پربازدیدترین ها
روانشناسی

از دست دادن عزیزی در اثر کرونا ؛ غلبه بر سوگ در قرنطینه 

;

غلبه بر سوگ از دست دادن عزیزی در اثر کرونا

در این مطلب راهکارهایی برای غلبه بر سوگ از دست دادن عزیزی در اثر کرونا را خدمت تان ارائه می کنیم. در ادامه با من و مجله وارونه همراه باشید.

وقتی قرنطینه شروع شد، به مادر بزرگ 97 ساله ام قول دادم که هروقت این شرایط تمام شد به دیدنش می روم. قول دادم که یک جشن بزرگ برایش میگیرم. اما دقیقا به همان اندازه که امید داشتم ناگهان ناامید شدم. هرگز نشد که به قولم عمل کنم. مادربزرگم هم اسیر کرونا شد و من هرگز دیگر نتوانستم از نزدیک او را ببینم. مادربزرگی که در بستر مرگش تنها بود! من حتی نتوانستم با او حرف بزنم، چرا که هر بار با دوز بسیار بالایی از مورفین به خواب مصنوعی می رفت! حالا من ماندم و یک دنیا سوال توی سرم. سوالی که میلیون ها انسان این روزها از خودشان می پرسند. چطور میتوانم به غم از دست دادن عزیزانم به علت کرونا پایان دهم در حالیکه حتی نتوانستم با آنها خداحافظی کنم!

صحبت کردن از سوگی که دچار آن هستیم خوب، اما در عین حال بسیار سخت است. بر اساس تحقیقات انجام شده مرگ یک نفر می تواند زندگی 9 انسان زنده را تحت تاثیر خودش قرار دهد.


همچنین بخوانید: وقتی کسی را از دست می‌دهیم باید چه کنیم؟


من در این مدت عمو و عمه ی عزیزم را هم در اثر کرونا از دست دادم. بدتر اینکه هر دوی این عزیزان با فاصله ی یک هفته فوت کردند. درد بسیار بزرگی بود اما میدانم که من در این میان تنها نیستم. خیلی ها در جامعه هم درد من هستند. پس خیلی های دیگر مثل من نیاز به التیام دارند.

سوگ یک تجربه ی فیزیکی و روحی است.

اگر با سوگ از دست دادن عزیزی در اثر کرونا کلنجار می روید حتما متوجه شده اید که احساساتتان هم تغییر کرده است. حسی که با عنوان غم از دست دادن توصیف می کنیم، دقیقا مانند یک کبودی بزرگ و دردناک است. احساساتی مانند ناراحتی و غصه و دلتنگی هم مانند تیغ هایی سمی  آزارتان می دهند. راحت تر بگویم این احساسات در روزهای سخت پس از دست دادن عزیزتان مانند مشتی محکم در شکمتان هستند، اما در عین حال یکی از نشانه های انسان بودن است.

شاید خیلی از ما با سوگواری آشنا باشیم، اما تجربه ی این حس با حرف زدن در موردش خیلی تفاوت دارد. سوگواری علاوه بر احساساتتان می تواند بر شرایط فیزیکی و سلامتی تان هم تاثیر گذار باشد. خیلی ها ممکن است بی خوابی بگیرند، یا فشار خون و ضربان قلب بالا. شرایط زمانی بدتر می شود که خیلی ها از غم و دردشان حرف نمی زنند، تنها به این خاطر که این روزها خیلی ها در این تجربه هم درد هستند. خیلی از اوقات همین حرف نزدن ها موجب می شوند درد های روحی ما به درد های فیزیکی تبدیل شوند.

سوگواری دست دادن عزیزی در اثر کرونا می تواند برای تان خیلی چالش برانگیز باشد! احتمالا در مورد 5 مرحله سوگواری شنیده اید. این 5 مرحله شامل انکار، خشم، کلنجار رفتن، افسردگی و قبول واقعیت است. اما روان شناسان باور دارند که بعید است این مراحل به این اندازه خطی و ساده باشند. در واقع این طوربه نظر می رسد که سوگواری آدم ها دو فاز کاملا مجزا دارد: بحرانی و به هم پیوسته!

در طول دوران بحرانی شما همان احساساتی را حس می کنید که مانند تیغ های زهر آلود هستند. شاید حتی برایتان سخت باشد که صبح ها از خواب بیدار شوید. خیلی ها در این دوران حتی نمی توانند به آینده شان فکر کنند. هر چه زمان می گذرد به این نتیجه می رسید که این سوگ قسمتی از زندگی شماست. البته حس غصه به هیچ وجه از بین نمی رود، شما هم چنان روزهای بدی دارید و با غصه تان کلنجار می روید. اما در طول دوران به هم پیوستگی که پس از دوران بحرانی به وجود می آید کم کم با شرایط کنار آمده و به زندگی قبلی خود باز می گردید. در این دوران است که دوباره دریچه های امید به رویتان باز می شوند و می توانید به آینده تان فکر کنید.


همچنین بخوانید: توضیح مفهوم مرگ برای کودک ؛ 4 مفهومی که کودکان حتما باید آنها را بدانند!


اما همیشه اوضاع به همین خوبی که نوشتم نیست. گاهی دوران بحرانی غم و غصه ادامه دار می شود. مثلا وقتی عزیزی را از دست میدهید و حمایت دوستان و خانواده بسیار کم است دوران غصه تان طولانی تر و پیچیده تر از حالت عادی خودش می شود. در این صورت است که علائم شما ممکن است تا 6 ماه هم طول بکشد. جالب اینجاست که در این مدت احساساتی مانند خشم و نفرت و پشیمانی شما را رها نخواهند کرد و همین جاست که اوضاع هر روز و هر روز بدتر می شود. احتمالا حس می کنید در این شرایط در تله ی زمان گیر افتاده اید و هر روزتان مانند دیروز است.

هیچ کس نمی داند چرا بعضی ها دوران سخت و طولانی تری نسبت به بقیه دارند. البته این را هم بگویم که تنها 10 تا 15 درصد از افرادی که سوگ را تجربه می کنند دچار شرایط حاد آن می شوند. شاید عواملی مانند افسردگی، استرس ناشی از طلاق، استرس پس از سانحه و بی توجهی در طولانی و شدید تر شدن این دوران موثر باشند. 

نکته ی جالب این جاست که محققان رابطه ی بین شیوع ویروس کرونا و طولانی تر شدن دوران سوگواری را بررسی کرده اند! و سوال این جاست! آیا ممکن است شیوع ویروس کرونا بر طولانی تر شدن دوران سوگواری تاثیر گذار باشد؟ اما چون هنوز در دوران شیوع هستیم و هم چنان در دوران بحرانی به سر می بریم نمی شود این سوال را بررسی کرد. در کنار تمام این سوال ها و ابهام ها یک چیز کاملا مشخص است و آن اینکه اگر عزیزی را در دوران شیوع ویروس کرونا از دست داده اید، تنها نیستید. اگر غم و دردی ناگهانی تماما وجودتان را پر کرده جای ترس و وحشت نیست. فقط باید بدانید که برای جلوگیری از این طولانی شدن این دوران احساسات خود را کنترل کنید.

حمایت گر خودتان باشید.

گفته شده که غم و غصه از دست دادن عزیزی در اثر کرونا بسیار زیاد است. باید احساساتمان را مدیریت کنیم. اما چگونه؟ شاید تمام دستور العمل هایی که تا به حال میدانستید بی تاثیر به نظر برسد. من در این مقاله تمام تلاشم را کرده ام تا راهکارهایی معرفی کنم که به اندازه کافی برایتان کارآمد باشند.


همچنین ببنید: فیلم کوتاه Again ؛ اگر مرگ وجود نداشت !


1. احساساتتان را ابراز کنید.

وقتی زخم عمیقی دارید اولین کاری که می کنید این است که جلوی درد را بگیرید. برای از بین بردن احساساتی مانند خشم و درد و پشیمانی هم ممکن است به کارهایی مانند لم دادن در تخت خواب، دائما فیلم دیدن، و ندیده گرفتن پیام های خانواده تان روی بیاورید. ممکن است این کارها در ظاهر خیلی آرام بخش به نظر برسند اما در باطن فقط احساساتتان را تشدید می کنند. دقیقا مانند این است که احساساتتان منتظرند تا فیلم تمام شود و بعد با قدرت تمام بر می گردند و باز روز از نو روزی از نو.

افرادی هم هستند که درگیر خشم هستند. دنیای این دسته از آدم ها دوبل غصه دار است. آنها با احساساتی سر و کار دارند که برایشان اسمی هم پیدا نمی شود. وقتی نشود احساسی را ابراز کرد، وقتی نتوان نامی برایش گذاشت، همه چیز خیلی بدتر می شود. پس یادتان باشد هر چه بیشتر احساسات و غصه تان را بیان کنید، آنها کم رنگ و کم رنگ تر می شوند. پس گفتن می تواند یکی از راه های کم کردن غصه تان باشد. این گفتن و ابراز احساسات می تواند شکل های متفاوتی داشته باشد، از گریه کردن و داد زدن بگیر تا پیاده روی و هر کار دیگری که در نهایت به شما آرامش می دهد.

2. حمایت های اطرافیان را بپذیرید.

هر کس نوع متفاوتی از سوگ را تجربه میکند. اما در عین حال که هر کس تجربه ی متفاوتی از این دوران دارد مرزهای مشترکی هم وجود دارند که در آن تمام آدم ها با هم شریکند. انسان ها نمی توانند تنهایی از پس سوگ بر بیایند. پس همان طور که در جشن ها و شادی ها در کنار هم هستیم در غصه ها هم می توانیم کنار هم باشیم و ازحمایت هم استفاده کنیم. باور کنید که بدون پیمودن این مسیر ها راه سوگواری برایتان طولانی و طولانی تر می شود. درست مانند سوالی که جوابش را ندانید. پس از حمایت های اطرافیان بیشترین استفاده را ببرید.


همچنین بخوانید: اثرات فیزیکی غمگین بودن که باید آنها را جدی بگیرید!


جدایی از اینها، دانستن اینکه تنها نیستید و خیلی های دیگر مثل شما این دردها را تحمل کرده اند به نوبه ی خودش آرامش بخش است. Oliver blank هم در این زمینه پادکست هایی عالی دارد و میتوانید با گوش کردن به آنها به آرامش برسید.

3. نگذارید پشیمانی بر شما غلبه کند.

پشیمانی مانند تله ای است که شما را به دام می اندازد. پس حواستان به عبارت های «ای کاش» زندگی تان باشد. اگر با خودتان میگویید « ای کاش عشقم را نگه می داشتم. الان زندگی ام بهتر بود»، یا «اگر کرونا نبود چه کارها که نمی کردم» به شدت در معرض خطر پشیمانی هستید. خودتان را از این فکر و خیال ها رها کنید. چرا که پشیمانی گرچه حس طبیعی بشر است، اما موجب می شود دوران سوگواری طولانی تر شود.

به جای یک جا نشستن و غصه خوردن در مورد کرده ها و نکرده ها، مرد عمل باشید. یکی از راه هایی که میتوانید با پشیمانی و غصه تان کنار بیایید، تغییر مسیر زندگی تان است. درست است که هیچ معجون جادویی نمیتواند گذشته را تغییر دهد اما آینده را همیشه میتوان تغییر داد. می توانید به کسانی که الان کنارتان هستند بگویید چقدر دوستشان دارید و بالاخره تصمیم بگیرید از زندگی تان به بهترین شکل ممکن استفاده کنید.

4. رفیق شفیق خودتان باشید.

اگر ضمیر ناخودآگاهتان مدام سر به سرتان میگذارد، با شفقت برای خودتان دل بسوزانید. به خودتان بگویید: «من سوگوارم، درست است. حق دارم که ناراحت باشم». همین دلسوزی کوچک مانند زنگ خطری به شما اعلام میکند که متحمل درد و رنج هستید و این درد و رنج جزو ذات بشر است. پس از اینکه با رنجتان رو به رو شدید از خودتان بپرسید: «چطور در حق خودم خوبی کنم؟ چطور حال خودم را خوب کنم؟» شاید همه ی ما نیاز داریم خودمان را ببخشیم تا به آرامش برسیم. شاید همین سوالات حرف هایی باشد که منتظریم بشنویم و آرام شویم.

5. به یک روان شناس مراجعه کنید.

سوگواری مانند یک ترن هوایی بالا و پایین زیاد دارد. اگر در نهایت به جایی رسیدید که خودتان درمانی برای دردهایتان نشدید از یک متخصص کمک بگیرید. بدون توجه به اینکه چقدر زمان گذشته به خودتان نگاهی بیاندازید و ببینید غم و غصه هایتان چه بلاهایی سرتان آورده! شاید غصه هایتان باعث شده اند هر روزتان سخت تر از دیروز باشد. اگر فکر می کنید غصه هایتان مانند مهی غلیظ جلوی راهتان را سد کرده و دیگر آینده ای برای خودتان نمی بینید کمک بخواهید. درمان یک روانشناس می تواند اندکی فضا و زمان در اختیارتان قرار دهد. اندکی زمان و فضا برای حرف زدن و تخلیه شدن.


همچنین بخوانید: آیا من به روانشناس احتیاج دارم؟ 12 نشانه ی نیاز داشتن به روانشناس


6. یادتان باشد سوگ از بین نمیرود.

ساعت جادویی برای توقف سوگ وجود ندارد. اینکه بدانیم راهی برای توقفش نیست یعنی یک قدم برداشته ایم تا این حس را آن چنان که باید و شاید مدیریت کنیم. در عین حال که سوگ از بین نمی رود، اما دردش با گذشت زمان بهتر و بهتر می شود. و بالاخره زمان شادی تان هم می رسد. بعضی روزها پر از درد و رنج هستند. اما روزهایی هم هستند که میتوان به بیمزگی های یک دوست قدیمی از ته دل خندید. پس یادمان باشد، غصه و شادی در کنار هم وجود دارند و این ما هستیم که باید یاد بگیریم هر دو را زندگی کنیم. آنهم به بهترین شکل ممکن.

در ادامه بخوانید:

چرا دوست داریم به موسیقی غمگین گوش کنیم ؟

چطوری خودمو دوست داشته باشم؟

مطالب مرتبط

 
0 0 رای ها
امتیاز شما به این مطلب
مشترک شدن
اطلاع از
guest
0 دیدگاه
بازخورد داخلی
مشاهده همه نظرات