نقد و بررسی قسمت یازدهم سریال مانکن ; تولدی در ویرانی های یک عشق

این قسمت از سریال مانکن یکی از قوی ترین قسمت های سریال بود. با ما در نقد و بررسی قسمت یازدهم سریال مانکن همراه باشید.

بررسی قسمت های قبلی مانکن رو می تونید اینجا بخونید.

نقد و بررسی قسمت یازده

این قسمت از سریال مانکن با تدارکات مهمونی سوپرایز کتایون شروع میشه. مهمونی که در واقع خودش گرفته، ولی قراره عشق کاوه رو به نمایش بذاره و چقدر بده که همتا باید شاهد این عشق هر چند نمایشی باشه.



در اون سمت ماجرا اخگر رو داریم که برای پیدا کردن همتا از مادرش استفاده می کنه و همتا رو به بهونه ی مریضی مادرش به خونه می کشونه تا بتونه بالاخره انتقام مرگ برادرش رو بگیره.
همون طور که حدس میزدیم، ژیلا با یه خطر جدی رو به رو شده و اون خشم اخگره. خشمی که باعث شده به سرعت بخواد از کشور خارج بشه و در واقع از اخگر فرار کنه. ولی در نهایت سریال ما رو این طوری آماده کرده که هیچ کس نمی تونه از دست اخگر فرار کنه پس ژیلا گیر میوفته.

سریال مانکن

در ادامه ی نقد و بررسی قسمت یازدهم سریال مانکن

اما تو فرار کردن از دست اخگر مجبوریم رو تمام جدیتی که سریال از اخگر برامون ساخته پا بذاریم و بگیم که امکانش هست که کسی بتونه از دست اخگر فرار کنه، چون این از نقطه ضعف های بزرگ این سریاله که هر جا دلش بخواد رو تمام باور هایی که برامون ساخته پا بذاره.
همون طور که بهرامی که اصلا شخصیت جدی نداره و در واقع هممون می دونیم به اصطلاح پهلوون پنبه ای بیش نیست یا همون طبل تو خالیه داستانه، به راحتی همتا رو از ماشین اخگر به همراه دو محافظ پیاده می کنه و فراری میده.



همتایی که اخگر دوباره ازش خواسته به تشکیلاتش برگرده و شاید اون معامله ی ناتموم رو تموم کنه.
در این سریال بازی محمد رضا فروتن بی نهایت برام عجیبه. بازیگری که با اون سطح توقع بی نظیری که از خودش برامون ساخته، چطور می تونه انقدر بد بازی کنه. اخگر شخصیت بی روح و سردی داره و این باید در حرف زدن، حالات و رفتارش نمود پیدا کنه، ولی محمدرضا فروتن به حدی این نقش رو سرد و بی روح کرده که فکر می کنیم یک ربات در حال حرف زدنه و حسی ازش نمی گیریم حتی حس سرد و بی روح بودن. شاید اغراق زیاد در بی احساس بودن اخگر باعثش باشه.

نقد و بررسی سریال مانکن

در ادامه ی نقد و بررسی قسمت یازدهم سریال مانکن

بعد از سوپرایز شدن کتایون و سخنرانی جذابش در رابطه با کاوه، و کل کل هاش با رفیقی که می خواد کاوه رو مال خودش کنه و کتایون ازش بی خبره، میرسیم به صحنه ای که کتایون همتا رو کنار بهرام و کاوه میبینه و دروغی که کاوه راجع به همتا و نامزد بودنش با بهرام می گه. هرچند که کتایون تیز تر از این حرف هاست و مطمئنا متوجه دروغ بودن این موضوع شده و مطمئنا ری اکشن طوفانیش رو در قسمت بعد میبینیم.



سکانس شام مادر همتا با بهنام هم دیدنی بود. در واقع نمیخوام بگم این سکانس تاثیر گذاری بود یا حرفی برای گفتن داشت ولی پر از درد بود. دردی که به ذلت کشیده شدن زنی که عاشق شوهر معتادشه که هر ضربه ی ممکنی رو ازش خورده، ولی وقتی که بهنام به خودش فحش میده زن با دیدن همین قدر محبت کوچیک از شوهرش می گه به خودت توهین نکن.در حالی که شوهرش فقط و فقط در حال نقشه کشیدن و زیرابی رفتن نسبت به خونوادشه.

بررسی سریال مانکن

در ادامه ی نقد و بررسی قسمت یازدهم سریال مانکن

همتا به مهمونی تولد کتایون کشیده میشه. مهمونی که در حالت عادی باید بهرام رو با اون رفتارهای بی سرو ته و پس گردنی زدن به یکی وسط مهمونی پرت می کردن بیرون. یا حداقل به رفتارهاش واکنش نشون میدادن. جالب این جاست که اونی که از بهرام بی دلیل پس گردنی خورد به حرف زدنش ادامه داد انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده. ولی خوب ما داریم سریال ایرانی میبینیم و باید به این صحنه ها بخندیم.

در واقع وجود همچین صحنه هایی نه تنها بار طنز نداره بلکه سریال رو به سمت لودگی و به هر طریقی خندونون می کشونه که واقعا حیفه و واقعا دلیل این همه اصرار رو برای وجود همچین صحنه هایی نمی فهمم.



و دوباره وسط سریال موزیک ویدئو می بینیم و اعتراف می کنم این بار این موزیک و تصویر ها برای انتقال دادن حس این لحظه کاملا به جا بود. و این بار نمی تونم هیچ نقدی بهش وارد کنم. همتایی که شاهد قصه ی عشق کسیه که عاشقشه و نمی تونه کاری کنه جز این که بشینه و فقط و فقط تماشا کنه.
این قسمت از سریال مانکن در کل نسبت به سایر قسمت هاش لول بالاتری داشت و خوب عمل کرد. هفته ی آینده اتفاقات مهمی رو در پیش داریم باید منتظر بمونیم و ببینیم سرنوشت این آدم ها رو به کجا می رسونه.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب
 
 
 
 

2 دیدگاه در “نقد و بررسی قسمت یازدهم سریال مانکن ; تولدی در ویرانی های یک عشق

با احترام به علاقمندان به این سریال باید بگم که واقعا باید برای صنعت فیلم سریال مملکت تاسف خورد، صنعتی که در اروپا و آمریکا تونسته پای کمپانی‌های بزرگ رو به این حوزه باز کنه، کمپانی‌هایی مثل اپل، آمازون، گوگل و…. و رقابت این ابر کمپانی ها باعث تولید محتوای با کیفیت و اثر گذار شده.
در ایران ولی شاهد تولید سریال های بشدت آبکی، کسل کننده و با کیفیت بسیار پایین هستیم، البته هر از چندگاهی استثنایی هم داریم ولی در کل، مثل بازار موسيقي، این هنر هم با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنه
سریال مانکن از پنجاه دقیقه زمان فیلم، ده دقیقه به آنچه گذشت و آهنگ تیتراژ، پنج دقیقه به موزیک و ترانه وسط فیلم و پنج دقیقه هم تیتراژ فیلم می‌پردازه که واقعا مضحکه، یعنی عملا شما نیمساعت مفید فیلم میبینی که در همون تایم مفید کارگران بشدت آب بسته، سکانسهای طولانی، سخنرانی های بیخود، که آدمو یاد سریالهای تلویزیون میندازه که در واقع همینطور هم هست، این اثر کاملا یک اثر با استایل تلویزیونیه فقط با آزادی عمل بیشتر کارگردان در موضوع حجاب و موسیقی، بخاطر پخش در بازار سینمای خانگی،.
کاراکتر محمدرضا فروتن، بشدت تحت تاثیر شخصیت توماس شلبی در سریال محبوب پیکی بلایندرز هستش.
لودگی های فرزاد فرزین و توجه کارگردان به این شخصیت، نشون دهنده اینه که انگار یه سریال ساختن که فرزاد فرزین توش بخونه و شیرین کاری کنه
صحنه های خانوادگی حول پدر خانواده، آقای پاکدل و بازیهای کلیشه ای از نقاط ضعف این سریاله
بدتر از همه اینه که تولید کننده بابت تولید چنین اثر نازل و کم فروشی واضح، انتظار خرید محصولش توسط مخاطب رو داره که بدون تعارف باید گفت که چنین سریالی لایق پرداخت وجه بابت تماشا نیست و در حد یک سریال رسانه ملی است
شاید داستان فیلمنامه در کل جذاب باشد ولی در اجرا با یک اثر کاملا معمولی طرف هستیم و برایم جالب است که اینهمه مانور تبلیغاتی رسانه ها و توجه به این سریال ناشی از چیست؟

واقعا خدا رو شکر می کنم بالخره یه نفر حرف های منو به زبون اورد.واقعا ازتون ممنونم خیلی زیاد.دقیقا با تک تک کلماتتون موافقم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *