پربازدیدترین ها
انیمه و انیمیشن

انیمه قلعه متحرک هاول ؛ 12 حقیقتی که متوجه‌شان نشده‌اید! 

12 حقیقت جالب در مورد انیمه قلعه متحرک هاول

انیمه قلعه متحرک هاول Howl’s moving castle اقتباسی از رمانی با همین نام، اثر نویسنده بریتانیایی، دایانا واین جونز است. داستان انیمه قلعه متحرک هاول حول دختری به نام سوفی می گردد که جادوگری خبیث، او را به شکل یک پیرزن در می آورد. سوفی، مجبور می شود که خانه اش را ترک کند و دنبال پناهگاهی جدید بگردد، که با قلعه ای جادویی و متحرک روبرو می شود…

مثل هر اقتباس دیگری، انیمه قلعه متحرک هاول دقیقا عین کتاب نیست. اما نکته ای که ماجرا را جالب تر می کند، این است که داستان انیمه، از جایی به بعد با داستان کتاب تفاوت پیدا می کند. بسیاری دیگر از جزئیات هستند که در انیمه، به دلیل مدت زمان محدود، نادیده گرفته شده اند؛ بنابراین ممکن است در آخر انیمه، کمی گیج شده باشید و برخی از بخش های داستان برایتان عجیب باشند یا برخی از سوالاتتان بی پاسخ بمانند.

در این مطلب، با ما در وارونه همراه باشید تا نگاهی به برخی از جالب ترین تفاوت های بین رمان و انیمه قلعه متحرک هاول داشته باشیم.


همچنین بخوانید:

بهترین انیمه های عاشقانه که حتما باید تماشا کنید! بخش دوم

موسیقی متن انیمه قلعه متحرک هاول را گوش کنید! شاهکاری از درام ها


12 حقیقت جالب راجع به انیمه Howl’s moving castle که اگر فقط انیمه را تماشا کنید از دست می دهید، زیرا در رمان به آنها پرداخته شده است!

12/ برخی تفاوت های کلی انیمه و کتاب

بلاخره اکثر اقتباس ها، تفاوت هایی هم با منبع خود دارند. مثلا ظاهر برخی شخصیت های انیمه قلعه متحرک هاول در کتاب و انیمه متفاوت است. سوفی، برخلاف انیمه، موهایی زنجبیلی دارد و کالسیفر، مانند انیمه، آتشی کاملا نارنجی نیست؛ بلکه در کتاب، او با رنگ هایی مثل آبی و سبز توصیف شده است.

علاوه بر آن، رمان قلعه تحرک هاول، استفاده بسیار زیادی از ژانر کمدی کرده است و بارها خواننده اش را می خنداند. در انیمه نیز شوخی های جالبی به چشم می خورند، اما میزان تاریکی داستان انیمه بیشتر است.

جالب است بدانید که رمان قلعه متحرک هاول، تا حدودی حال و هوای معمایی نیز دارد، یعنی شما در آن فقط شاهد جادو و جنگ های جادویی نیستید؛ بلکه در آن استراتژی های هوشمندانه دشمنان هاول را نیز می بینید.

برخی از نکات که در طول انیمه، مقداری مبهم باقی مانده اند، در رمان به خوبی توضیح داده شده اند. مثلا ما در انیمه، هرگز متوجه نمی شویم منشا شایعات راجع به هاول کجاست. حتی ممکن است تعدادی از کسانی که انیمه را دیده اند، اصلا در انیمه متوجه شایعات بد راجع به هاول نشده باشند!

11/ شاهزاده مترسک!

انیمه قلعه متحرک هاول

احتمالا موقع تماشا کردن انیمه، زمانی که سوفی در حال گشتن دنبال یک پناهگاه جدید است، هرگز به مکالمه چند نفر راجع به “پرنس گمشده” توجهی نکرده اید. بنابراین، زمانی که در آخر، مترسک، تبدیل به یک شاهزاده جوان شد، حسابی تعجب کردید. خب، اشکالی ندارد؛ ماجرای مترسک یکی از ماجراهایی بود که در انیمه حذف شد.

شاهزاده کشور سوفی، و جادوگر درباری بزرگ، هر دو ناپدید شده بودند؛ بنابراین حکومت از هاول خواسته بود تا دنبال شاهزاده بگردد. که هاول هر بار با یک بهانه، از زیر این کار در می رفت- درست مثل تلاش های او برای نرفتن به ملاقات خانم سالیمن در انیمه- که در آخر مشخص شد آن جادوگر درباری و شاهزاده، هر دو طلسم شده بودند و هیچ کس هم از حال و روز آنها خبر نداشت!


همچنین بخوانید: انیمه های راه یافته به اسکار که حتما باید آنها را بشناسید!


نکته دیگر، این است که سوفی در کتاب، به شدت از مترسک می ترسد! و همیشه با دیدن او، وحشت می کند. در صورتی که در انیمه، آن قدرها هم از مترسک نمی ترسد.

با اینکه در انیمه، این داستان خیلی راحت حذف شده بود، ولی همین ماجرا، تاثیر بسیار زیادی در پیچش های داستان رمان، و سرانجام نبرد هاول، گذاشت.

10/ داستان لتی و مارتا

سوفی، دو خواهر کوچکتر از خودش، با نام های لتی و مارتا داشت. بعد از مرگ مادرشان، او و لتی، با پدر و نامادری شان (که او را چندبار در انیمه دیدیم.) زندگی می کردند و بعد، خواهر دیگرشان، مارتا به دنیا آمد.

از آنجا که مغازه کلاه فروشی خانوادگی آنها، بعد از مرگ پدر خانواده، در حال ورشکستگی بود، نامادری سوفی و لتی، تصمیم گرفت برای این سه دختر شغلی پیدا کند. نامادری، تصمیم گرفت سوفی در همان کلاه فروشی بماند، لتی در یک قنادی مشغول به کار شود (در یک صحنه کوتاه در اوایل انیمه لتی را دیدیم.) و مارتا، دختر خودش را، نزد یک جادوگر بفرستد تا از او جادو یاد بگیرد.

لتی و مارتا، هر دو از زندگی خود ناراضی بودند، زیرا مارتا ترجیح می داد در قنادی کار کند و در آینده، صاحب خانواده بزرگی باشد؛ ولی لتی دوست داشت جادو یاد بگیرد و علاقه زیادی به خانواده بزرگ و رویایی مارتا نداشت. از این رو، با استفاده از یک طلسم، لتی و مارتا بدون اینکه کسی متوجه شود، مدت ها به جای یکدیگر زندگی می کنند.


همچنین بخوانید: ۱۰ دلیل برای تماشای انیمه Baccano ؛ داستان مافیا، جاودانگی و شکلات!


ممکن است این کار لتی و مارتا در نگاه اول بی اهمیت به نظر برسد، ولی همین موضوع، بر پیچش های داستان رمان تاثیر قابل توجهی گذاشت.

9/ من بچه بزرگه هستم؛ اذیت نمی شم!

در یکی از بخش های ابتدایی انیمه، ما دیدیم که سوفی به قنادی و به لتی سر زد و لتی، او را حسابی نصیحت کرد که عمرش را پای آن کلاه فروشی نگذارد. این موضوع، با توجه به اینکه ماجرای کلاه فروشی در انیمه زیاد توضیح داده نشده بود، کمی مبهم باقی ماند. 

سوفی، در جواب نصیحت های لتی گفت: «من بچه بزرگه هستم؛ اذیت نمی شم!» که این جمله هم خیلی مبهم بود. و حتی ممکن است بعد از کمی فکر کردن راجع به صحبت این دو خواهر، این جمله خیلی بی ربط به نظر برسد!

اما در طول رمان، از اول کتاب، مدام به این نکته اشاره می شد که به دلایلی، چون سوفی “خواهر بزرگه” بود، فکر می کرد از بخت خوب محروم است. 


همچنین بخوانید: انیمه My little monster ؛ معرفی یک کمدی عاشقانه‌ی ناب


8/ اولین ملاقات هاول و سوفی

انیمه قلعه متحرک هاول

اولین ملاقات هاول و سوفی در انیمه خیلی رومانتیک بود؛ نه؟ دو نفر برای سوفی مزاحمت ایجاد می کنند و بعد، هاول سوفی را از شر آنها خلاص می کند و بعد با هم پرواز می کنند.

اما کافی است اولین ملاقات هاول و سوفی در کتاب را ببینید تا تمام تصورات فانتزی تان از دیدار آنها به هم بریزد!

جالب است بدانید که در کتاب، در اولین ملاقات هاول با سوفی، او سوفی را با اسم “موش کوچولوی خاکستری” خطاب کرد و با رفتاری ترحم آمیز نسبت به سوفی، باعث شد او خجالت بکشد.

البته خوبی رفتار هاول، این بود که عوض اینکه باعث شود سوفی از دستش ناراحت شود، فکر کند که هاول چقدر آدم حسابی است. (که البته دلیل این موضوع هم در ادامه کتاب مشخص شد!)

7/ مایکل و مارکل

انیمه قلعه متحرک هاول

شاگرد هاول در انیمه، پسر بچه ای به نام مارکل است که نهایتا 10 سال دارد. اما در کتاب، شاگرد هاول در واقع “مایکل” نام دارد و هم سن و سال مارتا، خواهر کوچک سوفی است. (طبق توصیفات کتاب، 15 ساله است.)

جالب است بدانید که او رابطه نزدیکی با مارتای لتی نما (قضیه جابجایی را یادتان هست؟) داشت. و همین رابطه، باعث بروز اختلافاتی بین او و هاول شد.


همچنین بخوانید: چرا باید انیمه Monogatari را تماشا کرد؟ متفاوت اما خاص


در انیمه، زمانی که سوفی در حال تمیز کردن خانه بود و مارکل پرید و از سوفی خواست تا به اتاق او نیاید، و سوفی هم در جواب گفت: «زود برو قایمش کن!» را به یاد دارید؟ چیزی که مارکل باید قایم می کرد، احتمالا ترقه برای چهارشنبه سوری نبود! بلکه یک هدیه مرتب و بسته بندی شده برای مارتا بود!

6/ چکمه های چند فرسخی!

رمان قلعه متحرک هاول سرتاسر جادو و خیال است. از وسایل عجیب و غریب هاول، که در انیمه، برخلاف شنل جادویی او، نشان داده نشدند، چکمه های چند فرسخی بودند. کافی است شما این چکمه ها را بپوشید و با توجه به نوع چکمه، چند فرسخ، آن هم فقط با یک قدم بپیمایید!

این چکمه ها، با توجه به تعقیب و گریزهای متعدد در طول داستان، خیلی کارآمد بودند و لحظات بامزه ای را خلق می کردند.

5/ ستاره دنباله دار

انصافا بچگی هاول خیلی شبیه هاکوئه!

یکی دیگر از مواردی که همچنان در طول انیمه، مبهم باقی ماند. اما در کتاب، کاملا همه چیز راجع به آن مشخص شد.

یکبار که مایکل در حال رمزگشایی یک طلسم به عنوان تکلیف(!) بود، در میان کارش، از سوفی کمک خواست و سوفی هم با توجه به چیزهایی که متوجه شده بود، آن طلسم را اینطور تفسیر کرد که احتیاج به گرفتن یک ستاره دنباله دار دارد. 

سوفی و مایکل، به محل سقوط و مرگ ستاره ها رفتند و تلاش کردند تا یکی را بگیرند؛ اما خوشبختانه موفق به این کار نشدند. هرچند به خاطر این کار خطرناک، هاول با مایکل و سوفی برخورد کرد؛ و اینجا بود که کالسیفر چیزی گفت که مقداری ماجرا را روشن کرد: «مگه خودت هم قبلا تلاش نکرده بودی تا یدونه رو بگیری؟»


همچنین بخوانید: بهترین انیمه های ژانر ماوراء الطبیعی؛ سفری لذت بخش در افسانه ها!


در ادامه داستان، مشخص شد که ستاره ها را باید رها کرد تا بمیرند. اگر آنها را بگیری و نگذاری که بمیرند، به شیطانک تبدیل می شوند و حاضرند هر قراردادی ببندند تا زنده بمانند. موقعی که هاول بچه بود، کالسیفر را نجات داده بود (که در اواخر انیمه مشاهده کردیم.) و با او در ازای قلبش قرارداد بسته بود.

هاول، نمی خواست تا مایکل هم مثل خودش گرفتار چنین قراردادی شود.

4/ این هاول، اون هاول نیست!

هاول انیمه را به یاد دارید؟ خونسرد، مهربان، و ضد جنگ. خب، در طول کتاب، باید او را فراموش کنید! هاول کتاب، به شدت تشنه توجه است، وقتی سرما می خورد، داد و فریاد به راه می اندازد و آواز مرگ می خواند، عاشق عنکبوت هایش است، با جنگ کاری ندارد، و وقتی بخواهد جلوی آدم های جدید خودنمایی کند، گیتاری را همراه خودش حمل می کند که حتی نواختنش را بلد نیست!

در انیمه، برخورد هاول با سوفی واقعا خیلی خوب بود. او همواره حتی زمانی که سوفی یک خرابی به بار می آورد، مهربان و خونسرد رفتار می کرد.


همچنین بخوانید: شباهت انیمه اتک ان تایتان با جنگ های جهانی در چیست؟ نظریات کلی


ولی در رمان، هاول سوفی را با عناوین زیبایی مانند دانشمند دیوانه صدا می زند، مدام به سوفی یادآوری می کند که همیشه گند می زند، و حتی به نام خانوادگی سوفی رحم نمی کند! (از نظر هاول، فامیلی سوفی خیلی “ساده” است.)

اما هر چقدر که برخورد هاول با سوفی در کتاب، با بی حوصلگی است، برخورد او با لتی از زمین تا آسمان فرق می کند! (واقعا درک می کنم چرا سوفی به بخت خوب برای خودش امیدی نداشت!)

3/ طلسم سوفی 

در رمان، خود سوفی می تواند طلسم کند. او اوایل، این کار را بدون اینکه حتی متوجه شود انجام می داد؛ اما کم کم متوجه آن شد و توانست از آن استفاده کند.

اما طلسم های سوفی چگونه بودند؟ سوفی، قبل از اینکه به یک پیرزن تبدیل شود، فقط یک دختر تنها بود. او آنقدر هم صحبت نداشت که موقع دوختن و تزئین کلاه ها، با آنها حرف می زد. حرف هایی که او به کلاه ها می زد، در تار و پودشان نفوذ می کردند و به واقعیت می پیوستند. اما چطور؟

مثلا سوفی به یک کلاه گفته بود: «تو برای صاحبت خوشبختی به ارمغان میاری.» و واقعا هم اینطور شد! البته او فقط کلاه ها را طلسم نکرد؛ او کت هاول، یا عصای خودش را هم طلسم کرد.


همچنین بخوانید: بهترین فیلم های کریستوفر نولان که اصلا نباید از دست بدهید!


این قابلیت سوفی، در داستان رمان بسیار بسیار سرنوشت ساز بود. همچنین طلسم پیر شدن که جادوگر ویست روی سوفی اجرا کرده بود، که سرانجام آن در پایان انیمه گنگ باقی ماند، در رمان به یک نتیجه معلوم رسید.

جالب است بدانید که در کتاب، هاول از اول می دانست که سوفی طلسم شده است و متوجه خیلی چیزها شده بود؛ اما به روی خودش نمی آورد!

2/ دایی هاول!

انیمه قلعه متحرک هاول

در رمان، هاول خواهری بداخلاق به نام مگان و دو خواهر زاده دارد. از نظر مگان، هاول مایه ننگ خانواده شان است (مرسی!) و از نگه داشتن “آشغال” های هاول در خانه اش خسته شده است. اما برخلاف خواهر هاول که هم روی اعصاب ماست و هم هاول، خواهر زاده های او، بامزه هستند. آنها در دنیای انسان های عادی زندگی می کنند، بچه کوچکتر خیلی با هاول صمیمی است و هاول خیلی دوستش دارد و بچه بزرگتر، فارغ از هر دو جهان، با گیم هایش مشغول است. 

البته علاوه بر تغییر اواخر داستان در انیمه و حذف ماجراهای خانم آنگرین، یکی از دلایل حضور نداشتن خواهر زاده های هاول در انیمه، این بود که آنها در یک دنیای مدرن زندگی می کردند؛ ولی فضایی که ما از انیمه قلعه متحرک هاول به یاد داریم، کاملا کلاسیک است. 

1/ ویلین اصلی و نبرد پایانی

انیمه قلعه متحرک هاول

مانند تقریبا همه آثار هایائو میازاکی، جنگ در این انیمه نیز نقشی پر رنگ دارد. به طوری که بسیاری از بخش های داستان، باعث شده اند که انیمه قلعه متحرک هاول، یک شاهکار ضد جنگ باشد.

اما با وجود این، بایستی از جایی به بعد، داستان انیمه را کاملا مستقل از رمان منبع اقتباس دانست؛ زیرا بخش خیلی کوچکی از رمان، اندازه فقط چند مکالمه راجع به جنگ یا یکی، دو صحنه انفجار، به جنگ اختصاص دارد. که می شود گفت نقش چندان پر رنگی در داستان ندارد.

آخر داستان کتاب، یک نبرد تمام عیار بین هاول و جادوگر ویست است؛ در صورتی که در انیمه، نمی شود جادوگر ویست را ویلین اصلی به حساب آورد. او صرفا یک شخصیت خاکستری است که در آخر، تا حدودی متحول می شود. اما در رمان، همه مصیب های هاول و سوفی زیر سر اوست! و هاول رمان، او را دشمن اصلی خود می داند؛ نه خود جنگ را.

این تغییر داستان در انیمه، مهم ترین تفاوت بین رمان و انیمه قلعه متحرک هاول است. و واقعا ابتکار سازندگان انیمه در این مورد، قابل ستایش است. آنها، نخواسته بودند تا فقط یک نبرد جادویی را به تصویر بکشند. آنها، نبرد یک جادوگر که به پلیدی شهرت دارد را، با خود جنگ، و نه طرفین آن، به تصویر کشیده اند و باعث خلق یک داستان به یاد ماندنی شده اند. 


انیمه قلعه متحرک هاول، به برخی سوالات پاسخ نمی دهد و تفاوت های بسیار زیادی با رمان منبع اقتباس خود دارد؛ اما شخصا آن را به عنوان بهترین اثر هایائو میازاکی که تاکنون دیده ام قبول دارم. این انیمه، ثابت کرد که لازم به اقتباس کلمه به کلمه از یک کتاب نیست! (گاهی اوقات اقتباس کلمه به کلمه از رمان، کاری بیهوده است که در آثاری همچون توایلایت شاهدش بودیم.) و حتی اگر یک فیلم، تفاوت های زیادی با مبنع اقتباس خود داشته باشد ولی بتواند داستانی قوی و به یاد ماندنی به مخاطبش نشان دهد، می تواند همواره در قلب بیننده به عنوان یک شاهکار بی نظیر جاودانه باشد.

در ادامه بخوانید:

انیمه دفترچه مرگ Death note اثر بهتری می شد اگر…

 

مطالب مرتبط

 
3.3 9 رای ها
امتیاز شما به این مطلب
مشترک شدن
اطلاع از
guest
6 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین امتیاز
بازخورد داخلی
مشاهده همه نظرات