آیا من افسردگی دارم یا فقط ناراحتم؟
روانشناسی

آیا من افسردگی دارم یا فقط ناراحتم؟ 

در این مطلب می خواهیم در مورد تفاوت ناراحتی با افسردگی صحبت کنیم، با ما همراه باشید. غم و اندوه یک احساس انسانی است که همه افراد در برخی از مواقع زندگی احساس می کنند. احساس غم و اندوه یک واکنش طبیعی در موقعیت هایی است که باعث ناراحتی عاطفی یا درد و رنجش می شود. غم و اندوه درجات مختلفی دارد. اما مانند سایر احساسات، غم نیز موقتی است و با گذشت زمان محو می شود. از این جهت ناراحتی با افسردگی متفاوت است.



افسردگی یک بیماری روانی طولانی مدت است که عملکرد فرد را در زمینه های اجتماعی، شغلی و سایر زمینه های مهم مختل می کند. در صورت عدم درمان، علائم افسردگی ممکن است برای مدت طولانی ادامه یابد.

به خواندن ادامه دهید تا در مورد تفاوت ناراحتی با افسردگی بیشتر بدانید.

تفاوت ناراحتی با افسردگی

وقتی غمگین هستید، ممکن است احساس کنید همه چیز سیاه است، اما بعد از گذشت دقایق یا ساعاتی یا حتی یک روز می توانید بخندید و بعضی چیزها را رنگی و امیدوار کننده ببینید. افسردگی با غم و اندوه فرق می کند. احساساتی که در افسردگی خواهید داشت در تمام جنبه های زندگی تان تأثیر می گذارد. شاید لذت بردن از هر چیزی، از جمله فعالیت ها و افرادی که قبلاً از آنها لذت می برید، برایتان سخت یا حتی غیرممکن شود. افسردگی یک بیماری روانی است و نه یک احساس.

علائم افسردگی شامل موارد زیر است:

  • احساس مداوم غم و اندوه
  • تحریک پذیری
  • خستگی
  • تغییر در الگوهای خواب یا خوردن
  • مشکل در تمرکز
  • از دست دادن علاقه و اشتیاق به چیزهایی که قبلاً لذت بخش بودند
  • احساس گناه عمیق و بی دلیل
  • علائم جسمی مانند سردرد یا درد بدن که علت خاصی ندارند
  • احساس بی ارزشی
  • افکار مداوم در مورد مرگ
  • افکار یا اقدامات خودکشی

وقتی ناراحت هستید احتمالا برخی از این علائم را تجربه می کنید، اما نباید این علائم بیش از دو هفته ادامه یابد. افکار خودکشی نشانه افسردگی است نه غم و اندوه. اگر بیش از دو هفته احساس غم کردید، با با یک روانشناس یا روانپزشک مشورت کنید. و در صورت داشتن افکار خودکشی، با خدمات فوریت های پزشکی تماس بگیرید.

چه افرادی بیشتر در معرض خطر افسردگی هستند؟

فرقی ندارد که خانم یا آقا هستید و در چه سنی هستید، حتی فرقی هم نمی کند که اهل کدام قوم و کشور هستید یا وضعیت اقتصادی اجتماعی تان چگونه است، افسردگی ممکن است هر کسی را درگیر کند.

عوامل خطر زیادی برای افسردگی وجود دارد. اما داشتن یک یا چند عامل خطر به معنای داشتن افسردگی نیست. عوامل خطر شامل موارد زیر است:

  • آسیب های اولیه کودکی یا نوجوانی
  • عدم توانایی در مواجهه با یک واقعه ی ویران کننده، مانند مرگ کودک یا همسر یا هر موقعیتی که باعث درد شدید شود
  • عزت نفس پایین
  • سابقه خانوادگی بیماری روانی، از جمله اختلال دو قطبی یا افسردگی
  • سابقه سوء مصرف مواد یا الکل
  • عدم پذیرش گرایش جنسی یا مشکلات جنسی از طرف خانواده یا اجتماع
  • مشکل در انطباق با مشکلات پزشکی مانند سرطان، سکته مغزی، درد مزمن یا بیماری های قلبی
  • مشکل در سازگاری با تغییرات بدن به دلیل آسیب فاجعه بار مانند از دست دادن یک اندام یا فلج
  • تاریخچه اختلالات سلامت روانی قبلی، از جمله بی اشتهایی عصبی، بولیمی، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) یا اختلال اضطراب
  • عدم وجود سیستم حمایتی، مانند دوستان، خانواده یا همکاران

افسردگی عارضه جانبی احتمالی برخی داروها هم می تواند باشد. اگر نگران هستید که دارویی که مصرف می کنید روی روحیه شما تأثیر بگذارد، آن را با پزشک خود در میان بگذارید. برخی از داروهایی که ممکن است باعث افسردگی شوند عبارتند از:

  • مسدود کننده های بتا
  • کورتیکواستروئیدها
  • داروهای هورمونی
  • استاتین ها، داروهایی هستند که برای درمان کلسترول بالا استفاده می شوند.

تغییر در سبک زندگی تان می تواند بسیار کارساز باشد!

  • با افراد دیگر ارتباط برقرار کنید. با دوستان و آشنایان تماس بگیرید، یک کلاس یا باشگاهی که دوست دارید ثبت نام کنید.
  • هر روز برای فعالیت هایی که از آنها لذت می برید وقت بگذارید.
  • نمایش ها یا فیلم های خنده دار تلویزیونی را تماشا کنید، یا یک کتاب سرگرم کننده بخوانید که غمگین نباشد.
  • درگیر فعالیت های بدنی یا ورزش شوید.
  • اگر عاشق حیوانات هستید، هر روز برای آنها وقت بگذارید.
  • با استفاده از دارو، مواد یا الکل خود درمانی نکنید.
  • با تلاش برای سالم غذا خوردن و به اندازه کافی خوابیدن با خود مهربان باشید.
  • اگر در خوابیدن مشکل دارید، قبل از خواب مدیتیشن کنید یا حمام گرم کنید.
  • زندگی تان را به بهترین شکل ممکن ساده کنید.

اگر دچار افسردگی هستید، تغییر شیوه زندگی می تواند به شما کمک کند احساس بهتری داشته باشید. اما احتمالا این تغییرات کافی نخواهند بود و باید از متخصصان بهداشت روان کمک بگیرید.

در ادامه بخوانید:

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

بخش های ضروری علامت گذاری شده اند *