پربازدیدترین ها
انیمه و انیمیشن

انیمه توکیوغول tokyo ghoul می توانست اثر بهتری شود اگر… 

;

درود بر شما عزیزان، با مرور عواملی که می توانستند انیمه توکیوغول tokyo ghoul را به اثر بهتری تبدیل کنند، در خدمت شما هستم. فصل اول انیمه توکیوغول tokyo ghoul که منتشر شد، هواداران بسیاری را برای خود جمع کرد اما از فصل دوم به بعد، به نظر بسیاری از افراد، این انیمه دچار افت می شود. (هرچند از نظر خودم، فصل دوم شاهکار بود.)

در مطلب زیر، تلاش کرده ایم اشاره ای به عواملی که می توانستند باعث جذابیت بیشتر این انیمه باشند، کنیم.


همچنین بخوانید: معرفی بهترین انیمه‌های شبیه توکیو غول Tokyo Ghoul به انتخاب مجله وارونه


نکاتی که حتما قبل از مطالعه ادامه مطلب، باید به خاطر بسپارید:

  1. اگر عامل مذکور، فقط مربوط به یک فصل خاص باشد، حتما در مطلب به اطلاعتان رسانده می شود.
  2. در مقاله، امکان کمی اسپویل وجود دارد.
  3. اگر عامل دیگری نیز در خاطرتان بود، حتما از بخش نظرات به اطلاع ما برسانید.

انیمه توکیوغول tokyo ghoul می توانست اثر بهتری شود اگر…

1. شخصیت های منفی بیشتر و درست و حسابی تری داشت!

داستان انیمه توکیوغول tokyo ghoul با وجود تمام پتانسیلی که دارد، از کمبود شخصیت منفی (یا همان ویلین) پرداخته شده رنج می برد. تنها ویلین های جالبش، فروتا و اتو بودند که داستان حتی به این دو شخصیت، چندان بها نداده است و در حقشان کم کاری کرده است. حالا اتو چندتا فلش بک دارد، ولی پرداخت به فروتا فقط در حد چند اشاره کوچک به گذشته است.

بقیه ویلین ها، مثل جیسون، صرفا یک شخصیت سادیست دارند! درست است، به گذشته و نحوه شکل گیری شخصیت جیسون به خوبی پرداخته شده بود؛ و البته که برای روانی شدن کانکی، به یک روانی نیاز است! اما بقیه چطور؟ البته این شخصیت های سادیست در Tokyo ghoul: re حضور پررنگی دارند و فصل اول و دوم، با وجود ضدقهرمان های پرداخته شده، مشکل کمبود ویلین را پنهان می کنند که همین هم خوب است.

2. به آئوگیری بیشتر می پرداخت.

آئوگیری در تمام فصل های انیمه توکیوغول tokyo ghoul حضور دارد، اما سوال های بسیاری را بی پاسخ گذاشته است. فکرش را بکنید، اگر به افراد آئوگیری بیشتر پرداخته می شد، چقدر ضدقهرمان یا ویلین های دوست داشتنی یا به یادماندنی به وجود می آمد؟

اصولا هرکسی که در آئوگیری بود، آرمان و هدف خاص خود را داشت. اما قطعا همه آنها یک هدف کلی یا نقطه اشتراکی داشتند که اینطور متحد، کمر به بدبخت کردن افراد سی.سی.جی بسته بودند!

هرچقدر که اهداف آنها متفاوت بوده باشد، آرمانی کلی داشته اند که در این میان، ما نهایتا فقط شاهد آرمان های کانکی یا اتو بوده ایم.


همچنین بخوانید: موسیقی متن انیمه توکیو غول را گوش کنید


3. ضدقهرمان های بیشتر و جذاب تری داشت.

کانکی، جوزو، آیاتو، کورونا، ناشیرو و… همگی امکاناتی برای سازندگان بوده اند که بتوانند ضدفهرمان هایی جذاب را تحویل بینندگان بدهند. در این میان، شاید فقط جوزو، کانکی یا خواهران یاسوهیسا (با ارفاق) توانسته اند دل مخاطب را به دست بیاورند. مثلا آیاتو، که حضورش از فصل اول آغاز می شود، چندان نقش پررنگی در وقایع داستان ندارد. فکرش را بکنید، اگر پردازش به این شخصیت مقداری بیشتر بود، می توانستیم کیلوکیلو جذابیت استخراج کنیم!

یا حتی ریزه، اگر پرداخته شده تر بود، می توانست برای انیمه توکیوغول tokyo ghoul حکم کاترین در خاطرات یک خون آشام را داشته باشد! (کاملا می دانم مقایسه این انیمه با یک سریال تینیجری آمریکایی کار چندان شایسته ای نیست.)


همچنین بخوانید: کافه توکیو غول Tokyo Ghoul در ژاپن افتتاح شد !


انیمه توکیوغول tokyo ghoul

اگر سازندگان انیمه توکیوغول tokyo ghoul به شخصیت پدر، که در فصل چهارم حضور دارد، به شکلی درست و حسابی می پرداختند، شاید می توانستیم آن روی نه چندان شرافتمند انسان ها و همینطور سازمان هایشان را ببینیم. از فصل دوم که ناشیرو و کورونا وارد ماجرا شدند، مقدمه چینی برای حضور پدر فراهم شده بود. حالا در فصل چهارم، این فرد مرموز را در یک سکانس، فقط یک سکانس، آن هم به شکل یک دانشمند دیوانه به صورت مستقیم می بینیم. واقعا؟! پس این همه برنامه ریزی برای چه چیزی بود؟

در کل، خیلی شخصیت ها بوده اند، حتی افراد آنتیک، که اگر پرداخت بهشان به صورت مناسب انجام می گرفت، می توانستیم شخصیت های خاکستری و به یادماندنی زیادی را در دنیای بیرحم توکیوغول ببینیم.

4. شخصیت پردازی بهتری داشت.

انیمه توکیوغول tokyo ghoul

کمبود شخصیت پردازی. این مشکل، حتی در فصل اول شاهکار هم وجود دارد. که در فصل دوم تقریبا حل می شود و در آن، شاهد شخصیت پردازی غنی ای بوده ایم. اما از فصل سوم، دیگر حتی خبری از شخصیت پردازی نسبتا خوب فصل اول نیست. این کار واقعا بیرحمی است! بعد از شخصیت پردازی عالی فصل دوم، ناگهان فصل سوم تمام انتظاراتمان را از شخصیت ها، نقش بر آب می کند!

در فصل اول، پرداخت به سی.سی.جی نصفه و نیمه بود. بد نبود، فقط نصفه و نیمه بود. در فصل دوم، به هردو طرف، به خوبی پرداخته شده بود و هم ماموران سی.سی.جی و هم غول ها، قابل درک و حتی دوست داشتنی بودند. در فصل سوم، هم غول ها و هم سی.سی.جی، از بیماری های مختلف روانی رنج می بردند! البته قابل درک است، وقتی آدم چند سال در کشتارگاه کار کند، نتیجه اش همین می شود ولی سازندگان می توانستند طوری به این مشکلات بپردازند که بیننده این شخصیت هارا درک کرده و احساساتشان را بفهمد.


همچنین بخوانید: بهترین والپیپرهای انیمه Tokyo Ghoul که حتما باید آن‌ها را دانلود کنید! بخش اول


بگذارید از لحاظ شخصیت پردازی، توکیوغول: بازگشت را با Attack on titan مقایسه کنیم. در Attack on titan، می توانستیم به خوبی احساسات، پشیمانی ها، دشواری هایی که در تصمیم گیری وجود دارد، عذاب وجدان، فشارهای روانی و… با تمام وجود حس کنیم.

اما در توکیوغول: بازگشت چه می بینیم؟ دخترکی موصورتی، که با خنده ای به شدت آزاردهنده، حتی تا دم مرگش هم دست از سلاخی کردن این و آن برنمی دارد! یا مردی که انگار گونی به سرش کشیده اند با اره برقی به جان مردم بیگناه می افتد!

حتی اگر بگوییم همه اینها، ناشی از فشار روانی بوده است، بهانه قابل قبولی پیدا نکرده ایم. دوباره برمی گردیم به بحثمان درباره شخصیت پردازی attack on titan. مگر شخصیت های آن، فشار روحی و روانی نداشته اند؟ چرا داشته اند،

اما واکنش هرکدام از آنها نسبت به این فشارها، متفاوت بوده است. چون که آدم ها با یکدیگر فرق دارند. یکی این فشارها را با پرخاشگری نشان می دهد، یکی با فرو رفتن در خودش. اما در توکیوغول: بازگشت چطور؟ همه از یک الگوی تکراری پیشروی می کنند. همه به شکل یکسانی روانی هستند.


همچنین بخوانید: ژانرهای انیمه و مانگا که حتماً باید آن‌ها را بشناسید! یک دنیای ناشناخته


پس با این تفاسیر، می شود گفت شخصیت پردازی فصل اول، نسبتا خوب، فصل دوم بسیار خوب، فصل سوم کاملا افتضاح و فصل چهارم نسبتا ضعیف بوده است. در توکیوغول: بازگشت، ما فقط در حال تماشای یک مشت آدم مردم آزار و یک مشت غول روانی هستیم.

چقدر عالی می شد اگر سازندگان کمی بیشتر به شخصیت پردازی بها می دادند!

5. موسیقی متن در صحنه های اکشن عملکرد بهتری داشت.

انیمه توکیوغول tokyo ghoul

این مورد، فقط مربوط به فصل سوم است! در واقع، موسیقی متن توکیوغول، فوق العاده است. به خصوص در صحنه های اکشن. در صحنه های اکشن، از یک موسیقی معمول استفاده نشده تا فقط به مخاطب هیجان بدهند؛ حالت حماسی، و همچنین غم انگیز این قطعه ها، که حس پوچی این نبردها را نیز به بیننده انتقال می دهد، بسیار کمیاب و کم نظیر است.

در فصل سوم، موسیقی صحنه های درام تقریبا خوب عمل می کند، ولی در ابتدا تا اواسط این فصل، در صحنه های اکشن، از قطعه ای استفاده می شود که اصلا به توکیو غول نمی خورد! صحنه های اکشن این فصل، آدم ها را کاملا خوب معرفی می کند و غول ها را، کاملا بد. و مبارزه ها به طوری هستند که انگار فقط برد انسان ها از این جنگ مهم است! اگر داستان توکیوغول می خواست چنین چیزی را به ما نشان دهد که اصلا نمی شد اسمش را گذاشت روانشناختی! حالا فکرش را بکنید این وسط هم، یک قطعه نه چندان خوب، در ذهنمان می رقصد و بهمان یادآوری می کند این فصل از توکیوغول فقط برای سرگرمی ساخته شده است! آن هم با مبارزاتی نه چندان سرگرم کننده!


همچنین بخوانید: تاپ فایت ؛ بهترین مبارزات کن کانکی در فصل اول و دوم توکیو غول 


اما از وقتی که هایسه تقریبا خاطرات خود را باز می یابد، دوباره همان قطعات حماسی فصل اول و دوم برمی گردند و باعث می شوند مخاطب به خاطر گل روی آنها هم که شده، کمی از تقصیر توکیوغول: بازگشت بگذرد.

بنابراین، این مورد فقط مربوط به چند قسمت از فصل سوم است.

6. از پتانسیل کانکی و البته هانائه ناتسوکی استفاده بهتری می کرد.

کانکی مهم ترین شخصیت توکیوغول است. و همچنین شخصیت پردازی بسیار خوبی در فصل اول و دوم دارد. خوب که چه عرض کنم، عالی. شگفت انگیز. و نصف جذابیت خود را در انیمه، مدیون صداپیشه باستعدادش، هانائه ناتسوکی است. هانائه ناتسوکی، با صدای دلنشینش، به همه نشان داد می تواند در اثری مثل دروغ تو در آوریل، دوبله ای با این حجم از احساسات انجام دهد یا در توکیوغول، فریادهایی جنون آمیز بکشد!

کانکی، که دچار اختلال هویت تجزیه ای است، هشت شخصیت متفاوت دارد. که از این هشت تا، هفت تایشان را هانائه ناتسوکی صداپیشگی کرده است! هرکدام از این شخصیت ها، با دیگری متفاوت است، پس خودتان حساب کنید هانائه ناتسوکی چقدر باید برای این کار زحمت می کشیده است؛ تا هایسه پرحرف و نگران فصل سه، با کانکی کم حرف و دیوانه فصل دو، متفاوت باشد.

حالا که کانکی، فردی متفاوت که هم به هردو طرف از این نبرد خونین انسان ها و غول ها تعلق دارد و هم به هیچ کدام، شخصیتی تا این حد محبوب و جذاب از آب در آمده است، و البته صداپیشه ای به این ماهری دارد، چرا سازندگان این پتانسیل را در فصل سوم و چهارم این قدر نادیده گرفته اند؟ (البته در فصل اول و دوم نیز تا حدودی پتانسیل کانکی به هدر رفته بود اما سازندگان توانسته بودند از او شخصیتی جالب و قابل درک بسازند.)

از این مورد هم فقط می توان با آه کشیدن عبور کرد.


همچنین بخوانید: دلایل تماشا نکردن انیمه Tokyo Ghoul:re داستانی که به یغما رفت


7. پایان بندی بهتر و واقع گرایانه تری داشت.

پس از از بین رفتن شیطانی، شیطانی دیگز ظهور خواهد کرد…

در آخر فصل چهار، دیدیم که میان انسان ها و غول ها، صلح به وجود می آید و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود. اما چطور؟ چگونه؟ معلوم نیست.

مگر خود آریما نگفت پس از از بین رفتن شیطانی، شیطانی دیگر ظهور می کند؟ بنابراین، با توجه به این حرف، هرچقدر هم که آدم ها غول ها را بکشند، یا اصلا منقرضشان کنند، بازهم تهدید دیگری برای بشریت وجود دارد که ساده ترین و در عین حال سخت ترینشان، خود انسان ها هستند.

اصلا این بحث های فلسفی را کنار بگذاریم، با آسان ترین جواب ها به این سوال پاسخ می دهیم: صلح میان انسان ها و غول ها چطور به وجود آمد؟ آیا همه آدم ها رضایت می دهند بعد از مرگشان، جسدشان را غول ها بخورند؟ آیا هیچ کس این وسط نیست بگوید نه! من نمیخوام! آیا بچه های انسان و غول می توانند با هم به مدرسه بروند؟ بازی کنند؟ دوست باشند؟ به خانه هم بروند؟ بدون نیاز به مخفی کردن هویت واقعیشان از یکدیگر؟ اصلا می توان چنین صلحی را در چند قسمت پایانی یک سریال به وجود آورد؟

هر توجیهی برای این صلح افسانه ای، که در داستان این انیمه آورده شده، غیرقابل قبول است! برای این صلح باید ابتدا افکار عمومی را عوض کرد. که به همین راحتی نیست. مدت ها طول می کشد. اگر همه این مراحل را، قرار باشد خود بیننده در ذهنش بسازد و تصور کند، و برای خود پایان قابل قبولی بسازد، دیگر منظور از سکانس پساتیتراژِی که کانکی می گوید: چه هوای خوبی! چیست؟!

در آخر باید دوباره بگوییم، انیمه توکیوغول، توانسته با دوفصل با کیفیت، اما با نقص هایی، تبدیل به خاطره ماندگاری برای بینندگانش شود. اما فصل سوم و چهارم، به جز چند قسمت استثنا، برای مخاطبان ناراحت کننده و آزاردهنده می شوند و او را در حسرت کیفیت بیشتر، رها می کنند.

موارد زیادی بودند که می توانستند باعث بهتر شدن این انیمه شوند، اما ما در این مطلب فقط به چندتایشان اشاره کرده ایم. شما موارد دیگر مدنظر دارید؟ با ما در میان بگذارید!

همچنین شما می توانید بررسی قسمت به قسمت tokyo ghoul:re را مطالعه کنید.

در ادامه بخوانید:

نقد و بررسی انیمه Steins Gate! بهترین داستان علمی تخیلی میان انیمه ها 

بهترین انیمه‌های ضد قهرمانی که حتماً باید آنها را تماشا کنید ! بخش اول 

 

مطالب مرتبط

 
0 0 رای ها
امتیاز شما به این مطلب
مشترک شدن
اطلاع از
guest
24 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین امتیاز
بازخورد داخلی
مشاهده همه نظرات