پربازدیدترین ها
سینما و تلویزیون

نقد و بررسی قسمت 25 سریال مانکن ؛ مترسک هایی به نام بادیگارد! 

در این قسمت از سریال مانکن کمدی اکشن بی هدفی رو شاهد بودیم. با ما در نقد و بررسی قسمت 25 سریال مانکن همراه باشید.

بررسی قسمت های قبلی مانکن رو می تونید اینجا بخونید.



 

نقد و بررسی قسمت 25 سریال مانکن

در این قسمت از سریال مانکن یکی از ضعیف ترین اپیزودهای سریال رو شاهد بودیم.
یکی از جالب ترین نکاتی که در این قسمت بی نهایت به چشمم اومد این بود که شاید یکی از بزرگ ترین اشتباهات سینمای امروز ایران، ورود پیدا کردن به ژانریه که نه ژانر اصلی فیلم و سریاله و نه تخصصی درش وجود داره.

در واقع فیلم یا سریال های ایرانی شبیه به ظرف سالادی هستن که کارگردان فکر می کنه که با اضافه کردن چیزهای مختلف به این ظرف می تونه طعم خوبی رو ایجاد کنه اما نتیجه دقیقا عکس این موضوعه.

در واقع ما در سریال مانکن ژانر درامی رو دنبال می کردیم که گاهی به صورت کاملا ناشیانه و شاید هم در اغلب موارد موفق سریال وارد ژانر کمدی میشد. که تا همین جا هم آسیب های زیادی رو به خط داستانی وارد کرد. در واقع ما در جدی ترین صحنه ها خوشمزه بازی هایی از بهرام میدیدیم که کاملا حس جدیت و ترس اون سکانس رو از بین میبرد. در واقع زحمات کارگردان برای رسوندن این حس به بیننده در یک لحظه با خودزنی عجیبی از بین میرفت.

این موضوعیه که قبلا هم در طول نقدهای مربوط به این سریال بارها بهش اشاره کردم.
اما حالا که داریم قسمت های پایانی سریال رو دنبال می کنیم جریان قصه به سمتی رفته که واقعا ازش متعجبم.
چطور میشه کارگردان تصمیم بگیره این اپیزود رو به عنوان یکی از اپیزودهای پایانی سریال منتشر کنه.
اپیزودی که به جرات میشه گفت هیچ اتفاقی درش نیوفتاد.

ما اپیزودی رو شاهد بودیم که از دقیقه ی اولش تا ثانیه ی انتهاییش سعی داشت مشابه ژانر اکشن عمل کنه اما به طرز وحشتناکی اشتباه و به دور از استانداردهای این ژانر بود.

حتی رفتارهای شخصیت های داستان هم اغراق شده و غیر قابل باور بود. خواهر کاوه که مدام تکرار میکرد “می کشنشون، کشتنشون تموم شده .میکشنشون،” نه تنها طبیعی نبود بلکه من رو به خنده انداخت.
از سلمان و فرخنده چیزی نمی گم چون در حالت عادی نمیشد درکشون کرد چه برسه حالا که درگیر آشفتگی قصه هم شدن.
اما بستن دست های کاوه و بهرام و ژیلا و همتا برام عجیب بود.

دیگه الان هممون میدونیم اخگر اونقدری که فکر می کردیم ادم عجیب و پیچیده و بزرگی نیست.
این سیستم بستن دست حتی به گاد فادر هم نمی خوره، واقعا این حجم از اغراق برای چیه.
در جایی که بهرام با بادیگارد اخگر حرف میزد و می گفت برو بابا مگه فیلم هندیه؟ به نظرم درست ترین حرفی بود که بهرام در تاریخ این سریال زد. اخه مگه فیلم هندیه؟

تو همچین داستانی و تو همچین گروگانگیری و خشمی که درون اخگر وجود داره خون دماغ کسی نیومد. سلمان بادیگارد اخگر رو ترکوند.
بهرام همه رو زد. اسلحه رو به راحتی و با یه نقشه ی احمقانه از اخگر گرفتن و اخگر و بادیگاردش شبیه دو تا عقب مونده ی ذهنی فقط وایسادن و نگاه کردن.
بادیگارداشون هم که فقط اومده بودن که بمیرن. و بهرام و کاوه ی بی مهارت در مقابل اون ادمای با مهارت کاملا برتر عمل کردن.

این قسمت فقط دور خودمون چرخیدیم و به خیال عوامل فیلم هیجان رو تجربه کردیم ولی در واقعیت داستان فقط سردرگم شدیم. به شخصه بی نهایت نا امید شدم و امیدوار بودم کاش این اپیزود هرگز منتشر نمیشد.

ماجرا اینجاست که حسی بهم میگه داستان قراره خیلی به دور از حداقل استانداردی که براش در نظر گرفتیم تموم شه و انگار قرار نیست خون از دماع کسی بیاد و در نهایت بهرام زخمی میشه و بعد هم درمان. اما به نظرم واقعا اگه قرار بود اتفاقی برای کسی بیوفته جاش همینجا بود چون حداقل ضعف این قسمت پوشش داده میشد که میفهمیدیم شاهد صحنه های بیهوده ای نبودیم.
اما اگر این پایان خوش و خرم داستان بوده باشه واقعا حرفی برای گفتن نمیمونه.
همچنان باید منتظر بمونیم و ببینیم چه اتفاقی قراره بیوفته

مطالب مرتبط

 
0 0 رای ها
امتیاز شما به این مطلب
مشترک شدن
اطلاع از
guest
9 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین امتیاز
بازخورد داخلی
مشاهده همه نظرات