8.0
نقد و بررسی فیلم parasite (انگل) ؛ فیلمی درخشان از میان سیاهی‌های زندگی
سینما و تلویزیون

نقد و بررسی فیلم parasite (انگل) ؛ فیلمی درخشان از میان سیاهی‌های زندگی 

8.0
امتیاز

نکات مثبت

  • محتوای جذاب
  • فیلم نامه ی سورئال
  • پرداختن به دغدغه های اجتماعی

نکات منفی

  • خشونت زیاد در بعضی سکانس ها

با ما در نقد و بررسی فیلم parasite (انگل) همراه باشید. معطوف بودن توجه همیشگی ما به فیلم های هالیوود و در کنار اون کم بودن زمانمون برای فیلم دیدن باعث شده فیلم های خوب و تاثیر گذار زیادی رو از سینمای جهان از دست بدیم.

در کنار اون به یه سبک فیلم عادت کردیم و یه جورایی سلیقه ی شرطی شده ی ما پذیرای کارهای جدید و خلاف عادتمون نیست.
امروز می خوام‌ راجع به یکی از فیلم های خوب کره ای صحبت کنم فیلمی که شاید در مفهوم از خیلی از فیلم های هالیوودی پیشی گرفته.
فیلم parasite یا انگل یکی از درخشان ترین فیلم های غیر انگلیسی زبان امسال بوده که تا به این لحظه از ۵۵ نامزدی در فستیوال های مختلف ۵۳  برد داشته که برای یک فیلم موفقیت بی نهایت بزرگی محسوب میشه.



آقای “بونگ جون هو” که تا به حال با فیلم ۱۱ میلیون دلاری خودش در گیشه با فروش ۱۰۶ میلیون دلاری بی نهایت موفق عمل کرد. آثار این کارگردان تا به امروز همگی آثار درخشان و قابل بحثی بودن و به همین دلیل همواره کارگردانی مورد توجه بوده. از کارهای گذشته ی این کارگردان می تونیم به آثار موفقی مثل خاطرات قتل، میزبان و برف شکن اشاره کرد.
این کارگردان با یک دید منتقدانه در اثری سورئال که در عین حال کمدیه و خشونت فوق العاده ای رو در کار تزریق کرده ما رو با یک اثر فوق موفق رو به رو کرده که در جشنواره ی کن نخل طلا رو به خودش اختصاص داده.
فیلمی که می تونیم از نظر محتوا اون رو با فیلمی مثل us برابر بدونیم.

نقد و بررسی فیلم parasite (انگل)

فیلمی که با یه زندگی فقیرانه شروع میشه. آدمایی که در عین سادگی به دنبال دزدیدن وای فای از همسایشون هستن، آدمایی که برای گذروندن‌ زندگیشون جعبه های پیتزا تا می کنن و واسه از بین بردن حشرات خونشون پنجره ها رو باز می ذارن تا سم پاشی خیابون ها وارد خونشون شه.

خونواده ی فقیری که سطح زندگیشون خیلی پایینه اونقدر پایین که سقف خونشون جاییه که بقیه ادرار می کنن. خونواده ای که اونقدر چیزی برای از دست دادن ندارن که وقتی خیابون داره سم پاشی میشه میگن پنجره ها رو باز بذارید تا سوسکای خونه بمیرن در حالی که اولین آسیب رو خودشون می دیدن. خونواده ای که بالا ترین جای خونشون توالت بود و شاید نمادی بود از ظاهر و باطن سیاه این خونواده.

اما ماجرا از جایی شروع میشه که پسر خونواده قراره به جای یکی از دوستاش که داره از کشور میره معلم زبان یه دختر شه. دختری که عضوی از یه خونواده ی بی نهایت مرفه و تو یه خونه ی فوق العاده زندگی می کنه.

و دیدن فیلم تا همین جا به ما می فهمونه که موضوعی که قراره راجع بهش حرف زده شه اختلاف طبقاتیه.

این پسر آروم آروم تمام اعضای خونوادش رو با عناوین مختلف وارد این خونه می کنه، خواهرش رو به عنوان هنر درمان، مادرش رو به عنوان خدمتکار و پدرش رو به عنوان راننده.

آدم هایی که تو پایین ترین سطح جامعه زندگی می کردن حالا وارد خونه ای مرفه شدن و دارن نوع جدیدی از زندگی رو می بینن و تجربه می کنن.
اما تمام این ها پوسته ی ظاهری داستانه. این فیلم از اون دست فیلم هاست که در ساده ترین سکانس هاش هم حرف های زیادی برای گفتن وجود داره.

بذارید از اسم فیلم شروع کنم… “انگل”

شاید پسر داستان شبیه انگلی بود که خودش رو تکثیر کرد و خونوادش رو وارد اون خونه کرد، موجوداتی که به هم نوع خودشون هم رحم نکردن و باعث اخراج راننده و مستخدم اون خونه شدن تا خودشون بتونن جاشون رو بگیرن, در واقع انگل هایی که حتی وقتی به جایی برسن که چیزی برای خوردن نداشته باشن از گوشت تن هم نوع خودشون هم استفاده می کنن.

نقد و بررسی فیلم parasite (انگل)

اما تمام جالبیت این داستان از اون جایی شروع میشه که این خونواده میفهمن مستخدم قبلی این خونه شوهرش رو تو زیر زمین این خونه پنهان کرده و حالا ازشون می خواد که این راز رو پیش خودشون مخفی نگه دارن.

این فیلم راجع به اختلاف طبقاتی بود و زیرکی نویسنده این بود که این اختلاف رو نه تنها در بطن داستان بلکه در ساختار سکانس های فیلم هم نشون داد. که به چند مورد اشاره می کنم.

یکی از این موارد ساختاری اختلافی بود که در طبقات خونه بهش اشاره شد. یعنی این خونواده وقتی از خونه ی محقر خودشون وارد اون خونه ی مجلل شدن نسبت به خدمتکار قدیمی و شوهرش که در زیرزمین پنهان شده بود طبقه ی اجتماعی بالاتری داشتن. پس یه طبقه بالای اون ها زندگی می کردن و اون خدمتکار و شوهرش باید ازشون اطاعت می کردن.

یا تو صحنه ای که اعضای خونواده پنهونی جشن گرفته بودن، وقتی صاحبان خونه به سفر رفته بودن و بی خبر به خونه برگشتن اونا مجبور شدن زیر میز پنهون شن و بخوابن در حالی که صاحبان خونه روی مبل خوابیده بودن و در واقع تو یه سکانس ساده باز هم اختلاف طبقاتی به طرز بی نظیری به تصویر کشیده شد.

خونواده ی ثروتمند رو مبل و خانواده ی فقیر طبقه ی پایین اون ها یعنی زیر میز خوابیدن و حتی وقتی تو یه خونه بودن این اختلاف طبقاتی حفظ شد.

یا وقتی موفق میشن از خونه فرار کنن تو مسیر برگشت به خونه ی خودشون از راه پله های زیادی رد میشن و ما میبینیم تمام راه پله هایی که ازش عبور می کنن به سمت پایینه و در واقع طبقه ی اجتماعی پایین اون ها رو شاهد هستیم. تمامی این سکانس ها با هوشمندی خاصی اختلاف طبقاتی رو تو سکانس های مختلف فیلم به تصویر کشید.

نقد و بررسی فیلم parasite (انگل)

نقد و بررسی فیلم parasite (انگل)

حالا می خوام از اون زن و مردی صحبت کنم که در زیر زمین خونه پنهان شده بودن.
به نطرم این دو نفر نماد اون دسته از آدم هایین که به زندگی و وضعی که توش گیر کردن قانع ان و هیچ برنامه ای برای بهتر شدن اوضاع زندگیشون ندارن. نماد آدم هایی که پر از خشمن و این خشم رو برای مدت های طولانی سرکوب کردن.

آدم هایی که اونقدر پایینن که تاثیر صدا و فریادشون به اندازه ی خاموش و روشن شدن چراغی تو خونه ی آدم هاییه که طبقات بالای جامعه رو مال خودشون کردن.
آدم هایی که اونقدر نم و رطوبت خونشون بالاس که بوی تربچه ی گندیده میدن و نسبت خونوادگیشون رو میشه از همین بو که روی همه ی اعضای خونوادس تشخیص داد.

دیالوگ های ساده و عمیق این فیلم نیاز به دقت و تفکر داره جایی که مادر خونواده مبگه: اونا چون پولدارن مهربونن. و چقدر جمله ی درستیه. جایی که آدم دغدغه ای برای عصبانیت نداره جایی که ذهن آشفته ای وجود نداره چرا باید مهربون نبود؟؟؟؟

 

ابتدای فیلم دوست پسر خونواده بهش یه سنگ میده و میگه این سنگ ثروت و خوشبختی میاره. اما در قسمتی از فیلم میبینیم که سنگی که قرار بود خوشبختی بیاره تو فاضلاب ترکیده غرق میشه استعاره از اینه که بدبختی برای این قشر دائمیه و شاید هیچ راه فراری ازش نیست و حتی اگه چیزی برای نجات وجود داشته باشه خودش هم دچار اون بدبختی میشه.



دقیقا همون صحنه ای که مرد زیرزمین با سنگ به سر پسر خونواده میزنه نشون دهنده ی همینه. چیزی که قرار بود براشون خوشبختی بیاره اونقدر تو بدبختی غرق شد که خودش به اون وضع بد دامن زد.

چقدر جالب همون لامپی که استعاره از فریاد بی صدای قشر پایین جامعه بود تو خونه ی آدم های فقیر هم خاموش و روشن میشد. اما خاموش و روشن شدن اون به قیمت تاریکی مطلق خونه تموم میشد و اتفاقا تاثیر زیادی داشت.

دیالوگ فوق العاده ی پدر شاید یکی از دیالوگ های ماندگار این فیلم باشه “هیچ وقت برای هیچ کاری نقشه نکش. چون اونوقت هیچ انتظاری نداری و حتی اگه همه چیز خراب شه اونقدر آسیب نمیبینی که برنامه هات درست پیش نرفته”

شاید براتون عجیب باشه یه فیلم و اینقدر نکته! و این جزو فوق العاده ترین ویژگی های این فیلمه.
مثلا تو سکانسی دیگه وقتی بارون باعث پر شدن فاضلاب و ترکیدن لوله ها و آب گرفتگی خونه ی اون خونواده ی فقیر شده بود، زمانی که مجبور شده بودن شب رو در استادیوم بگذرونن صبح زن خونواده ی ثروتمند با این جمله روزش رو شروع کرد امروز هوا پاک و صافه چون دیروز بارون بود و لذت برد از روزی که باعث بدبختی آدم های دیگه ای بود.

این که حتی ساده ترین اتفاقات هم تاثیرات مختلفی رو روی آدم های مختلف میذاره، یه بارون ساده می تونه یه زندگی رو به نابودی بکشه و تاثیرش جای دیگه این باشه که هوای پاک و صاف و زیباتری به چشم یک آدم بیاد.



یا جایی که تولد پسر خونواده ی ثروتمند بود و مرد خونواده ی فقیر داشت بعد از شب سختی که بیرون از خونش گذروند و بی خوابی خودش و خونوادش، تدارکات تولد پسر رو میدید و میز رو باز می کرد و پدر خونواده ی ثروتمند بهش گفت: میز رو آروم باز کن پسرم خوابه.
جایی که خونواده ی فقیر زیر میز پنهان شده بودند و مجبور بودن صدای لذت خونواده ی ثروتمند رو بشنون پر از خشم شدن.

جایی که پدر خونواده داشت سوییچ ماشین رو به مرد ثروتمند میداد تا پسرش رو به بیمارستان برسونه به خاطر بوی بد مرد ازش فاصله گرفت و سوییچ رو ازش نگرفت و این خشم چند برابر شد. حتی جایی که جون پسرش در خطر بود اختلاف طبقاتی رو به رخ کشید.
در حالی که دختر مرد فقیر داشت جون میداد هیچ کس بهش توجه نمی کرد چون جون طبقه ی مرفه مهم تر بود.

نکته ی جالب دیگه ای که شاید در فیلم بهش دقت نکردید این بود که تمام خونواده های ثروتمند سئول فامیلیشون پارکه. و اگر غیر این بوده باشه یعنی جزو خونواده ی سطح پایینی هستند. شاید نکته ای که ازش بی اطلاعید اینه که سئول فقط دو دانشگاه خوب داره و اگر کسی وارد این دو سه تا دانشگاه شد که مطمئنن شغلش حاضره و زندگی خوبی خواهد داشت و اگر نشد مطمئنا شغل مناسبی نخواهد داشت و همین باعث شده کنکور تبدیل به یه غول بزرگ برای جوانان کره ای بشه که مطمئنا ثروتمندان در این نبرد برنده اند.



و این می تونه حتی پایان فیلم رو با معنا تر کنه زمانی که پسر خونواده در نامه ای خطاب به پدرش می گفت: من درس می خونم و کار خوبی پیدا می کنم و پولدار میشم و این خونه رو می خرم و نجاتت میدم. آیا اون پسر بدون ثروت و حمایت توانایی انجام همچین کاری رو داشت؟؟؟

نقد و بررسی فیلم parasite (انگل)

در این فیلم دو نوع قشر فقیر به تصویر کشیده شد. یک از اون ها سعی می کردن ادای پولدار ها رو در بیارن. ندیمه ی قدیمی خونه و شوهرش وقتی تنها بودن می رقصیدند به تابلوها نگاه می کردن و شاید ازش سر در نمیاوردن ولی به ظاهر نشون میدادن ازش لذت میبرن چون می خواستن شبیه پولدارها باشن.

از طرف دیگه خونواده ای بودن که تازه وارد این خونه شده بودن ولی حتی سعی هم نمی کردن شبیه پولدارها رفتار کنن به محض تنها شدن رفتن سراغ نوشیدنی و تفریحاتی که از جنس فقر و زندگی گذشتشون بود.

اما این دو خونواده در یک چیز مشترک بودن و اون این بود که اهمیتی نداره، تو وقتی فقیری مهربونی جایی نداره، تو گوشت تن بقیه رو هم می خوری که حقت رو بگیری و دقیقا بر می گردیم به دیالوگ مادر خونواده ی فقیر “منم اگه ثروتمند بودم مهربون بودم” و این همون مفهوم فوق العاده ی فیلمه.



ما درگیر یک خونواده ی ثروتمند اصیل نبودیم. ما درگیر یه خونواده ی تازه به دوران رسیده بودیم خونواده ای که به ظاهر در فیلم در بالاترین نقطه قرار داشتن ولی اگه دقیق تر می شدیم اونا هم سر جای خودشون نبودن.

اینو می تونین تو جمله های ابتدای آشنایی با این خونواده ببینید. اینا رو از امریکا خریدیم. این تیرها چون آمریکایین خراب نمیشن! و در واقع این جمله ها نشون میده خونواده ی ثروتمند ما هم داره سعی می کنه ادای بهتر از خودش رو در بیاره.

این فیلم که یکی از شانس های بزرگ اسکار امساله رو به هیچ وجه از دست ندید. و نظرات خودتون رو با ما به اشتراک بذارید.  

مطالب مرتبط

 
 

8 دیدگاه

  1. Amiir.sh

    به نظر منم سنگو برد واسه خونواده خدمتکار که براشون خوشبختی بیاره!درمورد دانشگاهم گفت یه راه ساده.بله قبول شدن در کره خیلی کار سختیه.اما تازه این ساده ترین و بهترین راه پولدار شدنه.منظورش همین بود.درمورد کپیم اصلا نگفت تو کپی کردی.وقتی اینجور برداشتی میکنید شک برانگیزه!تازه متنتونم یکنواخت نبود…منم بیام به نقد شما 2 بدم.بعد بگیم بر چه اساسی بعد بگم سلیقه شخصی!خیر.این اصلا صحیح نیست.این سایتو همه میخونن.پس بهتره با منطق جلو رفت.من با محمدحسین موافقم…

    1. مهسا فتحی

      در رابطه با دانشگاه و یک راه ساده با تغییر دادن این مفهوم که در سئول انسان های فقیر راهی برای بهتر زندگی کردن ندارن کل مفهوم فیلم رو از بین میبرید. این که دوستتون نتیجه گیری کردن پس علم و دانش بهتره و اون پسر با علم و دانش و راه درست می تونه زندگی بهتری داشته باشه مفاهیم فیلم و انتقادی بودنش و این که فقرا محکومن به این زندگی انگل وار رو کاملا از بین میبره.
      و میشه ازتون خواهش کنم جمله ی، من چند جمله از نقد شما رو عینا جای دیگه ای خونده بودم رو برام معنی کنید؟
      و اگر امکانش هست فرق بین تشابه برداشت و مفهوم رو با پیدا کردن جمله های یکسان، برام توضیح بدید؟؟؟
      در رابطه با امتیاز هم فکر نمی کنم اونقدر امتیاز دور از ذهنی داده باشم اگه امتیاز imdb رو هم بررسی کنید همینه. اونقدری عدد دور از ذهن و انتظاری نگفتم که بخوام اینطور محکوم شم، بماند که در شرایطی این امتیاز دهی صورت گرفته که این سیستم امتیاز دهی تازه به سایت اضافه شده بود و احتمالا آشنایی نداشتنم باهاش و اضافه نکردن این دهم ها کار دستم داد.
      وگرنه همین حالا اگه بخوام امتیاز بدم، مطمئنا دهم خواهد داشت.
      فیلم امتیاز ده که وجود خارجی نداره، نداریم فیلمی و که تا حالا تونسته باشه به همچین امتیازی برسه حتی در ذهن شخصی خودمون.امتیاز نه برای من و مطمئنا برای کسانی که فیلم رو حرفه ای دنبال می کنن به شاهکار هایی مثل underground و require for a dream یا موندگارهایی مثل رستگاری در شاوشنگ و زندگی زیباست تعلق میگیره که تکنیک های کارگردانی فیلم انگل رو تو دهه ی نود به کار بردن و اون زمان شاهکارهاشون رو خلق کردن که حالا الگویی برای کارگردان های جدید باشن.
      در این که این فیلم پر از نکته است و من همش رو ذکر نکردم شکی نیست.
      من بر اساس وظایفم نقدی برای مخاطب عام نوشتم. نقدی که قابل فکر و بررسی برای همه ی مخاطبین باشه.
      مطمئنا که ضعف هایی داشته و دارم و در جواب کامنت دوستتون به این که یک انسانم و ممکنه نکاتی به چشمم نیومده باشه رو ذکر کردم که گویا این بخش از کامنتم رو نخوندن و منو به انتقاد پذیر نبودن محکوم کردن.
      دوستتون اشاره کردن این فیلم چهار اسکار برده و نکته ی قابل ذکر اینه امتیاز یک فیلم بر اساس تعداد اسکارهاش داده نمیشه.
      این نقد برای چند ماه قبله و تمام تلاش من اینه که هر روز بهتر از قبل عمل کنم و سعی کنم کامل ترین نقد ها رو منتشر کنم.
      حالا این که یه نقد مطابق سلیقه ی شخصی یک فرد خاص نبود واقعا دلیل خوبی برای زیر سوال بردن سلیقه ی شخصی دیگری نیست.
      تک تک نظرات برام مهمه و برام تاثیر گذار چون تمام سعی و تلاشم رو برای کارم می کنم. مطمئن باشید واقفم به این که خیلی راه دارم برای کامل تر شدن، تلاش خواهم کرد.
      امیدوارم جواب کاملی به شما و دوستتون داده باشم.
      ممنون از پیگیری و همراهیتون

      1. Mohammad hosein

        من لحن به این فیلم 8 دادی تو رو نزدم.اون شخص پایین که ای دیشون نقطه ست بنده نیستم و شخص مجزایین.اجازه بفرمایید در یک کامنت مجزا این دلخوری ها سوء تفاهم های پیش امده را رفع کنم.قبلش لطف بفرمایید و کامنتها رو از پایین و به ترتیب یه دور بخونید.ممنون میشم…

        1. مهسا فتحی

          بله دیدم که اون کامنت رو شما ننوشتید و همون لحظه کامنت رو ویرایش کردم شما خیلی سریع کامنتی که گذاشته بودم رو خوندید.

  2. Mohammad hosein

    من هرگز اتهام کپی به شما نزدم.فقط گفتم تکراری بود.ممکنه بقیه از شما کپی کرده باشن یا اینکه شما موارد معمولی ای رو اشاره کرده باشید.شما میتونستید به جای جملات زیاد”فیلم فوق العاده بود” بیشتر به توصیف فیلم بپردازید ولی همش گفتید فیلم فوق العاده بود!خب منم میدونم فوق العاده بود.اما اینه که متنو خسته کننده میکنه!میدونید چیه؟!دلیل این همه دفاع بیش از حد از خودتون و موضع گیریو نمیفهمم.و متأسفم از زمانی که گذاشتم واسه کامنت قبل و این یکی. اخه کامنت من حاوی بی احترامی نبود.و کلا یه مدته مطالب نویسنده های این سایتو نگاهی میندازم و تصمیم گرفتم مطالبی که یه سری از خانوما میذارنو یا نخونم یا اگه خوندم اصلا نظر ندم.چون فوری میرن تو لاک دفاعی!خیلی هم بی دلیل!شما بقیه سایتا رو چک کنید میبینید که اون ها هم به بحث دانشگاه اشاره کرده بودن!و موراد خیلی کاملتر.منم مواردی که گفتمو دوست داشتم اضافه کنم و به هیچ وجه نگفتم خیلی نگاهم دقیق بود یا دارم شاخ حرف میزنم!فقط اضافه کردم.بعدم شما درصد زیادی در ری اکشن طرف مقابل نقش دارید.زمانی که شما انتقاد پذیر نیستید چطور اثار بقیه رو مورد نقد قرار میدید؟؟؟؟خانوما فقط میخوان توجیه کنن!من واقعا خوشم اومد از رفتار اقای دریسی که تا گفتم نقدتتون ناقص بود گفتن قبول دارم.جزو نقد های اولم بود!و واقعا به این شخص باید احترام گذاشت…شما هرگز نمیتونید از کسی چیزی یاد بگیرید!!!!واقعا خودتون باعث شدید اینو بهتون بگم..اقای سعادتیم فک نکنم زمانشو داشته باشه.و در ضمن وقتی نقد مطلبی وجود داره اینکه یکی دیگه بیاد و دوباره بنویسه شاید جالب نباشه.بهتره قبلیه ویرایش شه!و اینکه وقتی شخصی نقد فیلمیو میخونه تصمیم داره بیشتر از فیلم لذت ببره.میخواد کامل باشه.شما اگه با حوصله بنویسی مطمئنا برای کسی خسته کننده نمیشه…همین و بس.

  3. Mohammad hosein

    نقدتون خیلی خلاصه و ناقص بود و به موارد زیادی اشاره نشد.به نظرم حتما ویرایشش کنید.به هیچ وجه حق چنین اثری که برنده 4 تا جایزه اصلی اسکار شده چنین بررسی ساده ای نیست.تازه خیلی از جملاتو من قبلا یه جا عینن خونده بودم…اما به نظرم هر چی سریعتر تغییر بدید!نمره 8 بی انصافی هستش.خیلیا اسکارو قبول ندارن اما داور هاش کارشناس های حرفه ای هستن.یه نگاهی به مطالب بقیه سایتا هم توصیه میکنم بندازید که ببینید چقد ناقص بود توصیفات شما.قصد زیر سؤال بردن ندارم.اما میخوام که این انتقادم باعث تجدید نظر درباره این مطلب بشه.
    خودمم به یه سری مطالب دوست دارم اشاره کنم.
    یکی اینکه اون سنگ شانسو از اب فاضلاب گرفت و بقیه وسایلو بیخیال شد.اما سنگه رو با خودش برداشت.و بعدش هم گفت این جزئی از منه.. میخواست اونو به خونواده خدمتکاره اهدا کنه.اما همونو زدن تو سرش.و نشون داد که اینا خرافاته.وقتی به اینا پی برد سنگه رو برداشت و گذاشت توی یه جوی اب!ینی این سنگم مث بقیه سنگا هستش و فقط یه کم اندازه ش بزرگه.
    یه قسمت دیگه پدره میگه یه نقشه هیچوقت شکست نمیخوره!وقتی نقشه ای وجود نداشته باشه.این یعنی نباید واسه زندگی زیاد نقشه کشید و برنامه ریزی کرد.چون همیشه اتفاقات غیر منتظره در کار هست.
    مورد بعدی خونواده فقیر طمع گرفتشون و داشتن کم کم به این فکر میوفتادن که کل خونه رو تصاحب کنن و بعد از این فکر شوم بود که خدمتکار قدیمی زنگ زد..طمع نباید میکردن و قانع تر رفتار میکردن.همه این نقشه باعث شد هر دو خونوادا اسیب زیاد و جدی ببینن و تعدادی از اعضای خونواده شونو از دست بدن.
    قسمتی که اشاره شد به هنر درمانی.خیلی غیر مستقیم داشت میزد به یه سری از ادما که هیچ تخصصی ندارن(و شاید تا حدی مدرکشون هم تقلبیه) اما انچنان پرستیژی میگیرن ادم فکر میکنه کی هستن.یا مشاغلی که عجیبن و فایده ندارن و فقط مال پول درو کردنن.هنر درمانی.و ایون قسمت خیلی خوب به این افراد میزنه.(تو کشور خودمونم کم مشاور نما نداریم.طرف زبان خونده مشاوره کنکور میده و میگه از حالا قرار میذاریم به خونواده ت احترام بذاریم و منم هر دانش اموزیو قبول نمیکنم.این عینن گفته حرف دوستم بود از یکی از مشاورها)
    اوج هنر کارگردان تو صحنه ای مشخص میشه که فضای طنزو جدی میکنه و جدی رو در اخر طنز میکنه.یکی از جنبه هاش اینه فیلم خوب شروع میشه و خوبم تموم میشه.پس ماندگار میشه برات.همون صحنه هول دادنی که ما خندیدیم شاید باعث مرگ یه ادم شد و فیلم خیلی جدی شد.و باعث قتلهای بعدی شد.و کلی نکته های دیگه.
    حتی یه جا دیگه بچه خونواده پولدار شبو بیرون تو چادر گذروند.اما چدر خیس نشد و اب واردش نشد.ولی خونواده فقیر کل خونشون زیر اب فرو رفت..اونا حتی چادر بچه شون بهتر و مقاوم تر از خونه اینا بود.
    ولی بهترین دیالوگ دیالوگ اخر فیلم بود.جایی که پسر خونواده گفت:بابا.یه نقشه “ساده” به ذهنم زده.خوب درس میخونم پولدار میشم میام خونه رو میخرم نجاتت میدم.میخواست بگه ساده ترین راه برای موفق شدن درس خوندن هستش.و راه ساده تری وجود نداره.کلاه برداری از بقیه اخر و عاقبت نداره.
    این فیلم هر سکانس و دیالوگو جمله ش طراحی شده بود و جا داشت خیلی مفصل تر راجع بهشون صحبت شه….. لطفا اقای دست پیمان یه بررسی بکنن این مطلبو.من به شخص ترجیح میدادم این بررسی رو اقای سعادتی مینوشتن! البته اصلااااااااا قصد بی احترامی ندارم. ولی از این عصبانیم که بهش 8 دادید و اخرشم گفتید نکات زیادی داره که جاشون نمیشه.یعنی چی جا نمیشه؟! شما وقتی یه نقد رو برعهده میگیرید باید بهترین نحو ممکن انجامش بدید.غیر این هستش؟!تازه تکراری خیلی زیاد داشت…دیدتون واقعا سطحی بینانه بود واسه همچین فیلمی..در هر حال ببخشید اگه حرفی زدم که باعث ناراحتیتون شد.این قصدو نداشتم..به امید بررسی های بهتر و ارزو موفقیت واسه شما☺️?

    1. مهسا فتحی

      سلام. مرسی از دقت و پیگیری زیادتون.
      خیلی طولانی میشه جواب به این حرف های شما که لازمه دوباره این جمله رو تکرار کنم که اونقدر طولانیه که این جا نمی گنجه.
      نقد و بررسی که شما میخونید دیدگاه شخصی یک آدمه نسبت به یک فیلم و قرار نیست تمام نکات فیلم رو پوشش بده. در ضمن در سایت ما مطلب به عهده ی کسی گذاشته نمیشه و هر کسی می تونه حتی راجع به فیلمی که نقدش وجود داره دوباره نقد بنویسه.
      ماجرا این جاست که هر انچه که من در این نقد گنجوندم دیدگاه و برداشت شخصی خودم بوده و تشابه این دیدگاه و برداشت و بعضا ذکر نکاتی که مسلمه مطمئنا در نقد ها تکراری دیده میشه پس اتهام کپی کردن این جمله ها و ذکرش از شما به شدت منو رنجوند.
      من هم انسانم و ممکنه خیلی از نکات فیلم به چشمم نیومده باشه.
      نکاتی که شما اشاره کردید اتفاقا نکات بدیهی بود که از اشاره کردن بهش چشم پوشی کردم.
      مثلا جمله ی معروف پدر خونواده برای نقشه کشیدن شاید مهم ترین و قابل دسترس ترین نکته است پس مانور زیاد روش واقعا لازم نبود.
      یا من راجع به اون سنگ کامل نوشتم که اتفاقا اون سنگ رو پسر خونواده برای کشتن اون دو نفر برده بود که در نهایت باعث مرگ خودش شد.
      جوری که شما کامنت دادی گویا نقد منو درست نخوندی چون راجع به تمام چیزهایی که گفتین حرف زده شده منتها با تحقیق بیشتر و توصیه می کنم راجع به تصمیم به درس خوندن اون پسر در پایان فیلم نقدم رو مطالعه کنید که با تحقیق زیاد بهش رسیدم و نکته ایه که کاملا فرهنگیه و هیچ سایتی بهش اشاره نکرده.
      من بر اساس چهارچوبی برای مخاطب عام نقد مینویسم. وگرنه تدوین این فیلم و ریتم کارگردانی این کارگردان به اندازه ی همین مطلب حرف برای گفتن داره.
      و نکته ی مهم تر این که چهارچوبی وجود داره که خواننده از خوندن مطلب خسته نشه و فکر می کنم همین محدودیت باعث شده هیچ سایتی نتونه مطلب کاملی رو ارائه بده همون طور که گفتم این فیلم ثانیه به ثانیه نکته داره و گفتنش از حوصله ی خواننده خارجه.
      امیدوارم آقای سعادتی نقد پاراسایت رو بنویسن تا شاید ازشون چیز جدیدی یاد بگیرم.
      در رابطه با نمره ی ۸ لازمه بگم نمره دیدگاهی شخصیه، من بر اساس سال هایی که با فیلم گذروندم و مقایسه ی پاراسایت با شاهکارهای قدیمی که پاراسایت از اون ها الگو گرفته نمره ی ۸ رو بهش دادم.
      امیدوارم جواب کاملی داده باشم

  4. .

    به این فیلم تو ۸ دادی؟!واقعا بر چه اساسی؟!

دیدگاهتان را بنویسید

بخش های ضروری علامت گذاری شده اند *