وارونه

انجام چه نوع فعالیت هایی باعت داشتن حس خوب در ما می شود ؟

انجام چه نوع فعالیت هایی باعت داشتن حس خوب در ما می شود ؟

احساس خوب چیست ؟

اگر بخواهیم از کلمات بهتری برای توصیف داشتن حس خوب ناشی از انجام کارها استفاده کنیم، می توانیم احساسی که بعد از تجربه اتمام یک کار موفق، احساس پیشرفت، موفقیت یا حتی لذتی که در حین انجام کار تجربه می کنیم را با عنوان “احساس شایستگی” جایگزین کنیم.

شایستگی نیازی روانشناختی است. همه ما می خواهیم و تلاش می کنیم تا بهترین تعامل را با محیط اطرافمان داشته باشیم تا اثر مثبت آن را بر شغل، روابط خانوادگی و حتی وجهه اجتماعیمان ببینیم. یادگیری مهارت ها و پرورش آنها می تواند باعث شود توانایی هایمان بالا برود و بتوانیم از استعدادهایمان استفاده کنیم. نتیجه تلاش های ما تسلطی است که بر کارها داریم که باعث ایجاد احساس آرامش و شادی بادوامی می شود که احساس شایستگی در ما ایجاد می کند.

فعال کردن شایستگی

موقعیت هایی که در آنها قرار می گیریم، می توانند نیاز ما را به شایستگی فعال و ارضا کنند، یا برعکس این نیاز را ندیده گرفته و باعث احساس دردناک ناکامی شوند. شرایط محیطی که این نیاز را برطرف کرده و شایستگی را فعال می کنند، چالش بهینه است.

چالش بهینه چیست؟

منظور از چالش بهینه، چالش هایی است که متناسب با رشد هستند. منظور از رشد فقط رشد جسمانی نیست، بلکه رشد در تمام ابعاد انسانی ماست. شما ممکن است 20 سال سن داشته باشید ولی از لحاظ رشد اجتماعی 25 ساله و از لحاظ رشد علمی 15 ساله باشید!

مهم است که رشد را سطحی از توانایی، استعداد و مهارت هایی بدانیم که در زمان حال از آن برخورداریم. شناختی که از خودمان، مهارت های کسب شده و استعدادهایمان داریم می توانند در کسب تجربه موفقیت یا شکست به ما کمک کنند. برای مثال ممکن است شما از بحث های اجتماعی یا سیاسی لذت ببرید و شرکت در جمع های مرتبط با این مسائل را دوست داشته باشید، اما مطالعه مرتبط با این بحث ها، اطلاعات به روز شده، شناخت آدم های مطرح در آن حوزه و بسیاری از مطالب مهم را به اندازه ای که بتوانید نظر درستی در آن حوزه ها مطرح کنید، ندارید و شرکت در چالشی مرتبط با آن می تواند در شما احساس سرخوردگی ایجاد کند.

در واقع شما به چیزی علاقمندید که تا به حال برای رشد در آن تلاشی نکرده اید یا سطح تلاشتان متناسب با علاقه تان نبوده است و البته به سطح توانایی تان در آن حوزه نیز آگاه نیستید.

در ادامه توضیح مرتبط با چالش های بهینه، زمانی که به کاری مشغول هستید که سطح دشواری آن دقیقا با مهارت های فعلی شما متناسب است، احساس می کنید به کاری که انجام می دهید علاقه دارید و در انجام آن احساس موفقیت می کنید. نتیجه ارضا شدن احساس نیاز به شایستگی شماست.

در چالش بهینه شرایط به این شکل است؛ فرد در شرایطی قرار دارد دارد که تناسب بین چالش و مهارت های او برقرار است و فرد ابزار مناسب برای غلبه بر چالش را دارد. چالش در معنای خود کلمه باید کمی از مهارت های فرد بالاتر باشد، اما فرد با کمی تلاش و استفاده از توانایی و استعداد های بالقوه خود می تواند چالش را با موفقیت پشت سر بگذارد. خلاصه تجربه بهینه این است؛

                                       احتمال موفقیت (50%) = احتمال شکست (50%)

درصورتیکه سختی چالش برای فرد بیشتر از توانایی و مهارت های او باشد، فرد نگران می شود و حتی به ایجاد احساس اضطراب در فرد منجر می شود و شایستگی را تهدید می کند. این سطح از دشواری مناسب نیست و شما نباید این سطح از چالش را تجربه کنید.

بدترین نوع از چالش، تجربه چالش زیر سطح بهینه است. چالشی که از سطح مهارت و توانایی های شما پایین تر باشد تقریبا تمام حالت های هیجانی، انگیزشی و شناختی شما را در پایین ترین سطح نگه میدارد. نتیجه بی انگیزگی برای انجام دادن و به پایان رساندن چالش است. در این حالت فرد به تلکیف اهمیت نمی دهد و به موفقیت یا حس شایستگی دست پیدا نمی کند. شما در این حالت فقط بی تفاوتی را تجربه می کنید.

تجربه روانی (Flow experience)

روانی حالتی از تمرکز است که باعث جذب شدن کامل در یک فعالیت می شود. این حالت زمانی اتفاق می افتد که فرد برای غلبه کردن بر چالش ها، مهارت های خود را بکار ببرد و در واقع تجربه چالش بهینه این حالت را در ما ایجاد می کند. احساس لذت و شادی که در نتیجه تجربه حالت روانی در فرد ایجاد می شود نتیجه ترشح دوپامین در مغز است که مشابه شرایط مصرف کنندگان مواد مخدر می تواند تجربه لذت ذهنی را برای مدتی در مغز شما ایجاد کند.

نتیجه اینکه طبق نظریه روانی، چون افراد می خواهند مشارکت آنها در تکالیف، نیاز به شایستگی را فعال و ارضا کند، دشواری تکلیف یا مهارت خود را افزایش یا کاهش می دهند.

وابستگی متقابل چالش و بازخورد

شما هر روز در کارهای روزمره با پروژه، تکالیف یا مسائلی مواجه می شوید که مهارت های شما را می سنجند. این موقعیت ها زمینه را برای چالش آماده می کنند، اما این موقعیت ها به معنی به چالش کشیده شدن شما نیست. برای مثال شما برای همه امتحان های ماهانه خود احساس چالش نمی کنید، تجربه چالش در امتحان های موثر در نمره اصلی، کنکور و یا آزمون های استخدامی یا ارتقای شغلی ایجاد می شود.


همچنین بخوانید :چالش ۳۰ روز – تجربه ای برای خودباوری


برای به چالش کشیده شدن، معادله عنصر دیگری نیاز دارد : بازخورد عملکرد. تا زمانی که شما در موقعیت های چالشی مطرح شده دست به عمل نزنید و اولین بازخورد را دریافت نکرده باشید، چالش را تجربه نکرده اید!

 

چالش های روزانه و مهم خود و سطح مهارت، علاقمندی و تلاشتان در آنها را بسنجید و با تجربه چالش های بهینه احساس لذتی پایدار را در انجام کارهایتان تجربه کنید.

 

در ادامه بخوانید :