معرفی سریال Bridgerton

با معرفی سریال Bridgerton در خدمت شما هستیم. سریال بریجرتون به یکی از پرطرفدارترین سربال های نتفلیکس تبدیل شده است. اما آیا سریال Bridgerton ارزش تماشا دارد؟ در ادامه اطلاعاتی کلی درباره سریال را ارائه می کنیم و سپس به سراغ معرفی و بررسی کلی سریال می پردازیم.

کارگردان: کریس ون دوسن

ژانر: عاشقانه/تاریخی/آلترناتیو تاریخی/ ریجینسی رومنس(دوره قرن 18 میلادی)

اقتباس از: رمان های بسیار پرفروش جولیا کویین به همین نام.

بازیگران: فیبی دینور، رگه-جین پیج، نیکولا کافلن

در نگاه منتقدین: راتن تومیتوز 90% و IMDB 7.4

درواقع منتقدین راتن، استقبال خوبی از سریال داشتند اما کاربران IMDB حسابی از سریال شاکی بودند.

سریال Bridgerton

معرفی سریال Bridgerton

سرویس استریم محور نتفلیکس، سالهاست که به عنوان غول این صنعت شناخته میشود. در واقع مدیران این شرکت با اتخاذ اقتصادی ترین تصمیمات ممکن، برای جلب نظر مخاطبان به اندازه تصمیمات کوین فایگی و شرکت مارول موفق بوده اند(حتی شاید بهتر از آنها). بنابراین هرسال و هر ماه با انتشار یکی از آثار این کمپانی استریم محور، میلیون ها کاربر به صورت قانونی و غیر قانونی اقدام به تماشای آنها میکنند، زیرا فارغ از کیفیت آنها به هرحال برند نتفلیکس روی هر اثری، باعث دیده شدن چندین برابر آن میشود.


همچنین بخوانید: چرا نباید گیم اف ترونز را ببینیم؟


حال جدیدترین اثر آنها در مدیوم تلویزیون “بریجرتون” نام دارد که از روی کتابهای پرفروشی به همین نام به نویسندگی”جولیا کویین” ساخته شده است. بنابراین به خودی خود این خبر بسیار هیجان انگیز است، هر نویسنده ای آرزویش این است که مانند جولیا کویین بنویسد، اما سریال تا کجا موفق میشود این هیجان را پاسخ دهد؟ آیا بریجرتون ارزش تماشا دارد؟ در این مطلب، برای هربخش از این سریال معرفی کوتاهی ارائه میکنیم تا به شما نسبت به تصمیمتان برای تماشا کمک کنیم.

“بریجرتون” جزو پربیننده ترین سریال های نتفلیکس است

داستان و تم کلی سریال Bridgerton

داستان سریال به خانواده بریجرتون و فرزندان آنها میپردازد، و به خصوص دافنه (دختر بزرگ خانواده)، که برای اولین بار وارد مسابقات “ازدواج ریجنسی” میشود و در آنجا عاشق فردی میشود که جرقه داستان را رقم میزند. درواقع با همین خلاصه داستانی میشود تم کلی سریال را حدس زد: عاشقانه و درام با چاشنی فضای تاریخی. بنابراین بگذارید همینجا فیلتری را اعمال کنم: اگر طرفدار ژانر عاشقانه و درام مخصوصا در یک دوره تاریخی نیستید این سریال مناسب شما نیست. بگذارید یک اخطار هم بدهم: اگر از سریال هایی با سکانس های بزرگسالانه متنفرید، خب اصلا وقتتان را تلف نکنید، به جای آن من به شما سریال “گامبی وزیر” را پیشنهاد میکنم.


همچنبن بخوانید: بهترین سریال های 2020 ؛ بهترین سریال هایی که فصل اولشان در 2020 منتشر شد!


حالا اگر از فیلتر به سلامت گذشتید به تم کلی سریال میرسیم. سریال Bridgerton به خوبی موفق شده داستانی عاشقانه را در فضایی تاریخی در شهر لندن به تصویر بکشد، البته اگر انتظاراتتان را از رومنس سریال کم کنید قطعا این سریال شما را سرگرم میکند ولی اگر با مشکلات متعدد این گونه آثار (که صد البته شامل این سریال هم میشود) نمیتوانید کنار بیایید، پس باید انتظار یک سریال متوسط عاشقانه را داشته باشید: نه کمتر و نه بیشتر.

ژانر عاشقانه به عنوان ژانری شناخته میشود که گستره اش از عاشقانه های تینیجری تا عاشقانه های بزرگسالانه را شامل میشود، خب بریجرتون دقیقا در لبه این پرتگاه است، گاهی داستان آنقدر احمقانه جلو میرود که به عاشقانه های متوسط تینیجری تنه میزند و اندک لحظاتی نیز شامل سکانس های معناداری میشود. بنابراین سریال در تم کلی داستان اش مشکلات عدیده ای دارد، اما اگر صرفا به دید یک سریال وقت پرکن به آن نگاه کنید تا حد زیادی موفق به جلب نظر شما میشود، در غیر این صورت با تماشای آن ممکن است آنچنان که باید از آن لذت نبرید.

موسیقی سریال Bridgerton 

موسیقی سریال اگرچه با قاطعیت از تم داستانی قوی تر و باکیفیت تر است اما باز هم شاهد اختلاف نظر و سلایق در آن هستیم. در یک سریال عاشقانه آن هم اگر در یک دوره تاریخی باشد، موسیقی باید در حال و هوای همان دوران باشد، درواقع این امر از ملزومات است، به عنوان مثال در اثری مانند “میان ستاره ای” ما انتظار موسیقی رعب آور و مرموز در پس زمینه و موسیقی حماسی و امبینت در لا به لای سکانس های فیلم را داریم، اما به یکباره موسیقی الکترونیک در سکانس های اکشن فیلم پخش میشود!

بنابراین همه چیز مخصوصا موسیقی یک سریال یا فیلم، قواعد خاص خودش را دارد پس ما از بریجرتون به عنوان یک اثر رومنس تاریخی، انتظار موسیقی هایی در همان حال و هوا داریم، اما واقعا چه اتفاقی می افتد؟ اینجا است که خط قرمز بزرگی بین مخاطبان کشیده میشود، و آن هم تصمیم سازندگان برای استفاده از آهنگ های خوانندگان مشهوری مانند “بیلی ایلیش” و “آریانا گرانده” به صورت کلاسیک آن است!


همچنین بخوانید: بهترین فیلم های عاشقانه 2020 که حتما باید ببینید!


این مورد میتواند به اندازه یک بمب هسته ای فاجعه بار باشد، درواقع موسیقی به کار گرفته شده در این سریال خوب است اما تا وقتی که سروکله “آریانا گرانده” و “بیلی ایلیش” و چند تا از تینیجری ترین خوانندگان این روزهای آمریکا و جهان پیدا نشده است. درواقع در این بخش یا از سریال متنفر خواهید شد (فقط در این بخش به خصوص) و یا عاشق این خلاقیت سازندگان میشوید، البته اگر بشود اسم آن را خلاقیت گذاشت (اصلا به کمپین تبلیغاتی ربطی ندارد!). اگر در جبهه مخالفین باشید (مانند خود من) در همان سکانس های آغازین با خود میگویید: مگه اصلا بیلی ایلیش کی هست که بخوام موسیقی اش رو به صورت کلاسیک هم گوش بدم؟

به عنوان مثال ترک “آدم بده (Bad Guy)” که ترک بسیار مشهوری از بیلی ایلیش خواننده نوجوان آمریکایی است،   ادیت آن به صورت کلاسیک و در حال و هوای قرن 18 انگلیس ممکن است اصلا به برخی سلایق خوش نیاید. البته باید این نکته را هم متذکر شد که منظور از ریمیکس کلاسیک آهنگ های هنرمندان مشهور فعلی جهان، تنها مربوط به ملودی اینگونه ترک ها میشود و به عنوان مثال صدای بیلی ایلیش در این آهنگ ها غایب است.

بنابراین به عنوان جمع بندی این بخش باید گفت دوحالت برای شما پیش می آید: اول اینکه اگر به آثار این چنین هنرمندانی علاقه دارید و حتی در پلی لیست خود نیز آنها را گوش میدهید پس اصلا برای شما مشکلی پیش نمی آید و حتی لذت بیشتری نیز در موسیقی به کار رفته در سریال میبرید، دوم اما اگر این چنین خوانندگان، جزو هنرمندان محبوب شما نیستند یا اصلا موسیقی پاپ تینیجری آمریکایی را نمیپسندید، خب قرار نیست از این بخش لذت خاصی ببرید. در مجموع بخش موسیقی سریال کاملا سلیقه ای است و همچنین ساندترک های متن به کاررفته در سریال هم کیفیت متوسطی دارند و نکته مهم درباره این سریال این است که تا به حال کسی به این موسیقی ها اعتراضی نداشته است.

لیست ترک های ریمیکس شده در سریال Bridgerton

“thank u, next” by Ariana Grande

“Girls Like You” by Maroon 5

“In My Blood” by Shawn Mendes

“bad guy” by Billie Eilish

“Love Yourself (Short Reprise)” by Sufjan Stevens

“Strange” by Celeste

“Wildest Dreams” by Taylor Swift

“The End” by JPOLND


همچنین بخوانید: بهترین مینی سریال های دهه اخیر که حتما باید ببینید!


طراحی لباس و صحنه سریال Bridgerton 

سریال Bridgerton

در این بخش، سازندگان واقعا سنگ تمام گذاشته اند و شاهد تنوع خوبی از این لحاظ در سریال هستیم. از دکوراسیون داخلی خانه ها تا معماری و فضای عمارت های اشرافی لندن قرن 18، همگی در خدمت سریال به کار گرفته شده اند. محیط جریان یافته در سریال محیط خاصی است و شامل هزینه های بسیار زیادی برای  ساخت مواردی چون دکوراسیون و طراحی لباس میشود(این سریال با بودجه ای 9 رقمی ساخته شده است). طراحی لباس نیز به خوبی دکوریشن سریال است و از این لحاظ نیز مشکلی وجود ندارد. پس با همین توضیحات، خیالتان از این بخش راحت باشد.

رومنس و فیلمنامه سریال Bridgerton 

اما مهم ترین بخش این سریال، فیلمنامه و داستان های عاشقانه بین شخصیت ها است. آیا این سریال موفق میشود تا با تمام نکات مثبت و منفی دیگرش حداقل در فیلمنامه و رومنس، شما را سرگرم کند؟ خب جواب به این سوال برای مورد اول یک “نه” خیلی بزرگ است و برای مورد دوم، “به هیچ وجه”.

سریال بریجرتون، سریالی است که در لبه پرتگاه است. از طرفی موسیقی به کار رفته در آن برای طیف زیادی جذاب است، داستان پشت آن از یک نویسنده مشهور است و در آخر یک محصول گران قیمت از نتفلیکس است که در محیطی تاریخی جریان دارد و پتانسیل فوق العاده ای برای ارائه یک داستان عاشقانه خوب را دارد. اما از آن طرف، فیلمنامه بسیار ضعیفی دارد، بازیگران بیش از اندازه مصنوعی هستند، در ارائه یک داستان عاشقانه به بن بست میخورد و در نهایت تبدیل به سریال یکبار مصرفی میشود که فقط از دو چیز برای جلب توجه مخاطب استفاده میکند: سکانس های مکرر بزرگسالانه و ساندترک‌های کلاسیک شده خوانندگان مشهور.


همچنین بخوانید: بررسی سریال Ozark ؛ آبی‌ترین سریال تلویزیون!


فیلمنامه سریال بریجرتون آنقدر ضعیف است که حتی به سختی میتوان به آن فیلمنامه گفت، سازندگان سریال به شکلی تمام زحمات نویسنده اصلی کتابها را برای جذاب نگه داشتن داستان به هدر داده اند که حد ندارد. شخصیت اصلی با نام “دافنی” به عنوان کسی در کتابها شناخته میشود که هم طناز خوبی است و هم فرد با وقاری به تصویر کشیده میشود. معشوقه وی “سایمون”، خصوصیات مردانه جذابی دارد که داستان را در هیجان نگه میدارد اما در سریال دافنی به عنوان دختری نادان و اعصاب خردکن و همچنین قابل دسترس برای همه مردان به تصویر کشیده میشود، سایمون را نیز اجازه بدهید تا نگویم. رومنس سریال نیز وضعیت مشابه ای دارد، سازندگان با خودشان فکر کرده اند که چگونه یک داستان عاشقانه پرتنش را خلق کنند، و به این جواب رسیده اند: سکانس های متعدد بزرگسالانه.

یکی از مشکلات سریال همین اینگونه سکانس های غیر قابل هضم و غیرضروری است، ما در طول سریال هیچ گونه رفتار منطقی از سوی شخصیت ها نمیبینیم اما تا دلتان بخواهد سریال پرشده است از این سکانس های غیرضروری. بنابراین تنها ایده سازندگان برای رومنس سریال، سکانس های بزرگسالانه ای بوده که به هیچ دردی نمیخورند. از این هم نگویم که کمپانی نتفلیکس دعوای حقوقی را هفته پیش بر علیه چندتا از سایت های به خصوص تنظیم کزد به این دلیل که آن سایت ها بدون اجازه نتفلیکس این سکانس ها را در بستر سایت های خود منتشر کرده بودند.

در مجموع سریال بریجرتون در چند کلمه کوتاه سریال یکبار مصرفی است، اگر سریال یکبار مصرف و صرفا سرگرم کننده میخواهید این سریال جدیدترین گزینه موجود است اما اگر رومنس و فیلمنامه برای شما در اولویت است و حفره های داستانی و ضعف فیلمنامه و تم عاشقانه یک سریال را قبول نمیکنید، به هیچ وجه سمت این سریال نروید!

آیا این سریال را تماشا کرده اید؟ نظر شما چیست؟ مثل همیشه نظرات خود را با ما درمیان بگذارید.

در ادامه بخوانید:

مقایسه گیم آف ترونز با ویچر ؛ پنج موردی که گیم آف ترونز بهتر عمل کرده! 

7 سریال شبیه چرنوبیل ؛ فجایعی واقعی!