نقد و بررسی قسمت دوم فصل سوم سریال وست ورلد ; وستروس پارکی در دلوس!
سینما و تلویزیون

نقد و بررسی قسمت دوم فصل سوم سریال وست ورلد ; وستروس پارکی در دلوس! 

این قسمت از سریال وست ورد رستاخیز بزرگی بود که در اون تمام مردگان حتی اژدهای دنریس تارگرین هم به زندگی برگشتن. با ما در نقد و بررسی قسمت دوم فصل سوم سریال وست ورلد همراه باشید. برای مطالعه بررسی قسمت قبل اینجا کلیک کنید.

حضور باشکوه میو دوباره زیبایی ها رو به سریال وست ورلد برگردوند.

در این قسمت از سریال وست ورد در اوج ناباوری میبینیم که لی سایز مور عصا به دست به دنیای دلوس برگشته، اما از همون اول هم میشد حدس زد که این آدم با لی سایزمور واقعی کاملا متفاوته.

پارک تفریحی وست ورلد اولین مقصد گردشگری و تفریحی دلوس بود اما این پارک فقط یکی از شش پارکیه که میشه ازش دیدن کرد.


همچنین بخوانید »

در ادامه نقد و بررسی قسمت دوم فصل سوم سریال وست ورلد همراه من باشید

در این قسمت اما، وارد دنیای خیالی medieval world قرون وسطی میشیم،و از سرزمینی خیالی پر از شمشیر و اژدها دیدن می کنیم. البته نه از خود جهان بلکه از پشت صحنه ی اون.جهانی که استابز که در قسمت پایانی فصل دوم فهمیدیم رباته  بهمون نشون میده.

مرکز فنی،که اون رو به نام پارک چهارم میشناسن در حال حاضر در دنیای تجاری دلوس قابل استفاده نیست.و فقط بخش فنی اون در حال کار کردنه و پر حاشیه ترین بخش این اپیزود رو شامل مشه و اون هم حضور دیوید بنیوف و وایس خالقین سریال گیم اف ترونز به عنوان تکنسین های مشغول به کار در بخش فنی بود.

جایی که موسیقی در حال نواخته شدن، لباس ها و البته دراگون کالیسی دنیای گیم اف ترونز رو بهمون نشون داد.

سال هاست که بعضی بینندگان معتقدند که وستروس در واقع یکی از پارک های دلوسه .جان اسنو و دنریس تارگرین رهبر دنیای خودشون نبودند و در واقع ربات هایی در یک سرزمین خیالی شبیه به west world بودند.

جایی که بازدید کنندگان ثروتمند می تونن به استارک ها تعهد بدن و با وایت واکر ها مبارزه کنن.
برخی ادعا می کردند که کتابخانه ی خوانش انسانی در west world یاداور کتابخانه ی ارگه در شهر قدیمی که ساموئل تارلی در اون آموزش میدید.

حتی دوباره به زندگی برگشتن جان اسنو بعد از مرگ رو به بیدار شدن میزبان ها بعد از کشته شدنشون نسبت میدادن.اما در این اپیزود هیچ اثری از کاخ های هفت پادشاهی نبود.

یا غیر از سازندگان گیم آف ترونز هیچ اثری از کاراکترهای بازی تاج و تخت دیده نشدن، هرچند نمیشه منکر دراگون ها شد.

نقد و بررسی قسمت دوم فصل سوم سریال وست ورلد

هیچ کس انتظار نداشت که کراس اوور چیزی شبیه به این باشه. حتی با وجود این که زمانی جورج آر.آر مارتین خودش به سازندگان وست ورلد، جاناتان نولان و لیزا جوی پیشنهادش رو داد، جوی در پاسخ گفت نیاز دارم به این که اژدهاها در دنیای ذهنی من واقعی بمونن پس به همون اندازه که جرج رو دوست دارم نمی تونم باورهای خودم رو از دست بدم..

اما چیزی که در این اپیزود به عنوان نقطه ی تلاقی این دو سریال با هم میبینیم، می تونه یه معنی بزرگ برامون داشته باشه.

و اون اینه که با دیدن بنیوف و ویس میشه این نظریه رو داشت که وستروس فقط یه تفریح بوده و اتفاقا میشه در این حالت در خوشبینانه ترین حالت ممکن پایان فاجعه بارش رو توجیه کرد.

در واقع سایزمور روایتگر داستان های دلوس در قبل از این که داستان گیم اف ترونز رو تموم کنه میمیره پس هرگز این قصه ی شیاطین و اژدهاها به پایان نمیرسه و همون طور که در این قسمت دیدیم زمانی که داستان ها به هم گره می خوره و سناریویی وجود نداره میزبان ها گیج میشن و مجبور میشن خودشون با اطلاعات ناقصشون داستان رو کامل کنن و همین میشه که پایان گیم اف ترونز در این حد فاجعه بار میشه.
از دنیای گیم اف ترونز و حواشیش که خارج شیم می خوام در رابطه با یک تئوری مهم صحبت کنم.

نقد و بررسی قسمت دوم فصل سوم سریال وست ورلد

این رو میدونیم که این از ویژگی های سریاله که در قسمت های ابتدایی بینندگان از نظر خط زمانی دچار گمراهی میشن. این که ما شاهد چندین خط زمانی هستیم بدیهیه. این که حدود سه ماه بعد رو در دنیای واقعی شاهد هستیم و هر کدوم از این داستان ها ممکنه این سه ماه از دست رفته رو بهمون نشون بده بدیهی تر.

پس ممکنه ما شاهد داستان میو در طول این سه ماه از دست رفته باشیم و سریال ما رو به جایی برسونه که ببینیم شارلوت همون میوه.

بله، ممکنه شارلوت همون میو باشه و توجیحش هم می تونه دختر بچه ای باشه که در تریلر فصل سوم همراه شارلوت بود که در واقع نماد همون بچه ایه که میو از دست داد.

فعلا همه ی این ها در حد نظریه و تئوری باقی می مونن تا زمانی که سریال پیش بره و خط های زمانی سریال کمی شناخته تر بشن.

نقد و بررسی قسمت دوم فصل سوم سریال وست ورلد

در این قسمت شاهد بازگشت شکوهمند میو بودیم.میو که در دنیایی ساختگی گرفتار شده بود و با نبوغش دوباره تونست راه فرار رو پیدا کنه.

چیزی که دیدیم مروارید میو بود که در جایی در دنیای واقعی ازش حفاظت میشد.  اما مطمئنا که تمام این تشکیلات برای حفاظت از مروارید میو نبود و با توجه به دنیای ساختگی که میو در اون گیر افتاده بود این مروارید ها در حال استفاده بودند.

اما این که چه استفاده ای و اینکه ایا اون مروارید های همراه میو همون مروارید هایی بودن که دلورس اون ها رو با خودش از پارک خارج کرده و این که اصلا چطور این مروارید ها به دست این افراد افتادن هنوز جای سواله!

میو به داستانی جدید وارد شده، داستانی که در اون بار دیگه باید در مقابل دلورس قرار بگیره و این بار برای نابودیش تلاش کنه.اما این مسیر نا مفهوم تا رسیدن میو به امروز، همون زمان از دست رفته ایه که باید براش منتظر قسمت های بعد و نشونه های بیشتر باشیم.

اما نکته ی خیلی مهم این فصل که تا به این جا بسیار زیاد روش تاکید شده در آنچه گذشت ها و همچنین در همین اپیزود و زمانیکه برنارد خاطرات صد روز گذشته اش رو بررسی می کنه جمله ی دلورس به برنارده که می گه ^برای زنده موندن جفتمون باید با هم باشیم ولی نه به عنوان دوست.

این که آیا امکانش هست که دو مروارید در یک بدن وجود داشته باشه، چیزیه که جوابش رو نمی دونیم ولی بر اساس این جمله ی قسمت آخر فصل دوم باید به سوال بزرگی برسیم که هنوز جواب دادن بهش خیلی سخته.

مطمئنا این جمله ساختار کلیدی مهمی رو در این فصل ایفا می کنه که باید مدام با خودمون تکرارش کنیم.
چرا دلورس برنارد رو به پارک برگردونده و این که چرا کد خرابی رو در ساختار برنارد قرار داده تا یه سری اتفاقات رو فراموش کنه سوالاتیه که باید بهشون توجه کنیم. پس تا این جا می دونیم اگر چه برنارد این قابلیت رو داره که خودش رو کنترل کنه، ولی این کنترل زیر خواست و اراده ی دلورسه پس نمیشه زیاد بهش اطمینان کرد.

نکته ی مهم دیگه ورود استابز به داستانه که مطمئنا مورد دستکاری دلورس قرار گرفته. حتی به این اعتقاد دارم که استابز ممکنه خود واقعیش نباشه و شخص دیگه ای باشه که در جسم استابز وارد داستان شده.
به گفته ی استابز، وظیفه ای روی دوشش بوده و اون هم محافظت از همه ی میزبانان پارکه و آخرین دستورش هم این بوده که رد برنارد رو بپوشونه و بهش یه شانس بده تا فرار کنه.

در همین اپیزود زمانی که برنارد در حال سفر به گذشته ی ذهنیش بود، استابز یه سری ادم رو نابود کرد، اما به یه نفر اجازه داد که فرار کنه.

به نظرم استابز به طرز عجیبی مشکوکه و باید بیشتر حواسمون بهش باشه،کسی که دستور جدیدش محافطت از برنارده. پس از این جای داستان به بعد بیشتر بهش دقت کنید، تا اگر جایی کاری خلاف محافظت از برنارد کرد مچش رو بگیریم.

نقد و بررسی قسمت دوم فصل سوم سریال وست ورلد

اما در سفر در خاطرات برنارد به دلورس رسیدیم که مشغول مطالعه ی اطلاعات لیام دمپسی بود. پس لیام دمپسی کسیه که قبلا در پارک حضور داشته و پروفایلی به نامش در دلوس وجود داره.پس مطمئنا میشه رو میزبان بودنش فکر کرد.

اما در نهایت با پیگیری لیام دمپسی که حالا برنارد هم به تعقیبش پرداخته، به این نتیجه رسیدیم که سراک کسیه که پشت تمام این ماجراهاست.سراکی که حالا میو رو در اختیار داره. سراکی که به گفته ی خودش کارش بر خلاف فورد نه درباره گذشته بلکه در رابطه با آینده است.

از صحبت های سراک می تونیم بفهمیم که این خط زمانی شاید جلوتر از خط زمانی مربوط به دلورس در اپیزود قبل باشه، چون سیستم ساخت اینده از کار افتاده پس دلورس موفق شده نقشه ی خودش رو عملی کنه.

و حالا سراک با استفاده از میو، کسی که قدرت اختیار پیدا کرده و گویا سراک با این که می تونه اعمال حرکتیش رو کنترل کنه ولی نمی تونه روی اراده اش تاثیر بذاره و این رو از جایی می فهمیم که میو چاقو رو برای اسیب رسوندن بهش بلند می کنه ولی سراک تنها کاری که از دستش بر میاد متوقف کردن میوه و ابراز امیدواری می کنه که در گفت و گوی بعدی بتونه میو رو قانع کنه.

به نظرم وارد بعد جدیدی از وست ورد شدیم، وست وردی که تا به اینجا خاطرات و گذشته ای جعلی می ساخت و در دنیای جدید تنها می تونه با اینده،کاراکتر هاشو تحت کنترل بگیره.

سراک می دونه خطر بزرگی تهدیدش می کنه ولی حتی خودش هم زمان رو در اختیار نداره، نمیدونه دلورس حتی جنگ رو شروع کرده یا این جنگ به پایان رسیده و این نکته ی مهمیه.

صحبت های سراک که با خشونت در هنگام سیب پوست کندنش همراه شد جذابیت زیادی داشت. زمانی که بشر رو گروهی کوچیک از ادم کش ها که از یه مصیبت به سمت مصیبت دیگه پیش میرن خطاب کرد. و گفت تاریخ ما مثل وحشی گری های یک دیوانه می مونه.

چاقو و سیب رو زمین گذاشت و ادامه داد که ما این رو تغییر دادیم و برای اولین بار تاریخ یک نویسنده داره.
در واقع دوباره برمیگردیم به یه قدرت بزرگ تر و برتری که باز هم تاکید می کنم، به جای گذشته در حال تغییر و نوشتن اینده است پس تمام انچه که میبینیم می تونه یه سناریوی در حال نوشتن باشه.

امیدوارم از نقد و بررسی قسمت دوم فصل سوم سریال وست ورلد خوشتون اومده باشه منتظر نظرات و حدسیات شما راجع به این قسمت هستم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

بخش های ضروری علامت گذاری شده اند *