وارونه

روایت درمانی

روایت درمانی چیست و چه کاربردهایی دارد ؟

 داستان زندگی شما چیست؟

شما می توانید در پاسخ به این سوال کوتاه، هزاران پاسخ متفاوت داشته باشید. علت این تفاوت در پاسخ ها می تواند شخص سوال کننده، حال شما در زمان پرسش سوال، اهمیت اتفاقات رخ داده و اینکه شما حس می کنید در کدام بخش داستان (شروع، وسط یا پایان داستان) هستید باشد.

منظور از داستان واقعیت هایی که در دنیای واقعی رخ می دهند نیست، بلکه هر فرد توصیفات اتفاق رخ داده را در ذهن بازسازی و ثبت می کند. توصیفات ما از رویدادها و تصمیمات زندگی مان در بستر روایت هایی که از زندگی خود در ذهن داریم معنادار می شوند.

ما از داستان ها بطور مداوم برای اطلاعات دادن، ارتباط گرفتن با دیگران، به اشتراک گذاشتن احساسات و تجاربمان و حتی نظم دهی به افکار و احساساتمان استفاده می کنیم. روایت ها برای سازمان دادن به افکار، یافتن معنا و هدف، وساختن هویت در این دنیای پر از سردرگمی و گاهی پر از تنهایی استفاده می شوند.

در روانشناسی دهه 70 و 80 میلادی، دو درمانگر به نام های مایکل وایت و دیوید اپستون رویکرد جدیدی به نام ” روایت درمانی ” ارائه کردند که بر روایت هایی که انسان ها از وقایع و نقاط برجسته زندگی خود می سازند تمرکز داشت، زیرا آنها اعتقاد داشتند که روایت های ساخته شده بخش مهمی از تصویری را که فرد از خویشتن خود می سازد تشکیل می دهد. مجموعه همین تصاویر از خویشتن، به نوعی هویت فرد را شکل می دهند.

در این رویکرد منظور از روایت، مجموعه مفاهیمی است که در قالب داستان های کوتاه و بلند از خود و زندگی مان در ذهن پرورانده و نگه داشته ایم. در واقع ارتباط چندانی میان واژه روایت (داستان) با مفهوم رایج آن به عنوان قصه وجود ندارد و این رویکرد متفاوت از روش های “قصه درمانی” و “معنا درمانی” است.

رویکردهای روایی بر این نگرش استوار هستند که هویت فرد شامل روایت های کاملا شخصی به اضافه روایت های عموما فرهنگی – اجتماعی است که در بستر زندگی فرد در جریان هستند.

دلیل تاکید این رویکرد بر روایت های ساخته شده ما از زندگی مان چیست؟

رویکرد روایت درمانی بیان می کند که هویت تعریف شده از این تصاویر و داستان ها، تصمیمات تازه و مسیرهای انتخابی فرد در ادامه زندگی را تحت الشعاع قرار می دهد. این تصمیم ها و مسیرهای جدید رویدادهای را پدید می آورند که تصاویر و روایت دیگری را ایجاد می کند که باعث ایجاد چرخه ای از تصمیمات جدید و ساخت روایت های تازه می شود. تمام این تغییرات در هویت فرد تغییراتی ایجاد می کند. در واقع آنها معتقدند هویت فرد یک مفهوم سیال و دائما در حال تغییر است.

نتیجه گیری های هویتی که برای فرد یا گروهی مشکل آفرین هستند، در نتیجه تسلط و غلبه روایت آمیخته به مشکل ایجاد شده اند. روایت های آمیخته شده به مشکل بر واقعیت رخ داده غلبه کرده و روایت های مطلوب موجود در رویدادها زندگی فرد را به حاشیه می راند و داستان زندگی فرد را در بر میگیرند.

روایت درمانی چه کمکی به مراجعین این شیوه درمانی میکند؟

روایت درمانی با تاکید بر اینکه فرد چگونه داستان های زندگی اش را روایت می کند، معتقد به چند داستانی بودن هویت ما و معانی مربوط به آن است. روایت درمانی به فرد کمک می کند تا مسیر داستان گویی متفاوتی از مسیر مشکل آفرین را برای خویش بیابد، مسیری که شامل آرزوها، ارزش ها و تعهدات خود فرد است.

در این روش سعی بر این است که روایت های افراد از خویشتن و زندگی شان غنی تر شود و بخش هایی از روایت که به دلایل مختلف سرکوب شده و به حاشیه رانده شده اند تا به فراموشی سپرده شوند، مجددا فعال شده و فرد با تجربه مجدد آن، روایت خود از واقعه را کامل تر و قوی تر کند.

هدف از اینکار این است که در سایه این پربارسازی روایت ها، هویت فرد کامل تر شده و در برخورد با مشکلات پیش رو و آینده مستحکم تر شود.

شعار رویکرد روایت درمانی چیست؟

” مشکل فرد نیست، مشکل خودِ مشکل است “.

در این مسیر به جای تمرکز بر مشکل به عنوان بخشی از ماهیت وجودی فرد، با تمرکز بر تأثیرات احتمالی یک مشکل در زندگی وی، روایت درمانگر میان فرد و مشکلش فاصله ای ایجاد می‌کند. برخلاف بسیار از رویکردهای مدرنیست، روایت درمانی معتقد است که ویژگی ها و مشخصات فرد بخشی از ماهیت وجودی او نیست و می توان مشکلات افراد را از خود آنها جدا کرد.

این نگاه به فرد کمک می کند تا بتواند روایت بهتر و شفاف تری از ماهیت زندگی و خویشتن خود کسب کند. فرد با جداسازی خود از مشکل در یافتن راه حل برای مشکلات موفق تر عمل کرده و از خویشتن خود حمایت می کند.

فرد با نگرش جدیدی که یافته است احساس می کند قدرت بیشتری برای ایجاد تغییر در الگوهای فکری و رفتاری خود دارد و می تواند داستان زندگی خود را برای آینده بازنویسی کند. این بازنویسی داستان زندگی می تواند بازتابی از این باشد که جدا از مسائل و مشکلات خود چه کسی هستیم، قادر به انجام چه کارهایی هستیم و اهداف و آرزوهای ما چیست.

حوزه های کاربردی رویکرد روایت درمانی

از این روش درمانی می توان در درمان های فردی، زوج درمانی، خانواده درمانی و … استفاده کرد.
از این رویکرد در پژوهش هایی مرتبط با درمان افرادی با مشکلات اختلال کم توجهی – بیش فعالی، بی اشتهایی عصبی و حتی اسکیزوفرن نیز استفاده شده است.

ارزیابی رویکرد روایت درمانی

این روش درمانی مراجع محور است، به این معنا که درمانگر خود را کارشناس و مسلط بر مشکل و راه حل های مشکل مراجع نمی داند. مراجع در این روش درمان هیچ گاه به خاطر مشکلاتش سرزنش نمی شود و تلاش درمانگر در این است که خود مراجع نیز به خود سرزنش گری یا سرزنش دیگران بایت مشکل خود نپردازد.

مراجع در این روش درمانی متخصص مشکل خود است، به این معنا که مراجع تنها فردی است که به مسائل محرمانه و معنایی که در زمینه فرهنگ شخصی و اجتماعی او می یابند آگاه است، مراجع تنها فردی است که مهارت ها و دانش لازم برای یافتن ریشه مشکل و تغییر آن را دارد.

در روایت درمانی اعتقاد بر این است که افراد زندگی شان را به صورت داستان درک می کنند و در این فرایند معناسازی مداوم، خود را بازسازی می کنند. از این نظر گذشته یک اتفاق غیر قابل تغییر نیست بلکه چیزی است که از کل وقایع و لحظات بصورت داستانی ویژه گلچین کرده ایم. پس می توان گذشته را با تغییر زاویه دید و تمرکز بر وقایع دیگر و یا بازسازی آن تغییر داد. این تغییر به ساختن زمان حال و آینده متفاوتی منجر می شود که بخشی از هویت آزاد انسانی ما را در آرزوی آن است.

 

ممکن است به خواندن این مطالب نیز علاقه مند باشید