بررسی قسمت پنجم فصل دوم انیمه The promised neverland

سلام به همه شما همراهان همیشگی وارونه! با بررسی قسمت پنجم فصل دوم انیمه The promised neverland از  از مجموع مطالب بررسی انیمه در خدمت شما هستم. همچنین شما می توانید بررسی تمامی قسمت های انیمه پرامیسید نورلند رو در وارونه مطالعه کنید. این قسمت، موفق شد که سطح جذابیت رو تا حدودی بالاتر ببره و سیر روایت منطقی تری داشته باشه. البته این موضوع، به این معنا نیست که این قسمت بی نقص بود، ولی با این حال، برخلاف قسمت قبلی، نقص های اون قابل چشم پوشی بودن.

در ادامه مطلب، با بررسی قسمت 17 انیمه ناکجاآباد موعود همراه ما باشید. البته لازم به ذکره که قبل از مطالعه این مطلب، بهتره که این قسمت رو تماشا کرده باشید.


همچنین بخوانید: مقایسه مانگا و انیمه قسمت شانزدهم The Promised Neverland


بررسی قسمت پنجم فصل دوم انیمه The promised neverland

ری رو نگاه کنید چقدر شبیه ایزابلا شده!

داستان قسمت پنجم از فصل دوم انیمه پرامیسید نورلند، به حدود یک سال بعد از فرار بچه ها مربوط میشه. مثل اینکه بعد از حمله به پناهگاه، بچه ها مجبور شدن تا در جامعه شیاطین، به صورت مخفیانه زندگی کنن. و حالا مدت نسبتا زیادی میشه که به این صورت زندگی میکنن.

در این قسمت، تعدادی سوالات جزئی مطرح شدن. مثلا اینکه اگه شیاطین میتونن با بو کردن انسان ها رو بشناسن، چطوریه که چند ماهه که اما و ری در شهر شیاطین شناسایی نشدن؟ و یا اینکه چطور ایزابلا هنوز بچه ها رو پیدا نکرده؟ اصلا بعد از موقعی که قرار شد بچه ها رو پیدا کنه، کاری کرده؟ همچنین، صحبت اما با یکی از شیاطین در پناهگاه جدیدشون، واقعا عجیب بود.

البته همه این سوالات، پتانسیل این رو داشتن که به طور دیگه ای مطرح بشن؛ یعنی بهتر. طوری باشن که ذهن بیننده به اندازه کافی سرشون درگیر بشه. برای همین، نشون دادن نورمن در آخر این قسمت، باعث شد که اگه بیننده ای، زیاد به اون خرده سوالا توجهی نکرده، به خاطر دیدن نورمن هیجان زده بشه و کلی سوال و جواب در ذهنش بسازه. از این لحاظ، کارشون هوشمندانه بود.

(راستی یه نکته، بچه ها چطوری از زیر اون نقاب ها میتونن ببینن؟ سوراخ هایی که در نقاب ها وجود دارن، روی بینی بچه ها قرار دارن؛ یعنی اون نقابا به اندازه ای نازک هستن که بچه ها از زیرشون بتونن اطراف رو ببینن؟ اگه انقدر نازکه، پس چطور شیاطین صورتشون رو نمیبینن؟)


همچنین بخوانید: انیمه Darker than Black بررسی روایت انسان‌هایی عاری از احساس


نگاهی کلی به کیفیت قسمت هفدهم انیمه ناکجاآباد موعود

بررسی قسمت پنجم فصل دوم انیمه The promised neverland

صداپیشگی، راضی کننده اس، اما احساس میکنم که داستان، فعلا زیاد نخواسته ویس اکترها رو جدی بگیره و یه چالش پیش پای اونا بذاره!

انیمیشن هم روون بود. نورپردازی هم کاملا میتونست به خوبی پیام رو به بیننده برسونه.

از لحاظ منطق، باید بگم که هنوز یه مقدار مشکل وجود داره. مثلا پرش اما و ری از روی سقف های خونه های شیاطین با اون لباس های بلند! این یکی دیگه زیادی فیلم هندی شده بود.

این دیگه واقعا زیاده روی بود… (اما رو که توی این تیکه دیدم یاد افراد آئوگیری افتادم!)

یا سوالی که در بررسی قبلی هم مطرح کرده بودم: اصلا منطقی نیست که هرچهار تا بچه بزرگ، بقیه رو تنها بذارن! اونا یعنی واقعا احتمال خطر برای بقیه بچه ها رو در نظر نگرفتن؟ خب شاید یه سریا از این مورد چشم پوشی کنن و بگن که بچه های بزرگ دیگه هم هستن تا از بقیه مراقبت کنن. خب درسته؛ ولی در صورت وقوع خطر و نیاز به فرار، احتمالا هیچ کدومشون نمیتونن درست بقیه رو رهبری کنن!

بررسی قسمت پنجم فصل دوم انیمه The promised neverland ؛ نگاهی به شیوه پیشروی داستان

خب، بذارین راجع به این مورد، مفصل صحبت کنیم. در نورلند، ماجرا اینطور پیش میره که ما همراه بچه ها، دلهره ها و ماجراهاشون رو دنبال میکنیم و همیشه آخر هر اپیزود، یه سوال مهم و بزرگ میمونه که باعث میشه ما همیشه برای اپیزود بعدی مشتاق باشیم. بذارین از همین فصل مثال بزنم:

در قسمت اول، ما کنجکاو بودیم تا بدونیم که چرا دو شیطان به انسان ها کمک میکنن.

در قسمت سوم، ما با یادداشت کمک روبه رو شدیم.

در قسمت چهارم، ایزابلا اومد؛

و حالا هم در این قسمت، با ورود نورمن مواجه هستیم.

شیوه هوشمندانه ایه، نه؟ این شیوه، در فصل اول هم استفاده میشد و یکی از اصلی ترین دلایل جذابیت این انیمه برای مخاطب بود؛ اینکه هر قسمت، با یه سوال تموم میشه. اما نکته ای که باعث تفاوت فصل اول و دوم میشه، اینه که در فصل اول، اطلاعات، ذره ذره به ما داده میشدن و ما خیلی خوب میتونستیم اونا رو هضم کنیم. در واقع، توجه به جزئیات، چیزی بود که در فصل اول خیلی به چشم میخورد.


همچنین بخوانید: نقد و بررسی انیمه Akame ga kill ” قاتل چشم سرخ “


اما در حال حاضر، دقیقا همون نکته ای که میتونست شیوه پرداخت به داستان رو بهتر کنه، باعث میشه که شیوه پرداخت به داستان، برای یه سری از طرفداران بی صبر، حوصله سر بر و برای ریزبیناشون، غیرمنطقی باشه.

دقت کنین، اصلا کاری با داستان ندارم. داستان عالیه. در حد استاندارد. اما، نکته ای که سازندگان باید بهش توجه میکردن، شیوه پرداخت به داستان بود. دوبار این واژه رو پر رنگ کردم تا قشنگ اهمیتش برای من رو متوجه بشین.

خب سازنده ها باید دقیقا چی کار میکردن؟ باید به اینکه چطور میخوان داستانشون رو بگن توجه میکردن. قبول دارم که اصلا کار ساده ای نیست.

در حال حاضر، در فصل دوم خیلی اتفاقات افتاده. ولی من، تقریبا هیچی احساس نمیکنم! حمله به پناهگاه، ورود ایزابلا، ترس از موجیکا، سونجو و همینطور دنیای بیرون، هویت واقعی مینروا و… همه و همه، نکاتی بودن که اگه پرداخت بهشون،

1. با جزئیات بیشتر

2. سرعت روایت مناسب

3. فکر شده تر

انجام میشد، میتونستن خیلی انیمه رو خفن کنن! فعلا ما، با یه داستانی رو به رو هستیم که با وجود هسته فوق العاده، پرداختی به شدت عجولانه داره. سوال در آخر هر قسمت مطرح میشه، و در قسمت بعدی بهش خیلی سریع پاسخ داده میشه. به طوری که حتی اگه ترسناکترین نکته در اخر اپیزود باشه، بیننده که بعدها به همون نکته فکر میکنه، حتی ذره ای دلهره احساس نمیکنه. و برعکس، فکر میکنه که:《خب که چی؟》


همچنین بخوانید: نقد و بررسی انیمه وایولت اورگاردن : بخش اول


اگه داستانی میخواد سوالی رو مطرح کنه، باید از مدت ها قبل براش برنامه ریزی کرده باشه. در حالت درست، شاید به نظر برسه که مثلا در فلان قسمت، یه سوال مطرح شده، اما در واقع از چندین قسمت قبل، یه سرنخ ریز راجع به اون سوال داده شده. این رویه راجع به جواب هم صدق میکنه.

حتی اگه قرار باشه یه سوال الکی گفته بشه تا شخصیت ها به خاطر همون پیچ الکی از یه نقطه برسن به یه نقطه دیگه، سوال باید یه جوری باشه که اصلا بشه بهش گفت سوال! اول سوال باید به اندازه کافی ذهن بیننده رو درگیر کرده باشه، بعد جواب با منطقی ترین شیوه روایت گفته بشه.

خب امیدوارم که از این لحاظ، تونسته باشم که به خوبی حرف دلتون رو زده باشم.

بررسی قسمت پنجم فصل دوم انیمه The promised neverland ؛ همه احساسات دارند!

بررسی قسمت پنجم فصل دوم انیمه The promised neverland

خب، برای شروع این صحبت، بذارید یه نکته جالب بگم. احتمالا خیلی از ما، در انیمه اسرافیل پایانی، از بعضی از خون آشام ها خوشمون میومد. اونا هم مثل انسان ها تمدن، احساسات و… داشتن که باعث میشد برای ما قابل درک باشن.

یا مثلا غول های توکیوغول. مگه میشه آدم توکیوغول رو دیده باشه ولی از کانکی متنفر باشه؟ یا خیلی دیگه از غول ها؟

شاید تلخ باشه، ولی باید بگم که شیاطین ناکجا آباد موعود هم، مثل خون آشام ها و غول ها هستن!! چرا ما از اونا بدمون میاد؟ چون که زشتن!! به همین سادگی!

پیام اخلاقی: حتی اگه کسی رو با بیرحمی سلاخی کنی، ولی قیافه داشتی باشی، مردم دوستت خواهند داشت!

خیلی خوب. به حالت جدی برگردیم. شیاطین هم احساسات دارن. این موضوع هم، یکی از موضوعاتیه که قربانی پرداخت عجولانه سازندگان انیمه به داستان شده. ما در این قسمت، دیدیم که یکی از شیاطین، میخواست که خواهر کوچکتر و خانواده ش رو نجات بده. که خب بعدش توسط افراد کنار نورمن کشته میشه. من خودم فکر میکردم اگه کسی از خانواده این دیو یا خودش، بمیره، ناراحت میشم. ولی خب دروغ چرا. بعد از اینکه اون دیو کشته شد، حتی یه ذره هم به خاطرش متاثر نشدم. بذارین اینطور توضیح بدم: اگه من به خاطر اون صحنه متاثر بشم، صرفا به خاطر مرگ یه موجود زنده متاثر شدم، نه مرگ یه شخصیت (حالا هرچقدر هم فرعی).


همچنین بخوانید: نقد و بررسی انیمه Guilty Crown! داستانی غیر کلیشه ای و پر از پتانسیل


اینکه شیاطین هم دارای عقل، خانواده و احساسات هستن و نگاه اونا به انسان ها، مثل نگاه ما به دام هامونه، نکته ایه که قبلا هم بهش اشاره کرده بودم. اگه شیوه پرداخت به داستان بهتر انجام میگرفت، ما میتونستیم به جای دیدن چهره ای تکراری و نسبتا کلیشه ای از شیاطین، بیشتر به این فکر کنیم که چقدر شبیه خودمون هستن.

با این حال، نشون دادن خانواده ای از شیاطین که رو به نابودی هستن، خالی از لطف نبود و پیام هایی تلخ رو به مخاطب رسوند.

کی از کی دستور میگیره؟

بررسی قسمت پنجم فصل دوم انیمه The promised neverland

میرسیم به مهم ترین سوال این قسمت. ورود نورمن خیلی خوشحال کننده بود و البته، مطمئنم که همگی، از همون فصل اول میدونستیم که نورمن زنده ست!

نکته ای که توجهم رو به خودش جلب کرد، این بود که اون افرادی که پیش نورمن ایستاده بودن، دقیقا چه کسایی بودن؟ آیا انسان بودن و مثل اما و ری، لباس مبدل پوشیده بودن؟ خب چطوری؟ انسان های فراری هستن یا از انسان های وابسته به دفتر مرکزی؟ یا شایدم واقعا شیطان بودن. اما خب چرا باید همراه نورمن باشن؟ طوری پشت نورمن ایستاده بودن که من نمیتونم جز این تصور کنم که اونا در واقع از نورمن دستور میگرفتن.

شیطان از انسان دستور بگیره؟ مثل اینکه جاها دارن عوض میشن! شایدم از همون اول صندلی ها یه شکل دیگه چیده شده بودن!

یادتونه قبلا به بخشی از تیتراژ آغازین اشاره کرده بودم که یک انسان کنار شیاطین ایستاده بود و بیشتر از اینکه به نظر بیاد شیاطین در راس امور هستن، اون مرد با اون پوزخند مرموزش در راس اموره!

احتمالش هست که منشا موجوداتی به اسم شیاطین، دیوها و… همون انسان ها باشن؟ در حال حاضر، ما دو نوع از هیولاها رو دیدیم: شیاطین با عقل و هوش، و هیولاهایی بی مغز. این قضیه، منو خیلی یاد تایتان های شیفتر و غیر شیفتر اتک میندازه! باید دید که در ادامه، ایا منشا این موجودان معلوم میشه یا نه.

خب، اینم از بررسی این قسمت. لازم به ذکره که پرداخت عجولانه فصل دوم به موضوعات، تعدادی از طرفداران رو نگران کرده؛ به خصوص حالا که تقریبا به نصف این فصل رسیدیم و معلوم نیست که فصل بعدی هم در کار باشه یا نه. از این قسمت و بررسیش راضی بودین؟ منتظر نظراتتون هستم!

همچنین می تونید کانال نماشای، کانال یوتوب و کانال اینستاگرام  مارو دنبال کنید. 

در ادامه بخوانید: 

نقد و بررسی انیمه Code Geass: Lelouch of the Rebellion! شاهزاده شطرنج

نقد و بررسی انیمه Future Diary! مسابقه مرگ و زندگی