پربازدیدترین ها
سینما و تلویزیون

نقد و بررسی قسمت هفدهم سریال کرگدن ؛ اون که میبینی من نیستم! 

در این قسمت از سریال کرگدن با شخصیت های داستان بیشتر آشنا میشیم. با ما در نقد و بررسی قسمت هفدهم سریال کرگدن همراه باشید.

نقد و بررسی قسمت های قبل رو می تونید اینجا بخونید.

یکی از مهم ترین رازهایی که در این اپیزود ازش پرده برداشته شد، در رابطه با همکاری پدر کاظی با پلیس بود. در تمام طول این سریال پدر کاظی رو به عنوان مردی میشناختیم که با ونوشه هم دسته. در واقع تصورمون از این آدم یه مرد شارلاتان بود که حتی به پسر خودش هم رحم نمی کنه.

نقد و بررسی قسمت هفدهم سریال کرگدن

اما در این اپیزود فهمیدیم پدر کاظی برای نابود کردن ونوشه با پلیس همکاری می کنه.
روند داستان طوریه که مطمئنا ادم های بد قصه رو برامون تبدیل به ادم های خوب داستان می کنه و ادم های خوب رو تبدیل به بدترین کاراکتر ها.
حتی تو این اپیزود با گریه ها و دل رحمی هایی که در بزنگاه ها از ونوشه دیدیم،میشه انتظار داشت ونوشه اونقدری که ما فکر می کنیم شخصیت تاریکی نداشته باشه و با گذشته ای که ازش دیدیم این فکر پر رنگ تر هم میشه.

در رابطه با کیانا، کاراکتری که حالا با اون بک گراند برام بی نهایت جذاب شده. زنی که می خواد حقش رو از این جهان بگیره و براش فرقی نمی کنه، اگه تو این مسیر مجبور شه حتی به ادم دیگه ای تبدیل شه و مطمئنا خواستگاری افشین ماجرا رو به طرز وحشتناکی پیچیده می کنه . این که کیانا چطور قراره جواب رد بده و چه طور قراره بعدش به زندگی ادامه بده قصه ی پیچیده ایه چون جمله ی معروفی وجود داره و اون اینه که افشین از هر کس که تعریف کنه باید فاتحه ی اون طرف رو خوند.



این که کیانا زن پر قدرت و با اراده ایه و برای رسیدن به خواسته هاش حتی بیست روزه تبدیل به یک بیلیارد باز حرفه ای میشه شخصیتش رو برای بیننده بیشتر رو می کنه و این که بیلیارد و از پدر دانیال یاد گرفته قصه رو جذاب تر هم می کنه.

اما شاید مهم ترین نکته ی این قسمت دایی کاظی بود. این که تو تمام این مدت فکر می کردیم مرده و به خاطرش ترحم خاصی نسبت به کاظی داشتیم حالا میفهمیم که زنده بوده و فقط خودش رو نشون نمیداده.

کرگدن، داره از طرفندهای تکراری استفاده می کنه. این بد نیست، تا جایی که بیننده به این نکته نرسه که تمام چیزهایی که میبینه ممکنه واقعی نباشن. مثلا مرگ نوید و مرگ دایی کاظی در حالی که زنده بودن یکی از این قصه های تکراریه. یا مثلا پنهان کاری نوید و رابطه ی پشت پرده اش با ونوشه در حالی که تمام ماجرا نقش بازی کردن بوده، و حالا وارد شدن گیسو به همچین داستانی تکرار همون رونده در حالی که می دونیم رابطه ی خوب گیسو با ونوشه به احتمال خیلی زیاد نقش بازی کردنه‌.

و این روند های تکراری و قابل حدس ممکنه از یه جایی به بعد دیگه برای بیننده جذاب نباشه.
امیدوارم کرگدن و پیچیدگی هاش برامون تبدیل به یک تئوری قابل حدس نشه. همون طور که تا به این جا هر ادمی رو که در سریال شناختیم قصد داشته با نزدیک شدن به ونوشه از رازهاش پرده برداره.

تمام ادم هایی که بهشون مشکوک بودیم یک به یک در حال خط خوردنن، و این که چه کسی پشت پرده ی تمام این اتفاقاته چیزیه که امیدوارم در مسیر این سریال به بهترین و غافل گیر کننده ترین شکل ممکن رقم بخوره.

در ادامه بخوانید:

مطالب مرتبط

 
0 0 رای ها
امتیاز شما به این مطلب
مشترک شدن
اطلاع از
guest
9 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین امتیاز
بازخورد داخلی
مشاهده همه نظرات