فصل جدیدی از سریال دل آغاز شده. با ما در نقد و بررسی قسمت چهاردهم سریال دل همراه باشید. فصل اول سریال دل هفته ی گذشته به پایان رسید و بدون هیچ وقفه ای فصل دوم این سریال شروع شد.

بررسی قسمت های قبل رو می تونید از اینجا بخونید.

نقد و بررسی قسمت چهاردهم سریال دل

با شروع شدن بدون وقفه ی سریال به این نتیجه رسیدم آقای هادی با ساخت سریال دل نه تنها تحول انقلابی و جدیدی رو وارد چهارچوب و ژانر درام کرد، بلکه مرزهای فصل بندی سریال ها رو هم جابه جا کرد.

چیزی که به عنوان فصل در جدید ترین آثر اقای هادی ازش استفاده میشه، خطی داستانیه که در ابتدای فصل آغاز میشه و در طول فصل ما رو با یک سری موزیک ویدئو و تصاویر اسلوموشن و وقت کشی سرگرم می کنه و در قسمت پایانی فصل به یه سری از سوالاتمون به طور ناگهانی پاسخ داده میشه و دوباره بدون وقفه وارد فصل بعدی میشیم.

نکته ی حائز اهمیت اینجاست که پدر رستا حالا از موضوع تجاوز با خبره و بدون این که به رستا چیزی بگه دنبال واقعیت داستان میگرده.
تا به این جای کار احتمالات رو در رابطه با این که چه کسی رستا رو دزدیده با هم بررسی کردیم و مردی که ابتدای فیلم پدر رستا رو تهدید کرده بود و نکیسا، پر رنگ ترین احتمالات برای این تجاوز بودن.



که در این قسمت معلوم شد باید با ادم ابتدای سریال و تهدیدش خداحافظی کنیم و با بیشتر شدن نقش نکیسا، بیشتر بهش شک کنیم. اما موضوع مهم تر اینه که اگر واقعا احتمال انجام این کار توسط نکیسا درست باشه تا حالا به خوبی تونسته پنهانش کنه و هیچ گافی نداده و این در حالیه که اتفاقا نکیسا دلسوز ترین آدم این سریال به نظر میرسه.

 نقد و بررسی قسمت چهاردهم سریال دل

از بازی اغراق شده ی یکتا ناصر زمانی که آرش اخراجش میکنه و دیالوگ های اغراق شده ی توی قهوه خونه و حرف های ردو بدل شده بین مردی که پدرش توسط خسرو کشته شده با خسرو که بگذریم، از عقلانی نبودن تغییر شخصیت ناگهانی این ادم که بگذریم، از این همه مرام و معرفت نشون دادن نسبت به قاتل پدرش که بگذریم، میرسیم به آدم لاتی که جلوی هم محلی هاش شبیه یک پسر ده ساله آروم گرفت و به مادر بزرگش قول داد که دیگه بچه ی خوبی باشه و اذیتش نکنه.
بیشتر حس کردم دارم سریالی برای گروه سنی نوجوان نگاه می کنم تا سریالی درام برای بزرگسالان.

اما نمیشه از بازی مادربزرگ این پسر گذشت که بین این همه بازیگر با همین حضور کوتاهش به شدت زیبا ایفای نقش کرد.
در حال حاضر روال سریال هم همون طور در حال پیشرویه که حدس زده بودیم. حالا آرش از رستا متنفره و در حال سرکوب احساساتش و این بهترین فرصت برای رابی و تورانه که نقشه های خودشون رو عملی کنن.



سریال دل هم کم کم داره از ترفند وقت کشی سریال مانکن الگو برداری می کنه و ما رو وارد توهمات کاراکتر هاش می کنه. صحنه ای که رستا همه چیز رو پیش ارش اعتراف می کنه تبدیل به برگ برنده ی این سریال میشد، اگر این صحنه در واقعیت داستان اتفاق می اوفتاد، اما در این صورت نمیشد داستان رو برای بیش از پنجاه شصت قسمت طول داد که این اتفاق خوبی برای سازندگان این سریال نیست.
خیلی مونده تا بخوایم به نقطه ی درستی از این سریال برسیم.

جالب این جاست که در این قسمت خبری از مهران نبود و امیدوارم این نشون از پایان داستان مهران نباشه، چون این اتفاق تبدیل میشه به یکی از اتفاقات توهین به شعور مخاطب که چطور میشه یه ادم با اون حجم از عشق و دیوونگی و در عین حال شر بودن، همچین رو دستی از رستا بخوره و این کارش رو بدون عواقب باقی بذاره‌ و دیگه بیخیال همه چیز شه.

آقای داماد اون ور آبمونم دوباره بعد از پایان یک فصل بالاخره نامه ی رابی رو خوند و فهمید یه خبرایی هست و مطمئنا قراره اتفاقاتی رو این ور آب برامون رقم بزنه.

فعلا باید منتظر موند و دید سریال قراره داستان رو به کجا برسونه و فقط امیدوارم حداقل در فصل دوم برای گرفتن جواب سوال هامون مجبور نباشیم یه وقت کشی طولانی رو تا پایان فصل تحمل کنیم.