با نقد و بررسی قسمت هشتم سریال Watchmen همراه ما باشید. بعد از افشاسازی بزرگ درباره دکتر منهتن، واچمن قسمت جدید خودش رو به صورت تمام و کمال به این اختصاص داده که رازهای پشت گذشته پنهان پسامنهتنی آنجلا رو افشا کنه. شما میتونید نقد و بررسی قسمت های قبل رو از اینجا ببینید.

میشه گفت که بعد از رورشاخ، مطرح ترین شخصیت در کمیک های واچمن، خدای آبی رنگ یعنی دکتر منهتنه. انسانی که بعد از حادثه ای تبدیل به خدایی میشه که بر گذشته، حال و آینده تسلط کامل داره. واچمن هم در ادامه اپیزودهای شخصیت محور خودش و بعد از لوری بلیک، لوکینگ گلس، هودد جاستیس و صد البته آنجلا، بالاخره چیزی رو که همه منتظرش بودن به نمایش میزاره. وجود دکتر منهتن به تنهایی برای جذابیت این قسمت کافی بود. دیگه ببینید که قسمت اختصاصی دکتر منهتن چه بلایی سر دل طرفداران میاره!

تا قبل از قسمت هفتم، سریال طوری پیش رفته بود که اگه تا آخر هم خبری از دکتر منهتن توی داستان اصلی نمیشد و فقط به داستان وایت سری میزد، بازهم اعتراضی نداشتم. چون نیاز آنچنانی به خدای آبی رنگ در نبرد بین سواره نظام هفتم و پلیس های نقابدار نمیدیدم. اما از قسمت هشتم و با غافلگیری پایانیش که مشخص میکرد از اول هم دکتر منهتن در کالبد کال همراهمون بوده، فهمیدم که سازندگان هیچ کدوم از شخصیت ها رو برای روایت داستان خودشون کنار نگذاشتن، بلکه داستان خودشون رو با استفاده تمام و کمال از شخصیت های کمیک گسترش دادن. فقط جای نایت آول (Nite Owl) خالیه که اون هم ممکنه برای قسمت بعد و یا فصل بعدی نگه داشته باشن.

نقد و بررسی قسمت هشتم سریال Watchmen



ادامه نقد و بررسی قسمت هشتم سریال Watchmen داستان رو اسپویل میکنه.

اولین نکته درباره روایت این قسمت اینه که با یک روایت عادی و خطی سر و کار نداریم بلکه به واسطه ی تجربه ی همزمان و غیر خطی دکتر منهتن از زمان، ما هم توی این قسمت دائما بین تجربیات همزمان دکتر منهتن در حال رفت و آمد هستیم که ساختار متفاوتی به این قسمت داده.

اما لیندلوف از این ساختار نه برای روایت یک داستان هیجان انگیز پر از صحنه های اکشن و غافلگیری، بلکه برای روایت یک داستان عاشقانه استقاده کرده!

همونطور که بالاتر گفتم، وجود دکتر منهتن به تنهایی برای جذابیت این قسمت کافی بود؛ اما لیندلوف به همین راضی نشده و با وارد کردن ما به تجربه همزمان دکتر منهتن از زمان، بعد از چند قسمت متفاوت، باز هم یک قسمت متفاوت بهمون نشون میده.

بریم سراغ داستان. دکتر منهتن در روز پیروزی آمریکا بر ویتنام (روز مرگ والدین آنجلا)، سراغ آنجلایی که هنوز پلیسی در ویتنامه و توی یک «بار» تنها نشسته میره تا برای اولین بار گفت و گوی خودشون رو شروع کنن. طی این گفت و گو میفهمیم که دکتر منهتن همزمان با اینکه در حال گفت و گو با آنجلاست، به خاطر تجربه ی غیر خطی خودش از زمان، در حال تجربه ی همزمان گذشته و آینده هم هست!

هنر لیندلوف اینه که زمان هایی از زندگی دکتر منهتن که نشون داده میشن، با اینکه از نظر زمانی با همدیگه اختلاف زیادی دارن، ولی کاملا این حس رو منتقل میکنن که دکتر منهتن در لحظه همه ی اون ها رو با هم تجربه میکنه.

نقد و بررسی قسمت هشتم سریال Watchmen



طی گفت و گوی اولیه آنجلا و دکتر منهتن، درباره ی مکانی که وایت توی اون زندانیه هم اطلاعاتی به دست میاریم. دکتر منهتن در اروپا (یکی از قمرهای مشتری) مشغول عمل کردن به عهدی بوده که به زوج جوانی با چهره ی خانم کروشنکس و آقای فیلیپس در کودکی داده.

در اروپا دکتر منهتن بهشت خودش رو به همراه نوعی از انسان ها میسازه. این نوع از انسان به جای اینکه به فکر خودشون باشن و برای سود بیشتر به همنوعشون آسیب بزنن، به فکر دیگران هستن. همین ویژگی باعث میشه که ارزششون رو برای دکتر منهتن از دست بدن. چون اون ها به طور پیش فرض این ویژگی رو دارن ولی انسان های زمینی فقط در یک حالته که به این ویژگی میرسن.

انسان های زمینی اگرچه اکثر اوقات به فکر منافع خودشون هستن، اما در یک حالت بخصوص منافع خودشون رو کنار میزارن و اون حالت عشقه! عشقی که افراد به خاطر اون حاضرن خودشون رو برای همدیگه فدا کنن و دکتر منهتن برای پیدا کردن و دستیابی به این عشق، دوباره به زمین، در بین انسان ها برمیگرده و مخلوقات خودش رو رها میکنه.

شاید بگید که دکتر منهتن قبلا دوبار این عشق رو تجربه کرده؛ ولی عشقی که منهتن به دنبال اونه نه از نوع فناناپذیر و خداگونه، بلکه از نوع فانی اونه. به همین خاطر هم سراغ وایت میره تا از اون برای تحقق خواستش کمک بگیره. وایت هم با پاک کردن حافظه دکتر منهتن، طوری که حتی نتونه قدرت های خودش رو به یاد بیاره، خواستش رو براورده میکنه.



نقد و بررسی قسمت هشتم سریال Watchmen

اما خود وایت هم در پوچی عظیمی گرفتار شده. اگرچه وایت سال ها قبل با تلپورت هشت پای غول پیکر درون نیویورک تونست دنیا رو نجات بده، ولی انسان ها چندین سال بعد، دوباره در حال برگشتن به همون نقطه ای هستن که وایت در حال جلوگیری از اون بود و وایت از رسیدن به آرمان شهری که همیشه آرزوش رو داشته بازمونده.

دکتر منهتن وعده آرمان شهر مملو از صلح و آرامشی که وایت دنبالشه رو نه در زمین، بلکه در اروپا به آدرین میده و اون رو به اونجا منتقل میکنه. اما همونطور که توی هفت قسمت گذشته دیدیم، این آرمان شهر به جای تبدیل شدن به بهشت وایت، تبدیل به دوزخ اون میشه.

آخه در جایی که هیچ مشکلی وجود نداره، هیچ جنگی اتفاق نمیوفته و هیچکس در خطر نیست، باهوش ترین مرد جهان بودن به چه دردی میخوره؟

اما برگردیم سراغ دکتر منهتن و آنجلا. دکتر منهتن بعد از ده سال زندگی با آنجلا در قالب کال، بالاخره همون طور که به آنجلا وعدش رو داده بود، با شروع دردسر ها به قالب خدای آبی رنگ خودش برمیگرده. چونکه سواره نظام هفتم هویت اون رو کشف کرده و به دنبال تصاحب قدرت های اون هستن.

نقد و بررسی قسمت هشتم سریال Watchmen



مقاومت های آنجلا فایده ای نداره و بالاخره سواره نظام دکتر منهتن رو تلپورت میکنن. شاید با خودتون بگید خدای آبی رنگی که از همه چیز خبر داره و قادر به انجام هرکاری هست، چرا اونطور جلوی سواره نظام خودش رو تسلیم کرد؟

دکتر منهتن در کمیک های واچمن حرفی میزنه که این اتفاقات رو توجیه میکنه. اون میگه فقط یک عروسک در نمایشیه که برعکس انسان ها، نخ هایی که اون رو کنترل میکنن رو میبینه. غم و اندوه همیشگی درون چهره دکتر منهتن هم از همینه که همیشه میدونه در ادامه چه اتفاقی قراره بیوفته ولی نمیتونه کاری برای جلوگیری از وقوعش انجام بده.

در آخر منهتن به عشقی که دنبالش میگشت میرسه و زمانی که به آنجلا میگه که کاری برای نجاتش از دست اون بر نمیاد، آنجلا بازهم به تلاشش برای نجات دکتر منهتن ادامه میده؛ با اینکه میدونه کاری از پیش نخواهد برد.

نقد و بررسی قسمت هشتم سریال Watchmen

اما از شگفتی داستانگویی این قسمت هم بگیم. در زمانی که دکتر منهتن در حال راه رفتن بر روی آب درون استخره و به آنجلا میگه که تو باید منو روی استخر ببینی (که خودش نشون دهنده اینه دکتر منهتن برای آینده نقشه ای داره)، همزمان پیش پدر بزرگ آنجلا یعنی ویلیام ریوز ملقب به هودد جاستیس هم هست.



وقتی آنجلا این رو میفهمه از منهتن میخواد تا از پدربزرگش بپرسه که از کجا میدونسته جاد کرافورد عضوی از سایکلاپس بوده. و این همون لحظه ایه که ویلیام برای اولین بار اسم جاد کرافورد رو میشنوه و دوباره وارد عرصه ی انتقام از سایکلاپس میشه؛ یعنی جرقه ی آغاز داستان به دست خود آنجلا بوده.

قطعا دکتر منهتن از وقوع این اتفاق خبر داشته ولی اینکه جزوی از نقشش بوده یا نه معلوم نیست. قسمت بعد  یعنی قسمت آخر این فصل، وظیفه بزرگی داره و باید به سوالات زیادی جواب بده.

از لیدی ترو، هویت پدرش، کارکرد ساعت هزاره و چیزی که توی قسمت چهارم از آسمان توی مزرعه افتاد، تا چهره ی اصلی پشت سایکلاپس و سرنوشت لوکینگ گلس. امیدوارم که قسمت آخر هم روند سعودی این فصل رو تکمیل کنه.

 ممنون از اینکه با نقد و بررسی قسمت هشتم سریال Watchmen همراه ما بودید. حتما نظرات و پیشنهاداتتون رو از طریق بخش کامنت ها با ما در میون بزارید.