تغییر بدهید.

باید همواره نسبت به اتفاقات بد و ترسناک گوش به زنگ و محتاط باشم و نگذارم که اتفاق بیافتند.

شما در اغلب موارد نمی توانید جلوی اتفاقات بد را بگیرید یا آنها را پیش بینی کنید. گوش به زنگ بودن دائمی باعث اضطراب می شود و این اضطراب مانع ارزشیابی عینی شما را از موقعیت ترسناک و مقابله ی منطقی با آن می شود. از طرفی با فکر کردن به آن به ظهور خطر و اتفاق کمک خواهید کرد. شاید اتفاقات ترسناک و خطر به آن میزان که شما فکر می کنید وحشتناک نباشند. پس این تفکر را کنار بگذارید و به جای آن اقداماتی را به عمل بیاورید که در صورت بروز اتفاق بد متحمل کمترین ضرر و زیان شوید.

دوری کردن از مشکلات و مسئولیت ها آسان تر از مواجه شدن با آنهاست.

این تفکر کاملا غیر منطقی است زیرا دوری کردن و نادیده گرفتن مشکلات و مسئولیت ها، مشکلات متعدد دیگری برای شما به بار خواهد آورد.باید توجه داشته باشید که زندگی راحت لزوما زندگی شادی نیست. روحیه مسئولیت پذیری را در خود افزایش دهید، سعی در حل مشکلات داشته باشید نه فرار از آنها یا نادیده گرفتنشان، آنچه باید انجام دهید را بدون شکایت انجام دهید و همچنین از انجام کارهای غیر ضروری اجتناب کنید.خواهید دید که زندگی همراه با مسئولیت پذیری عاقلانه و حل مشکلات زندگی شادتری خواهد بود.

من باید تحت حمایت و متکی به یک فرد قوی تر از خودم باشم!

انسانها تا حدودی به یکدیگر متکی هستند. اما زمانی که فکر می کنید که باید حتما فردی دیگر باشد تا شما را تحت حمایت بگیرد، باید بگویم تفکر شما کاملا غیر منطقی است. این وابستگی شدید به فردیت شما لطمه وارد می کند، استقلال و عزت نفستان را می گیرد، دائما احساس ناامنی و اضطراب می کنید و یا نیازی برای یادگیری چیزی را احساس نمی کنید و هر روز ضعیف تر خواهید شد. تفکر و رفتار عقلانی این است که مسئولیت خود را به عهده بگیرید و برای کسب استقلالتان تلاش کنید و در عین حال در صورت لزوم کمک دیگران را هم قبول کنید.

اتفاقاتی که در گذشته افتاده شخصیت و رفتار من را شکل داده و به صورت ثابت در آمده است.

تغییر رفتارها و ترک عادت ها کاری دشوار است اما غیر ممکن نیست. اتفاقات گذشته را به عنوان ابزاری برای بهانه تراشی استفاده نکنید، درست است که امکان دارد وقایع گذشته روی رفتار شما تاثیر بگذارد ولی نه تا وقتی که شما خود اجازه ی این تاثیر را ندهید. انعطاف پذیر باشید! عقاید و راه حل هایتان را به روز کنید، زیرا ممکن است تاثیر مثبتشان را از دست داده باشند. فکر کردن و تمرکز زیاد روی مسائل گذشته میتواند باعث اضطراب شما شود و کاری غیر عقلانی است، بهترین کار تمرکز بر روی حال و اکنون است. شما می توانید در عین حال که گذشته تان را مهم می دانید، با بررسی رفتارها، عقاید و راه حل های قبلی در صدد رفع نواقص آنها بربیاید و امروز نسبت به دیروز رفتار بهتری را بروز دهید.

حتما باید در مقابل مشکلات دیگران کاملا برآشفته و محزون شویم!

در صورتی که می توانید به دیگران کمک کنید از این کار دریغ نکنید، در غیر این صورت، اگر کاری از دستتان بر نمی آید نگرانی و اندوه فایده ای برای کسی ندارد. زمانی که شما درگیر مشکلات مردم هستید، از مشکلات، کارها و مسئولیت های خود دور می افتید و به نوعی زندگیتان وقف دیگران می شود. آنگاه اضطراب و مشکلاتتان بیشتر و بیشتر خواهد شد.

برای هر مشکلی فقط یک راه حل وجود دارد که بهترین راه حل است.

این تفکر کاملا غیرمنطقی است، زیرا برای هیچ مسئله ای راه حلی کامل و عالی وجود ندارد و تلاش برای یافتن چنین راه حلی باعث اضطراب شما می شود و ممکن است حتی باعث شود که راه حل بدی را انتخاب کنید. شما باید راه حل های متنوعی را پیش روی خود بگذارید و از بین آنها عملی ترین و بهترین را انتخاب کنید و این را بدانید که سودمندی راه حل انتخابی امری نسبی است و بستگی به موقعیت دارد.

خواهید دید که پس از تغییر این تفکرات و عقاید و دور کردن آنها از ذهنتان، اضطرابتان را به میزان قابل توجهی از بین خواهید برد و زندگی شادتری خواهید داشت.

 

در ادامه بخوانید :