Subscribe Now

* You will receive the latest news and updates on your favorite celebrities!

Trending News

نقد و بررسی قسمت ششم سریال دل ؛ ازدواج یا بازی هایی سرگرم کننده
سینما و تلویزیون

نقد و بررسی قسمت ششم سریال دل ؛ ازدواج یا بازی هایی سرگرم کننده 

در قسمت پنجم سریال دل همچنان شاهد سکوت آرش و رستا هستیم. با ما در نقد و بررسی قسمت ششم سریال دل همراه باشید.

بررسی قسمت های قبل رو می تونید از اینجا بخونید.



نکته ی مهمی که می خوام راجع بهش حرف بزنم در رابطه با لباس مهراوه شریفی نیا یا همون رابیه سریاله.
در قسمت قبل گویا قرار بوده رابی در شب عروسی خودش متوجه به هم خوردن عروسی آرش بشه و به ایران برگرده.
اما خوب ارشاد با به هم زدن ساده ی عروسی موافقت نکرد و در نهایت تصمیم بر این شد که این سکانس تبدیل به سکانس نامزدی بشه.
برای همین رنگ سفید لباس عروس رو تبدیل به آبی کردن.

اما همه ی اینا به کنار به نظرم به هم خوردن عروسی یا نامزدی فرق آنچنانی نداره. اون چیزی که مهمه، اینه یه آدم شب عروسیش نابود شده. عروس با لباس عروس فرار کرده و و دقیقا بلایی که سر آرش اومده، سرش اومده.
تمام نقد من به آرشی بود که هیچ کاری انجام نمیده و دو سه باری پیگیر ماجرا شده و در اوج متانت داره این موضوع رو قبول می کنه.
اما گویا داماد مقبم آلمان ما دیگه آقایی رو از حد گذرونده و حتی پیگیر هم نشده که نامزدم الان کجاست. این جور روایت داستانی برام به شدت عجیبه.

کاش آقای هادی موقع توجیح روند کند داستانیشون در کنار واژه ی درام، که ازش فقط روند کند رو برداشت کردن، وازه ی تخیلی رو هم به سریالشون اضافه می کردن که حداقل دیدن همچین خط داستانی برای بیننده کمی قابل توجیه باشه.



نکته ی مهم دیگه ی این قسمت این بود که چرا آرش تو بارون خیس نمیشه؟ ارش دو بار از زیر بارون رد شد و حتی یک قطره آب روش نریخت. مطمئنا بعد از صحبت با آقای هادی وارد داستان کاپشن های نانو و ضد آب میشیم! اما واقعا تو اون بارون شدید نباید روی سر یا صورت آرش محض واقعی شدن صحنه یه قطره آب میریخت؟

واقعا خدا رو شکر می کنم که بالاخره صدای داد آرش رو شنیدم، ولی خوب با این جمله که “اگه منو دوست داری برو” آقای داستان آقامنشانه خونه رو ترک می کنه و رستا همچنان نمی خواد هیچ حرفی به کسی بزنه.

اما نکته ی مهم تر حدسیات ما در این رابطه بود که ممکنه توران مستقیم با رستا حرف زده باشه و اون رو منصرف کرده باشه. اما زمانی که رستا هدیه های عروسیش رو پس آورد، برخورد توران با رستا جوری بود که از همه چیز بی اطلاعه و مطمئنا اگه کاری هم کرده باشه اون رو غیر مستقیم به انجام رسونده.

در کل در این سریال بیرون رفتن ادم ها از هر دری تصویر آهسته اس. بیرون رفتن آرش از خونه ی رستا و بیرون رفتن رستا از خونه ی آرش در اسلوموشن ترین حالت ممکن اتفاق میوفته، جوری که دیگه انقدر خسته کننده میشه که با خودمون میگیم برو دیگه. که دقیقا در همین لحظه است که اونی که داره از در میره بیرون برمیگرده پشت سرش رو نگاه می کنه. انگار شاهد یه لحظه ی احساسی هستیم که دل کندن برای اون ادم سخته.

مثلا موقع بیرون رفتن رستا از خونه ی ارش دلیل برگشتش و نگاهش به توران واقعا چه توجیحی داره؟؟؟ یعنی دلش برای توران تنگ میشه؟
همچنان اسپانسرها در گوشه گوشه ی صحنه وجود دارن. روی میزها هستن و اتابک زحمت رو به دوربین بودن اسمشون رو می کشه.

نقد و بررسی قسمت ششم سریال دل

و اتفاق مهم سیو کردن اسم مهران تو گوشی رستاس و فکر کردنش به مهران بهمون میفهمونه الان دیگه رستا به مهران فکر می کنه.

حرف های اوا و رستا تو قایق در بی معنی ترین حالت ممکن پیش رفت. واقعیتی که شاید به خاطر زرق و برق این سریال از چشم مخاطب دور بمونه اینه که واقعا در این سریال هیچ اتفاقی نمیوفته.
انگار داریم با تیم های عربی بازی می کنیم که می دونیم روال کارشون وقت کشیه.
همچنان نمی دونیم دلیل رفتن رستا چی بوده و فقط داریم تو این موضوع دست و پا میزنیم. هر اتفاقی در سریال میوفته چیز تازه ای برای دونستنمون نداره.

آرش هنوز هم اقامنشانه پیش میره و این دیالوگ های خنده دار رو تکرار می کنه “مهم نیست جا کلیدیمو انداخت تو اب مهم اینه نصف دیگه اش هنوز دست منه”. قبول دارم که عشق آدم رو از عقل بیرون می کشه و همون بی عقلی باید آرش رو تبدیل به آدمی میکرد که برای رستا تلاش کنه، ولی این دست و پا زدن عجیب و غریب واقعا بی مفهومه.

واقعا شخصیت پردازی های این سریال دچار اشکالات بزرگی هستن که نمیشه نادیدشون گرفت.
اینو انتهای تمام نقدهام می نویسم اما این باز می خوام از شما بپرسم که آیا میشه به بهتر شدن روند این سریال امیدوار بود؟؟؟؟

مطالب مرتبط

2 دیدگاه

  1. احسان حسین

    سلام خسته نباشین
    من قسمت اول این سریالو نگاه کردم با اینکه خیلی خوشم نیومد ولی باز قسمت بعدشم دیدم بعد از اون کلا ما امید شدم حس کردم فیلم فقط به دنبال پول دراوردنه حالا البته زوده راجبش قضاوت کرد
    منوچهر هادی هم که تازگی گفت ۴۰ قسمته ظاهراً ینی این همه مدت نزدیک یک سال باید هر هفته ببینی که این سریال کند و تجاری چی برای گفتن داره
    با این که قسمت های بعدو ندیدم ولی نقد شمارو خوندم و در جریان داستانش هستم و این برام عجیبه که هر اتفاقی تو این ۶ قسمت افتاده رو به نظرم میشد تو ۲ قسمت اتفاق بیفته و این برمیگرده به روند کند و وقت کشی سریال برای پول بیشتر
    شاد و پیروز باشید ؛)

    1. مهسا فتحی

      دقیقا کل این سریال رو میشه تو دو کلمه ی وقت کشی و تجارت خلاصه کرد.سریالی که هیچ اتفاقی توش نمی اوفته واقعا و با توصیحات آقای هادی کلا مفهوم درام برای رفته زیر سوال

پاسخی بگذارید

بخش های ضروری علامت گذاری شده اند *

قالب وردپرس ساخته شده توسط Shufflehound. همه حقوق برای مجله وارونه محفوظ است، کپی بخش یا کل محتوا تنها با اجازه کتبی امکانپذیر است!