بررسی قسمت سوم فصل هشتم سریال گیم آف ترونز

با بررسی قسمت سوم فصل هشتم سریال گیم آف ترونز در خدمت شما عزیران هستم.قسمتی که صد روز براش وقت گذاشته شد و پر هزینه ترین جنگ تاریخ سینما و تلویزیون بود ولی نتونست انتظار مخاطبان را بعد از پانصد روز براورده کند.

با ما همراه باشید با بررسی قسمت سوم فصل هشتم سریال بازی تاج و تخت

این قسمت با چهره ی سم شروع شد .ترسو ترین ادمی که سراغ دادیم و در عین حال اولین کسی که یه وایت واکر رو کشت.سمی که تو فصل یک یه خپل ترسو بود تو فصل هشت به یه ابهتی رسیده بود و الان،امشب دوباره همون سم قدیمیه.

از سم به تیریون میرسیم که ترس و اضطراب و حال پر تشویش کاراکتر ها رو ببینیم و در نهایت برن.
در همین ابتدا کارگردان میخواد خاص بودن این قسمت رو با کات نخوردن دوربین و سوییچ کردن رو شخصیت های مختلف بهمون نشون بده .

چون ما تک تک این خط های داستانی رو دنبال کردیم و به ظاهر تو اپیزود شب طولانی سرنوشتشون قرار بود معلوم شه.

موسیقی رامین جوادی تو این قسمت فوق العاده بود و هر چقدر این قسمت ضعف داشت در عوض موسیقی در قوی ترین حالت ممکنش عمل کرد …از سکوت های طولانی به جا که عمق و ترس ووحشت شب رو بهمون القا می کرد.تا موسیقی بی نظیر و عجیب صحنه های جنگ!

اما برسیم به نکته ی مهم این قسمت که خیلی ها بهش اعتراض داشتن و اونم تاریکی بیش از حدش بود جوری که خیلی ها از جمله من فکر کردن ایراد از نمایشگر وسیله ایه که دارن باهاش فیلم رو میبینن!!

تاریکی عجیبی که درسته کارگردان برای به تصویر کشیدن عمق و تاریکی شب طولانی ازش استفاده کرد ولی شکست خورد چون این موضوع باعث شد خیلی جاها ندونیم داریم چی میبینیم و جز تصویر خودمون تو نمایشگر تاریک چیزی نبینیم .ما جزئیات ندیدیم حتی خیلی جاها نفهمیدیم کی با کی در حال جنگه .من به شخصه چیز عجیبی از پر هزینه ترین و طولانی ترین جنگ تاریخ سینما تو ذهنم نیس چون چیز خاصی ندیدم که بخواد جذبم کنه و این ضعف بزرگ کارگردانی بود .

همه صف کشیدن و منتظر مرگن شبیه مهمونی که منتظرن تا از راه برسه . و ورود ملیساندر برای ما که فکر میکردیم اتفاقات وحشتناکی در راهه امید بخش بود .با روشن کردن اتش شمشیر های دوتراکی ها من بیشتر خوشحالیم از این بود که نور صحنه بیشتر میشه ولی عمق شب طولانی اونقدر زیاد بود که این اتفاق نیوفتاد .‌.

نکته ی بسیار جالب برای خود من ریز بینی بسیار شدید تماشاگران گیم اف ترونزه .و پیدا کردن نکته هایی که حتی خود نویسنده ها به اون توجه نمی کنن.مرور دیالوگی از فصل سوم این سریال که ملیساندرا به اریا گفت’من درون تو تاریکی میبینم و درون این چشم های تاریکی که پشت من می درخشند چشم های قهوه ای ،چشم های ابی و چشم های سبز ،چشم هایی که تو ان ها رو خاموش خواهی کرد.

اگه بخوایم این جمله رو با کشته شدن نایت کینگ چشم ابی توسط اریا تفسیر کنیم ماجرا این جوری میشه که اریا تا حالا چندین نفر رو کشته .و توی اونا مطمئنن چشم قهوه ای بوده .نایت کینگ چشم ابی رو هم کشته و حالا سرسی چشم سبز انتظارش رو میکشه و حدس من اینه که سرسی هم به دست اریا کشته میشه سرسی که یه روزی تو لیست مرگ اریا هم بود.

و جالب تر این که نویسنده ها گفتن ما سه ساله که میدونیم اریا قراره نایت کینگ رو بکشه !فقط سه سال؟؟؟؟؟پس وقتی این دیالوگ تو فصل سه گفته شده یعنی حدودا پنج سال پیش یعنی حرف های رو هوای زیادی زده شده که خیلی از مخاطبین خاص بر اساس اون حرف ها تئوری های پیجیده ای رو ارائه دادن .ولی انگار سریال خاص ما تبدیل به یک سریال عامه پسند شده سریالی که ترجیح میده خفن و پر مخاطب بمونه تا از ترس ریزش مخاطب یکی از شخصیت های اصلی خودش رو قربانی کنه.

و چقدر عجیب و بچه گانست تو جنگی که هزاران وایت واکر حضور داشتن ،جنگی که اونقدر ترسناک و مبهم بود که تمام دشمنا رو با هم متحد کرد چون ترسناک ترین جنگ دنیا بود مرگ هیچ شخصیت اصلی توش دیده نشد و این همون روال عادیه فیلم و قصه های همیشگیشه .کجاس گیم اف ترونزی که راحت شخصیت های اصلیش رو از بین میبرد و ما رو شگفت زده می کرد در عین حال هنوز هم جذابیت داشت؟؟؟؟سریال اسیر پر مخاطب موندن و حفظ مخاطب عام شده و ترس کشتن شخصیت های اصلی براش یه ضعف بزرگه.

چطور ممکنه سریالی که تو قسمت دوم انقدر قوی عمل کرد .یه جور خداحافظی طولانی با شخصیت ها برامون ترتیب داد و ما رو پیشاپیش به گریه وا داشت برای شخصیت ها یی که دوسشون داریم و مایی که گیم اف ترونز واسمون مهم تر از این شخصیت ها بودن و دوست داشتیم اونا رو ازمون بگیره ولی تو اوج بمونه ولی این طوری نشد.

چه جوری ممکنه اتش اژدها که این طور بی هوا روی لشکر مرده ها میریخت وقتی وسط جنگ و در گیری همرو میسوزوند یه نیروی خودی رو قربانی نکرد .چطور ممکنه هر جا تا یکی از شخصیت های اصلی تا پای مرگ میرفت و ما با خودمون می گفتیم این همون صحنه است یهو یه فرشته ی نجان از پشت وارد عمل میشد؟؟؟؟این همون کلیشه ی لعنتیه که گیم اف ترونز رو با یه پایان بد روبه رو کرده.

چطور ممکنه سپاهی که میدونه دشمنش با هزاران نفر در حال حمله اس بی هوا و احمقانه با یک سوم سپاه حمله کنه به قلب دشمنی که نمیدونه چیه و نابود شه و جالب ایجاس که جوراه سالم برمیگرده چون خوب نقش اصلیه دیگه الان نباید بمیره.

سریال حتی جرات کشتن برین رو هم به خودش نداد کسی که ما بیننده ها هم دیگه راضی شده بودیم به هدفش رسیده و الان وقتشه یه مرگ شکوهمند داشته باشه تازه اگه بخوایم از خیر جیمی بگذریم و بگیم فعلا رو به رو شدن با خواهرش میتونه جذاب باشه.

جالب سردابه اس این همه تاکید این همه تئوری و اونوقت سانسا و تیریون هم سالم و سلامت اومدن بیرون و به زندگی ادامه دادن.

و جالب تر از تمام این ها کینگ نایت .شاه شبی که از فصل یک ترس و وحشت و بی رحم بودن و شکست ناپذیریش رو تو گوشمون خوندن .خط داستانی که هزاران حدس راجع بهش زده شد .از تارگرین بودنش چون تو اتیش نمیسوزه و جالب اینجاس حالا نویسنده تاکید می کنه شاه شب بی هیچ دلیلی تو اتیش نمیسوزه و ما دلیل خاصی براش نداریم .تا کینگ نایت بودن برن که با توجه به نشانه ها کاملا منتطقی به نظر میومد و حالا با این طور سطحی پیش رفتن سریال به نظرم اشتباهه.

و در نهایت تمام این ها با ضربه ی چاقوی اریا تموم میشه در مقابل چند محافظ شاه شب که فقط ایستاده بودن و صحنه رو نگاه می کردن.

خیلی چیزها موند که راجع بهش حرف نزدم مرگ شکوهمند لیانا مورمونت،تئون گریجوی ،کالیسی جان اسنو ….ولی مهم ترین نکته ی این قسمت ضعفی بود که اکثریت بیننده ها رو نا امید کرد .نویسنده ها قبل سریال تاکید کردن سریال فقط برای مخاطبین خاص در این فصل جذابیت داره و ممکنه عوام خوششون نیاد .کسانی که این سریال رو دیالوگ به دیالوگ و ریز به ریز دنبال کردن ازش لذت میبرن ولی الان کاملا بر عکسه .سریال گیم اف ترونز تبدیل شده به یه سریال عامه پسند و تلاش میکنه بیشتر به حفظ مخاطب نه کیفیت کاری.واسه همینه که مخاطبین خاص این سریال این روزا ازش نا امیدن …

امیدوارم جنگی که تو راهه این ضعف ها رو جبران کنه!!! لطفا شما هم حدسیات و نظراتتون رو راجع با قسمت سوم فصل هشتم سریال گیم آف ترونز با ما به اشتراک بگذارید.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب
 
 

2 دیدگاه در “بررسی قسمت سوم فصل هشتم سریال گیم آف ترونز

سلام خانم فتحی خسته نباشید……
به نظرم این اپیزود پر استرس و دلهره اورترین لحظات در عین حال متاسفانه مزخرف ترین پایان رو داشت منم واقعا بعد از پایان افتضاح این اپیزود.تمام شوق و زوق و رغبتی که برای این سریال داشتم به خاکستر تبدیل شد.از تاریکی بیش از حد صحنه ها که بگذریم.(من تا حالا در حین یه فیلم یا سریال این قدر تصویر خودمو تو صفحه لبتاپ ندیده بودم)?….
یه چیزی که از همون ابتدا اذیتم میکرد تاکتیکه جنگی عجیب و ساده لوحانه ایی بود که در مقابل ارتش مردگان تدبیر شده بود با اینکه میدونستن تعدادشون بسیار بیشتره و اگرم از نیروهای خودشون کسی هم بمیره بدون قید و شرط و پارتی کانورت میشه به ارتش مردگان با این وجود این قدر راحت خودشون به کشتن میدادن و فقط به قول شما منتظر بودن که بمیرن….?
یه مورد دیگه هم عدم استفاده درست از فولاد والرین و دراگن گلس بود.وقتی که تنها با فرو رفتن یه میل از این ابزار در بدن وایت واکراها و ارتشون اینا به فنا میرفتن چرا کسی نبود یه تیری و نیزه ایی به طرف مثلا دراگن نایت کینگ پرت کنه.یا اصلا چرا جان اسنو با شمشیرش مثل بچه ها برای از بین بردن نایت کینگ از یه همچین تاکتیکی استفاده نکرد و……..?(البته دلیلشو میدونیم)
من تو بررسی قسمت دوم یه کامنتی برای نایت کینگ دادم نمدونم چرا تایید نشد.اونم رغبتم برای دیدن شخصیت نایت کینگ به صورت واضحتر و مشخص تر. امیدوار بودم که با یک شخصیت صامتی که تنها قابلیتش زنده کردن مرده ها هست طرف نباشیم.که متاسفانه علاوه بر اینکه هیچ شخصیت پردازی که نداشت هیچ به مزخرف ترین شکل ممکن هم از بین رفت.در توانایی های اریا شکی نیست.ولی فکر نمیکردم قابلیت تلپورت هم داره….?
تنها موردی که تو این اپیزود واقعا درخوره تمجیده یکی اون حس ترس و دلهره ایی بود که در ابتدا شاهدش بودیم دیگری هم موسیقی گوش نواز رامین جوادی مخصوصا موقعی که نایت کینگ قدم زنان داره میره برن رو بکشه فوقالعاده بود……?‍♂️?‍♂️

شما رو نمیدونم اما من به خاطر این got می‌دیدم که مثل بقیه فیلم ها قرار نبود آخر داستان 100 درصد شخصیت خوبا برنده داستان باشن .
من خودم فن آریا هستم حتی به قسمت قبل گیر ندادم. اما با این شکلی که نایت گینگ کشتن حال نکردم با این وضع آریا مثل آب خوردن باید سرسی رو بکشه. از اون قسمت اول جان اسنو کل زنگیشو گذاشته واسه این نبرد .
فک نمی‌کردم بعد 6 سال دنبال کردن این سریال اینطوری ضد حال بخورم.
ما قبلا تو این سریال Wildfire رو دیدیم که چه قدرتی داره خدای نور اتیشی که به ملیساندرا داد چرا کلا ارتفاعش 40 سانت بود؟؟؟؟؟
اینم خیلی رو مخ منه.
شرمنده زیاد شد خیلی دلم پره.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *