با بررسی قسمت چهارم فصل چهارم Rick and Morty همراه ما باشید. بررسی قسمت های قبلی رو هم میتونید از اینجا بخونید. ریک اند مورتی توی قسمت چهارم خودش بازهم سراغ شکستن کلیشه های یکی از ژانرهای محبوب رفته. ایندفعه فانتزی! 

کمی فکر کنید و ببینید توی فیلم ها و سریال های ژانر فانتزی، چه چیزهایی براتون اینقدر تکرار شده که تبدیل به کلیشه شده ولی مجبورید همچنان اون هارو رو تحمل کنید؟

موجودات جادویی شگفت انگیزی مثل اژدها که نهایت کارشون سواری دادن به انسان ها توی آسمون و یا نشون دادن نفس آتشینشونه؟ اگه هم کمی عقل داشته باشن و بتونن صحبت کنن میشن مثل اسماگ در سری فیلم های هابیت که عملا فرقی با یک اژدهای عادی نداره.

و یا استفاده از تلسم های خیلی ساده و تکراری که حتی جدیدا به سری هری پاتر هم نفوذ کرده و توی فیلم های fantastic beasts میبینیم که چوپدستی جادوگران اصلا فرقی با تفنگ های ساده نداره، فقط کمی پیشرفته تره و باهاش میشه اشیا رو هم از راه دور به حرکت در آورد.

چرا دیگه فانتزی خلاقانه تری مثل نارنیا یا سری اصلی هری پاتر نمیبینیم با وجود اینکه کلی کتاب با همون حد از خلاقیت منتظرن تا تبدیل به فیلم بشن؟

بررسی قسمت چهارم فصل چهارم Rick and Morty



احتمالا میتونیم بگیم که شرکت های سازنده دست افراد رو برای خلاقیت باز نمیزارن چون میخوان به فرمول های جواب پس داده پایبند بمونن. اما قسمت چهارم فصل چهارم Rick and Morty نشون میده که با کنار گذاشتن محافظه کاری، و تزریق خلاقیت میشه حتی موضوعات امروزی رو هم توی یک دنیای فانتزی قرون وسطی ای به تصویر کشید. همون کاری که توی این قسمت، سازندگان با ساختن جامعه ی اژدهایان انجام میدن.

خب، مثل اکثر قسمت ها، این قسمت هم از دو داستان تشکیل شده و همونطور که احتمالا تا حالا فهمیدید، داستان اول حول محور فانتزی و اژدهاست. طی اتفاقاتی مورتی از ریک قول گرفته که براش یک اژدها جور کنه. اما اژدهایی که گیر مورتی میاد اون چیزی نیست که معمولا میبینیم و انتظارش رو داریم.

برخلاف اژدهایان عادی، اژدهای مورتی حرف میزنه، عقل داره و تقریبا بجز شکلش هیچ فرقی با انسان ها نداره. این اژدها به نوعی برده ی مورتی به حساب میاد ولی مورتی که تجربه ی برده بودن و اجرای بی چون و چرای دستورات رو داره، و میدونه که اینکار چقدر دردناکه، خواستار یک رابطه ی دوستانه و برابره.

رابطه ای که بین اژدها و مورتی برقراره رو میشه به روابط برخی انسان ها با همدیگه هم تشبیه کرد که معمولا یک نفر همیشه سعی داره تصمیمات مهم رو خودش بگیره و حرف آخر رو خودش بزنه. توی این نوع روابط احتمال ظاهر شدن شخص سوم زیاده و در اینجا ریک نقش شخص سوم رو به عهده داره.

بررسی قسمت چهارم فصل چهارم Rick and Morty



ریک هم که همیشه از فقدان دوست واقعی رنج میبره به سرعت به اژدها نزدیک میشه. اما بعد از اینکه ریک و اژدها با هم درگیر رابطه میشن (خیانت اژدها به مورتی) جای فرد مظلوم عوض میشه و از نظر همه کسی که مظلومه مورتیه. در صورتی که مورتی نباید انتظار این رو داشته باشه که همچین رابطه ی یک طرفه ای با اژدها، مدت طولانی ای ادامه داشته باشه و دووم بیاره!

جالب اینجاست که قانون دنیای جادوگری هم حق رو به مورتی میده و جالبتر اینکه توی دنیای جادویی که اژدها از اونجا اومده، کلی اژدهای دیگه هستن که به خاطر خیانت محکوم هستن و از اژدهایان دیگه دوری میکنن. اما با اومدن مورتی، اژدهایان گناهکار متحد میشن تا ظلمی که بهشون میشه رو تموم کنن.

بریم سراغ ماجرای دوم که به نظرم از داستان اول هم جالبتر بود. بدون هیچ مقدمه ای جری گربه ای رو پیدا کرده که حرف میزنه و دلیلش هم مشخص نیست و گربه اصرار هم داره که دلیل صحبت کردنش رو به کسی نگه. مفهوم کلی داستان دوم اینه که خیلی چیزها وجود دارن که ندونستنشون خیلی بهتره تا اینکه بدونیم و تا ابد به خاطر دونستنش عذاب بکشیم.

توی دو جا سازندگان نشون میدن که حرفی که میخوان بزنن چیه. اول زمانی که گربه میگه میخواد به فلوریدا بره، جایی که مردم اون عادت به سوال پرسیدن ندارن. مردم فلوریدا در این قسمت خوشحال و خندان هستن و از غم دنیا فارغ! به خاطر اینکه سوالی نمیپرسن و کنجکاوی برای دونستن خیلی چیزها از خودشون نشون نمیدن. حتی با اینکه جلوشون یه گربه قرار داره که حرف میزنه، بازهم از اون درباره دلیل صحبتش نمیپرسن. و سازنده ها میگن که از مردم فلوریدا یاد بگیرید که توی کار دیگران دخالت نمیکنن!

بررسی قسمت چهارم فصل چهارم Rick and Morty



و  در آخر، فهمیدن دلیل صحبت گربه تاثیر وحشتناکی روی جری و ریک میزاره. جوری که ریک تا یک قدمی خودکشی میره. خود سازندگان هم با نشون ندادن دلیل صحبت گربه به ما، دارن با زبون بی زبونی میگن که از جری و ریک درس بگیرید و مطمئن باشید ندونستن خیلی چیزها از دونستنشون بهتره.

یک جا تاثیر خوب نپرسیدن به ما نشون داده میشه و جای دیگه تاثیر بد پرسیدن و میل به دونستن اسرار زندگی دیگران!

اما جدا از مفاهیم این قسمت، بازهم دلیل دیگه ای رو میبینیم که به ما میفهمونه ریک برای رفاه خانواده و دوستانش حاضره هرکاری انجام بده. ریک با پاک کردن حافظه ی جری از خاطره ی وحشتناک دلیل صحبت گربه، بهش این فرصت رو میده که دوباره با همون وضع قبلی زندگی کنه. و واقعا هم جری توی این وضع خوشحال تر از وضع قبلی خودشه که باز نشون میده به اسرار زندگی دیگران کاری نداشته باشید تا خوشبخت باقی بمونید.

برای جمع بندی بگم که قسمت چهارم فصل چهارم نه جزو بهترین قسمت های ریک اند مورتی قرار میگیره و نه جزو رده پایین ها (اگه رده پایینی وجود داشته باشه). قسمت چهارم طبق استاندارد های ریک و مورتی جزو قسمت هاییه که وظیفه خودش رو به خوبی انجام میده ولی پاش رو از وظیفش فراتر نمیزاره. البته داستان دوم با ماهیت رازآلودش و پایان شکه کننده و عالی خودش، روند عالی این فصل رو ادامه میده.

اما نمیشه فقط به خاطر داستان اول به این قسمت خرده ای گرفت پس مثل همیشه از ماجرای جدید ریک و مورتی لذت ببرید.

ممنون از اینکه با بررسی قسمت چهارم فصل چهارم Rick and Morty همراه ما بودید. حتما نظرات و پیشنهاداتتون رو از طریق بخش کامنت ها با ما در میون بزارید.

در ادامه بخوانید: