چرا انیمیشن مولان بدترین لایو اکشن دیزنی تاکنون است؟
انیمه و انیمیشن

چرا انیمیشن مولان بدترین لایو اکشن دیزنی تاکنون است؟ 

چرا انیمیشن مولان بدترین لایو اکشن دیزنی تاکنون است؟ جدیدترین لایو اکشن ساخته شده توسط دیزنی یعنی مولان، نه تنها مشکلات انیمیشن کلاسیک را برطرف نمی‌کند، بلکه به بدترین لایو اکشن ساخته شده توسط دیزنی تبدیل می‌شود.

اما واقعا چرا انیمیشن مولان بدترین لایو اکشن دیزنی تاکنون است؟

انیمیشن کلاسیک مولان که در سال 1998 توسط دیزنی منتشر شد برگرفته از یک داستان قدیمی چینی است. این داستان روایتگر دختری است که خود را جای پدر پیر خود می‌زند تا در جنگ شرکت کند. دختری که باید در میان دنیایی که به نظر می‌رسد برای مردها است، جائی پیدا کند.

انیمیشنی که سال ها پیش توسط دیزنی ساخته شد، به زیبایی تمام توانست داستانی متناسب با سنین مختلف را در قالب انیمیشنی دوبعدی به مخاطبان ارائه دهد. داستانی که با وجود برخی مشکلات بازهم محصول موفقی محسوب می‌شود. حال پس از سالها دیزنی تصمیم گرفته انیمیشن کلاسیک خود را به صورت لایواکشن منتشر کند. تصمیمی که با توجه به سیاست های سالیان گذشته دیزنی چندان عجیب به نظر نمی‌رسد.


همچنین بخوانید:

فیلم های لایواکشن دیزنی در آینده؛ از بامبی تا 101 سگ خالدار 

پرفروش‌ترین دیسک‌های انیمیشنی در نیمه اول سال 2020 در ژاپن! صدرنشینی دیزنی


مولان اما روند ساخت متفاوتی را نسبت به بقیه لایواکشن های دیزنی طی کرده است. از یک طرف لایو اکشن هایی که تاکنون توسط دیزنی ساخته شده اند عموما از انیمیشن های شاهکار این کمپانی بوده اند و با این حال از منظر هنری شکست خورده اند. حال مولانی را در نظر بگیرید که انیمیشن کلاسیک آن طبیعتا در حد و اندازه امثال انیمیشن شیرشاه نبوده است و این قضیه به خودی خود می تواند شکست لایو اکشن آن را تاحدودی تضمین کند.

از طرف دیگر روند توسعه فیلم با توجه به ویروس کرونا با مشکلاتی روبرو شد و نتوانست روانه سینماها شود که برای فیلمی با بودجه تقریبا 200 میلیون دلاری، قطعا عرضه با قیمتی سی دلاری در دیزنی پلاس چندان سود آور نخواهد بود. در ادامه به دلایلی خواهیم پرداخت که از عوامل شکست هنری فیلم هستند.

داستان لایواکشن مولان از منظر ساختار و هسته داستانی مشابه نسخه کلاسیک خود است اما فاقد مولفه های اساسی آن است. فیلم بیشتر از آن که به ویژگی هایی که انیمیشن کلاسیک آن را ماندگار ساخته بود، بپردازد به بلاک باستری کردن هرچه بیشتر آن پرداخته است. با وجود این که زمان فیلم طولانی تر از انیمیشن شده است اما به مراتب پرداخت شخصیت ها کمتر شده است و چیزی بیش از کاراکترهایی تک بعدی نیستند.

مشکل پرداخت شخصیت ها، بیش از همه به شخصیت منفی فیلم بر می گردد که عملا هیچ گاه جدی و قابل باور در نظر گرفته نمی‌شود. رابطه ها به خصوص بین مولان و هونگ هویی به هیچ وجه شکل نمی‌گیرد و قابل لمس نمی‌شود. داستان شلخته است و مضامین زنانه ای که قرار است به آن پرداخته شود سرسری گرفته می‌شود. لایواکشن مولان در زمینه داستانی نه تنها به انیمیشن وفادار نیست بلکه به عنوان یک فیلم مستقل نیز فاجعه محسوب می شود.

سلسه اتفاقات داستانی از منطق کافی پیروی‌ نمی کنند. برای مثال می توان از سکانسی نام برد که فرمانده ارتش، رهبری گروه را به مولان می‌سپارد. در صورتی که چند دقیقه قبل قصد داشت به علت دروغ گویی او را به قتل برساند. یا می توان به مرگ جادوگر ارتش بوری خان اشاره کرد که هیچ بهانه ای برای افتضاح بودن آن باقی نمی‌گذارد. این مثال ها بخشی از موارد بی شماری هستند که فیلمنامه مولان را نه تنها به بدترین فیلمنامه لایواکشن های دیزنی بلکه به یکی از بدترین فیلمنامه های چندسال اخیر سینما تبدیل می‌کنند.


همچنین بخوانید: بررسی فیلم Artemis Fowl ؛ این دفعه دیزنی چه دسته گلی به آب داده!


مولان

طبیعتا با بودجه عظیم 200 میلیون دلاری که فیلم داشته است، باید توقع صحنه های اکشن جذاب و جلوه های ویژه خیره کننده داشته باشیم. ابتدا از جلوه های ویژه صحبت می‌کنیم. جلوه هایی که در برخی مواقع مانند شات های ابتدایی فیلم جذاب به نظر می‌رسند اما در برخی از سکانس ها به خصوص نبرد اولیه فیلم بعضا تصنعی هستند. هرچند در این جلوه های ویژه به صورت کلی بالاتر از بسیاری از فیلم ها قرار می‌گیرند اما در مجموع و با توجه به بودجه فیلم می‌توانستند در بعضی از سکانس ها بهتر ظاهر شوند.

صحنه های اکشن فیلم با این که در سناریو عموما جذاب کارشده اند اما کارگردانی و تدوین آن ها از مشکلات زیادی رنج می‌برد. وجود کات های متعدد و زوایای مختلفی که از این صحنه ها فیلمبرداری شده نه تنها هیجان را به بیننده منتقل نکرده بلکه او را گیج می‌کند. کارگردان تمام تلاش خود را کرده از خشونت جلوگیری کند و این مورد به فیلم ضربه زده و صحنه های مبارزات آن را بدون روح و بعضا در برخی از سکانس ها بدون منطق کرده است. به طوری که بعضی از مواقع فیلم دچار تضاد در منطقی بودن یا فانتزی بودن مبارزات می‌شود و راه مشخصی را در پی نگرفته است.

همچنین یکی از افتضاحات فیلم را می توان به یکی از شات های نهایی فیلم ربط داد. جائی که ققنوس در زاویه ای قرار می‌گیرد که گویی مولان خود ققنوس است. این شات هم در بخش فنی افتضاح است زیرا به خوبی گرفته نشده است و هم نمادین نخواهد بود زیرا پرداخت کافی برای شخصیت مولان انجام نشده تا مخاطب این نما را بپذیرد.


همچنین بخوانید: اگر پرنسس های دیزنی مرد بودند ، چه شکلی می شدند ؟


مولان

با همه مشکلات ذکر شده شاید بتوان تنها نکته مثبت فیلم را بازی نسبتا خوب لیو ییفئی در نقش مولان در برخی از سکانس ها دانست. بازیگری که بازی خوب او در اندک سکانس ها نیز نتوانسته مولان را از این سقوط نجات دهد. مولان در بخش فنی راضی کننده ظاهر می‌شود، اما در بخش هنری به فاجعه ای تمام عیار تبدیل گشته که شاید بتواند روند لایو اکشن سازی دیزنی را تحت تاثیر قرار دهد. هرچند این روند متوقف نخواهد شد اما ممکن است کیفیت لایواکشن های آینده بهتر شود. اگر تاکنون مولان را تماشا نکرده اید بهتر است به تماشای نسخه کلاسیک بنشینید زیرا هم مدت زمان کمتری از شما خواهد گرفت و هم داستان جذاب تری را برای شما بیان خواهد کرد.

در ادامه بخوانید: 

معرفی هنرمند ؛ آلن منکن آهنگساز انیمیشن های محبوب والت دیزنی

پنج دلیل برای اینکه باید سریال انیمیشنی Love Death And Robots را ببینید! 

مطالب مرتبط

 
 

دیدگاهتان را بنویسید

بخش های ضروری علامت گذاری شده اند *