با نقد و بررسی قسمت ششم فصل پنجم سریال peaky blinders همراه ما باشید. شما میتونید نقد و بررسی قسمت های قبلی رو اینجا بخونید. این قسمت، آخرین قسمت فصل پنجم سریال peaky blinders بود و تونست به زیباترین شکل ممکن به این فصل خاتمه بده.



اول از همه نکته ای که من درباره این فصل دوست داشتم این بود که همزمان با اینکه داستان خانواده شلبی رو وارد فاز جدیدی کرد و سیاست وارد داستان شد، اما هنوز هم حس و حال اصلی سریال از بین نرفته. تامی با وجود اینکه وارد سیاست شده ولی هنوز هم کارهای غیر قانونی خودش رو انجام میده. مثل تجارت مواد مخدر با چینی ها یا توی همین قسمت هم نقشه برای ترور آزوالد موزلی.

توی این قسمت هم دیدیم که تامی مجبور شد که خودش مسئول بار که بهشون خیانت کرده بود رو بکشه. همه این ها باعث شدن که حس نکنیم که ورود داستان به سیاست، باعث تغییر کلی سریال شده بلکه تغییر کوچکی بوده برای رفتن به سمت جلو. توی همین سکانس بخشی از انسانیت درون آرتور و تامی رو هم میبینیم. جایی که هنوز هم بعد از قتل عام های زیادی که به پا کردن ولی بازم براشون سخته که خودشون دست به قتل مردم عادی بزنن. نشون دادن این وجهه ی شخصیت آرتور و تامی بعد از قتل هایی که طی این چند فصل انجام دادن واقعا کار زیبایی بود و کمک خوبی به کامل تر شدن شخصیت های تامی و آرتور کرد.

این قسمت با سکانس گفت و گوی تامی و وینستون چرچیل، نخست وزیر مشهور انگلستان شروع میشه. توی این گفت و گو معلومه که هر دو شخص برای طرف مقابلشون احترام خاصی قائل هستن. چرچیل و تامی هر دو در یک سمت و برعلیه موزلی هستن. تامی بین مکالماتشون یه جورایی اجازه ی چرچیل رو برای کشتن موزلی میگیره.

اگر یادتون باشه چرچیل از اول سریال تا حالا کمک های زیادی به تامی کرده بود ولی این دفعه یه جورایی تامی داره به چرچیل کمک می‌کنه. البته ما هنوز به طور دقیق نمی‌دونیم که تامی بعد از کشتن موزلی قصد داره چیکار کنه. به گفته ی خودش که میخواد رهبری حزب رو به عهده بگیره و فاشیسم رو نابود کنه. اما ممکنه همه ی این ها دروغ باشه و از موقعیت جدیدش به عنوان یک سکوی پرتاب استفاده کنه. حتی ممکنه توی این راه تامی و چرچیل هم روبروی همدیگه قرار بگیرن.



نقد و بررسی فصل پنجم پیکی بلایندرز

از اون طرف توی جلسه ی خانوادگی شلبی ها، مایکل نقشه خودش برای بازنشسته کردن اعضای قدیمی خانواده و کنترل همه چیز توسط نسل جدید رو به همه میگه. این صحبت های مایکل، تامی رو یک قدم دیگه به اینکه مطمئن بشه گربه سیاه توی خوابش مایکله نزدیک تر میکنه و با سوزوندن پروپوزالی که مایکل به تامی میده، مخالفتش با نقشه مایکل رو نشون میده. الان دیگه امکان نداره که با دیدن مایکل، به یاد اون پسری بیوفتید که تازه وارد گروه شده بود. حالا مایکل در حال آماده کردن خودش برای گرفتن جای تامی به عنوان رئیس خانوادست. سفر مایکل به آمریکا و آشنا شدنش با جینا، به کلی اون رو تغییر داده. هیچ بعید نیست کسی که توی فصل بعد روبروی تامی قرار میگیره مایکل باشه.

احتمالا توی فصل آینده دیگه مایکل و تامی رو در کنار همدیگه نخواهیم دید و از همین حالا شلبی ها در حال تقسیم شدن به دو دسته هستن. پالی برای اینکه توی جنگ شرکت نکنه از مقام خودش توی شرکت استعفا داد ولی با اتفاقی که توی این قست برای آبراما گلد افتاد، احتمالا به طرف مایکل میره و روبروی تامی قرار میگیره. مایکل حتی بدون پالی هم هنوز پشتیبان داره. به نظر میاد که خانواده ی همسر مایکل یعنی جینا، توی آمریکا قدرت زیادی داشته باشن و به همین دلیل جینا با اطمینان میگه که باید سراغ نقشه ی شماره ی دو برن.

توی این قسمت تامی می‌فهمه که خودکشی توی خانواده ی اون موروثیه. مادر و پدربزرگ تام هم خودکشی کرده بودن. اگر اینطور باشه تمام خانواده شلبی همیشه در معرض این هستن که فکر خودکشی به سراشون بیاد. تا فعلا که خبری از فکر خودکشی اطراف فین و ایدا نبوده ولی تامی و آرتور تا به حال چندین بار قصد خودکشی داشتن.



میشه گفت غیرمنتظره ترین اتفاق این قسمت، برگشتن الفی سالامان از مرگ بود. الفی که نقش اون توسط بازیگر محبوب و با تجربه یعنی “تام هاردی” ایفا میشه، توی فصل قبل توسط تامی یک گلوله به صورتش شلیک شد و تا این قسمت فکر میکردیم که اون جون خودش رو از دست داده. اما انگار تامی از زنده بودن اون خبر داشته و برای درخواست کمک برای شکست دادن موزلی سراغ اون میره. همونطور که احتمالا دیدید، یکی از عقاید مهم فاشیست ها اینه که یهودی ها نباید در انگلستان بمونند. الفی سالامان هم از افراد مهم بین یهودیان انگلستانه. پس به صورت خودکار آزوالد موزلی و الفی سالامان به دشمنان همدیگه تبدیل میشن که تامی هم از این موقعیت برای کمک گرفتن از الفی استفاده میکنه.

نقد و بررسی قسمت ششم فصل پنجم سریال peaky blinders

بریم سراغ نقشه ی ترور آزوالد موزلی توسط تامی. تامی قصد داشت زمانی که موزلی در حال سخنرانی بالای صحنه هست، با استفاده از همرزم زمان جنگ خودش یعنی بارنی، موزلی رو به قتل برسونه. بازیگر نقش بارنی یعنی جناب Cosmo Jarvis به خوبی هر چه تمام تر این نقش رو زنده کرد. با اینکه حضور بارنی توی سریال محدود به دو قسمت شده بود ولی کاسمو جارویس با بازی خودش کاری کرد که تکه کلام های بارنی برای ما ماندگار بشه.

با اینکه آرتور به فین تاکید کرده بود که از مسائل خانوادگی چیزی به همکار خودش در زمینه شرط بندی، بیلی نگه اما فین با حماقت تمام قضیه ی نقشه برای کشتن موزلی رو به بیلی میگه و باعث میشه که کل نقشه شکست بخوره. هنوز معلوم نیست که بیلی به چه کسی اطلاع داد که باعث خراب شدن نقشه شد.



شاید مایکل، شاید هم فرد یا گروه دیگه ای مثل تایتانیک ها که توی قسمت قبل به آرتور و همراهانش حمله کردن. ولی احتمال اینکه اطلاعات به گروه پسران بیلی یا موزلی رسیده باشه کمه چون به نظر نمیومد که پسران بیلی و موزلی خبری از نقشه ی تامی داشته باشن.

اما نقطه اوج این قسمت جایی بود که موزلی سخنرانی خودش رو شروع می‌کنه. “سم کلفین” توی قسمت های قبل نشون داده بود که به خوبی می‌تونه به سخنرانی های موزلی یک ابهت خاص بده. اما به نظر میاد که کلفین قدرت نهایی خودش رو برای آخر گذاشته بود. سخنرانی موزلی در این قسمت میشه گفت حساس ترین نقطه برای اون بود و کلفین با بازی خودش شور و حرارتی رو به سخنرانی منتقل کرد که واقعا تحسین برانگیز بود.

نقد و بررسی قسمت ششم فصل پنجم پیکی بلایندرز

سریال با موسیقی و کات ها و بازی بازیگران فضایی رو ایجاد کرده بود که حتی اگر از قبل میدونستید که تامی موفق به کشتن موزلی نمیشه (با استناد به تاریخ)، باز هم شک میکنید که شاید تامی موفق بشه و موزلی رو بکشه.

توی لحظات آخر، افراد مرموزی به سراغ بارنی، آرتور و آبراما گلد میان که فقط آرتور می‌تونه از این حمله جون سالم به در ببره. آبراما گلد جایی که تنها چند قدم با گرفتن انتقام مرگ پسرش فاصله داشت متوقف شد. “آیدن گیلن” توی این دو فصل به خوبی تونست شخصیت آبراما گلد رو تبدیل به شخصیتی کاریزماتیک کنه. خروج اون هم از سریال بسیار تاثیرگذار بود. جایی که سه هفته به عروسی اون و پالی نمونده و چند قدم هم بیشتر با گرفتن انتقام فاصله نداره، به خاطر سهل انگاری فین کشته شد.



تامی به الفی سالامان گفته بود که اینقدر این راه رو ادامه میده تا زمانی که مردی رو پیدا کنه که نتونه شکستش بده و آخر این قسمت هم میگه که بالاخره اون مرد رو پیدا کرده. اما حتی خود تامی هم خبر نداره که اون کیه. ممکنه مایکل باشه یا شاید خانواده جینا توی آمریکا بالاخره جلوی تامی رو میگیرن. شاید موزلی اون مردیه که تامی نمیتونه شکستش بده. شاید یکی از اعضای خانواده شلبی در حال خیانت به تامی باشه. اصلا شاید یه شخصیت کاملا جدید باشه. شاید هم منظور تامی از اون مرد خودش باشه که نمیتونه اون گربه ی سیاه درونش رو شکست بده و اون داره مجبورش می‌کنه که خودکشی کنه. برای فهمیدنش چاره ای نداریم که تا فصل بعدی صبر کنیم.

ممنون از اینکه با نقد و بررسی قسمت ششم فصل پنجم سریال peaky blinders همراه ما بودید. حتما نظرات خودتون رو از طریق بخش کامنت ها با ما در میون بزارید.