هیجان چیست ؟
روانشناسی

هیجان چیست ؟ 

آیا درک درستی از تجربه های هیجانی تان دارید؟

شاید سوال ” هیجان چیست ؟ ” در ابتدا عجیب بنظر برسد و همه ما بخواهیم سریعاً جواب را بگوییم. اما اگر واقعا سعی کنید جواب دهید متوجه پیچیدگی آن می شوید.
در لحظه اول ممکن است ما احساسات و واکنش هایمان را به اسم هیجان نام ببریم مثل احساس شادی که به دلیل تجربه ملموسی که از آن داریم به ذهنمان خطور می کند. اما آیا اگر به صورت ناخواسته از یک موقعیت ناخوشایند اجتناب کنید هم می توانید به روشنی بگویید حس شما ترس است یا نفرت؟ معمولا خودآگاهی هیجانی بدون یادگیری هیجان ها و تمرکز بر آنها بدست نمی آید.

در اکثر تعریف ها هیجان را یک واکنش کلی، شدید و کوتاه موجود زنده به یک موقعیت غیر منتظره، همراه با یک حالت عاطفی خوشایند یا ناخوشایند می دانند.

هیجان ها چند بُعدی هستند. به گفته “ایزارد”، هیجان ها بصورت پدیده های ذهنی، جسمانی، هدفمند و اجتماعی وجود دارند. اما اگر شما به تعریف ایزارد توجه کنید متوجه می شوید که تعریف شما ناقص است. شاید هیچ تعریف جامعی نتوانیم برای هیجان پیدا کنیم. اما مطمئنا هیجان ها برای سازگار کردن مجدد فرد در یک موقعیت جدید که او را غافلگیر کرده است در انسان وجود دارد.

به عنوان مثال بخش ذهنی هیجان، احساسی است که شما دارید و برایتان ملموس است، مثلا احساس ترس از مواجه شدن با سگ. این احساس به تنهایی هیجان شما را توضیح نمی دهد. هیجان شما با پاسخ زیستی بدن شما تکمیل تر می شود. پاسخ های بسیج کننده انرژی بدن در موقعیت غافلگیر کننده که در اینجا احتمالا بالا رفتن ضربان قلب و فشار خون شما همراه است.

حتما می توانید با کمی تمرکز تغییرات فیزیکی دیگری مثل عرق کردن کف دست ها یا دو دو زدن چشم هایتان را نیز متوجه شوید. بخش هدفمندی هیجان، تصمیم شما برای فرار و نجات جانتان است، یا شاید شنیده اید که نباید دوید و تصمیم بگیرید کمترین حرکت را داشته باشید. در بعد اجتماعی تعریف ایزارد هم تغییرات چهره، ژست و کلام شما می توانید پیام ترس شما را به اطرافیان در آن موقعیت برساند، شاید کسی برای کمک به شما سریع تر وارد موقعیت غافلگیرانه شود!

آیا تجربه هیجان فردی است؟

تمام مطالب گفته شده بنظر می رسد برای همه افراد و موقعیت ها مشابه است. اما بجز تعریف مشترک بُعدها و وجود آنها مانند یک غریزه در انسان، تجربه هیجانی هر شخص متفاوت از دیگران است.
به زبان ساده، هیجان ها وجود دارند اما شدت تجربه هیجانی و اهمیت آن برای هر فرد متفاوت است. وضعیت جسمانی و روانی، تیپ شخصیتی شما، تجربه هایی قبلی شما از موقعیت و جزئیات ریز بسیاری می توانند تجربه مواجه شدن با یک موقعیت مشابه را برای هر فرد متفاوت کنند.
شما تفاوت تجربه هیجانی و آسیب روانی ناشی از آن را می توانید در اختلال PTSD ببینید، اختلالی که در همه افراد در مواجه با یک سانحه بوجود نمی آید. شما می توانید برای آشنایی با این اختلال مطلب اختلال اضطراب پس از حادثه یا PTSD چیست؟ را مطالعه کنید.

همه تجربه هیجانی منحصر به فرد نیست، بلکه ما هیجان های گروهی نیز داریم که در مواجهه با موقعیت هایی پیش می آید که برای همه افراد یک معنا را دارد ولی باز هم می تواند شدت تجربه هیجانی را منحصر به فرد کند. مانند تجربه ناگهانی زمین لرزه یا جنگ.
هیجان بطور ناگهانی ایجاد می شود و از لحاظ احساسی، فشار روانی موقعیت فراتر از حالت عادی و تحمل فرد است.

هیجان در واقع بیانگر عدم سازگاری فرد با موقعیت و تلاش ارگانیسم برای برقراری تعادلی است که به طور موقت از بین رفته است. بنابراین، می توان گفت که هدف هیجان برقراری تعادل و حفظ موجودیت ارگانیسم است.

ویژگی های مشترک هیجان ها چیست؟

چهار ویژگی مشترک هیجان ها شامل:
– فطری بودن (اکتسابی نیستند)
– در تمام افراد در شرایط یکسانی بوجود می آید (مثلا همه افراد در موقعیت خطر مرگ می ترسند و هیچ کس احساس شرم نمی کند)
– بصورت منحصر به فرد ابراز می شود
– پاسخ فیزیولوژیکی هر هیجان متفاوت و قابل پیش بینی است

 

هیجان های اصلی کدامند؟

تقسیم بندی هیجان ها هم به راحتی قابل انجام نیست. اما برای درک بهتر، یک تقسیم بندی کلی ارائه می دهیم. هیجان های اصلی عبارتند از: ترس. خشم. نفرت. غم. شادی. عشق
طبق تحقیقات، برخی از جلوه های خاص چهره ذاتی هستند و شما می توانید آن را بطور مشابه در همه جای دنیا ببینید. مانند چلوه چهره ای ترس یا نفرت که قابل تفکیک از هیجانات دیگر هستند.
افرادی که هوش هیجانی بالاتری دارند با درصد بالاتری می توانند جلوه چهره ای هیجانات هر فرد را به درستی تشخیص دهند.

هیجان در روانشناسی

در روان شناسی ، هیجان جایگاه بسیار مهم و بنیادی دارد، زیرا رابطه آن با نیازها و انگیزش بسیار نزدیک است و می تواند ریشه ی بسیاری از اختلالهای روانی یا روان – تنی را تشکیل دهد. هیجان ها حتی می توانند سلامت انسان را تضمین کنند. مثلا ، ترس موجب می شود که انسان خود را از خطر حفظ کند و خشم موجب می شود که به دشمن حمله کند.


همچنین بخوانید » 

هوش اجتماعی چیست؟ و چرا برای موفقیت به آن نیاز داریم ؟

افراد باهوش چه مشکلاتی دارند ؟


عملکرد ذهن هنگام هیجان زده شدن چگونه است؟

عملکرد ذهن در هیجان را مثل عملکرد فیزیولوژیک آن می توان از دو جنبه ی برانگیختگی و فروریختگی بررسی کرد.
– به هنگام هیجان، فعالیت ذهن می تواند افزایش پیدا کند (برانگیختگی). در این حالت، انسان سریعتر فکر می کند و اندیشه های نو و زیادی در اختیار دارد. همچنین انسان هیجانی، نیروی زیادی برای عمل کردن دارد، مبتکر است، سریع کار می کند و از اعتماد به نفس زیادی برخوردار است.

– برعکس، هیجان می تواند هم تفکر و هم قدرت عمل را فلج کند (فروریختگی). هیجان ذهن را خالی می کند، بطوریکه فرد نه چیزی برای گفتن پیدا می کند و نه کاری برای انجام دادن. اگر هیجان به شکل منفی فرد را درگیر کند، نمی تواند خوب فکر کند، موقعیت ها را روشن نمی بیند و کلمات را نمی فهمد؛ گاهی در اندیشه های او، تنها رکود کامل دیده می شود.

در هر صورت فعالیت ذهن هنگام هیجان زده شدن، چه به شکل بر انگیختگی یا به شکل فروریختگی، قابل مقایسه با فعالیت ذهن در حالت عادی نیست. به هنگام هیجان، کنترل اراده ی عمل و تفکر کاهش می یابد. در این شرایط، شکل های تکانشی تفکر و عمل تسلط پیدا می کند. یعنی افکار بطور ناگهانی به ذهن انسان می آید و او دست به اعمال غیر مترقبه می زند.
هیجان انسان را زودباور و تلقین پذیر می کند.
هنگام هیجان زده شدن اکثر رفتارهای انسان خودکار، غریزی و بدون فکر انجام می شود. مثل اینکه انسان متمدنِ هیجانی شبیه به یک انسان بدوی رفتار کند. رفتار انسان بزرگسال هیجانی به رفتار کودک و حیوان نزدیک می شود.

هیجان چه کارایی برای زندگی انسان دارد؟

بنظر می رسد در مورد کارایی هیجان هم نمی توانیم با قطعیت بگوییم مثبت با منفی است. بعضی افراد آن را سازگارانه می دانند که برای زندگی انسان لازم است و بعضی از محققین هم هیچ ارزش سازگارانه ای برای آن در نظر نمی گیرند. هرچند که بنظر می رسد نظر گروه دوم به دلیل آسیب های ناشی از عدم تنظیم هیجانی باشد که حضور مثبت هیجان در زندگی را تحت الشعاع قرار داده است.

هیجان و سلامت

فشار روانی حاصل از هیجان، اغلب به عنوان عامل آسیب به سلامت انسان شناخته می شود. اشخاصی که در معرض عوامل ایجاد کننده هیجان و فشار روانی قرار می گیرند، به طور متوسط بیشتر از کسانی که در معرض دگرگونی های شدید قرار نمی گیرند بیمار می شوند.

با وجود این به نظر می رسد که فشار روانی برای برخی از افراد مفید باشد. یعنی برخی افراد تمایل به هیجان خواهی دارند. بنابراین می توان گفت که عامل ناراحتی های روانی خود فشار روانی نیست بلکه شیوء برخورد و شیوه ی واکنش در مقابل آن است.

معمولا کسانی که به آسانی مریض می شوند آنهایی هستند که در مقابل تغییرات و موقعیت های جدید واکنش ترس، اضطراب، خشم، ناکامی، بی نظمی و آشفتگی را نشان می دهند. برعکس کسانی که در مقابل فشار روانی مقاومت می کنند و تغییر را به عنوان قسمتی از موجودیت خود می پذیرند، سعی می کنند آن را به عنوان چالشی جالب و نه تهدید بپذیرند. چالش برخلاف تهدید و فشار روانی به زندگی انسان معنا می دهد و همین موضوع احتمال آسیب دیدن در موقعیت ها را کمتر می کند.


همچنین بخوانید »

دانشمندان می گویند: ما هنوز نمی دانیم که هیجانات دقیقا چه هستند !!!

آیا تجربه هیجان زیاد می تواند باعث مرگ شود ؟

با اثرات روانشناختی و هیجانی سوءاستفاده ی جنسی در کودکان آشنا شوید!


هیجان و فشار روانی حاصل از آن چگونه می تواند بر سلامت انسان تأثیر بگذارد؟

بررسی های تازه نشان می دهد که مغز انسان می تواند هورمون و موادی آزاد کند که روی گلبول های سفید و سایر قسمت های دستگاه دفاعی بدن تأثیر بگذارد. این تغییرات در بدن علاوه بر این که روی سایر عملکرد ها تأثیر می گذارد، بین تفکر و توانایی مقاومت در مقابل بیماری ها نیز ارتباط ایجاد می کنند.
یافته های علم روانشناسی و فنون تعلیم وتربیت می توانند شیوه مقابله صحیح با فشار روانی را به ما آموزش دهند.
کسانی که به طور دائم به ناراحتی های خود می اندیشند، مسائل را بزرگ جلوه می دهند، گناه را همیشه به گردن دیگران می اندازند و در ذهن خود دشمنان خیالی می سازند که با آنها می جنگند، معمولا به ناراحتی های عضوی مبتلا می شوند. تفکر غلط می تواند ضایعات عضوی از جمله زخم معده، زخم اثنی عشر، سوء هاضمه، نوروز و فشار خون به وجود می آورد. همچنین تفکر غلط می تواند دستگاه ایمنی بدن را خسته کند و بدن را برای پذیرش انواع بیماری ها آماده سازد.

تحقیقات نشان می دهد که در یک خانواده وقتی یکی از همسران میمیرد دستگاه ایمنی بازمانده ضعیف میشود. در این تحقیق نشان داده شده که علت بیماری های تقریبا دائمی بیوه زنان و بیوه مردان عزا دار یا مرگ و میر بیشتر آنها نسبت به سایر همسالان خود، ضعف دستگاه ایمنی شان به علت هیجان های شدید است.
عشق نیز نتایج خوبی به بار می آورد. انسان های عاشق از دستگاه ایمنی فعالی برخوردارند و در محیطی که سرشار از عشق و محبت است، کودکان بهتر رشد می کنند.

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

بخش های ضروری علامت گذاری شده اند *