نقد و بررسی فیلم becoming astrid ؛ داستانی از جنس واقعیت
سینما و تلویزیون, فرهنگ و هنر

نقد و بررسی فیلم becoming astrid ؛ داستانی از جنس واقعیت 

“استرید شدن” داستان زندگی استرید لیندگرن نویسنده ی سوئدی کتاب کودکان رو به تصویر می کشه. با ما در نقد و بررسی فیلم becoming astrid همراه باشید.



 نقد و بررسی فیلم becoming astrid

نقد و بررسی فیلم becoming astrid

از اسم فیلم پیداس که قراره تبدیل شدن یک انسان رو به شخصیتی که راجع بهش حرف میزنیم ببینیم. که چطور یک دختر ساده از خانواده ای مذهبی، اونقدر بی پروا عمل می کنه که در نهایت یکی از زنان موفق کشورش میشه.

اما جالب این جاست که در این فیلم حرفی از این موفقیت زده نمیشه  و تنها چیزی که میبینیم استریدیه که خودش رو در کتاب هاش جا میذاره. که زندگیش چطور گذشته که می تونیم به جرات بگیم تمام شخصیت های خیالی قصه هاش در واقع بخشی از زندگیش رو تشکیل می دادن.

در ابتدای فیلم در نامه ای که از طرف بچه ها به دستش میرسه، این جمله رو میبینینم که “می تونی راجع به بچه ها خوب بنویسی، ولی خیلی وقته دیگه بچه نیستی نه؟؟؟”

اما چیزی که تو این زندگی نامه به چشمم اومد، این بود که استرید از سن کمی وارد دنیای بزرگسالان شد و شاید همین موضوع باعث شد کودکی رشد نکرده اش همیشه و تو تمام مراحل زندگیش همراهش باشه.

اون جسارت و بی پروایی که بیشتر در کودکان میبینیم تا بزرگسالان از ابتدا تا انتهای این فیلم همراه استرید بوده.
و جالب تر این که بعد از خوندن زندگی نامه ی استرید، به این نکته رسیدم که استرید علاوه بر جوایز بسیار زیادی که به خاطر کتاب هاش دریافت کرده مخالفان بسیار زیادی داشته. به دلیل این که در کتاب هاش کودکان رو به بی اعتنایی به بزرگسالان و عدم رعایت احترام اون ها دعوت می کرده.



ولی فکر می کنم این بخشی از وجود استرید بوده، که همواره طغیان کننده بود، زمانی که از مرد مورد علاقه اش دل کند، زمانی که تو روی خونوادش وایساد و بچه اش رو تنها بزرگ کرد.

این طغیان گری رو در سکانس های اولیه ی فیلم به خوبی می تونیم ببینیم. استرید بود که تو کلیسا سر و گوشش می جنبید، یا حرف هایی می زد که نباید میزد، که مهم نبود کسی برای رقص انتخابش نکنه، دست دوستش رو می گرفت و بی پروا می رقصید، یا اعتراض می کرد به این که چرا چون دختره باید شب زودتر از پسر خونواده به خونه برسه.

یا زمانی که جسارت اینو پیدا کرد که برای جذب مرد مورد علاقه اش موهاش رو شبیه زن توی مجله کوتاه کنه و دیالوگ جذابی هم در این سکانس وجود داشت که مادرش بهش گفت “این مدل مو بلیط یک طرفه به سمت جهنمه” در جوابش این جمله رو از بلومبرگ شنید که “فکر می کنم خدا نگرانی های بیشتری نسبت به یه مدل موی خوب داره.”

استرید اما از نیمه های فیلم وارد بحران هایی میشه که اون دختر جسور رو تا پای شکست پیش می بره و میون همین شکست صدای یکی از بچه هایی که براش نامه نوشته بود رو میشنویم.

“تو کتابات خیلی ها مردن ولی با خوندن همه ی اونا دلم می خواد زندگی کنم. چون انگار تو فقط می خوای که زندگی کنی.”

“Alba August” بازیگر نقش استرید در این فیلم به معنی واقعی کلمه درخشید و بی نهایت فوق العاده عمل کرد.
بر خلاف اونچه که در زندگی نامه ها میبینیم، چون این فیلم قراری برای نشون دادن کل زندگی استرید نداشت، کاملا منسجم عمل کرد و در نشون دادن بخشی از زندگی این زن به معنی واقعی کلمه موفق بود.

“Pernille fischer christensen” فیلم درام موفقی رو ساخت که تمام ویزگی های ژانر درام توش رعایت شده.
ما با فیلم هنری عجیب و غریبی طرف نیستیم، ما در ساده ترین حالت ممکن قصه ی زندگی زنی رو میبینیم که پر از فراز و نشیبه.

 نقد و بررسی فیلم becoming astrid



تمام صداهایی که از نامه های بچه ها در سکانس های مختلف فیلم میشنویم روایت گر همون حال و زمان از زندگی استریده که شاهدش هستیم و این یکی از جذابیت های فیلمه و در واقع فکر می کنم هدف فیلم هم همین بوده.
که نشون بده که در واقع استرید کتاب هاش رو زندگی کرده.
استریدی که با کندن بلوبری های خیالی از کاغذ دیواری اتاق نشون داد خیال پردازی هاش نه فقط بخشی از کتاب هاش بلکه بخش بزرگی از زندگی واقعیش رو شامل میشن.

اما شاید اگر بخوام به نقصی از این فیلم اشاره کنم پرداخت و شاید انسجامیه که معمولا در ساخت زندگی نامه ها به چشم میاد. چون مجبوری تو یه تایم محدود به تمام اتفاقات مهم زندگی یه فرد اشاره کنی و همین موضوع باعث میشه فیلم از نظر احساسی نتونه موفق عمل کنه.

این اتفاق در این فیلم هم افتاد، ما دیدیم استرید از عشق زندگیش دل کند چون باعث شده بود بچه اش اون رو به عنوان مادر نپذیره و ما حالا وارد بعدی از زندگی استرید شدیم که باید تلاشش رو برای اثبات مادر بودنش و قبولوندن خودش به فرزندش میدیدیم، اما اونقدر این اتفاقات سریع و شاید بدون درگیر کردن احساسات مخاطب افتاد که شاید یکی از ضعف های بزرگ فیلم به حساب بیاد.

اما حال و هوای کلی فیلم بیننده رو با خودش همراه می کنه و شاید همین موضوع این نقص رو جبران می کنه.

این زندگی نامه تاثیر گذار بود به عنوان کسی که وقتی زندگی نامه ی استرید رو میدیدم هیچ شناختی ازش نداشتم، ولی فیلم به خوبی من رو با خودش همراه کرد و به نظرم در ساخت فیلم هایی که محوریت زندگی نامه دارن این مهم ترین چیزه. این که حتی اگه مخاطب با شخصیت اصلی داستان آشنا نباشه و هیچ شناختی ازش نداشته باشه، بازهم فیلم بتونه داستان کاملی برای ارايه داشته باشه.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

بخش های ضروری علامت گذاری شده اند *