آیا نحوه تفکر کودکان در مورد خودشان اهمیت دارد؟

آیا نحوه تفکر کودکان در مورد خودشان اهمیت دارد؟

در علم روانشناسی به تصور و نگاهی که فرد درباره خود دارد خود پنداره می گویند. این تصور و باور تمام ابعاد وجودی انسان را شامل می شود، از جمله بعد جسمانی، ذهنی، اجتماعی، عاطفی و اخلاقی. در واقع فرد از توانایی ها و محدودیت های خود در هر بعد شخصیتی خود تصوری دارد که در نوع نگاه او به خودش تاثیرگذار است.
  نحوه تفکر کودکان در مورد خودشان و توانایی هایشان، در رابطه با خوب و بد بودن رفتارهایشان و تمام خودسنجی هایشان در شکل گیری شخصیت و رشد آنها تاثیرگذار است.

آقای کوپر اسمیت (Coopersmith) خویشتن پنداری را عامل مهمی در بروز نوع رفتار می داند و معتقد است افرادی که خود پنداره مثبت دارند، رفتارشان اجتماع پسندتر از کسانی است که خود پنداره آنان منفی است.

در واقع براساس گفته آقای اسمیت نوع تصوری که ما از هر یک از ابعاد وجودی مان داریم، موجب می شود که رفتار خاص و مشخصی داشته باشیم. برای مثال دانش آموزی که تصور منفی از توانایی های ذهنی خود دارد، دچار عقب افتادگی تحصیلی می شود. این مثال در پژوهش های متفاوتی تایید شده است. بسیاری از دانش آموزان معتقد بودند که اصلا قادر به خواندن نیستند. در حالیکه معاینات جسمانی هیچ گونه نقص بینایی، ذهنی یا هر نوع دیگری از نقص را که باعث این ناتوانی شود نیافتند.در طی تحقیق و مشاوره با این دانش آموزان، خویشتن پنداری منفی آنان به عنوان عامل مشترک تایید شد.

برای دانش آموزانی  با این تصور منفی از خودشان، خانواده و مدرسه باید با تاکید روی نقاط مثبت در هدایت آنان به خویشتن پنداری مثبت اقدام موثری داشته باشد.

خود پنداره بر اثر تعامل بین عوامل متعددی بوجود آمده و رشد می کند، مجموعه این عوامل موجب می شود که فرد نسبت به خصوصیات جسمانی، ذهنی، اجتماعی، اخلاقی و عاطفی خود نگرش خاصی پیدا کند و بر آن اساس کارها و رفتارهایش را تنظیم کند.

بخش  از این عوامل در سال های اولیه زندگی عبارتند از:

  • نظر والدین

  • نگرش دوستان و همبازی ها

  • نظر معلمان

هچنین بخوانید : آیا تنبیه کودکان کار درستی است ؟

برای آشنایی بیشتر، هر یک از این موارد را بیشتر توضیح می دهیم.

نظر والدین: سال های اولیه کودکی عامل بسیار مهمی در شکل گیری و رشد شخصیت کودک محسوب می شود. در سال های ابتدایی زندگی، والدین مهم ترین افراد زندگی هر فرد هستند که در ایجاد و رشد شخصیت کودک نقش دارند.

کودک اولین الگوهای رفتاری را در محیط خانواده و از والدین تقلید می کند. سال های اولیه کودکی به سال های سازندگی معروف است. والدین با تشویق ها و محدودیت هایی که برای کودک در این سال ها فراهم می کنند، اثرات مهمی در نحوه شکل گیری شخصیت و رفتارهای کودک خود دارند. والدین می توانند در این سال ها، کودکانی مستقل، آرام و با دلبستگی سالم تربیت کنند و یا کودکانی وابسته و با خشونت های پنهان و آشکار در رفتار آموزش دهند.

  • کمک مشاورین و متخصصین در این دوره سنی، ارائه آموزش ها و مشورت هایی به والدین در رابطه با نحوه تعامل مناسب با کودک است تا بتوانند فرزندانی هماهنگ با نیازهای دو طرف و جامعه تربیت کنند.

نگرش دوستان و همبازی ها : با افزایش سن، روابط کودک با اطرافیان گسترش می یابد و به بیرون از منزل و فراتر از رابطه با والدین کشانده می شود. کودک به انتخاب دوست می پردازد و با دیگرانی همبازی می شود که پذیرش کمتری نسبت به والدینش دارند. کودک با مشاهده بازی کودکان و تقلیدهایی که انجام می دهد وارد مرحله رشدی بعدی می شود و تقلید در این رشد نقش موثری دارد. او دوستان صمیمی خود را انتخاب می کند و تشخیص می دهد (نه بطور کامل)، کودکان در این مرحله سعی می کنند مشابه دوستانشان رفتار کنند. پذیرش کودکان با رفتارها و الگوهای آموخته آنها از محیط خانواده و ویژگی هایی فردی شان در جمع دوستان بخشی از ساخت خویشتن پنداره مثبت آنان را شامل می شود.

  • هدایت و راهنمایی والدین بطور غیر مستقیم در این مرحله باید در راستای انتخاب دوست و نحوه برخورد مناسب و شیوه بازخورد دادن به رفتارهای کودک شان باشد.

نظر معلمان : ورود کودک به مهدکودک و دبستان، تجربه جدیدی است. رابطه بین معلم و کودک در این مرحله عامل مهمی در رشد و شکل گیری شخصیت و خویشتن پنداره کودک است. معلمین آگاه و علاقمند، با رفتارهای مناسب، آگاهانه و توجه مثبت و غیر مشروط خود می توانند کودک را به درس، مدرسه و فعالیت های روزمره متعهد و علاقمند کند. در مقابل تاثیر منفی و آسیب زای معلمین ناآگاه نیز بسیار سخت جبران می شود.

همچنین بخوانید :دلیل دروغ گفتن کودکان می تواند نشانه ای از هوش آنها باشد!!!

نگرش معلم نسبت به رفتار و توانمندی  دانش آموز در عملکرد او در مدرسه و حتی در خانه نقش مهمی دارد. معلمی که از ویژگی های سنی، توانی های ذهنی، جسمانی، عاطفی و … دانش آموزان خود در هر رده سنی آگاه باشد، به خوبی می تواند با مشکلات هر سن برخورد مناسبی داشته باشد. چنین معلمی در صورت ضعف دانش آموزان در هر یک از این ابعاد، به خوبی می تواند بدون آسیب و توقع بیجا که باعث آسیب به خودپنداره فرد می شود، به او کمک کند تا در مسیر رشدی خود قدم های موثری بردارد.

  • مشاور از طریق تشکیل جلسات مشورتی با معلمان می تواند دانش آنان در مورد هر مرحله سنی کودک را افزایش دهند و در صورت لزوم در موارد خاص به آنها مشورت های تخصصی بدهد. علاوه بر آن، باید معلمین را به نقش حساس و پر اهمیت شان در آموزش و پرورش و رشد شخصیت دانش آموزان شان آشنا ساخت.

در ادامه بخوانید