نقد و بررسی فیلم Spiderman: far from home آخرین حضور اسپایدرمن در مارول

با نقد و بررسی فیلم Spiderman: far from home همراه ما باشید. مرد عنکبوتی از ابتدای ورود خودش به دنیای سینمایی مارول مسیر پر فراز و نشیبی رو طی کرد. ابتدا به صورت نصفه و نیمه در فیلم “کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی” معرفی شد و بعد از اون با فیلم اختصاصی خودش، بازگشتش رو به خونه ی اصلی خودش، یعنی مارول جشن گرفت.


همچنین بخوانید:


مقصد بعدی مردعنکبوتی اما مقصد خوشایندی نبود چون اتفاقات فیلم سوم انتقام ‌جویان باعث شد نصف جمعیت جهان ناپدید بشن که اسپایدرمن هم جزوی از اون ها بود. به شکلی که در “انتقام‌جویان: پایان بازی” شاهدش بودیم، پیتر پارکر به همراه نصف جمعیت جهان که ناپدید شده بودن، به زندگی برگشتند و ظاهراً همه چیز به خوبی و خوشی تموم شد.

مرد عنکبوتی در حال جشن گرفتن با فیلم جدید خودش بود یعنی Spiderman: far from home بود که خبر رسید کمپانی های مارول و سونی پیکچرز بر سر ادامه همکاری با همدیگر و بودن مرد عنکبوتی در دنیای سینمایی مارول به توافق نرسیدند و Spiderman: far from home آخرین فیلم با حضور مرد عنکبوتی در دنیای سینمایی ماروله. در این مطلب با هم نگاهی به جدیدترین فیلم سینمایی مرد عنکبوتی میندازیم.

اسپایدرمن: فار فرام هوم به عنوان آخرین فیلم از فاز سوم دنیای سینمایی مارول معرفی شد و انتظار می‌رفت که یک جمع بندی باشه برای فیلم آخر انتقام ‌جویان. ولی مرد عنکبوتی: دور از خانه بر خلاف انتظارات عمل کرد و هویت مستقلی به خودش گرفت. با اینکه میشه تاثیرات بشکن ثانوس و دو فیلم آخر انتقام جویان رو توی این فیلم هم دید ولی این تاثیرات به حدی نیستن که بگیم کلا داستان مربوط به اونهاست.

 Spiderman: far from home

این رو هم بگم که فیلم کاملا اتفاقات قبلی رو فراموش نکرده. پیتر پارکر طی بشکن ثانوس ناپدید شده و پنج سال بعد به زندگی برگشته. توی این پنج سال اتفاقات زیادی افتاده. خیلی از همکلاسی های پیتر طی این پنج سال بزرگ شدن و این برای پیتر کمی سخته. دنیایی که پیتر قبل از اینکه ناپدید بشه میشناخت، دیگه تغییر کرده. از همه ی این ها مهمتر، پیتر استاد خودش و کسی که براش مثل پدر بود یعنی تونی استارک رو از دست داده. همه این ها نشون دهنده اینه که پیتر توی این فیلم دیگه یه بچه دبیرستانی ساده نیست و باید با اتفاقاتی دست و پنجه نرم کنه که برای یک انسان بالغ هم سخته.



البته داستان اصلی این قسمت به بشکن ثانوس ربطی نداره ولی خب قطعا تاثیرات بالا رو نمیشه نادیده گرفت.
داستان این قسمت درباره ی سفر پیتر به همراه دوستانش به دور اروپا و گردش توی مناطق دیدنیه. البته که داستان به این سادگی نیست و اتفاقات زیادی توی این سفر رخ میده. میشه گفت مهم ترین نکته کل فیلم ارثیه که تونی استارک برای پیتر گذاشته. تونی استارک برای پیتر عینکی رو به جا گذاشته که مجهز به هوش مصنوعیه و قدرت خیلی زیادی داره. چالش اصلی پیتر توی این قسمت قبول کردن قدرت این عینک و مسئولیت اونه. (قدرت زیاد، مسئولیت زیاد به همراه داره) پیتر یه جورایی از اینکه با قبول کردن این عینک تبدیل به جانشین مرد آهنی بشه وحشت داره. چون به هر حال تونی استارک قهرمان بزرگی بوده و پر کردن جای اون کار مشکلیه.

ادامه ی نقد و بررسی فیلم Spiderman: far from home حاوی اسپویل هستش!

پیتر توی این قسمت با شخصیت جدیدی به نام میستریو هم آشنا میشه. شخصیتی که تلاش می‌کنه جای خالی تونی استارک رو برای پیتر پر کنه اما در آخر معلوم میشه که مقاصد پنهانی از کارهاش داشته.
میستریو به عنوان کسی که از تونی استارک کینه ی ویژه ای به دل داره، میخواد به ما بگه که مرد آهنی اونقدر هم شخصیت محبوبی نیست. مثل دنیای خودمون که هیچ شخصیت محبوبی بدون دشمن نیست. والچر (شخصیت منفی قسمت قبل) و میستریو نماد کسانی هستن که قهرمان بازی های مرد آهنی و انتقام جویان بهشون آسیب جدی وارد کرده. کسایی که تشنه ی انتقام هستن.

نقد و بررسی فیلم اسپایدرمن فار فرام هوم

بازی جیک جیلنهال در نقش میستریو واقعا تحسین برانگیزه. اگرچه به پای شخصیت هایی مثل ثانوس یا لوکی و یا کیلمانگر نمیرسه اما برای من حداقل از شخصیت های منفی ماندگار دنیای سینمایی ماروله. جیک جیلنهال توی نیمه اول داستان جوری بازی می‌کنه که اگه شما چیزی از کمیک ها نخونده باشید یا اخبار فیلم رو دنبال نکرده باشید، اصلا نمیتونید بفهمید که میستریو شخصیت منفی این فیلمه.



تام هالند هم در ایفای نقش پیتر پارکر موفقه و میشه تغییرات اون نسبت به فیلم قبل رو حس کرد. تام هالند نشون داده که کم بودن سنش دلیل نمیشه که اسپایدرمن اون رو نشه جدی گرفت. توی نقطه مقابل اون زندایا قرار داره. در ابتدا که اعلام شد زندایا قراره نقش مری جین رو در دنیای سینمایی مارول بازی کنه، به این انتخاب اعتراضات زیادی وارد شد و عده ی زیادی از طرفداران توان دیدن زندایا در قامت مری جین رو نداشتن. اون ها دقیقا مری جینی سفید پوست با موهای قرمز میخواستن.

نقد و بررسی فیلم Spiderman: far from home

بعد از دیدن این فیلم دیگه فکر نکنم کسی به بودن زندایا توی این نقش اعتراضی داشته باشه. این فیلم به همه نشون میده که یک شخصیت با رنگ پوست و موهاش شناخته نمیشه بلکه با کارها و رفتارشه که می‌تونه تبدیل به همون شخصیتی بشه که قرار بوده باشه. این مری جین دقیقا همون مری جینیه که توی کمیک ها میشه دید. یه مری جین نترس و شجاع که فقط برای اینکه بیوفته توی خطر تا مرد عنکبوتی نجاتش بده ساخته نشده. بلکه اون خودش دنبال خطر می‌ره تا اون رو خنثی کنه. زندایا با به تصویر کشیدن مری جینی جدید کاری کرد که دیگه چشم دیدن مری جین سه گانه سم ریمی رو نداشته باشم.

شاید دیگه تکراری شده باشه ولی باز هم باید به جلوه های ویژه ی فیلم اشاره کنم که در بهترین حالت ممکن به سر می‌بره. جلوه های ویژه ی توهماتی که میستریو برای پیتر ایجاد می‌کنه رو میشه در کنار فیلم های انتقام جویان و دکتر استرنج، از باکیفیت ترین و خلاقانه ترین جلوه های ویژه ی فیلم های مارول دونست که مخاطب رو توی خودشون غرق میکنن.

بزرگ ترین حسرت من از اینه که با اون سکانس پس از تیتراژ شکه کننده و عالی، چطور میشه تصور کرد که اسپایدرمن دیگه توی مارول حضور نداشته باشه. مارول میتونست با استفاده از پیچشی که میستریو در سکانس پس از تیتراژ فیلم ایجاد کرد، یکی از بهترین و جاه طلبانه ترین فیلم های مرد عنکبوتی رو بسازه. واقعا حیف.

در ادامه بخوانید:

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب
 
 
 
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *