بررسی قسمت چهارم فصل دوم انیمه The Promised Neverland
انیمه و انیمیشن

بررسی قسمت چهارم فصل دوم انیمه The Promised Neverland 

و دوباره از نور به سمت تاریکی می‌رویم

سلام به همه شما دنبال کنندگان عزیز مجله وارونه به ویژه طرفداران انیمه ناکجا آباد موعود Yakusoku no Neverland! و ممنون که ما رو با بررسی قسمت چهارم فصل دوم The Promised Neverland از مجموعه مطالب بررسی انیمه همراهی می‌کنید! لازم به ذکر است که شما پیش از بررسی این قسمت می‌توانید بررسی تمامی قسمت های انیمه پرامیسید نورلند رو مطالعه کنید. در این مطلب، قصد داریم که نگاهی به تئوری‌ها، وقایع، نکات مثبت و منفی قسمت شانزدهم داشته باشیم.

در این قسمت از سری The Promised Neverland، مشخص شد که مینروا دقیقا کیه، همینطور شاهد حمله به پناهگاه یچه‌ها بودیم و ایزابلا هم بالاخره وارد داستان شد. از نکته قابل توجه دیگه، نوشته شدن تعدادی اسم روی دیوار، کنار نوشته کمک بود. علاوه بر اون، بچه‌ها یه دفتر پیدا کردن که روش یه یادداشت نوشته شده بود.

به تصاویر زیر از قسمت چهارم فصل دوم انیمه The Promised Neverland دقت کنین:

اریکا، پدرو، لوکاس، مایک، جان و…

طبق این یادداشت، قبلا یه نفر اینجا بوده که همه دوستاش ظاهرا کشته شدن و به تنهایی راهی دنیای انسان‌ها شده، و داره به کسایی که این یادداشت رو میخونن، میگه که تسلیم نشن. ممکنه که پیام کمک هم اون نوشته باشه، و اسم دوستاش رو روی دیوار نوشته باشه.

پس یعنی دوستای اون در خارج از پناهگاه کشته شدن و اون اینجا به یاد اونا این یادداشت رو گذاشته؟ یا داخل خود پناهگاه کشته شدن؟ چون به نظر میرسید که قبلا در پناهگاه کسی بوده. البته ممکنه که اون آثار به جا مونده، مربوط به همون یک نفر نجات یافته باشه.


مطالبی توصیه شده علاوه بر بررسی قسمت چهارم فصل دوم ناکجاآباد موعود Yakusoku no Neverland


بررسی قسمت چهارم فصل دوم The Promised Neverland: نقشه مینروا

بررسی قسمت چهارم فصل دوم The Promised Neverland

سرنوشت مینروا هنوز معلوم نیست. من خودم حدس میزنم که مرده باشه. باید بگم نقشه اون، البته بخش هایی که مربوط به کتاب ها میشد، خیلی هوشمندانه بود. ولی بعد از اون… هرچقدر هم که پناهگاه امن باشه، اون قدری قابل اطمینان نیست که بخواد به بچه ها بگه میتونین تا ابد اینجا بمونین. چون در این قسمت، شاهد هجوم انسان هایی از طرف مزرعه بودیم، که همین نشون داد شیاطین تونستن مخفیگاه بچه‌ها رو پیدا کنن. پس با این تفاسیر، مینروا نباید اون قدری از نقشه‌ش اطمینان حاصل میکرد.

مینروا، در مکالمه ضبط شده، گفت که از افراد وابسته به مزرعه بوده که نتونسته اوضاع رو تحمل کنه و این نقشه رو کشیده. ولی افراد مزرعه، متوجه خیانت اون شدن. خب چطوری متوجهش شدن؟ متوجه شدن که در کتابا نشانه هایی وجود داره؟ پس چرا جمعشون نکردن؟ یا نکنه راجع به پناهگاه فهمیده بودن؟ خب پس این یعنی پناهگاه امن نیست؛ و از خیلی وقت پیش شیاطین راجع به پناهگاه میدونستن.

اما مینروا گفت که بچه‌ها میتونن تا ابد اونجا زندگی کنن. میبینین؟ هنوزم یه جای کار میلنگه. و این یعنی مینروا، متاسفانه هنوز قابل اعتماد نیست.


بررسی قسمت چهارم فصل دوم انیمه The Promised neverland: حمله

قسمت حمله به پناهگاه، خیلی خوب شروع شد. من که خیلی خوشم اومد. ری خیلی عادی داشت حرف میزد که یهو بوم! خیلی غافلگیری خوبی بود. اما بعد از اون… زیاد راضی نبودم.

اون انسان‌ها، از طرف مزرعه فرستاده شدن. پس یعنی آموزش های لازم رو دیدن. بعد اون وقت بچه ها موفق میشن که خیلی راحت حواسشون رو پرت کنن و… . بخش دومینیک و دون، از همه جاش بدتر بود. کاش یه مقدار منطقی‌تر و جدی‌تر این صحنه رو میساختن!

سونجو، به بچه‌ها گفت که اگه میخوان هیولاها رو بکشن، باید به چشمشون شلیک کنن. خب اگه این انسان‌ها، این دنیا رو میشناسن، باید بدونن که به همچین کاری نیازه! و جالب اینجاست که ری با یه تیر میتونه این کار رو بکنه، اما انسان‌هایی که خیر سرشون آموزش دیده هستن، تنها کاری که میکنن اینه که بی هدف به هوا شلیک کنن و در ادامه خورده بشن! واقعا؟ اون غافلگیری محشر اول همش پودر شد. حیف.


برای دیدن ویدیوهای باحال انیمه می تونید، کانال نماشا، یوتوب و اینستاگرام انیمه مجله وارونه رو دنبال کنید.

اینکه بچه ها خیلی دارن با شانس جلو میرن، کم کم داره آزاردهنده میشه. البته منظورم این نیست که نشه از انیمه لذت برد، اگه میخواین لذت ببرین، کمتر حساسیت به خرج بدین. من هر قسمت رو دوبار میبینم، دفعه اول سعی میکنم لذت ببرم و دفعه دوم با یه دیدگاه دیگه نگاه میکنم.

اما جدای شانسی پیش رفتن، نبود استراتژی کافی و خوش خیالی بچه ها، باعث شده جذابیت فصل دوم تا با اینجا نسبت به فصل اول کمتر باشه. بچه ها در فصل اول، دید نسبتا بدبینانه ای داشتن. ولی در حال حاضر، خیلی غیرمنطقی و رویایی پیش میرن. یه مقدار برام عجیبه که چرا ری که در فصل اول دیدیم که چقدر بدبینه، اصلا به مینروا مشکوک نیست.

یا زمانی که اما میخواست بره شکار. اون زمان، اما، ری، دون، و گیلدا با هم از پناهگاه خارج شدن. یعنی بزرگترین بچه ها که باید از کوچکترها مراقبت کنن! اصلا طبیعی نیست که اینا بخوان بچه های کوچکتر رو تنها بذارن. باید حداقل یه نفر از این چهار نفر پیش بچه ها میموند.


بررسی قسمت چهارم فصل دوم انیمه ناکجاآباد موعود Yakusoku no Neverland: ایزابلا و راه پوچی

بررسی قسمت چهارم فصل دوم The Promised Neverland

میرسیم به ورود ایزابلا. احساس میکنم که داستان تازه شروع شده! فکر میکنم علاوه بر وعده آزادی، به ایزابلا گفتن که ری رو بهت میدیم. (اشاره به اون صحنه ای که یکی از شیاطین چیزی در گوش ایزابلا گفت.) موسیقی اون بخش رو خیلی دوست داشتم. یه حالت خاصی بود و کاملا به حال و هوا میخورد. کلا گوش دادن به موسیقی The promised neverland لذت بخشه.

صحنه آخر هم، باید بگم که خیلی معنی گرا و عالی بود. بچه هایی که در تاریکی، بی هدف به سمت پوچی میدوند. در حال حاضر، بچه ها هیچ جایی برای موندن ندارن و تنها کاری که از دستشون برمیاد، اینه که بدوند و بدوند. بدون هیچ هدفی.


نگاهی به کیفیت کلی قسمت شازندهم Yakusoku no Neverland

موسیقی، گرافیک و صداپیشگی، مثل قسمت های قبل، راضی کنندست. البته لازم به دکره که برای به تصویر کشیدن هیولای بی مغز، از CG (تصویرسازی کامپیوتری) استفاده شده؛ که نمیشه گفت خوبه یا بد. یه جورایی سلیقه ایه.

اینکه بچه ها دارن بدون هیچ استراتژی خاصی به جلو پیش میرن، یه مقدار میتونه برای مخاطب حوصله سربر باشه. چون فصل اول، خودش رو با بازی های فکری در هر قسمت معرفی کرد. البته این رو هم بگم که فعلا برای قضاوت کردن زوده؛ چون صحنه پایانی این قسمت، نشون دهنده یه ادامه عالی برای داستانه. ادامه ای که بعید نیست نه تنها اشکالات این قسمت رو جبران کنه، بلکه حتی بهتر از چیزی که انتظار داشتیم بشه.

بررسی قسمت چهارم فصل دوم The Promised Neverland

یکی دیگه از دلایلی که ممکنه باعث کاهش جذابیت انیمه برای مخاطب بشه، اینه که تمرکز روی همه بچه های گریس فیلده. در فصل اول، ما در چند قسمت ابتدایی فقط با اما، نورمن، ری و مامان طرف بودیم و بعدا دون، گیلدا و خواهر کرون هم اضافه شدن. اما در این فصل، از همون قسمت اول، ما با چندین بچه روبه رو شدیم. تعداد زیاد بچه ها، باعث شده پردازش به اونا برای سازنده ها سخت بشه؛ و تمرکز روی اونا، باعث شده که ما دیگه نتونیم اون روی استراتژیست ری و اما رو ببینیم.


مطالب توصیه شده علاوه بر بررسی قسمت شانزدهم انیمه ناکجاآباد موعود Yakusoku no Neverland


قسمت چهارم فصل دوم انیمه ناکجاآباد موعود The Promised Neverland هم نقاط قوت داشت و هم نقاط ضعف. با توجه به اینکه انیمه داره راهش رو از مانگا جدا میکنه، احتمالس هست که باز هم شاهد یه سری اشکالات در جزئیات داستان باشیم. ولی با این حال، من بعد از ورود ایزابلا و صحنه پایانی، حسابی به ادامه ماجرا امیدوار شدم.

نظر شما راجع به این قسمت چی بود؟ منتظر نظراتتون هستم!

مطالب مرتبط

 
3.8 13 رای ها
امتیاز شما به این مطلب
مشترک شدن
اطلاع از
guest
21 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین امتیاز
بازخورد داخلی
مشاهده همه نظرات
رها
میهمان
رها
2 ماه پیش

ببخشید چرا انیمه انقد با مانگا فرق داره؟احساس میکنم انیمه رو دارن خراب میکنن.مانگا هنوز تم معمایی خودش رو داره اما انیمه…
مثلا شما گفتید تو انیمه قبلا یه نفر تو پناهگاه بوده در حالی توی مانگا اون فرد هنوز همونجا هست!
بچه ها وقتی میرن توی یکی از اتاقای پناهگاه با یه مرد عجیب غریب روبرو میشن که اتفاقا همون طوری که گفتین دوستاشو قبلا از دست داده بوده.
نه تنها این بلکه خیلی چیزای دیگه ای هم هست که عوض شده

M.S.M
مشترک
M.S.M
4 ماه پیش

سلام خدمت خانوم کیائی
خیلی ممنون از بررسی خوب و کاملتون
در ابتدا چند سوال داشتم:
1- دلیلتون برای اینکه میگید اون ادم به دنیا ادما رفته چیه؟؟
2-چرا هرجا رو میخونم میگن که اون شیاطین دم گوش ایزابلا پیشنهاد ازادی با لسلی یا هرکی که شبیه اونو دادن؟؟دلیل خاصی داره؟؟
نمره من به این قسمت: 8از10 هستش.(این نظرشخصیمه)
-به جز قسمت cgi،گرافیک در بقیه جاها خوب بود.(البته بخش cgi هم اونقدر بد نبود که نشه هضمش کرد.)
حرکت دوربین و کارگردانی هم خوب بود.
-من به شخصه از بخش حمله سربازا خوشم نیومد.سربازا میتونستن یکم ترسناک تر و خشن تر باشن هم اینکه یکم کار بلد(خخخخ)؛مثلا نیروهای ویژه بازپسگیری نمونه های درجه یک هستند.
-همینطور که اقای شفیعی در مقایسه شان گفتند تم معمایی هم خیلی کم رنگ شده که یکی از دلایل ان میتوان به جاشدن مانگا از انیمه باشع.(البته با ورود ایزابلا و فرار بچه ها از پناهگاه شاید شاهد بازگشت تم معمایی باشیم.)
-درمورد اینکه چرا ری به مینروا مشکوک نیس؟ خوب اول اینکه خودش گف که من از این خانواده محافظت میکنم در حالی اون مخالف بردن همه بود پس نتیجه میگیریم ی تغییر 180درجه در ری ایجاد شده دوم اینکه هم نمیخواد تنها امید که به زنده موند تو این جهنم دره هس (که همون کمک مینرواهس) رو از بچه ها بگیرد.
-در کل قسمت بدی نبود ازش لذت کامل رو بردم شرمنده که طولانی شد.

Captain
مشترک
Captain
4 ماه پیش

سلام.
ممنون برای بررسی خوبتون.
کاملا با شما موافق هستم. لحظه ورود سربازها وسط صحبت ری خیلی خوب بود اما بعدش همه چیز افت کرد.
یه لحظه فکر کردم اون هیولا طرف بچه هاست! آخه مستقیم رفت سمت سرباز ها و اصلا کاری به اون همه بچه که یه جا کنار هم نشسته بودن نداشت! بعدم که ری خیلی راحت اون هیولایی که سربازها نتونستن بکشنش رو کشت! (سربازهایی که قطعا کشتن هیولا ها رو تعلیم دیدن که تو قسمت نظامی مزرعه هستن!)

راستی نمی دونم چرا فکر می کنم یکی از اون شیاطین تو گوش ایزابلا وعده ی دیگه ای جز دادن ری بهش داد. شاید چیزی که ما ازش بی خبریم .
یاد اون پسری افتادم که تو خاطرات بچگی ایزابلا ساز می زد. ممکنه اون پسر زنده باشه و برای مزرعه کار کنه؟ و ممکنه اون پسر مینروا باشه؟ که الان شاید توسط شیاطین بازداشت شده و شیاطین وعده ی آزادی اونو همراه رفتن به دنیای انسان ها به ایزابلا دادن که خوشحال شد؟
البته همه این فرض ها در صورتی که مینروا فرد معتمد داستان باشه نه کسی که با مامان بزرگ همدسته!

با تمام نقص ها من انیمه رو به مانگا ترجیح میدم چون حضور یک آدم بزرگ کنار بچه ها اونم با شخصیت طنز از فضای دلهره آور داستان کم می کنه. باید ببینیم تو قسمت بعد چه اتفاقی میفته و امیدوارم ری و اما در مورد مینروا و این که می تونن بهش اعتماد کنن یا نه با هم حرف بزنن.

Maryam
مشترک
Maryam
4 ماه پیش

به نظرم از قسمت بعد همه چی خیلی جذاب تر میشه! منم مثل شما فکر می کنم که شیاطین به ماما گفتن می تونی با ری ازاد زندگی کنی و خب شاید ماما به نظر بی رحم بیاد اما هر چی باشه مادر است دلش به رحم میاد ! اما یک چیزی با عقل جور در نمیاد امکان ندارد شیاطین ماما رو به این راحتی ها ازاد کنن اونم با یک محصول درجه یک ! که من فکر می کنم ری نه تنها درجه یک است بلکه در بین نورمن و خودش و اما بهترین محصول است! خب ما فرض می کنیم سه تاشون در یک حد کیفیتی باشند ! همه می دونیم که نورمن با وجود اینکه خیلی باهوشه از لحاظ جسمی کمی ضعیفه! اما هم چون ماده است به این راحتی ها حرومش نمی کنن! می تونن یک ماما فوق العاده بشه ! بنابراین بهترین گزینه برای خوردن میشه ری! اما از طرفی این هم زیاد بعید نیست که واقعا بخواهند ماما و ری رو ازاد کنن چون ماما دیگه چیزی برای از دست دادن نداره! همون طور که تو این قسمت کاملا مشخص بود کاملا آماده مرگ بود ! از طرفی هم قطعا انگیزه زیادی برای زندگی نیاز داره! چه وعده ای بهتر از ری! تازه ماما هم دیگه نمیتونه مثل قدیم ماما خوبی براشون باشه !چون چیز هایی دیده و تجربه کرده که باعث میشه دیگه اون ادم سابق نشه! اما حالا جای ماما رو چطور پر کنن! خیلی ساده است با اما ! تازه اما حتی از ماما هم باهوش تره ! چون ماما نتونست بعد مرگ دوستش دوباره روحیه اش رو بدست بیاره و نتونست فرار کنه ! اما اِما تونست ! پس ری و ماما رو از دست می دهند و جاشون رو با اِما پر می کنند ! برای خوردن هم بقیه بچه ها هستن هرچی باشه شاید به پای اما و ری نرسند اما در هر صورت نسبت به بقیه مزارع بازم محصولات خوبی هستن ! و تو این چند وقت قطعا پیشرفت زیادی کردن ! و اگه ماما وارد کار بشه کار برای اما و ری خیلی سخت میشه چون ماما برگ برنده هایی داره که شیاطین نداشتن ! هم می تونه بچه هارو از روش روحی و احساسی تو فشار بگذازه که دیدیم تو فصل قبل اینکارو کرد ! و هم اینو می دونه که بچه ها برای نجات فیل و بقیه بر می گردند ! و یک برگه برنده دیگه که من احتمالش رو می دهم نورمن است ! نمی دونم چرا اما احساس می کنم نورمن تو قسمت بعد یا نهایتاً قسمت بعدش دیگه باید سر و کله اش پیدا بشه ! و بر اساس تصاویری که تو تیتراژ ها است به نظرم یک پرش زمانی کوتاه اتفاق میوفته احتمالا یا در حد چند ماه یا نهایتا یک سال به نظرم بیشتر نمیشه ! چون تا الان زمان خیلی ارام داره سپری میشه ! حدودا از فرارشون تا الان شاید یک ماه یا سه هفته گذشته باشه و یک سوالی ذهنم رو خیلی درگیر کرده اینکه چرا چهره مامان بزرگ رو هیچ وقت واضح نشون نمی دهند .!؟. آخ ببخشید خیلی طولانی شد 😅 از دستم در رفت !

آخرین ویرایش 4 ماه پیش by Maryam
shayantkk
مشترک
shayantkk
4 ماه پیش

ممنون از نقدتون و وقتی که میزارید…
من دیروز برای بار دوم این انیمه رو از اول تا این قسمت دیدم و یه نظریه ای برام شکل گرفت..
اگه یادتون باشه توی فلش بکی که فصل اول راجب ایزابلا دیدیم پسری بود که ساز میزد و بنظر من شباهت بسیااار زیادی به نورمن داشت..و همونجور که پیدا بود ایزابلا عاشق و شیفته این پسر بود
نظر من اینه که ایزابلا بخاطر شباهت نورمن به عشق سابقش ترتیبی داده که بتونه نورمن رو فراری بده یا حداقل کاری کنه که از خورده شدنش جلوگیری بشه…
این نظریه منه…و من فقط سریال رو میبینم و مانگا نخوندم

masiha
مشترک
masiha
4 ماه پیش

سلام خدمت شما. بررسی عالی بود خیلی ممنون. کاملا درست میگید اون بخش فرارشون خیلی ضعیف بود ولی اخرش که ایزابلا رو نشون دادن قشنگ بود.راستش من نمیدونم این که بچه ها مثل فصل قبل نقشه خاصی ندارن خوبه یا نه ولی خب مانگا اینجور نبود. بچه ها توی مانگا دقیقا میدونستن کجا برن و چیکار کنن. حالا شاید برای جذابیت داستان باشه که توی انیمه اینجور شده. باید صبر کرد و دید.