پربازدیدترین ها
انیمه و انیمیشن

بررسی قسمت ۱۷ و ۱۸ فصل دوم انیمه Re:Zero آزمون 

*فورتونا: زندگی در این دنیا راحت نیست، ولی میدونم امید وجود داره. مطمئنم که هست.*

سلام به همه خوانندگان بخش انیمه مجله وارونه. امروز با بررسی قسمت ۱۷ و ۱۸ فصل دوم Re:Zero خدمت شما هستیم! البته شما میتوانید کل بررسی‌های Re:Zero kara Hajimeru Isekai Seikatsu یا سایر بررسی‌های انیمه‌ای رو در مجله اینترنتی وارونه مطالعه کنید. خب هنوز که هنوز هیچ اپنینگ یا اندینگی ندیدیم. در پایان هر دو قسمت، فقط یه آهنگ پخش شد که واقعا قشنگ بود. ولی اندینگ حساب نمیشه.

من فکر میکنم اپنینگی هم که قراره بیاد باید راجع عمارت باشه. یعنی قسمت ۷ میرسیم بهش؟! طبق پوستر باید تمرکز اصلی روی عمارت باشه. چون هنوز کلی رمز و راز وجود داره که ما بیخبریم. تازه ۵ قسمت گذشته و سوبارو هنوز نمرده. راستش هنوز هضمش نکردم. یه حسی بهم میگه اینا آماده سازی برای غافلگیری‌های خیلی بزرگ هستش. نکات پایانی آخر متن رو هم یادتون نره!


نگاه کلی به قسمت ۱۷ و ۱۸ فصل دوم انیمه Re:Zero Starting Life in Another World

خب باید بگم انیمه ریزیرو قسمت به قسمت داره بهتر میشه. کلی حقایق جالب برای ما توی این دو تا قسمت روشن میشه. به همراه کلی سوال جدید.

یکی دیگه از ویژگی های جالب داستانی ری زیرو این هست که گذشته کارکترها رو در قالب آزمون به ما ارائه میکنه. نه فلش بک یا تعریف کردن مستقیم توسط کارکتر. قسمت ۱۷ و ۱۸، سه تا شخصیت مهم و نسبتا جدید، یعنی فورتونا، جیوس و آرچی به ما معرفی میشه که جلوتر راجع بهش صحبت میکنم.

در مجموع کارگردانی و موسیقی مثل همیشه در حد عالی بود. صداپیشه‌ها خیلی به شخصیت پردازی کمک کردن و این خیلی جالب توجه هستش. مثلا صداپیشه فورتونا کلمه‌ی “سوگوکو=خیلی” رو با یه لحن خاص میگه و این کلمه رو میکشه.

انصافا هم موسیقی‌ای که برای مبارزه جیوس و اسقف طمع تدارک دیده شده بود، حرف نداشت. هر چند به گوشم آشنا بود. ازش خیلی خوشم میاد.


مطالب توصیه شده پیش از بررسی قسمت ۱۷ و ۱۸ فصل دوم انیمه انیمه شروع زندگی از صفر در دنیایی دیگر Re:Zero kara Hajimeru Isekai Soeikatsu


اکیدنا

قسمت ۱۷ و ۱۸ فصل دوم Re:Zero Starting Life in Another World

اکیدنا علاوه بر با شخصیت بودنش، مشکل زیادی هم با امیلیا داره. اگه فقط امیلیا باعث شده که مهر بشکنه و همه یخ بزنن، خب بخاطر سن کمش تو اون زمان بوده‌. این همه نفرت باید دلیل دیگه‌ای داشته باشه به نظر من.

تازه اکیدنا به امیلیا میگه من صرفا از زجر کشیدنت خوشحال خواهم شد. خب طبیعتا این حرف نویسنده داستان به کارکترهاست. فکرشو بکنین یه روزی این نویسنده و ایسایاما نویسنده اتک، با هم یه داستان بنویسن. مطمئنم داستان لطیف و پرشکوهی میشه. البته برای یک سادیسم! یه داستانی میشه که در حین اینکه ارن بخاطر تایتان شدن از حلق و چشم‌هاش خون میریزه بیرون، یهو میاد اول داستان و بازهم مرگ همه رو میبینه!

طبق قسمت ۱۸ انیمه Re:Zero گارفیل اصلا ساحره رو ندیده. یعنی اکیدنا خودشو به همه نشون نمیده‌. آیا دلیل خاصی وجود داره؟! چرا سوبارو اکیدنا رو دیده؟ یعنی سوبارو اینقدر شخصیت مهمی هستش؟


امیلیا

قسمت ۱۷ و ۱۸ فصل دوم Re:Zero Starting Life in Another World

امیلیا تا اینجا که من دیدم اصلا ذات بدی نداره. بچگی‌هاش هم واقعا کاوایی بود! اما امیلیا به دلایلی در بچگی همیشه توی یک اتاق تنهایی بازی میکرده. توی انیمه بهش گفت اتاق شاهزاده. یعنی امیلیا شاهزاده‌ای چیزی هستش؟ خود امیلیا میگه که پدر و مادر واقعیم اینقدر سرشون شلوغ بود، که برای من وقتی نداشتن. ولی مهمترین چیز اینه که پدر و مادر امیلیا کجا بودن و چکار میکردن؟! یعنی الان هم زنده هستن؟ من خیلی شک دارم. شاید فورتونا هیجوقت فرصت نکرده یا دلش نیومده واقعیتو به امیلیا بگه.

امیلیا برعکس الانش، بچگی‌های شیطونی داشته. در حال حاضر هم یه شخصیت محکم و قوی شده که هنوزم مهربونه و نگران بقیه‌ست. امیلیا استعداد داشته تا یه کاربر روحی بشه. البته طبق گفته جیوس. اما این کاربرهای روحی دقیقا چه شرایطی باید داشته باشن؟ فکر نمیکنم انیمه تا الان گفته باشه.

خدافظی امیلیا و فورتونا هم خیلی دردناک بود. یه سوالی رو هم امیلیا مطرح میکنه. اونم اینه که برای چی این اتفاقا افتاد؟ بخاطر اینکه من از اتاقم بیرون رفتم؟ مشخصه بخاطر احساسات بچگونه‌ش این فکرو کرده‌. ولی واقعا عامل این اتفاقات چی بوده؟ ممکنه همینی که امیلیا میگه دلیلش بوده؟ شاید واقعا نمی‌بایست بیرون بیاد.


فورتونا

طبق گفته فورتونا به نظر میرسه محافظت از مهر توی جنگل خیلی موضوع مهمی بوده. در ضمن فورتونا میگه اگه قرار بود بدترین حالت پیش بیاد هیچ وقت نمیتونستم با برادر و خواهرم روبه رو بشم. خب از این حرف چند تا نکته رو میشه فهمید.

۱. فورتونا مسئول محافظت از مهر بوده.

۲. آیا پدر امیلیا الف بوده و مادرش انسان. یا هر دو نیمه الف بودن؟

۳. پدر امیلیا و همینطور فورتونا بین الف‌ها مهم بودن. ولی چرا؟

یک نشان هم جلوی لباسش هست که همه الف‌ها نداشتن. این نشان چیه؟! آیا مخصوص افرادیه که قدرت خاصی دارن یا از خانواده خاصی هستن؟

یه مورد دیگه‌م هست. قبلا توی انیمه گفته شده بود غیر از امیلیا، یه الف مو نقره‌ای با چشم‌های همین رنگی بوده که ساحره حسادت بوده. خب اولا ما هنوز نمیدونیم چرا ساحره‌ی حسادت اینقدر ترسناک و منفوره. دوما آیا فورتونا واقعا ساحره حسادت هستش؟ ممکنه!

البته حواسمون باشه که اگه ساحره بود توی قسمت ۱۸ باید میزد همه رو پودر میکرد. ولی در مقابل اون اسقف و ساحره، شانس زیادی نداشت.

یادتون هم باشه که ساحره حسادت بقیه ساحره‌ها رو میکشه. اما در قسمت ۱۸ ما ساحره تکبر رو دیدیم. پس یعنی هنوز ساحره حسادت بقیه رو نکشته. و اصلا چرا هم بعدش بقیه رو میکشه؟ کینه داشته؟ خشم داشته؟ مسابقه‌ای در کار بوده؟ یا مثلا مقامی؟

فورتونا مشخصا مدت زیادی زندگی کرده. همینطور جیوس. چه چیزی باعث شده عمر اینا اینقد زیاد باشه؟ اگه دلیل عمر طولانی فورتونا الف بودنش باشه (طبق یه سری فیلم ها الف‌ها زیاد عمر میکنن)، دلیل عمر طولانی جیوس چی بوده؟! اینکه یک روح هستش؟!!!

همچنین فورتونا به امیلیا قول داد بعدا راجع پدر و مادرش بهش بگه. ولی فکر کنم هیچوقت محقق نشد. هر چند قول بین جیوس و امیلیا برای دیدار دوباره محقق شد. طبق این حرف این احتمال رو هم میشه داد، که پاک همون فورتونا باشه. هر چند خودم با این احتمال موافق نیستم.

البته نادیده نگیریم که فورتونا علاوه بر اینکه قول داد برای همیشه کنار امیلیا میمونه، اونو لیا خطاب کرد. مثل پاک که به امیلیا میگه لیا. تازه پاک گفت هیچکس بیشتر از من عاشقت نیست! درست مثل فورتونا. حالا یه احتمال کمرنگی هم میاد وسط که شاید پاک و فورتونا و ساتلا یک نفر باشن!

این احساسی هم که بین جیوس و فورتونا هست به زیبایی تمام نشون داده شد. و واقعا دردناک بود. خیلی ناراحت کننده بودش.


جیوس

جیوس همونطوری که قسمت ۱۸ فصل دوم انیمه Re Zero میگه و از ظاهرش هم معلومه، همون پتلگیوس یا اسقف اعظم تنبلی هستش. توی این قسمت‌ها یه آدم طبیعی و متعادل به نظر میاد که عاشق فورتونا هست. طبق گفته خودش انگار فورتونا تنها چیزی هست که داره.‌اما پتلگیوسی که قبلا دیده بودیم یک شخصیت روان‌پریش بود که مدام داد میزد عشق!

به نظرم تنها دلیلش این میتونه باشه که فورتونا رو از دست داده. یعنی احتمالا فورتونا مرده و جیوس از دستش داده. همین درد باعث شده که تبدیل به یه شخصیت روان‌پریش بشه.


برای دیدن ویدیوهای باحال انیمه می تونید، کانال نماشا، یوتوب و اینستاگرام انیمه مجله وارونه رو دنبال کنید.

جیوس خیلی به فورتونا و جنگل کمک میکرده. ولی چرا؟ اصلا این کمک‌ها رو از کجا میورده؟! اگه دقت کرده باشین یکی از کاندیدهای پادشاهی ظاهرش بسیار شبیه جیوس هستش. یعنی ممکنه نسبت خونی داشته باشن؟ شاید جیوس از یه خانواده مهم و اشرافی بوده.

جیوس میگه اینکه مجبورتون میکنیم تو همچین جای پردردسری زندگی کنین، اشتباهه! خب دقیقا چه اتفاقی افتاده که الف‌ها رو مجبور به زندگی در جنگل کردن؟ طبق سینمایی پیوند یخی، یکی به امیلیا گفت “جنگ نیمه انسان‌ها رو شما باختید.” خب میشه اینطور گفت که شاید فورتونا هم نیمه انسان باشه. احتمالا اینا جنگ رو که باختن، یه سری چیزا مثل محل زندگی بهشون تحمیل شده و یه سری حقوقی رو هم از دست دادن. امیدوارم در آینده یه فلش بک از این جنگ داشته باشیم حداقل. حتی کوتاه.

جیوس زیاد هم احوال امیلیا رو میگیره. خب مشخصا امیلیا شخص مهمی هستش. یعنی حساب ویژه‌ای روش دارن. ولی چرا اجازه نمیدن که امیلیا رو ببینه‌. اصلا چرا جیوس اسقف اعظم بوده و چطوری به این مقام رسیده؟!

«گناهکاری مثل من هیچوقت نمیتونه بیشتر از این چیزی بخواد.»

این چیزی هستش که جیوس گفت. یعنی ممکنه اسقف‌های اعظم واقعا گناهی مرتکب میشن که بعدا اسقف میشن؟! یا دلیل دیگه‌ای پشتش هست؟! یه چیز دیگه هم هست. چرا جیوس وقتی امیلیا رو میبینه میزنه زیر گریه؟ بخاطر علاقه شدید اسقف‌ها به ساحره هاست؟ یعنی امیلیا از بچگی قرار بوده ساحره بشه؟! ممکنه.

مهمترین چیزی جیوس گفت این بود: من خیلی وقته فورتونا ساما رو میشناسم. از وقتی پدر و مادر شما……. ولی فورتونا حرفشو قطع میکنه. یعنی پدر و مادر امیلیا کار مهمی کردن یا اتفاق بدی براشون افتاده و فورتونا نمیخواد امیلیا بدونه؟! این خیلی مبهمه کلا.

البته یه جا اسقف طمع بهش میگه به عنوان یه روح بی ارزش خیلی مغروری! یعنی همه اسقف‌ها روح هستن؟ چجوری شکل انسانی دارن و این شکلو نگه میدارن؟ اگه یادتون باشه پاک هم بعد از مدتی خسته میشد. با این حساب طرز کار اسقف‌ها چی هستش؟

«اگه از اون قانون خوشت نمیاد پس با کلیسا راجع بهش حرف بزن.»

خب این کلیسا دقیقا کجاست و رئیسش کیه. قوانین رو چه کسی و بر چه اساسی گذاشته؟ البته یه حدسی میزنم. توی انیمه، جیوس اسم فلوگل ساما رو آورد. احتمالا رئیس کلیسا صاحب این اسم باشه.

اسقف اعظم طمع به جیوس گفت “امکان نداره توسط عامل ساحره انتخاب شده باشی ولی میچسبی بهش اونم بدون در نظر گرفتن هزینه‌ای که لازم داره؟”

عامل ساحره چیه اولا؟ دوما هزینه؟ چه هزینه‌ای؟ ممکنه که سوبارو توسط عامل ساحره انتخاب شده باشه؟ ممکنه سوبارو هم هزینه‌ای داده باشه یا قرار باشه که پرداخت کنه؟ اینو هم طبق قسمت‌های قبلی میگم که عامل تنبلی در سوبارو فعال شد.


آرچی

قسمت ۱۷ و ۱۸ فصل دوم Re:Zero Starting Life in Another World

خب آرچی از همون قسمت ۱۷ نظرمو جلب کرد. من حس میکنم شخصیت مهمی هستش. یه حدس قوی هم میزنم که آرچی همون پاک هستش! همینطور آرچی یه نشان روی لباسش داشت که عین همون روی لباس فورتونا بود. همونطور که قبلا گفتم، ممکنه این نشان یه نشان خانوادگی باشه؟! یا نشان دهنده یه موقعیت خاصی اجتماعیه؟

همینطور فورتونا به آرچی میگه «هنوز یه کم زوده ولی ماموریت ساکنان جنگل رو به تو میسپارم!» اولا خب آرچی آدم مهمی بوده. دوما دقیقا ساکنان چه مسئولیتی داشتن؟ ممکنه مسئولیت محافظت از مهر باشه؟ یا وظیفه دیگه‌ای داشتن؟


ریوزو میر و ریوزو شیما

خب ریوزو شیما بخاطر اینکه جایگزینی نداره، داره تحلیل میره و خدا بیامرز میشه. حالا این وسط تصمیم میگیره تا یه رازو برملا کنه. رازی راجع به زمانی که هنوز پناهگاه ساخته نشده بود. مشخص میشه که ریوزو قبلا توی این دهکده بوده و با بئاتریس و رزوال رو به رو میشه.

«در نظر کسی که اون موقع زنده نبود، ممکنه ساحره خیلی دور از دسترس به نظر برسه.» ریوزو میر اون زمان زنده نبود؟ به نظر میرسه هنوز با ریوزو میر کار داشته باشیم. خلاصه من کلی سوال تو ذهنم ایجاد شده که ممکنه بخاطر فراموشی باشه اصلا.

۱. یکی اینکه ریوزو میر اصلا هیچوقت زندگی کرده یا حالت انسانی داشته؟

۲. این ازمایشات جاودانگی اخرش به چی ختم شد؟

۳. ریوزو میر اون زمان زنده نبود و الانم نیست. پس چرا توی یه کریستال حبس شده و ازش محافظت میشه!؟

پناهگاه بعدها فرو میپاشه و دلیل اصلی ایجادش مشخص میشه! خب من فکر میکردم دلیل اصلی ایجادش آزمایشات جاودانگی بوده. با این حساب من فکر میکنم خود رزوال هم جزئی ازش بوده. ممکنه رزوال هم جاودانه شده باشه؟! پس چجوری نسل‌هاست که زندگی میکنه.

جدای از اینها، من فکر میکنم که شیما قبل از تموم شدن حرفش بمیره. از این نویسنده بعید نیست برای لطف به مخاطب دست به چنین کاری بزنه.


رزوال

قسمت ۱۷ و ۱۸ فصل دوم Re:Zero Starting Life in Another World

یه نکته که مطمئنم دقت نکردین. رزوالی که نشون داد، رنگ دو تا چشمش مثل هم و هر دو آبی بود! چطور چنین چیزی اتفاق افتاده؟ چرا رنگ چشماش عوض شده؟ خودمم خیلی اتفاقی متوجهش شدم. در واقعی وقتی که چشمک زد یهو یادم اومد. ریزیرو خیلی زیرکانه سرنخ میده و من عاشق این سرنخ هاشم. یعنی ممکنه روی رزوال هم ازمایشی انجام شده باشه؟! البته اون دو تا کتابی که بئاتریس و رزوال داشتن، قطعا از اکیدنا گرفتن. ولی چرا به این دو نفر داده شده؟


ساحره تکبر

قسمت ۱۷ و ۱۸ فصل دوم Re:Zero Starting Life in Another World

خب ساحره تکبر سر و کله‌ش پیدا میشه. ولی تا جایی یادمه قبلا قیافه‌ش یه چیز دیگه بود! این تغییر قیافه علتش چی میتونه باشه؟ ساحره میگه کلید و مهر رو بیار اینجا تا فرقه ساحره بتونه خواسته بلند مدتش رو برآورده کنه! اولا ما فقط مهر رو دیدیم. کلید نبود. ممکنه کلید نشان روی لباس فورتونا باشه؟ یا کلید خود امیلیاست؟!

دوماً خواسته بلند مدت فرقه ساحره چی بوده؟ اگه جنگل یخ میزد چی به اینا میرسید؟ چرا مهر اینقدر مهم بوده؟! نکنه هدفشون نابودی دنیا بوده؟ اصلا چرا یه فرقه باید چنین چیزی بخواد؟ درمورد این ها اصلا حدسی ندارم.

فورتونا میگه اگه دستشون به مهر برسه، این بار دیگه دنیا به پایان میرسه. یعنی حتما دفعه قبلی هم در کار بوده! ولی دنیا به پایان نرسیده. همین دفعه هم شاید دستشون کامل نرسیده. وگرنه دنیا میبایست تموم میشد! البته شاید هم هدف کاملا متفاوتی دنبال شده.


مطالب پیشنهادی پس از بررسی قسمت ۱۷ و ۱۸ فصل دوم انیمه Re: Life in a different world from zero


این ساحره در کل هم یه شخصیت خونسرد بود که انگاز از زجر بقیه لذت میبرد. ممکنه علت تغییر قیافه‌ش هم به مهر و اهداف بلند مدت مربوط باشه.

آخرش هم ساحره تکبر به کورنیاس میگه هدف من از آوردنت به اینجا برآورده شده. چه هدفی؟ سرگرم کردن جیوس و فورتونا؟ خب خودش نمیتونست واقعا؟ بعد هم این آخر نامردی هستش که این دو تا اینقدر قوی‌تر باشن. حرصم دراومد! بعدش چرا برشگردوند و گفت نباید اینجا باشی؟!

اینم بگم که ساحره تکبر قدرت‌های عجیبی داره. انگار میتونه یه سری چیزهایی رو بازنویسی کنه. یا انتقال افراد رو انجام بده. البته نمیدونم منحصر به خودش هست یا بقیه هم میتونن. اینو هم نمیدونم اینکه گفت “حالا که کورنیاس رفته تاثیر اعمالش از بین رفته”، یه قاعده‌ست یا قدرت خودشه! چون گفت فعال شدن عامل تنبلی رو بازنویسی نمیکنم.


پایان قسمت ۱۷ و ۱۸ فصل دوم Re:Zero Starting Life in Another World

خب امیلیا همونطور که قبلا گفتم ضریب هوشی واقعا بالایی داره و به این نتیجه میرسه که باید راه انیشتین رو ادامه بده!

تمام تلاش‌ها و زوری که همه میزنن رو میندازه دور و میگه میخوام با بقیه باشم و مهرو بهشون بدم. حال کردین؟ خود اینشتین میگن از تو گور اومده بیرون و ازش تشکر و قدردانی کرده! آخه قبول دارم امیلیا بچه بوده. ولی انصافا یه بچه هم میفهمه اون بدبختا دارن خودشونو جر میدن که دست کسی به مهر نرسه وگرنه خودشون میتونستن که!

البته آخرش مهمه. ساحره تکبر میگه منتظرت بودم! خب از کجا میدونست؟ اینکه الان اون اسقفه رو فرستاد خونه، خودشم جیوس و فورتونا رو ول کرد و اومد سمت مهر؟ پس چرا اون رفت خونه؟ و اینکه الان جیوس و فورتونا یعنی بیکار نشستن؟

بی صبرانه منتظر قسمت بعد Re:Zero باید موند. اما عین روز روشنه امیلیا آزمون رو قبوله. چون اصلا راه نداره.


نکات پایانی بررسی قسمت ۱۷ و ۱۸ فصل دوم انیمه ری:زیرو Re:Zero آزمون

قسمت ۱۷ و ۱۸ فصل دوم Re:Zero Starting Life in Another World

۱. بررسی این دو قسمت واقعا سخت بود. ببخشید اگه جالب نشد. تمام سعیمو کردم.

۲. اگه از بررسی خوشتون اومده از طریق کامنت بهمون انگیزه بدین خیلی خوب میشه! اگه خوشتون نیومد لطفا مودبانه و با دلیل و پیشنهاد بگین که کیفیت بالا بره.

۳. حواستون باشه اگه خواستین نمره بدین، ستاره‌های سمت راست نمرات کمتر (۱) و سمت چپ نمرات بیشتر (۵) هستن.

مرسی که تا اینجا ما رو در بررسی قسمت ۱۷ و ۱۸ فصل دوم Re:Zero Starting Life in Another World همراهی کردین. منتظر مطالب بعدی باشین. ممنون که تا آخر خوندین.

مطالب مرتبط

 
4.7 22 رای ها
امتیاز شما به این مطلب
مشترک شدن
اطلاع از
guest
18 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین امتیاز
بازخورد داخلی
مشاهده همه نظرات