نقد و بررسی فیلم the irishman (مرد ایرلندی) ; اسکورسیزی خارج از سینما
سینما و تلویزیون

نقد و بررسی فیلم the irishman (مرد ایرلندی) ; اسکورسیزی خارج از سینما 

سه ساعت و نیم از جاتون تکون نخورید و محو دنیای گنگستری اسکورسیزی باشید. با ما در نقد و بررسی فیلم the irishman (مرد ایرلندی) همراه باشید.



 نقد و بررسی فیلم the irishman (مرد ایرلندی)

نقد و بررسی فیلم the irishman (مرد ایرلندی)

مطمئنا در جریان کش و قوس های یک دهه ایه مارتین اسکورسیزی برای یکی از پر سرو صدا ترین فیلم های سال ۲۰۱۹ یعنی آیریش من هستید.
بودجه ای ۱۵۰ میلیون دلاری مورد نیاز برای ساخت این فیلم، باعث یک دهه وقفه در تولیدش شد و در این یک دهه تهیه کنندگان معتقد به به پایان یافتن روزهای موفق فیلم های گنگستری دست رد به سینه ی اسکورسیزی زدن.

اما در نهایت غول بزرگ این روزهای فیلم و سریال یعنی شبکه نتفلیکس حق پخش این سریال رو مال خودش کرد تا با موفقیت بزرگش دهن کجی بزرگ تری نسبت به با تجربه های صنعت سینما کنه.
نتفلیکس با شرط دخالت نکردن در دنیای دهنی اسکورسیزی وارد ماجرا میشه و فقط شاهد و نظاره گر جوایز و ستایش های این فیلم و پر اعتبار تر شدن خودش میشه.

اونقدر نقد در رابطه با این فیلم بیرون اومده که تکرار داستان فیلم و جزئیاتی که همه ازش با خبریم کاری بیهوده ایه، بنابراین می خوام سعی کنم از دید یک آدم که علاقه ای به این ژانر نداره، دلیل علاقه ی خودم به این فیلم رو شرح بدم.

اسکورسیزی که علاقه به ساخت فیلم های بلند داره، در این فیلم جوری عمل کرده که از سه ساعت و نیم پای تلویزیون بودن خسته نمیشید.



روایت انسانی داستان اونقدری قابل لمسه که که حتی با آدمی که قاتله احساس همذات پنداری می کنید. راننده کامیونی به اسم فرانک شیرن با بازی فوق العاده ی رابرت دنیرو و چگونگی تبدیل شدنش به آدمی که دیوارای خونه رو رنگ می کنه، البته نه با رنگ که با خون، اونقدری جذابیت داره که تا انتهای فیلم هوشیار نگهتون میداره. این راننده کامیون با فردی به نام راسل آشنا میشه، پیرمرد خنده رویی که نمی تونید حتی تصورش رو بکنید که دنیای گنگستری و پر از خشم فیلم بر اساس افکار اونه که شکل میگیره.

در دنیای گنگستری سال ۲۰۱۹ خونواده برای گنگستر ها بزرگ ترین اولویته. فرانک یه آدم عادی بود. آدمی که فقط میخواست از خونوادش محافظت کنه. آدمی که حتی نمیدونست بار کامیونش چیه، خالیه یا پره اون فقط کار خودش رو انجام میداد و حملش میکرد.

سه فصل از زندگی فرانک رو شاهد هستیم. و هر چقدر که در این سه ساعت و نیم پیش میریم مراحل تبدیل شدن یه راننده کامیون ساده بدون هیچ جاه طلبی رو به قاتلی که دیوارارو با خون رنگ می کنه می بینیم.

فرانک وارد دنیای گنگستری میشه و به خاطر دخترش دیگران رو کتک میزنه و همین صحنه شروع از دست دادن دخترشه.
فرانک وارد دنیای گنگستری میشه و از میزهای چهار نفره به صندلی های متقابل و در نهایت به میز گرد و حلقه ی مافیا میرسه.
ادم خنده روی ابتدای داستان کم کم عبوس میشه و در پایان فصل سوم داستان چیزی جز پشیمونی در چهره اش دیده نمیشه.


 


فرانک در ابتدای ورودش به دنیای مافیا بعد از هر قتل برای از بین بردن مدرک تفنگش رو توی رودخونه مینداخت و زمان که گذشت با بزرگ تر شدن قتل ها تفنگش رو توی دریا انداخت.
فرانک در ابتدای داستان جاه طلب نبود. اما قدرت شبیه هر ادم دیگه ای اونو حریص کرد. به محض این که اتحادیه به دستش افتاد رفت و خودش رو به یه کارمند ساده معرفی کرد و فخر فروخت. از قدرتش لدت برد و حریص تر شد.

روایت تبدیل یک انسان ساده ی بدون جاه طلبی به یک ادم خیانتکار که رفیقش رو می کشه و قتل براش یه کار روتینه شاهکار اسکورسیزیه که در جزئی ترین حالات بازیگران،سکانس،روایت، طرز بیان دیالوگ و خیلی چیزهای دیگه به خوبی قابل دیدنه.

از بازی بی نظیر بازیگران حرفی برای گفتن نمی مونه چون با غول های بازیگری جهان طرفیم و به عبارتی آیریش من یک کلاس بازیگری فوق العادست.
بازی بی دیالوگ رابرت دنیرو زمانی که فهمید باید هافا رو به قتل برسونه، جایی که با همسر جیمی بعد از قتلش صحبت کرد از فوق العاده ترین سکانس های این فیلم بود.
موسیقی فوق العاده ی فیلم که چند لایه ای بود ترکیبی از فیلم های گنگستری که موسیقی خوب بد زشت رو به راحتی میشد ازش شنید.

اما در رابطه با تکنولوژی جوان سازی که به نوعی انقلابی در صنعت سینما به حساب میاد درسته توجه بسیار زیادی رو به خودش جلب کرد اما بدون ضعف هم نبود. چون فقط چهره پوشش داده میشه و خوب در قسمت هایی از فیلم سر آل پاچینو برای بدنش بزرگ بود. رابرت دنیرو در جوونی خود قوز عجیب و غریبی داشت که فرم بدنش رو به هم ریخت. جو پشی در بیشتر سکانس ها پشت میز نشسته بود و به همین دلیل موفق تر از همه به چشم اومد.
مطمئنا که در اینده این ضعف ها کاسته میشه و برای اولین و بزرگ ترین تجریه ی سینمایی اونقدر ها هم آزار دهنده نبود.

فصل نهایی این فیلم برای منی که طرفدار ژانر گنگستری نیستم دلیلی برای موندگاری این فیلم در ذهنم شد. فیلمی که پر از نماده. فرانک نماد یک انسانه که جهانش اون رو میسازه. جهانی که یک انسان ساده رو به بی رحمی محکوم میکنه. ادمی که رفیقش رو می کشه، خونوادش و دخترش ترکش می کنن.



به پیری میرسه، وقتی تنها تو خونه رو زمین میوفته کسی نیست که بلندش کنه، برای خودش تابوت می خره و به استقبال مرک میره، یه جورایی به مرگ پناه میبره ولی مرگ هم ازش رو برگردونده و ترکش کرده. اون محکومه به موندن با رازهای بزرگی که تو سینه اش محفوظه و باید مرگ تمام دوستان و عزیزانش رو شاهد باشه. هیچ کس دنیای فرانک رو به یاد نمیاره. کسی اونو نمیشناسه در حالی که روزی همه میشناختنش.و این کنایه ی بزرگی به زندگی و سرنوشته.هر کسی باشی و هر طور طندگی کرده باشی پایان داستانات فقط به طرز زندگیت و کارهای انجام دادت بر میگرده.مهم نیست کی بودی و چقدر بزرگ بودی پایان داستان مهمه.

جایی در اواسط فیلم وقت خواب جیمی از فرانک خواست در اتاقش رو باز بذاره و حالا در پایان فیلم فرانک رو میبینیم که از کشیش می خواد در اتاقش رو باز بذاره. انتهای فیلم و دیدن فرانک از لای در نیمه باز ته داستانیه که در ذهن بیننده تمام شدنی نیست.

 نقد و بررسی فیلم the irishman (مرد ایرلندی)

مرد ایرلندی هوشمندانه ترین اسم برای این فیلم بود. ایرلندی هایی که دنیای قدرت و گنگستری باهاشون عجین شده و مرگ در رخت خواب رو ننگ بار ترین نوع مرگ می دونن. پس شاید فرانک به بزرگ ترین عذاب محکوم شد. مرگ در گوشه ی اتاق و تنهایی و بدتر از اون مکرگی که در انتظارشی و به سراغت نمیاد تا راحتت کنه.

مهم نیست طرفدار این ژانر باشید یا نه، مهم نیست حوصله ی دیدن فیلم های طولانی رو نداشته باشید این فیلم همیشه در خاطرتون می مونه.
نکته ی اخر که دوست دارم بهش اشاره کنم اینه که از اتفاقات خوب امسال اینه که فیلم های قوی و بازی های خوب کار رو برای اکادمی اسکار به شدت سخت کرده.
داستان طوری پیش میره که به جرات هر فیلمی برنده شه در حق فیلم های دیگه اجحاف میشه و  واقعا کاش میشد امسال اسکار فقط برای یک فیلم و بازی نبود.

اما همچنان معتقدم در عین فوق العاده بودن رابرت دنیرو اسکار هم شبیه جشنواره های دیگه به واگین فنیکس میرسه و دلیلش هم به تنهایی به دو کشیدن بار یک فیلم اون هم بدون هیچ نقصیه.
اما مرد ایرلندی و بازی رابرت دنیرو در ذهن همه ی ما یک اسکار موندگار رو تا همیشه دریافت کرده.

مطالب مرتبط

2 دیدگاه

  1. فرید

    نقد خیلی خوبی بود
    خسته نباشید
    نقد فیلم marriage story تون هم خیلی عالی بود
    فقط یه درخواست داشتم
    میشه فیلم the lighthouse 2019 رو هم نقد کنید
    با تشکر

    1. مهسا فتحی

      حتما.ممنونم از لطف و همراهیتون

دیدگاهتان را بنویسید

بخش های ضروری علامت گذاری شده اند *