بررسی قسمت سوم فصل دوم انیمه The promised neverland

سلام به همه شما دنبال کنندگان عزیز به ویژه طرفداران انیمه ناکجا آباد موعود! با بررسی قسمت سوم فصل دوم The promised neverland از مجموع مطالب بررسی انیمه در خدمت شما هستم. همچنین شما می توانید بررسی تمامی قسمت های انیمه پرامیسید نورلند رو در وارونه مطالعه کنید.

مهم ترین وقایع این قسمت، جدا شدن بچه ها از موجیکا و سونجو، نشون داده شدن چهره دیگه ای از سونجو، رسیدن بچه ها به B6- 32، تماس آقای مینروا و ترسناک تر از همه، کشف اتاقکی مخفی با نوشته کمک روی دیوارش بودن.


همچنین بخوانید: مقایسه مانگا و انیمه قسمت پانزدهم The Promised Neverland


قبل از نگاهی به این قسمت، تصمیم گرفتم که اول مروری بر اوپنینگ داشته باشیم. چون واقعا حاوی نکات جالبیه.

اتحاد دو دشمن قدیمی

اول، گل های رنگی نشون داده میشن. بعد، گل های ویدا. و حالا، دو دست، که هرکدوم نماد انسان ها (گل های رنگی) و شیاطین (گل های ویدا) هستن، به همدیگه میرسن. جالب نیست؟ این نکته در اول تیتراژ، میتونه نشون دهنده این باشه که قراره یکی از شیاطین یا گروهی از اونها در آینده به کمک بچه ها یا انسان ها بیان. شاید هم اشاره ای داشته باشه به پایان داستان، یعنی اینکه انسان ها و شیاطین در پایان کار به صلح میرسن. که خیلی بعیده.

ساعت 8

بررسی قسمت سوم فصل دوم The promised neverland

این ساعت که در اوپنینگ دو بار نشون داده شد، میتونه کنایه ای داشته باشه به ناپدید شدن مامان در ساعت 8 شب. اما من فکر میکنم که فقط اون نیست؛ مگر اینکه همون ناپدید شدن مامان، چه اتفاق مهمی رو قراره رقم بزنه. من فکر میکنم که ساعت 8، میتونه در واقع یه نشونه از یه قول و وعده باشه. نکته جالب دیگه، این بود که این ساعت، در اول تیتراژ، لابه لای گل های ویدا نشون داده شد (تصویر بالا)، ولی در آخر تیتراژ، در بین گل های رنگی قرار داشت. اگه باتوجه به نمادی که در بالا توضیح داده شد به این قضیه فکر کنیم، ممکنه به این نتیجه برسیم که شاید الان فرصت در دست شیاطین باشه، اما در آینده به انسان ها میرسه.


همچنین بخوانید: بهترین سریال های شبیه انیمه Vinland Saga که باید ببینید!


نکته دیگه، این بود که عقربه این ساعت ثابت، زمانی که در بین گل های رنگی که احتمالا نماد انسان ها هستن، نشون داده شد، حرکت کرد. که همین حرکت ساده، دارای نشونه های زیادیه.

خب، حالا بریم سراغ بررسی قسمت سوم فصل دوم The promised neverland

به احتمال زیاد موجیکا در ادامه به بچه ها کمک میکنه

بعد از اینکه اما و بقیه بچه ها، از موجیکا و سونجو جدا شدن، سونجو هدف واقعی خودش رو از نجات اون بچه ها به موجیکا گفت. و البته، قابل ذکره که موجیکا، صراحتا واکنشی نشون نداد. چون احتمالا نمیخواسته دشمن تراشی کنه.

با این حال، با توجه به حضور موجیکا در پوستر و البته احساس دلبستگی که نسبت به بچه ها پیدا کرده بود، به احتمال قوی قراره که در ادامه به بچه ها کمک کنه.

بررسی قسمت سوم فصل دوم The promised neverland ؛ تو جنگجوی بزرگی میشی!

بررسی قسمت سوم فصل دوم The promised neverland

بعد از اینکه ری در بازی شطرنج، سونجو رو شکست داد، سونجو متفکرانه گفت: 《تو جنگجوی بزرگی میشی.》

احساس میکنم که این حرفش، یه کنایه خاصی داشت. جنگجوی شطرنج؟ احتمالا نه. قطعا منظور سونجو یه چیز دیگه بوده.

از اون طرف، بچه ها، گفتن که نورمن حتی از ری هم قوی تر بود. این حرف، علاوه براینکه باعث میشه ری به خاطر یادآوری نورمن احساس بدی داشته باشه، ممکنه که باعث بشه اون از اینکه هنوز نتونسته برای بچه ها در حد نورمن قابل اتکا باشه اعصابش خرد بشه. و بدترین جای ماجرا، اینجاست که طبق حدسی که در بررسی قسمت قبلی گفتم، احتمالش هست که ری، به زودی کنترلش رو از دست بده. ری، تلاش میکنه تا بتونه جای خالی نورمن رو برای بچه ها پر کنه. اگه دقت کنین، متوجه میشین که نسبت به فصل اول، چقددددر تغیر کرده. خب ری هم یه ظرفیتی داره. و اگه شرایط بد پیش بره، ممکنه که قاطی کنه.


همچنین بخوانید: بهترین انیمه های اکشن عاشقانه که باید تماشا کنید! بخش اول


آیا شیاطین و انسان ها واقعا دو گونه جدا هستند؟

همونطور که موجیکا اشاره کرد، ظاهر شیاطین از هزار سال پیش تا الان دچار تغییراتی شده. اما علاوه بر اون، سوال دیگه ای که پیش میاد، اینه که اصلا شیاطین از کجا اومدن؟ اونا تمدن و مذهب خودشون رو دارن. آداب و رسوم خودشون رو دارن. یعنی ممکنه که فقط یه موجود فانتزی نباشن و ریشه در تاریخ انسان ها داشته باشن؟

نکته دیگه، این بود که وقتی سونجو داستان قرارداد انسان ها و شیاطین رو تعریف میکرد، طوری از اون اتفاق حرف میزد که انگار داره یه افسانه قدیمی رو تعریف میکنه. اما، وقتی که یکی از بچه ها خطاب به سونجو گفت “شیطان”، سونجو گفت که یادمه قبلا هم با این اسم خطاب شده بودم.

خب، اگه سونجو در زمان جنگ بین انسان ها و شیاطین حضور داشته، نباید اطلاعات بیشتری داشته باشه؟ یا نکنه داشته و به بچه ها نگفته؟ ممکنه که سونجو قبلا هم با چند بچه که مثل اما اینا از حقیقت یتیم خونه ها آگاهی دارن، ملاقات کرده باشه و اون بچه ها اونو شیطان خطاب کنن؟

بررسی قسمت سوم فصل دوم The promised neverland ؛ کمک!

اگه مقایسه این قسمت با مانگا رو مطالعه کرده باشین، میدونین که در مانگا، به جای کمک، نوشته شده بود: شکارچی ها. که کلمه شکارچی ها، یه جورایی انگار داره یه سرنخی رو میده به ایندگان. کسی که در اینده قراره اون نوشته رو ببینه.


همچنین بخوانید: نقد و بررسی انیمه Steins Gate! بهترین داستان علمی تخیلی میان انیمه ها


اما در انیمه، قضیه خیلی خیلی ترسناکتره! واژه کمک، که روی اون دیوار با اندازه های مختلف نوشته شده بود (فکر کنم با خون) نشون دهنده امیده. یعنی اینکه طرف، باوجود وحشتی که داشته، امید داشته یه نفر اون رو ببینه. اما در واژه شکارچی ها، هیچ امیدی دیده نمیشه. و همین موضوعه که واقعا بیننده رو در سطح دیگه ای از وحشت قرار میده!

سوالی که وجود داره، اینه که چرا اون همه راهرو و اتاق مخفی در پناهگاه هست. خب در نگاه اول منطقیه، چون که بچه ها باید یه مخفیگاه برای شرایط اضطراری داشته باشن. مخفیگاهی که به سختی میشه نشونه ای ازش پیدا کرد. یه بار دیگه جمله قبلی رو بخونید. بله! اگه اون مکان به ظاهر مفید برای بچه ها، در واقع جاییه که اونا قراره در اون به خاک و خون کشیده بشن چی؟ اگه با فرار از یتیم خونه، از چاله در اومدن و افتادن توی چاه چی؟ نشونه هایی در مخفیگاه وجود داره که نشون میده قبلا کسی اونجا بوده. و این علامت کمک هم یکی از هموناست!

هر قسمت که میگذره با مینروا بی اعتمادتر میشم. ممکنه همونطور که در بررسی قسمت اول گفته بودم، مینروا، معتمد خیالی بچه ها، و نقشه B دفتر مرکزی باشه.

اما احتمال دیگه، اینه که مینروا یکی از همون بچه های نجات یافته یتیم خونه ست. یه پسر! اگه به فلش بکی که گذشته خواهر کرون رو نشون مبداد، دقت کنید، میبینید که یه مرد، که ظاهرا یه دکتره، حضور داره. اگه مینروا یکی از اونا باشه چی؟


همچنین بخوانید: انیمه های شبیه Noragami برای طرفداران این انیمه


به عکسی که بالا گذاشتم نگاه کنید. اون مردی که مامانا در دو طرفش ایستادن، احتمالا مینرواست. و جالب اینجاست من احساس میکنم مامانا انگار به خاطر اون خبردار ایستادن، نه شیاطین! انگار که هسته دفتر، این مرد باشه.

یعنی ممکنه که مینروا، مردی باشه که نقشه B دفتر مرکزی رو واقعا اجرا مبکنه، ولی در آخر کارش رو از اونا جدا میکنه؟ با مثلا یه حقه؟

ممکن هم هست که اصلا رئیس شیاطین، یه انسان باشه! بله یه انسان! و اون انسانی که نشون داده شد، در واقع کسیه که همه چیز زیر سر اونه. در بالا گفتم که ممکنه منشا شیاطین، انسان ها باشن. و اگه این احتمال رو بدیم، طبیعیه که فکر کنیم شیاطین در واقع برده های یه دست پشت پرده هستن.

نگاهی کلی به کیفیت قسمت پانزدهم انیمه پرامیسیدنورلند

این قسمت، مثل دو قسمت قبلی، خیلی خوب کار شده بود. صداپیشگی، انیمیشن، موسیقی متن، روند پیشروی داستان، همگی خوب کار شده بودن.

نکته قابل توجه دیگه، آغاز تم وحشت فصل دوم بود. احتمالا از قسمت بعدی، دلهره های بیشتری رو خواهیم داشت!

انتخاب چند بچه به عنوان شخصیت اصلی یه داستان ترسناک، واقعا هوشمندانه بود. مقدار قابل توجهی از نگرانی ما برای کاراکترها، به خاطر کم سن و سال بودن اوناست. شما فکرش رو بکنید که به جای این بچه های معصوم، با چندتا جوون کله شق یا چندتا آدم بالغ طرف بودین. احتمالا به اندازه ای که در حال حاضر برای بچه های یتیم خونه نگرانید، برای اونا نگران نبودین! پس این یعنی اینکه ناکجا آباد موعود بخواد با صحنه های وحشتناک و فجایع ناگهانی مخاطبش رو بترسونه، اونو دلبسته چندتا بچه میکنه و به خاطر سرنوشت این بچه ها، بهش استرس وارد میکنه. همین موضوع، باعث میشه این داستان، در ذهن بیننده، جایگاه خاصی داشته باشه.

بررسی قسمت سوم فصل دوم The promised neverland
راستی، من احساس میکنم که این پسر قراره در آینده نقش مهمی رو داشه باشه؛ نظر شما چیه؟

در کل، تماشای این قسمت، واقعا لذت بخش بود. شما راجع بخش چه فکری میکنید؟ با ما در میون بذارید!


برای دیدن ویدیوهای باحال انیمه می تونید، کانال نماشا، یوتوب و اینستاگرام انیمه مجله وارونه رو دنبال کنید.


در ادامه پس از بررسی قسمت سوم فصل دوم The promised neverland بخوانید:

بررسی قسمت اول فصل چهارم انیمه Attack on Titan ؛ همچی کلا یه خواب بود؟! 

بررسی قسمت ۱ تا ۳ انیمه Noblesse ؛ ظهور نجیب زادگان!