10 نشانه واضح که شما مبتلا به بیماری پانیک اتک (وحشت زدگی) هستید

پانیک اتک / پنیک انک / حمله عصبی بر پایه استرس و وحشت / وحشت زدگی چیست ؟ و چه نشانه هایی دارد؟

بسیاری از مردم از اصطلاح پانیک اتک به ساده گی استفاده می کنند و با عصبانی شدن یا استرس گرفتن اعلام می کنند که دچار حمله وحشت زدگی شده اند!!! اما یک پانیک اتک بسیار ترسناک تر از آن چیزی است که شما فکر می کنید. پانیک اتک یک وقفه ناگهانی از ترس بسیار شدید است که در واقع می تواند باعث واکنش های فیزیکی شود. شناسایی حمله های وحشت زدگی و راه مقابله با آن راهی طولانی در جهت بازگرداندن آرامش خواهد بود.

با ما همراه باشید با معرفی نشانه های این بیماری بسیار خطرناک، پیشنهاد می کنم قبل از مطالعه این مطلب 

1 – ترس عمیق ناگهانی 

پانیک اتک می تواند بدون هشدار رخ دهد، و باعث ایجاد احساس نگرانی شدید شود که این احساس بسیار شدیدتر از عصبانیت، اضطراب، یا استرس جزئی درباره مسئله ای است.با توجه به گفته انجمن روانشناسی آمریکا، افزایش ناگهانی احساسات در هنگام حمله به شدت “شدید” است و “بدون هیچ دلیل آشکاری” اتفاق می افتد، هرچند اغلب با نشانه های فیزیکی نظیر احساس گیر افتادگی یا ترس از جمعیت مرتبط است. اگر پانیک اتک دائما در حال اتفاق افتادن باشد منجر به بیماری شدیدتری به نام اختلال ترس یا (panic disorder) می شود که حدود 6 میلیون از افراد آمریکا به آن مبتلا هستند و بنا به گزارش WebMD تعداد مبتلایان زن بیشتر از مردان است.


همچنین بخوانید »


2 – احساس دیوانگی یا اختلال تفکر 

به علت شدت و هجوم ناگهانی احساسات، علاوه بر نشانه های جسمی که ممکن است در همان زمان بوجود آیند، غیر معقول نیست که شما احساس دیوانگی یا دیوانه شدن را در زمان حمله وحشت زدگی حس کنید! پرفسور Todd Farchione از مرکز بیوتکنولوژی و اختلالات مرتبط با دانشگاه بوستون می گوید :

” قطع ارتباط ذهن و بدن در لحظه حمله و اتفاقات صورت گرفته می تواند بسیار گیج کننده باشد! یکی از بیماران من می گفت : “من نمی دانستم چه اتفاقی در حال افتادن است!” “بدن شما نمی داند چه باید بکند … نیمی از مغز شما به شما می گوید که شما باید فرار کنید، و نیمه دیگر به شما می گوید که شما باید بمانید و مقاومت کنید. شما درواقع در نوعی بن بست هستید.” (اما نگران نباشید، شما واقعا دیوانه نیستید و نباید احساس بدی نسبت به احساسات خود داشته باشید). در ادامه بخوانید » با تغییر نوع تفکرتان اضطرابتان را از بین ببرید !!!

3 – تغییر ضربان قلب

هنگامی که شما دچار حمله وحشت می شوید، بدن شما به سرعت پاسخ می دهد و این حمله را همانند یک تهدید جدی فیزیکی قلمداد می کند، و در عرض چند دقیقه به حالت ناراحتی شدید افزایش می یابد. موج عظیم سیگنال های عصبی، آمیگدال (قسمتی از دستگاه کناره‌ای (سیستم لیمبیک) در مغز است)، فعال می کند و باعث ایجاد علائمی از قبیل ضربان قلب سریع و تپش قلب می شود که باعث می شود شما احساس حمله قلبی کنید.


همچنین بخوانید »


4 – ترس از مرگ

پالس های وحشت زدگی که مغز شما ارسال می کند موجب می شود که شما احساس عدم کنترل خود یا احساس مرگ کنید ! اما آنچه واقعا اتفاق می افتد، همان طور که پرفسور فارچینو توضیح می دهد، این است که بدن شما به دلیل درک خطرات احتمالی پر از آدرنالین می شود، در واقع ذهن شما با ترشح آدرنالین بدنتان را برای موقعیت های بحرانی و حیاتی آماده می کند. نظیر دویدن به سرعت ، مشت و لگد زدن برای دفاع از خود و …. اگر شما متوجه این امر بشوید که این یک واکنش طبیعی بدن است در نتیجه از میزان ترس شما کاسته خواهد شد.


همچنین بخوانید »

5 – ممکن است دچار تنگی نفس شوید

طبق گفته انجمن روانشناسی آمریکا، داشتن “تنگی تنفس” و “احساس اینکه شما نمی توانید هوا را به اندازه کافی دریافت کنید” یک اتفاق معمول در زمان تجربه حمله وحشت زدگی است. این اتفاق زمانی می افتد که اضطراب افزایش می یابد و شما بیش از حد سریع و (hyperventilate) نفس می کشید. یادگیری برخی از تکنیک های تنفس ذهنی ممکن است به جلوگیری از افزایش احساسات اضطراب در یک حمله عصبی در سطح مقدماتی کمک کند. 

6 – ترس شدید ناگهانی (همانند آهویی در جاده پر رفت و آمد)

شما ممکن است با ترس بسیار قوی مواجه شوید  که عملا شما را بی حرکت می کند. انجمن روانشناسی آمریکا این ترس را به عنوان یک “ترس تقریبا فلج کننده” توصیف می کند.


همچنین بخوانید » اختلال بیش فعالی (ADHD) در بزرگسالان چگونه است؟


7 – ممکن است احساس کنید اتاق دور سرتان می چرخد

یکی از علائم معمول حمله وحشت زدگی ، احساس ضعف، سرگیجه و بیهوشی است، به احتمال زیاد به دلیل این که خون از مغز شما به سمت پاهایتان در زمان حمله سرازیر شده است، بنابراین شما می توانید با آن مبارزه کنید یا از آن فرار کنید. نگران نباشید حتی اگر حالت تهوع نیز به شما دست دهد. 

8 – تعرق زیاد 

عرق کردن یک واکنش طبیعی به اضطراب شدید است. شما همچنین ممکن است در حالی که عرق می کنید، لرزش یا تکان را احساس کنید.


همچنین بخوانید » با علائم، دلایل و درمان اختلال خلق ادواری (سیکلوتایمی) آشنا شوید


9 – احساس گرما و لرز

10 نشانه واضح که شما مبتلا به بیماری پانیک اتک (وحشت زدگی) هستید

در طول پانیک اتک، احساس گرما و یا لرز ناگهانی بسیار طبیعی است. در حالی که ممکن است یک حمله وحشت زدگی تنها 5 تا 10 دقیقه طول بکشد، اما شما ممکن است عوارض آنرا تا ساعت ها احساس کنید.

10 – شما تحت استرس بسیار شدیدی هستید

همچنین بخوانید » اختلال اضطراب پس از حادثه یا PTSD چیست؟

دلایل مختلفی برای اینکه چی کسانی و چرا دچار پانیک اتک می شوند وجود دارد. اما چیزی که مشخص است این است که استرس نقش بسیار اساسی را در این زمینه ایفا می کند. و ممکن است استرس 7-8 ماه قبل از حمله به سراغ شما بیاید.

دکتر رید ویلسون، استاد روانپزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه کارولینای شمالی می گوید : ” “اغلب ممکن است دلیل استرس حس شکست باشد” حسی همانند اینکه کار و یا چالشی بزرگ پیش رو دارید و مهارت های خود را برای انجام این کار کوچک می دانید.”  اگر با رویکرد نسبتا مداوم با استرس زیادی مواجه شدید و بیشتر علائم ذکر شده بالا را تجربه کرده اید، به احتمال زیاد شما در معرض پانیک اتک هستید.

و اما استراتژی مقابله با حمله های عصبی وحشت زدگی چیست؟

اگر فکر می کند با توجه به نشانه های ارائه شده در بالا شما دچار پانیک اتک و یا حملات مکرر هستید، بهترین راهکار این است که به دنبال یک متخصص روانپزشکی که می تواند درمان شناختی رفتاری ارائه دهد بگردید. انجمن روانشناسی آمریکا می گوید که کارشناسان آموزش دیده در درمان شناختی رفتاری می توانند به شما در تغییر تفکر شما کمک کنند تا موقعیت های مثبت بالقوه را مثبت تر ببینید، ترس های خود را درک کنید و در نهایت با آنها روبرو شوید. در بعضی موارد، ممکن است تکنیک های آرام سازی یا داروهای ضد اضطراب نیز توصیه شود. در ادامه بخوانید »  آیا درمان طبیعی بیماری پانیک اتک (وحشت زدگی) امکان پذیر است؟

ممکن است به خواندن این مطالب نیز علاقه مند باشید

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب
 
 

136 دیدگاه در “10 نشانه واضح که شما مبتلا به بیماری پانیک اتک (وحشت زدگی) هستید

سلام دوستان من بعضی وقتا احساس تنگی نفس میکنم قلبمم درد میکنه آیا من پانیک دارم؟؟

متاسفانه یه گروهی زدیم برای درمان پانیک که بیشتر با شوخی ومزاحمت کاربران به همدیگه خلاصه شد وانچنان که باید وشاید مثمر ثمر نبود وفقط بهد از دوماه گروهو منحل کردیم ازدوستانی که درمورد گروه یا کانال میپرسند متاسفانه دیگه مقدور نیست سوال نفرمایید من قبلا شمارمو داده بودم سایت ودیگه نمیشه پاکش کرد اومدم دوباره اینجا اعلام کنم که گروه پانیک کلا منحل شده ممنون از لطفتان … …درمانهای پانیک …اولین درمانش استخره در هر هفته دوبار …دومینش پیاده روی روزانه ومستمر در سه الی چهارماه پشت سرهم …درهرروز 2ساعت ..سومین درمانش نخابیدن درطول روز وخسته کردن بدن وبدنبالش خواب سنگین در طول شب ..خواب سنگین درمان اصلی پانیک میباشد ..دوش گرفتن دراخر شب قبل ازخواب ….گوش نکردن به موسیقیهای غمگین وبدنبالش گوش دادن به موسیقیهای شاد …کوهنوردی طبیعت نوردی ..نخوردن دارو که بیشتر وابستگی بدنبال خواهد داشت ..درواقع داروی روحی وروانی باید بعد از مدتی کامل قطع شود …ارتباط با خدا …اکرام ایتام به نیت درمان …انجام واجبات وقران خواندن …ونماز شب که واقعا محشره ….ذکر خدا وحضور همیشگی در برابرش ….کارهایی که شمارا شاد میکنند این شادیها باعث ترشح ادرنالین در مغز شده واین باعث تقویت سیستم ایمنی بدن میشود وهرموقع بدن سیستم ایمنی وفاعی از دست رفته خودش را برگرداند خودکار پانیک شمارا دفع وبیرون میکند .. ووووووهرکاری که باعث شادی شما میشود درکل …مرتب باید خودتونو شاد کنید تاچند ماه ..پانیک یک نیروی منفیست که وارد بدن شما شده ومرتب شمارو اذیت میکند ودردهای مزمن دربدن ودرهمه جای بدن شما ایجاد میکند من جمله کرخی پوست مرمور شدن پوست …درد دست چپ …درد قلب ..ودور قلب …انقباض شکم ..درد پاها واستخوانها …بیحالی ..تنگی نفس …احساس خفگی ..احساس ایستادن قلب …اضطراب ..ترس ازمرگ…تپش قلب ..حمله های قلبی …پرش از خواب ویا پرش از زمانی که تازه میخای به خواب بری …حسرت روزهای قبل از بیماری ….گریه کردن …بی اشتهایی …احساس سکته کردن …سردی پاها گرمی پاها داغ شدن زیر پا کف دست …خستگس مغز گیجی سر …درد گردن وسر….درد پشت ….ووووووووووصدها بیماری مزمن که احساس میکنید ..اینا هم.وهمه ازپانیکه شماست نگرانباشید باروشهای بالا درعرض چندماه درمان میشید اولین درمان ارتباط باخدا واستخر رفتنه …..من الله توفیق

ممنوون ب خااطر حرفااتوون
پس ب احتمال زیاد منم پانیک دارم
واقعا خییلی وحشتناکه نمیشه درس خوند و متمرکز شد
خداا هیشکیو به این درد مبتلا نکنه…خدا ب هممون کمک کنه ایشالا محتاج دعاییم

سلام ..منم۲۱سالمه تقریبا ۷ ماه پیش یهوو تپش گرفتم ب اینصورت ک قلبم یهو پمپاژ میکنه (۲یا۳ تا از ضربان قلبم کوبنده میشه)بعد سریع رفع میشه طوری ک یهو از جام بلند شدم زیاد جدی نگرفتم ولی بعدا دوباره اینطوری شدم و درد اومد سراغم درد قفسه سینه دست چپ یا یه نقطه از پشتم و پای چپم حتی چند بار ک تپش گرفتم از ترس میرفتم اورژانس میگفتن هیچیت نیس ۴بار رفتم دکتر قلب نوار قلبو اکو انجام دادن گفت چیزیت نیس
شده تو یه روز ۳بار اینطوری شدم حتی در خواب و تازگیاا ترس اومده سرااغم ک نکنه بازم اینطوری شم توهم میزنم بیقرار میشم ترس از مرگ داارم خیلی وحشتناکه این ترس از مرگ زندگیمو واقعا مختل کرده ایا واقعا اینا علائم پانیکه یا نه؟؟هی فک میکنم مشکل قلبی دارم ب خاطر این دردااا ولی با اکو مشخص نشده
واقعا بهم ریختم لطفا اگه میتونین بگین واقعا پانیکه یا نه ممنوون میشم لام ..منم۲۱سالمه تقریبا ۷ ماه پیش یهوو تپش گرفتم ب اینصورت ک قلبم یهو پمپاژ میکنه (۲یا۳ تا از ضربان قلبم کوبنده میشه)طوری ک یهو از جام بلند شدم زیاد جدی نگرفتم ولی بعدا دوباره اینطوری شدم و درد اومد سراغم درد قفسه سینه دست چپ یا یه نقطه از پشتم و پای چپم حتی چند بار ک تپش گرفتم از ترس میرفتم اورژانس میگفتن هیچیت نیس ۴بار رفتم دکتر قلب نوار قلبو اکو انجام دادن گفت چیزیت نیس
شده تو یه روز ۳بار اینطوری شدم حتی در خواب و تازگیاا ترس اومده سرااغم ک نکنه بازم اینطوری شم توهم میزنم بیقرار میشم ترس از مرگ داارم خیلی وحشتناکه این ترس از مرگ زندگیمو واقعا مختل کرده ایا واقعا اینا علائم پانیکه یا نه؟؟هی فک میکنم مشکل قلبی دارم ب خاطر این دردااا ولی با اکو مشخص نشده
واقعا بهم ریختم لطفا اگه میتونین بگین واقعا پانیکه یا نه ممنوون میشم

من تقریبا۷ماه پیش یهو تپش گرفتم و این تپش بصورت لحظه ای بود انگار قلبم یهو پمپاژ میکرد ۲ یا ۳تا از ضربات قلبم کوبنده بود طوری بود ک یهو از جام بلند میشدم و استرس میگرفتم ک چرا اینطوری شدم زیاد جدی نگرفتم تا اینکه بازم اینطوری شدم و درد اومد سرااغم دست چپم قفسه سینم یا یه نقطه از پشتم درد میکرد حتی بعد از تپش چن بار رفتم اورژانس گفتن چیزی نیس دکتر قلب رفتم نوار قلبو اکو انجام دادن دکتر گفت چیزیت نیس
حتی شده روزی ۳باریا در خواب اینطوری شدم بعد با خودم فکر میکنم حتما من بیاری قلبی دارم ولی با اکو اینا مشخص نشده و این باعث شده تازگیا شدیدا حال روحیم بهم ریخته توهم میزنم بیقراار میشم یهو عرق میکنم ترس اومده سراغم ترس از مرگ خیلی وحشتنااکه کاابوس میبینم
ایا واقعا این بیماری پانیکه؟؟لطفا راهنمایی کنین ممنوون میشم

سلام من حدود دو ماه مبتلا شدم ولی با خوندن مطالب شما تونستم تاحدی باهاش کنار بیام

بسیار عالی و خوشحالم که این مطلب مفید واقع شده

من سه خیال پیش دچار این بیماری شدم وحشتناکه با مراجعه به روانپزشک و مصرف قرص زولافت حالم کاملا خوب شد الان دوباره شروع شده خیلی شدیده گاهی احساس میکنم استخوان غذایی که خوردم یا قرص که خوردم تو گلوم گیر کرده و دارم خفه میشم و حمله شروع میشه البته شروع کردم به خوردن قرص زاما تاثیری نداره دیگه کمکم کنید

سلام دوستان من دو سال ک این حملات بهم دست میده خداروشکر بعداز چندماه متوجه شدم و دیگه نترسیدم الان چند وقتیه ک داره اذیتم میکنه نصفه شب حمله بهم دست میده نمدونم چه دکتری برم ک بتونه بهم کمک کنه

سلام دوستان منم تقریبا ۲سال پیش پانیک رو تجربه کردم از کتک های شوهرم گرفته تا اذبت های خانواده شوهرم ومرگ مادرم در ۴۰ سالگی همه ی اینا شده بود یه کوه غصه یه روز تو مغازه شوهرم بودم که اولین حمله بهم دست داد مرگ رو تجربه کردم همه متخصص ها رو امتحان کردم قلب وکلیه وتیروئد … تا اینکه دکتر مغز واعصاب بهم قرص های مختلفی داد ۶ ماه مصرفشون کردم شده بودم مرده ی متحرک یه روز تصمیم گرفتم زندگیمو تغییر بدم وهمین کارو هم کردم ورزش میکنم حمله که بهم دست میده بهش میخندم اگه از دست کسی ناراحت بشم رک بهش میگم خلاصه تو رفتارهاتون تغبیر ایجاد کنید خوب میشید

آقا شمارو به خدا اگه سیگار می‌کشید ترک کنید
این سیگار یعنی خود پانیک
از این به بعد اسم سیگارو بزارید پانیک دیگه نگین سیگار
اگه خواستید سیگار بکشید نگین می‌خوام سیگار بکشم بگین می‌خوام پانیک بکشم
سیگاره که قلب و مغزو نابود میکنه

آقای علی دست پیمان
با سلام
ازمطالب خوبتون ممنونم. ولی من مقاله ای که دوستان ازش حرف میزنن رو پیدا نکردم . لطفا راهنمایی کنید

سلام ممنون از شما که مارو دنبال می کنید1 به فرمایید دنبال کدوم مطلب هستید که من راهنمایی کنم و یا حتی اگر در سایت هم موجود نبود به تیم روانشنانی اعلام میکنم حتما اون مقاله رو تولید و منتشر کنن

سلام به همه دوستان عزیز پانیکی.من 2 سال پیش به مدت 6 ماه پانیک داشتم..اولاش(حدود3ماه) نمیدونستم چه بیماری دارم.خیلی جاها رفتم دکتر.قلب، مغز و ….حتی 2 بار کارم به اورژانس رسید.قرصای مختلف میخوردم.اصلا دوست نداشتم شب بشه.می ترسیدم از شب.چون این حالت تو شب تشدید میشد ومن همش فکر میکردم دارم میمیرم.پدر و مادرم هم از بس نگرانم بودن ومن رو میدیدن تو این حالتم داشتن مریض میشدن و بسیار غصه میخوردن.خیلی خیلی حالم بد بود.دیگه داشتمنا امید میشدم و دوست داشتم یا این حالت تموم شه یا سریع بمیرم.تا اینکه ی روز پیش روانپزشک رفتم و ایشون با ارامش خاصی نام پانیک رو اوردن و حالات من رو درک کردن و 2 نوع قرص که یکی برای خواب بود تجویز کردن و گفتن تو اینترنت در مورد این بیماری سرچ کنم. من اونجا تا حدی اروم شده بودم چون فهمیده بودم که بیماریم نا شناخته نیست.به خانه امدم و تو اینترنت سرچ کردم و کامنت هایی مثل این صفحه را میخوندم. هر چی بیشتر میخوندم ، بیشتر ارامش میگرفتم،چون میدیدم خیلی ها مثل منن. تا اینکه به یک کامنت رسیدم که نوشته بود: نگران نباشید این بیماری بیماری عصر جدید به خاطر وجود تکنولوژی ها و اسمان خراش ها و.. است.کسی قرار نیست با این بیماری بمیره. و از بیماری خودش گفت و اینکه خوب شده و … تا اینکه به اینجا رشید که گفت : کافیه از الان بخواید که دیگه مریض نباشید و دیگه تلقین نکنید و به خودتون اعتماد به نفس داشته باشید و به خدا ایمان داشته باشید و … این جمله ها مخصوصا جمله اخرش خیلی در من اثر گذاشت و منی که خیلی از راه ها رو رفته بودم و خسته و ناامیدشده بودم تصمیم گرفتم از این به بعد اصلا قرص نخورم و دیگر بیمار نباشم.بله همونجا قرص ها رو ترک کردم. با توکل به خدا زندگی عادی رو شروع کردم. و تقریبا دیگه تا الان که بیش از 1/5 سال از اون موقع میگذره دچار ان نشدم(به غیر از 4 یا 5 بار خفیف که با قدرت اعتماد به نفس و توسل به لهل بیت و ذکر حل شد و هر کدام بیشتر از نیم ساعت هم طول نمیکشید).بله دوستان پانیکی من. من تازه در کودکی چند بار سابقه تشنج هم داشتم و تو دوران پانیک هم خیلی خیلی اذیت شدم . طوری که صداهای نسبتا بلند؛ مطالب ماورایی مثل خداو قیامت و .. حساس شده بودم .لاغر شده بودم ونسبت به همه چیز بی انگیزه. و مطمین باشید که حتی از اونهای که پانیکشون بیش از 1 سال هم طول کشیده کمتر اذیت نشدم . بله برادران و خواهران عزیزم که یک دنیا دوستتون دارم. من خواستم که دیگه تلقین به این بیماری (که تازه بیماری هم نمیشه اسمشو گذاشت ) نکنم و از پدر و مادرم هم خواستم دیگه به روم نیارن و درموردش اصلا دیگه صحبت نشه و همیشه سعی کردم روحیه ام را خوب نگه دارم و بهش فکر نکنم و شد.خدا را شکر. اینقدر این بیماری در حال حاضر از من دوره که ببینید که دارم الان براتون در موردش مینویسم (منی که اولاش که این بیماری و قرصاشو ترک کرده بودم اصلا دوست نداشتم دیگه حتی اسمشو بیارم یا بشنوم).خلاصه اینکه شما هیچ مرگیتون نیست.مرگ دست خداست که به تلقین بد ربطی نداره. یعنی اگه 1000 بار هم درروز بگی میمیرم اگه اجلت نرسیده باشه محا له بمیری.اینو من نمیگم ها . مضمون کلام مولا علی (ع) است که در قسمتی ازحکمت 392 نهج البلاغه (ترجمه فیض الاسلام) میفرمایند که فال بد زدن حقیقت ندارد(یعنی فال بد زدن تاثیری در کاری که مقدر است انجام شود ندارد) ولی فال خوب زدن (مثبت گرایی) تو زندگی موثر است. به هر حال بلند شید تنبلا. دیگه بسه.ادا در نیارید.خیلی دوستتون دارم

ممنون واقعااااا🙏🙏🙏🙏😜🙏

منم حالم بده جسمی رووحی ولی نمیدونم پانیکه یا نه کاش میتونستم باهاتون حرف بزنم ببینم شما هم مثل منید یا نه

سلام
من سه سالی میشه که این اختلال رو دارم سال اول حتی بادیدن فیلم یا تصویر یه خورده خشن حالم وحشتناک میشد یا نمیتونستم برم حمام یا بیرون، از درسام عقب افتادم. هر روزم یه استرس و افسردگی خیلی بد و ضعف شدید. گرما خیلی اذیتم میکرد
و حالت غش بهم میداد ولی غش نمیکردم ارایشگاه نمیتونم برم موهامو بابام تو خونه اصلاح میکنه. کلی دکتر رفتم. یه روانپزشک پیداشد رفتم پیشش کلی قرص پاکسیل و خیلی دیگه که روزی 7 بار میخوردم
تا یه حدی بهتر شدم یه سال از قرص هام استفاده کردم. بعدش به اسرار یکی از اقوام رفتم پیش یه دکتر که کار طب سنتی بود اون کامل توضیح داد که اون قرصایی که میخورم درمان کننده نیستند و فقط یه طوری بیماری رو خفه میکنند و از ضرراش گفت. و درمانمو از اونجا شروع کردم با پاکسازی بدن و پرهیز غدایی که خیلی مهمه و ورزش و کلی داروهای گیاهی
بعد از چند ماه خیلی خیلی بهترم و اون قرصامم تو چند ماه خیلی کم کردم فقط نصفه از قرص پاروکسیتین یا همون پاکسیل مصرف میکنم شماهم میتونید برید پیش یه دکتر خوب طب سنتی. که خیلی میتونه کمکتون کنه. بدون مشورت مصرف دارو های شیمیایی رو قطع یا کم نکنید

سلام واقعا بیماری ترسناکیه البته برای کسانی که هنوز نمیدونن که به چه بیماری دچار شدن و اگه بدونن که مشکل از قلبشون نیست و خطری جانشونو تهدید نمیکنه بهتر باهاش کنار میان و حتما پیش روان پزشک برید که درمان فقط قرص اعصاب هستش و من بعد از کلی نوار قلب و اکو و تست ورزش فهمیدم که به این بیماری کوفتی دچار شدم امیدوارم که همه سلامتیتونو بدست بیارید انشاالله.

سلام من ماني هستم ١ساله دچار اين بيماريم شبها تو خواب گاها دستام بي حس ميشه و همه علايم شما رو دارم. حس مردن. سكته. گاهي ميرم رو تريد ميل مدتها ميدوم. ولي بعد ميفهمم قلبم سالمه. الان از اينكه دست و پام و بيشتر دستام در خواب بي حس ميشه ميترسم. الان ٢ماهه دپاكين ميخورم. تلفنم ٠٩١٩٤٦٨١٣٦٦. واقعا اگه كسي خوب شده باهام تماس بگيره و بگه چه كنم

ایا تاری دید و درد قفسه سینه و تپش قلب همیشگی از علایم پنیک هستش؟

انشاالله همه ما خوب بشیم پانیک خیلی بده.من خودم دارم.برای من از یه زمانی شروع شد که داشتم شام میخوردم یه دفعه کل بدنم گرگرفت قلبم تند می زد.سرگجیه داشتم.نفسم بالا نمیومد. بیرون می رفتم.گرمی گرفتم.تا این که رفتم دکتر قلب نوار قلب و اکو گرفت گفت سالم هستی.وقتی سوار آسانسور میشدم یا آرایشگاه می رفتم گرگرفتگی داشتم شبا موقع خواب قلبم احساس سنگینی میکنه انگار وزنه بهم بسته شده.موقعی که میاد سراغتون فقط ذکر بگید زیارت عاشورا.دعای فرج.حال آدم خیلی خوب میکنه نماز و قرآن بخونید خیلی خوبه انشاالله همه خوب بشیم

سلام…من چند روزی هست ک سر و بدنم سبک میشه حس میکنم الان میوفتم و میمیرم..
.سرم ذوق ذوق میکنه و انگار بدنم مال خودم نبست حتی نمیتونم آب دهنمو قورت بدم….خیلی حس بدیه…نمیدونم شماهم اینجوری هستید یا علائم من مربوط ب این بیماری نیست…دست چپمم خیلی درد میکنه….

سلام ممنون از راهنمایی های دوستان من دقیقا حمله پانیک رو تجربه کردم و یقین‌کردم که به پانیک مبتلا شدم اما الان اثری که روم مونده و نگرانم میکنم نوعی گیجی یا سبکی سر هستش انگار چشمام میخواد بسته بشه به زور نگه داشتم و بی حوصلگی و عدم داشتن انرژی هست تا جایی که حتی حس میکنم توان صحبت کردن رو ندارم الان درست یک ماهه این وضعیت رو دارم لطفا راهنمایی کنین

سلام منم پانیک دارم حدود۴ماهه ولی دارونخوردم ونمی خورم همش گوشم سوت میکشه وقتی حمله بهم دست میده فقط میخوابم بهترمیشم ریه هام همش تنگ بی حس میشه طوری که نمیتونم صحبت کنم نفس کم میارم

سلام من حدود یک ماه پیش موقع خواب بعدازظهر که به پشت دراز کشیده بودم ناگهان حس خفگی به مدت چند ثانیه بهم دست داد و با یکی دوتا سرفه خوب شد ولی بعد کم کم بدنم سرد شد بطوریکه حدود دوساعت زیر سه تا لحاف فقط می لرزیدم بعد هم با عرق کردن و حالت سرماخوردگی و گیجی کم کم خوب شدم همراه با همه این علایم تپش قلب هم داشتم ولی بدون درد سینه
تازگیا ضربه های روحی زیادی خوردم و اعصابم خورده
این بیماری دیگه بدتر
خواهش میکنم راهنماییم کنین

دوست عزیز شما به احتمال زیاد دچار گازگرفتگی شده اید

دوستان سلام شما هم بعد حمله احساس سنگینی سر دارید من سرم سنگین میشه بعد حمله خیلی حسه بدیه

سلام من ٣٦ سالمه و اولين بار پارسال خرداد ماه توو باشگاه احساس كردم كه قلبم داره از كار ميوفته طوري كه غش كردم و كارم به اورژانس كشيد با اينكه سرم زدم و دكتر گفت همه چي خوبه باز حالم بد بود خلاصه اينكه هر چي دكتر كه فكرش رو بكنيد رفتم قلب ، چشم ، گوش ، گوارش ، تيروييد ، همه آزمايشها رو انجام دادم من بودم و يه كوه آزمايش از اسكن قلب تا ام آر آي و شنوايي سنجي و …. تا اينكه بهم گفتن برو دكتر روانپزشك و اون روز تازه فهميدم كه دچار اختلال پانيك اتك هستم ، دارو درماني رو شروع كردم با زولفت و زاناكس و از اون طرف روان كاو هم رفتم خيلييييييي روزهاي سختي رو پشت سر گذاشتم هر روز يه فكر ميومد توو مغزم و مثل خوره ميخوردم ، يه روز مرگ عزيزانم يه روز پوچي دنيا ، يه روز ترس از اينكه نكنه خودمو بكشم خلاصه از همه جا ميترسيدم از راه رفتن باشگاه رفتن فروشگاه تونل ترافيك و …. تا اينكه يكم يكم بهتر شدم ميخوام بهتون بگم واقعا اين مريضي فقط و فقط افكار چرت و پرتيه كه مياد سراغ آدم هر وقت اومد سراغتون با صداي ببند بهش بگين مرسي از يادآوري اين وقايع ولي فعلا برو بعدا با هم حرف ميزنيم بخدا اين جمله معجزه ميكنه سعي كنين دعا بخونين دعا آروم ميكنه آدمو مديتيشن كنين بهد يواش يواش حالتون هر روز بهتر و بهتر ميشه از خوردن دارو هم نترسين واقعا نخوردنش بيشتر آسيب به روح و جسمتون ميزنه ، چه اشكالي داره دارو كه مصرف كنين خيلي تاثير داره بخورين هيچي نميشه ، من همش به خودم ميگفتم اگه قرص بخورم يعني ديگه ديوونه شدم ولي بعدا باهاش كنار اومدم نزارين قفلتون كنه ، اصلا هم توو سايتها نرين فقط بياين همينجا صحبتها رو بخونين ، دوستاي گل من خدا رو داريم چه غم داريم ازش بخواهيم كه كمكمون كنه صداش كنين توكل كنين بهش 🙏🙏🙏🙏🙏🙏 همه ميتونن حالشونو با تغيير افكار و دارو عوض كنن نگران نباشين خوب ميشين حتما ❤️❤️❤️❤️

بچه ها خیلی باحالیم چون هممون همین مشکل و داریم … نگران چی هستیم،؟بابا واقعا این بیماری نیست یه وسواسه اونم تو ذهنمون ..الان تقریبا همه این مشکل رو دارن بعضی‌ها با عمل جراحی هیپوتالاموس اکی میشن بیماری با کلاسیه😃😃آریانا گرنده هم داره..سیگار نکشین ماریجوانا عامل اصلیشه نکشین چون سرتونین مغذتون می کشه..

تنها ترین راهش مقاومت یکساله هست در برابرش والسلام وسال دوم هم که دردهای مزمن به اینو وانور بدن میزنه تقریبا سر جم دو سال باید تحملش کنید من بدون استفاده از دارو وقرص وهیچی فقط توکل برخدا ومقاومت یکساله انجام دادم والان خوب خوبم بخدا خودبخود سیستم ایمنی ودفاعی رفته از بدن باز میگرده واما دیگه بعد از درمان هیچ وقت دچار حمله های جهنمی نخواهید شد بخدا درمانش فقط وفقط مقاومته اونم در یک برهه ای از زمان همین خیلی سخت نگیرید با گریه ها هم میتونید اروم کنید در زمان مقاومت …انشالله همه بزودی شفا پیدا میکنید ومن الله توفیق

اینم اینستاگرام منه iman.salekfard

منم سه ساله درگیرشم…خیلی عجیبه…..توی مهمونی …تو گردش…درست لحظه ای که همه دورت جمع شدنو میخوای شمع تولدتو…فوت کنی….لحظه ای به سراغم اومده که باور نمیکنید..توی تالار مثلا من داماد بودم اومد سراغم..خیلی سعی کردم باهاش دوست بشم.ولی خیلی لجبازه…این بیماری علاجش اینه که درکش کنی ببینی چی میخواد ازت…اکثرا این بیماری از کمبود معنویات درون روح انسانه…اصلا از دید پزشکی نگاهش نکنید..این برمیگرده به روحتون..این بیماری از تغذیه غیر صحیح روح هست..روحتون دچار کمبوده..شما جوابگوی نیازهای معنوی روحتون نیستید…….کنرلش کن…بخ خدا پناه ببر..هر روز که بیدار میشی این فکر رو بکن بگو امروز یه کار خوب دیگه اضافه میکنم به کارهام باید به یه نفر کمک کنم خدا خودت اون یه نفرو برسون…دعا زیاد کنیگ ..برین تو یه پارکی طبیعتی ..یه خلوت گاهی ..بلند صدا کنید خدااااااااا کجایی اومدم…بنده عاجزت هستم….بنده ناچیزت هستم….گزیه کنین صداش کنین ..بگین خداااایا دستمو بگیر زمین خوردم ..گریه کنین و صداش کنین …بهش بگین که از مرگ میترسین…بگین خدایا همه این بیماری و بدبختی که به سراغم اومده از ترس مرگ و دوری از تو بوده کمکم کن…….راه بعدی هم سفر کردنه سفر کنید با هر بهانه ای ..سفر رو از درون خود اغاز کنید و بعد در بیرون خود به جایی وصل کنید گاها با یوار شدن به یک اتوبوس و تاکسی میتونیم یک مسلفت کوتاهی از هیاهوی شهر دور بشیم و طبیعت اطراف پناه ببریم و اروم بشیم …حتما حتما یه کوله پشتی کوچولو که توش یه کتری کوچولو ویه کم چای و قند و یه استکان دارین همیشه بردارین و مثلا رفتین کوه فوری یه چای اتیشی درست کنین و با اهنگ مورد علاقتون بخورین…..خلاصه از سفر غافل نشین شمال جنوب..نشرق ..مغرب….و مهم تر از همه سفرها یه سفره درمان همه درهاتون..روزی یه نفر نزد امام صادق اومد گفت خستم از خودم از مردم ..دلم گرفته خلاصه پریشانم گفت به سوی حسین فرار کن…‌‌دقت کنین گفته به سوی حسین فرار کن..نگفته برو زیارتش گفته فرار کن….شماهم اگه میخواین یه دفعه تموم بشه به سوی حسین فرار کنین اگه امکانشو دارین زود اسباب سفر به کربلا و فرار به یوی حسین رو فراهم کنین و گرنه مثل من همین امشب ..بعد اینکه خلوت کردی از ته دل صداش کن بگو السلام علیک یا حسین…دلم گرفته ..نجاتم بده ..فوری اثرشو میبینین باهاش صحبت کن..من خیلی خوب شدم…..بخدا این یه بیماریه روحیه…که درمانش معنویات است…

سلام من ۳ ساله خیلی دچار پانیک شدم و خودم باخودم کمک کردم و راه حل این بیماریو میدونم ببخشید زیاد حرف نزدم حرف میزنم فقط تماس ۰۹۳۹۴۹۹۶۵۶۱

ماری‌جوانا بد بختم کرد. آقا ماری جوانا های داخل ایران رو نکشید بعد یه مدت بد بخت میشید. ژنتیک تمام ماری‌جوانا هایی که تو ایران پرورش میدن دستکاری شدست و بشدت عوارض روانی و مغزی داره. کلا ماری‌جوانا های ایران با کشور های دیگه فرق داره. من بعد از دو سال مصرف به این بیماری لعنتی پانیک مبتلا شدم اونم با دست های خودم. واقعا میخوام برگردم به روز های قبل مصرف ولی حیف که زمان برنمیگرده. جوان ها خودتون رو بد بخت نکنید مثل من. در حال حاضر خدارو شکر بیماری بنده خاموش شده ولی بعضی مواقع به صورت خفیف میاد سراغم. تنها راه خوب شدن اینه که طوری زندگی کنید که با مرگ دوست بشید. یعنی هر لحظه آماده ی مرگ باشید. این باعث میشه براتون عادی بشه و حملات کاملا بی اثر میشه. انسان هم موقعی میتونه با مرگ دوست بشه که کار های خوبی انجام بده. به انسان ها حیوانات مخلوقات خدا خوبی کنید کمک کنید از خودخواهی و خود بزرگ بینی خودتون کم کنید همه ی ما به یک دم و بازدم بندیم. سعی کنیم انسان باشیم اینطوری با مرگ هم راحت دوست میشیم و بیماری هم از بدن خارج میشه. موفق باشید

صفر تا 100پانیک رو از من بپرسید …حمله های وحشتناک قلبی ..با تپشهای عجیب هرچه بیشتر وبیشتر وبیشتر در زمان هرچه کمتر…پرشهای ناگهانی از خواب سک سکه های قلبی که انگار سوزن میزنن به قلبت در حین خواب ویهویی میپری ..گریه های پیاپی بعد از حمله ..ارامش نیافتن ترس ترس وترس …سنگینی قلب ..درد تمام عضلات بدن گاه طرف چپ گاهی راست گاهی پشت گاهی سر درد ضربه زدنها به بدن مثلا روی قلب فشردن جاهایی مثل شکم …غصه غم اندوه ..حسرت روزهای سلامتی …غبطه خوردن به انسانهای سالم ….ترس از حمله های اینده در زمانهای نامشخص ..در سر سفره مهمانی یا سینما ..یا در ساندویچی …یا لابلای حرف دوستان …انداختن خود به کنج خانه تا بقیه نفهمند …واما قلب دنیایی فراپزشکی ….خودشناسی وخداشناسی …راهای درمان …طول درمان …گفتگوها…بازگشتن به زندگی دوباره با آرامش …بدون قرص بدون پزشک بدون سکسکه قلبی بدون پرشهای شبانه از خواب …ارامش وارامش وتندرستی وزندگی عادی …بزودی در گروه تلگرامی …انشالله یامن اسمه دوا وذکره شفا …

جعفر هستم از شهر مرزی خوی سال 84بود یا 85دقیقا یادم نیست ..پدرومادرم رو خیلی دوس داشتم ولی بدون اجازه اونا رفتم تهران ..خیلی خلاصه هرروز این نارضایتیها والدین منو از داخل تحت فشار گذاشت واز طرفی نبود هزینه های مالی در تهران اجاره خانه اقساط ماشین قسطی ووووافکار منفی رو اوردن سرم هرروز فکر منفی افکار منفی خدایا چکار کنم کجا برم به دکتر میگی میگه فیلم نده سالمی به کسی میگی اصلا نمیدونن تو داری چی میگی با خودت ..تا اینکه نترسیدا من همیشه همین موقع ها قلبم میزد بیرون در میدان جنت آباد شمالی یه حمله بهم دست داد نمیدونم چطوری رفتم خونه قلبم زد وزدو زدو تند وتندو تند هرچه بیشتر در زمان هر چه کمتر …الان میفهمید من چی میگم جهنم والسلام جهنم اقا من گریه میکردم بازم بدتر میشد دوش اب سرد میگرفتم بازم اروم نمیشدم چون از داخل دل وروح بدنم که بهم پیوند خوردند ضربه دیده بودم اقا من با هزار مصیبت اومدم خوی …مادرو به اغوش گرفتم گفتم مادر جعفرت مریض شده مریض دیگه اون جعفر قیبلی نیست انقدر گریه کردیم گفتم نمیتونم اروم بشم با پدر راحت نبودم مادر بهش گفته بود یه روز دیدم پدرم گریه میکنه بخاطر من ..گفتم خدایا منو ببخش ببخش چرا اینطوری شدم خدا دردی که اصلا کسی متوجهش نیست اما اخه من تو جهنمم جهنم …خلاصه من دارو مصرف نکردم اصلا ..یعنی کسی اسم منو صدا میکرد از ترس وارز قلبم از جا کنده میشد دیگه حساب بیاد دستتون …بعد از سه ماه اولی که گذشت یواش یواش گریه ها دیدم منو اروم میکنه میرفتم دسشویی وحموم گریه میکردم میومدم تا دوسال بعد از اون گریه میکردم دقیقا گریه در اوج حمله ها ..دیگه یواش یواش اروم شدم اما دردها ی جسمی شروع شد تا 5سال احساس میکردم فلان جا درد میکنه سوزش داره خارش داره میفشردم ضربه میزدم …بگذریم الان 12سال از ان سالها میگذره کاملا ارومم معمولی همون جعفر گذشته وقبل از مریضی …ولی دور قلبم احساس میکنم کمی نسبت به بقیه جاها بی حسه البته مهم نیست ..بجاش نمازهام رفته سرجاش روزه هام زیاد کمک میکنم ایمانم قوی شده بخدا نزدیکتر شدم عاشق خدا شدم تسبیح میگم هرروز ذکر میخندم باز گریه میکنم اما نه از اون گریه ها …پدرو از دست دادم مادرم پیشمه ..الان در بورس اوراق بهادار فعالیت میکنم از خونه پشت سیستم روزیمو خدا در داخل خونه میده بهم …قربون خدا برم ..چند توصیه هیچ وقت دارو مصرف نکنید چون شما هیچ وقت نخواهید مرد مقاومت کنیدفقط بخاطر دردش مرگی در کار نیست در برابرش شکست نخورید اونایی که دارو میخورن شکست خوردن در برابرش بعد از چند سال بکلی ازبین خواهد رفت شاید علایمش کم وبیش باشه ولی مهم نیست مهم اینه که به زندگی باز میگردید …اگر کسی خیلی مریضه وخارج از کنترل به ادرس www .jafaragha1361@gmail .com سر بزنه اس بدید در حد مشورت 5دقیقه ای میتونید تماس بگیرید 09149650972. من از درون شما باخبرم دقیقا میدونم چی میکشید یا من اسمه دوا وذکره شفا ….یادم رفت بگم روزای اول بعد از گرفتاری انگار یه سنگ 10کیلیویی رو اویزون قلبم کرده بودن هیچ وقت سبک نمیشدم ..ولی زمان همه چیز را حل کردوبه لطف وکرم خدا شفا پیداکردم واروم شدم من در خدمت شما هستم با تشکر فراوان ..بزودی در تلگرام یه گروه راه اندازی میکنم بنام درمان پنیک ووحشت زدگی

سلام ، من ۳ ساله که به این بیماری مبتلا شدم یکسال اول تقریبا هرروز بخصوص شبها حمله بهم دست میداد عرق سرد تپش قلب دلشوره های شدید و احساس میکنم الان میمیرم تا جایی ک طوری وایمیستادم که اگه افتادم سرم به کجا میخوره و به کجا نمیخوره ، تا این حد مطمعن بودم ک میمیرم ، دستهامو مدام بهم میمالیدم بیمارستان هم میرفتم نمیتونستم دراز بکشم واسه وصل کردن سرم ،چون تاب نداشتم ، همه دکترارو رفتم ازمایش و عکس و ام آر آی و ،،، تا پیش روانپزشک رفتم و وقتی توضیح میدادم احساس میکردم هیچکس حرفهامو دردمو نمیفهمه ولی دکتر گفت بیماری پانیک 😔 الان ۳ ساله که آسنترا مصرف میکنم و خدارو شکر تا حالا حمله سراغم نیومده ، ولی خودمم ب خودم کمک میکنم فیلمهای ترسناک نمیبینم کلیپ های دعوا و خونریزی اصلا نگاه نمیکنم پای غم و غصه های کسی ام نمیشینم همیشه سعی میکنم شاد باشم و اهنگ غمگین گوش نمیکنم ، به امید بهبودی کامل واس همه بیمارهای پانیک 👌❤

سلام به همه چقدر حس ها مثل هم هستش منم درگير اين بيماري بودم و تمام مراحلي ك همتون گذرونديد طي كردم از دكتر قلب تا مغز واعصاب و هر شب اورژانس منم اين حمله وقتي اومد سراغم ك يه شب بدنم كهير زد و رفتم دكتر به همين راحتي ترس از بيماري اومد سراغم ٥ ماه درگير بودم تا خودم فهميدم دردم چيه و باهاش كنار اومدم اول از همه دنبال بيماري تو اينترنت نريد اين خيلي مهمه چون تمام علايم بيماري رو تو خودتون ميبينيد چرا چون مغزتون اين دستور رو ميده ولي همش توهمه دوم نترسيد اين مريضي يه شوخي كثيفه ك ذهن با اعصاب و بدنتون ميكنه اون لحظه فقط بخندين و شكستش بدين و اينكه ذكر بگين ذكر ارومتون ميكنه من نه دكتر رفتم ن دارو خوردم فقط بخدا توكل كردم خدا رو شكر اروم شدم مياد سراغم شايد دو ماهي يه بار ولي در حد چند ثانيه بهش رو نميدم فحشش ميدم گورشو گم ميكنه ميره

من از دست برادرم و امتحان و موقعی که عصبانی میشم این حآلت بهم دست میده. الان یه مدت خیلی طولانیه که از لحضه ای که چشمم رو باز می کنم سردرد دارم. نمی تونم با تمرکز به یه نقطه نگاه کنم و چشمم رو همیشه به زمین می دوزم. پشت درد هم دارم. وقتی احساس می کنم که رسما بهم حمله دست داده اول خیلی تند تند نفس می کشم بعد دراز می کشم که آروم شم و قلبم رو توی سینم احساس می کنم. درد عجیبی هم توی سینم قسمت جناق سینه به وجود میاد که بیشتر از بقیه می مونه. تا چند ساعت بعدش هم معدم می سوزه. راهنمایی کنید لطفا. برای درمانش اقدام کنم

سلام تو خونه نمونین غذا زیاد بخورید و خودتونو درگیر چیز های غمگین یا ناراحت کننده نکنید بیشتر بگردید وگرنه مثل من شدیدتر میشه حملات

سلام منم ۴ ساله بهش دچارم چند دفعه دکتر قلب رفتم قرص اعصاب خوردم افتادگی دیچه میترال قلب هم دارم الانم باردارم .میرم دکتر حمله بهم دست میده ..ترس از بیمارستان و دکتر وحشتناک دارم نمیدونم چیکار کنم .قلبم همش درد میکنه کتفم درد میکنه دست چپم درد میکنه همش قلبم تند محکم میزنه انگار میخام سکته کنم پاهام یخ میکنه سر درد میشم قفسه سیته م میسوزه..استرس وحشتناک دارم خیلی حالم بده باردارم هستم نمیتونم قرصی مصرف کنم ..ترس از بیمارستان باعث شده از زایمان بترسم .همش فکر میکنم پام برسه بیمارستان میمیرم از ترس و تپش قلب بچه مو نمیبینم ..دارم داغون میشم

همین امروز حالم خیلی بد بود که در مورد پنیک سرچ کردم ومطالب این صفحه و تجربه هاتون رو خوندم و وقتی دیدم تجربیاتم چقدر شبیه شماهاست واقعا اروم شدم

من سالهاست دچار پنیک میشم ولی اخیرا خیلی زیاد شده حتا هر روز یا هفته ای دو سه بار.. واقعا زندگیم رو مختل کرده…
خیلی سخته.. امیدوارم همه بتونیم کنترلش کنیم

سلام سارين.قراربود باهام تماس بگيري صحبت كنيم.من آدرس ايميل و تلگراممو گذاشتم ولي خبري نشد ازتون.من منتظرم

سلام ۲۲سالمه، من ۴ ساله درگیرش هستم واقعا کلافه شدم به خدا دیگه نمیدونم چیکار کنم . ولی الان داشتم نظراتو میخوندم حالم بهتر شد یخورده. میشه کسایی که این بیماریو دارن باهام صحبت کنن اینم شمارم ۰۹۳۳۴۱۴۸۷۶۸

سلام من امروز براي بار دوم هنگام مصرف ماريجوانا حمله بهم دست داد و كاملا فكر ميكردم قراره بميرم و اين بار قضيه جديه، تو گوگل دوباره در مورد حمله پانيك سرچ زدم و اولين سرچ شمارو اورد وسط ترس و وحشت بدي بودم و داشتم اين مطلب رو ميخوندم كه خيلي حالم خوب شد و ترسم ريخت مرسي از سايت و نويسنده

ممنون از شما و خوشحالم مطلب مفید واقع شده

سلام دوستان
بیماری پانیک من خیلی عجیبه
من پانزده سال پیش چند بار دچار حمله شدم و تمام تخصصهای پزشکی رو برای مشکلات زیاد جسمیم رفتم ولی سال ۸۷ بود که دیگه بدنم کم آورد و یک روز که از خواب بیدار شدم دقیقا نصف بدنم و صورتم بیحس شده بود وتمام دنیا دور سرم میچرخید و میتونم بگم مغزم در حد پنج درصد توانش کار میکرد
تمام زندگیم خراب شد از تحصیل موندم از شغلم استعفا دادم و هر روز وهر ثانیه باید با فشارهای شدیدی که توی مغزمه بجنگم رفتارم شبیه عقب مونده ها شده مشکلات جسمیم اینقدر زیاده که نمیتونم نام ببرم حتی بدنم تغییر شکل داده اعصابم تمام اعضای بدنمو داره بطرف بالا میکشه صورتم شبیه دیوونه ها شده کلا من جهنمو تو این دنیا تجربه کردم
الان هشت ماه که زیر نظر دکتر گیاهی بسیار حاذق کم کم داره بدنم سبک میشه و کمی فکرم باز شده ولی مشکل همینه که تازه دارم تمام فشارها و فرصتهایی رو که تو این ده سال بهم وارد شده درک میکنم نمیتونم میتونم طاقت بیارم یانه دیشب بعد از ده سال که بدنم قفل شده بود دچار حمله پانیک شدم
فقط میخواستم به اونهایی که میگن زندگی براشون سخته بگم که بازم خدا رو شکر کنید من حاضرم تمام هستیمو بدم فقط حال طبیعیم برگرده
اینقدر انرژی های منفی توی من زیاد شده بود که در بعضی مواقع قوانین فیزیکی و منطقی رو تغییر میداد کلا زندگی من تجربه جالب و فوق العععععاده دهشتناکی بود

سلام منم پانتیک دارم سه ساله روزی ۴تا قرص میخورم دیگه خستم خسته؛میشه دعا کنید ؛لرز؛حالت سرگیجه ؛همیشه حالت ترس ووحشت زدگی دارم.فتوکل علی الله فهو حسبه

سلام وقتی داشره بهت حمله دس میده سریع به خدا پناه ببر و بگو ببخشتت و بگو خوشحالی و دوسش داری و خودتم دوس داری بعد دلایلی که بخاطرش هنوز میخوای زنده بمونی رو به خدا بگو مطمین باش میخنده بهت میگه منو یادت رفته بود خواستم کمی به من فک کنی و باهام حرف بزنی بنده عزیزم و بهت میگه دوستت داره و بعد میره

سلام خدمت همگی.
من ۲۵ سالمه و حدود ۲ ۳ سالی هست ک درگیر این مریضی نامرد هستم
حدود ی سال هم دارو مصرف کردم البته بعد از کلی دکتر رفتن و این درو اون در زدن
فقط خواستم ی نکته ای رو بگم ب دوستایی که درگین
پانیک لامذهب جوریه که هر دفعه که ب سراغت میاد همون تازگی بار اولو داره و خیال میکنی حسایی که ب سراغت میاد اولین باره تجربشون میکنی
ولی من به شما عزیزان که حالتونو درک میکنم اینو یقین میدم که قرار نیست هیچ اتفاقی بیفته و کافیه در لحظه حمله چند ثانیه ای مکث کنی و ب چیزی که خیلی حالتو خوب میکنه فکر کنی مثلا مادرت
و چندتا نفس عمیق بکشی و ب خودت بگی ک این حالت گذراست و قرار نیست از پا درت بیاره
خلاصه ک آدم خودش باید قوی باشه
و اینو بدونیم ک با فرض محال اگه قراره تو اون لحظه سقط شیم (خدایی نکرده) ی چیز اجتناب ناپذیره و برای همه قراره اتفاق بیفته خخخخ
ببخشین ک اینقدر رک گفتم
هدفم فقط اینه که تجربیات خودمو براتون بگم

سلام خوب هستید من نزدیک یه سال وخورده ایه استرس دارم وشباکه میخوابم فک میکنم صبح بیدارنمیشم منم یهویی استرس گرفتم یعنی ممکنه بخاطراین بیماری باشه.توراخدازود جوابموبدید

سلام. مطالب خیلی خوب و مفید بود .
من از پاییز سال ۹۶ دچار این بیماری شدم.
دکتر قلب و ریه و گوارش رفتم. گفتن که هیچ مشکلی ندارم.
با یکی از دوستانم صحبت میکردم که او هم مشکل من رو داشت. راهنماییم کرد و رفتم دکتر متخصص مغز و اعصاب. ایشون گفت که تازه اول بیماری منه و شبه پانیک اتکه. و با قرص های اسنترا و آلپرازولام و تری فلورئور رو به بهبودی رفتم. دلی گاهی اوقات اون حالت بد به سراغم میاد. ولی با شناختی که از بیماریم پیدا کردم، خداروشکر بهترم.
الان هم با نماز ، تغذیه مناسب و ورزش دارم به خودم کمک میکنم. ولی یه مقدار تو خوابم کوتاهی میکنم .برای همین هم بعضی وقتا احساس بد میاد سراغم.
امیدوارم که هم خودم و هم تمامی بیماران از این قبیل رو بهبودی کامل برن.
محتاج دعای شما عزیزان هستم.
احمد از تهران

سلام چند سال پیش شب احساس کردم دارم میمیرم تنگی نفس دارم ترسیدم و پاهام شل شد عینه یخ شده بودم نوجوان بودم همه رو بیدار کردم و گفتم منو برسونید بیمارستان تا حاضر بشن و بیان پایین هی کوچه رو میدوییدم بالا و پایین احساس میکردم واقعا دارم میمیرم بعدش که رسیدیم بیمارستان آرام بخش زدن و خوب شدم و روزای بعد دیگه خودم میرفتم اورژانس.بعدش تو تبریز رفتم یه روانپزشک که با داروهاش خوب شدم…
تا اینکه چند هفته پیش که حین رانندگی بودم و صحبت میکردم دیدم اومد سراغم مابقی حرفم به صفر رسید …
جالبه باز قولم زد و احساس کردم دارم میمیرم
سریع خودم و رسوندم درمانگاه و گفتم دیگه تمومه
ولی بازم پانیک بود
حین رانندگی میاد سراغم
زبونم بند میاد
احساس میکنم نفسم در نمیاد
فکر میکنم دارم دیوونه میشم و مابقی داستانم که همه بلدیم
آقا منم پانیک دارم جایی بود منم دعوت کنین بیشتر صحبت کنیم

سلام سمانه خانم..ایمیل یا تلگرامتون رو بگید تا درموردش باتون صحبت کنم.

سلام.saman5524آدرس تلگرام.من منتظرتونم.حتما پيام بديد.ممنون

حدود ٨ ماهه پنیک دارم
بار اول مثل همه شما احساس کردم دارم سکته میکنم و رفتم بیمارستان و… هیچ نبود
چند بار دیگه واطم اتفاق افتاد مه رفتم پیش روان پزشک و الان تحت درمانم(فعلا تغییری نکردم)
بدترین جای این قضیه اینه که هیچکی باورش نمیشه میگن تلقینه… فقط شما میدونید چه وحشتناکه وقتی حمله بیاد… از روزی که ایجوری شدم هیچی خوشحالم نمیکنه همش استرس دارم …ضربان قلب… ترس… اضطراب..فکر مردن
خیلی بده …ورزش تا حدودی کمکم میکنه چون خسته میشم و بهتر میخوابم البته اگه پنیک بزاره
ایشالا هممون هرچه زودتر خوب بشیم…

سلام وخسته نباشید من امروز از صبح دل درد و حالت تهوع داشتم اما امشب ناگهان احساس سرگیجه تهوع کردم صورتم داغ شد و کف دستانم یخ و احساس کردم جلوی چشمام سفید شد آب دهنم خشک شد و دیگه جون نداشتم راه برم یا پاشم تو دستام و سرمم هم احساس گز گز یا سوزن سوزن داشتم و داشتم اشهد و میخوندم و آماده مرگ میشدم که رفتم بیمارستان و نوار قلب گرفتن و پرانول تجویز کرد دکتر آیا اینا علائم حمله عصبی بود؟ قبلا هم یکبار اینطور شدم توخواب

سلام. من 33 سالم هست، تا یادم میاد ترس و اضطراب داشتم. اما از سال 87 دچار پانیک اتک شدم. تمام چیزهایی که نوشته شده رو تجربه کردم، کامنت هارو میخوندم یاد حال خودم میفتم. من دکتر رفتم و واقعا جواب گرفتم. هیچ ترسی از قرص خوردن ندارم حاضرم روزی 20 تا قرص بخورم ولی همچین حمله ای ئه‌م دست نده. نه تنها ترافیک و مسافرت و مهمونی و تنها خوابیدن و تنها بیرون رفتن بود بلکه تنها حمام نمیتونستم برم. هرجا میرفتم باید مطمئن میشدم بیمار ستان نزدیک اونجا هست. تپش قلب شدید، احساس مرگ، ترس وحشتناک، تعریق، یخ شدن کف دست و پا. خیلی وقت ها درک نمیکردم چطور بقیه آنقدر راحت نشستند و زندگی می‌کنند. حریم امن من خیلی کوچیک شده بود فقط خونه، اونم نه همیشه. چندبار نصفه شب اورژانس رفتم، پزشک قلب و غدد و… اما اول و آخر قرص هایی که خوردم مثل سرترالین، زاناکس، آلپرازولام، لاموتریژین، پاکسیل، ولبان و… خوبم کرد. دکتر به من گفت این بیماری مثل قند و فشار خون هست، وقتی مبتلا بشی تا همیشه همراهته، ولی میشه کنترلش کرد. یعنی ممکنه سه چهارسال خوب باشی و دوباره بخاطر یه محرک بیاد سراغت. از قرص نترسید، من تا قرص نخوردم خوب نشدم حاضرم تا آخر عمرم به این قرصها اعتیاد داشته باشم اما کمتر این حملات وحشتناک رو تجربه کنم.

متاسفانه پانیک کاملا از بین نمیره، مثل ویروس تبخال هست که توی بدن بعضی ها هست و چند وقت یکبار میاد بیرون. پانیک هم همینطوره… من الان 10 ساله قرص مصرف میکنم، هر وقت حس میکنم دوباره داره میاد سراغم سریع میرم پیش روانپزشکم.

سلام به همه من سال گذشته چند بار حمله پانیک بهم دست زد که با مراجعه به دکتر و تلاش خودم خوب شدم ولی بعد گذشت 7 ماه الان داره دوباره میاد ولی خفیف نظر دوستان چیه؟من قبلآ چیزی به اسم ترس نمی‌شناختم عجیبه برام ولی الان استرس زیاد افکارهای زیاد ؟ نمی‌دونم چیکار کنم

سلام…پانیک تنها راهش مراجعه به روانپزشک.ورزش.وقرار دادن خودتون مقابل ترساتونه…بعد چند وقت حالتون خوب میشه.

سلام
من اولین بار 4 سال پیش اولین بار دچار حمله عبی شدم. درواقع در اثر خوندن مطالبی درباره سکته قلبی به فکر رفتم و بعد چند دقیقه لرزش و عرق و خدا می دونه چطور بود. کارمون به اورژانس کشید.
بعد از رفتن به چندین دکتر قلب فهمیدم اقا ما دچار خودبیمار انگاری هستیم و این باعث حمله عصبی میشه. الان که 19 سالمه هنوزم گاها میاد سراغم ولی الان دیگه می دنم دردم چیه و زیاد اهمیت نمی دم . شما هم اگه تازه درگیر این مسیله شدین زیاد نگران نباشین. فقط مشکل ذهنیه. فقط و فقط ذهن. وسلام.

سلام منم دچار پانیک هستم ،نفسم سنگین میشه ،حالت ترس از مردن دارم،یه حالته وحشتناکی بهم دست میده،دپاکین و اگزازپام و کلرودیازپوکساید و …مصرف میکنم اول زیر قلبم درد می‌کنه بعد معده م قار و قور میکنه ،رفتم داروخانه بهش علائمم رو گفتم گفت معده ت عصبیه،کلیدینیوم سی بهم داد که خدا رو شکر میخورم خیلی بهتر شدم ،البته من مصرف متادون دارم ،حالا نمیدونم از کبدمه؟از معده عصبی مه؟یا واقعا پانیکه؟راهنماییم کنید

پانیک احتمال داره حمله اش10دقیقه باشه…نفست بالا نمیاد.تپش قلب جوری که میخواد بزنه بیرون…هرلحظه فک میکنی میمیری یا سکته میکنی…خیلی ترس عجیبیه….که خیلیا بعداز اون حمله ای ندارن…ولی شاید چند ماه از ترس اون حمله اولیه ذهنشون درگیره وجرات بیرون رفتن تنهاییو ندارن…خیلیام 24ساعته فکرشون درگیره که دوباره حمله بیاد سراغشون…که اینا دچار اختلال پانیک ان.
ولی درمانش نیاز به دارو.ورزش.روبروشدن با ترس

سلام دوستان خیلی خوشحال میشم کمک کنم به افرادی که این مشکلو دارن
چون زمانی که این مشکلو داشتم اطرافیانم خیلی کمکم کردن پس بگذارید یه خرده کمکتون کنم
من روزایه اولی که اینجو شده بودم یه پستم گزاشتم میتونید بخونید
الان بعد از 4 ماه خیلی بهتر شدم
اولا وقتی که حمله سراغتون میاد بخاطرترس شدیدی که بهتون وارد میشه شما هر بیماری رو به خودتون ربط میدید
پس اولین توصیه تو هیچ سایتی نرید چون وسواس فکری میگیرید و اونم میشه غوض بالا غوض رو این بیماری
وقتی اینجو میشید یعنی ی حمله بتون دست میده
ممکنه دسو پاتون سر شه بدنتون خارش بگیره لرز تپش قلب و غیره
به وجود اومدنش دلیله خاصی نداره ولی ممکنه واسه استرسه زیادی که قبل از حمله هم داشتید واستون اتفاق بیوفته
اولا که باید سری بیماریتون رو تشخیص بدید که متسفانه من دیر متوجه شدم
2 باید سری پیشه روانپزشک برید و قرص ارام بخش استفاده کنید مصرفش هیچ عیبی نداره و مطمعا باشید ضررش خیلی کمتر از اون استرسیه که بهتون وارد میشه
و خود روانپ شک واستون قطعش میکنه
3 این بیماری بخاطره ترسی که واستون میاره ممکنه افسردگی بیاره اونم ولی نترسید روند درمان کلافه کنندس اما درمان میشه بیخیالی طی نکنید وگر نه میبینید چند ساله گزشته و هنوز درگیرشید
ولی خیالتون راحت کامل درمان میشه
ممکنه فک کنید از زمین جدایید ممکنه فک کنید دیگه خوب نمیشید ممکنه فک کنید خوب بشید باز اینجو میشید ولی اینا همش یه توهمه وقتی خوب شید کاملن خوب میشید و به روزایی که اینجو بودید میخندید موفق باشید
اهان یادم رفت حتما پیش روان درمان گر برید چون بخاطره حجم عظیمی از ترس که وارده بدنتون میشه ممکنه کنترل فکرتونو از دست بدید و ندونید درست به چی فک کنید ایا مثل گزشته باشم ایا رفتارمو تغییر بدم که خوب بشم ایا اگه مثه قبلا فم کنم رفتار کنم باز اینجو نمیشم نترسید ادمه قبل شید و با قدرت به زندگی ادامه بدید روان درمان گر کمک میکنه که چگونه فک کنید تا دوباره به حالت عادی بر گردید

سلام . من دچار این بیماری شده بودم و الان تا حدود زیادی درمان شدم .. و اینکه کسی نیاز به کمک داره میتونه بیاد اینستا من تا با هم صحبت کنیم. چون بهترین راه درمان صحبت با کسی هست که خودش مبتلا بووده . به امید اینکه هیچکسی دچار این بیماری نشه . مرسی
insta : amirsalar_off

سلام
از اواخر سال گذشته منهم با علایم گفته شده بالا کلی تو دردسر افتادم . حتی تا سیتی آنژیو هم رفتم. منتهی علاوه بر علایم بالا من همزمان فشارم بالا میره و دل پیچه میگیرم که گاهی باعث ببخشید بیرون روی میشه . و ساعتها احساس خستگی می کنم . انگار از کوه رفتم بالا. در نهایت دکتر روانپزشک تشخیص پنیک داد و بهم دارو داد منتهی گفت بعد از سه ماه یواش یواش دوز دارو رو کم کن . در صورتی که من همین الان با این دوز دارو هم دچار حمله میشم.
کسی از دوستان هست که علایمش شبیه من باشه

ما پانیک اتمی ها همه مثل همیم! به قول دوستمون فقط یکی شبیه خودمون حرف مارو میفهمه. بقیه افراد نمیفهمندمشکل مارو، و همش می‌پرسند از چی آخه می‌ترسی؟؟ 3 ماه مصرف قرص خیلی کمه، من الان 33 سالم هست و 10 ساله مصرف میکنم. بسته به حالم دوز داروها و نوعشون فرق میکنه. به نظرم پیش روانپزشکتون رو عوض کنید. من از روان پزشکم خیلی راضیم.

سلام من الان حدود 8 یا 9 ماه هست که پانیک دارم اوایل با تپش قلب، تنگی نفس، درد قفسه سینه و حتی لمس شدن دستم شروع شد و دست چپم درد میگرفت دچار این اطمینان شدم که مشکل قلبی دارم با این که 29 سالم بود و دکتر ها میگفتن بعیده مشکل قلبی داشته باشی حرفشونو باور نمیکردم حتی الان هم که دچار حمله میشم این فکر به ذهنم میاد به هرحال چند بار نوار قلب گرفتم و حتی اکو قلب، یکبار حالم انقدر تو مترو بد شد که رفتم بیمارستان و اونجا دکتر بهم گفت که دچار پنیک شدی اصلا مونده بودم که این چه بیماری هست تو اینترنت سرچ کردم و دیدم کلی افراد دیگه هستن که این مشکل و دارن فهمیدم تنها نیستم و متاسفانه مریضی شایعی هست باز هم قانع نشدم موضوع قلب بود تست ورزش دادم و باز هم جواب همون بود قلبم سالم بود رفتم پیش یه دکتر روانشناس و بهم قرص داد، قرص آسنترا(سرترالین) که کم کم دوزشو زیاد میکرد و قرص آلپرازالوم و پرپرانول اینا رو خوردم خیلی بهتر شدم اثر بیماری رو خیلی ضعیف کرده و تقریبا خوبم ولی با یکم کم خواب و فشار استرس دوباره خودشو نشون میده البته قرص ها رو کامل نخوردم و فکر میکنم باید درمان و به طور جدی دوباره شروع کنم چون واقعا بیماری مزخرفیه و کار و زندگی رو از آدم میگیره

این متن و به این دلیل نوشتم که خودم با خوندن این متن ها آرامش میگیرم و میفهمم مشکل من رو بقیه هم دارن و خوب شدن

امیدوارم همه خوب و در کنار خانوادتون شاد باشید

سلام دوستان گرامی اول از خداوند میخوام به همه سلامتی بده چون قشنگ ترین نعمت پرودگاره من به قدری دچار این حملات شدم که دیگه خسته شدم ببینید چی شده تست ورزش قلب اکو سی تی اسکن چندین پزشک متخصص و غیره رفتم واقعا خسته کننده هست کاش جایی بود که میشد با بیمارانی که این مشکلات رو دارن بشینیم صحبت کنیم با حضور روانشانس روانکابی شیم تو طول روز به خصوص شب ها حس شدید وحشت زدگی حس ترس از مرگ و مسولیت های ناشی از وجود ادمو خسته میکنه البته تازگی ها شروع کردم روزانه چندین کیلومتر پیاده روی و ورزش که میشه گفت تا هفتاد درصد مشکلات رو بهتر کرده

سلام،منم ۴ساله مبتلا به این بیماری هستم وچون تونستم تا۸۰درصدبهش قلبه کنم وظیفه خودم دونستم تا بیام مطالبی رو به عزیزانی که درگیر این بیماری دوست داشتنی هستن عرض کنم،اولن این بیماری به هیچ وجه خطرجانی نداره وفقط یه احساس روحیه که انسان رو به توهم مرگ میبره،دومن تنها غلبه بر اون فقط وفقط توی درون شما هست پس جا دیگه دنبالش نگردین،مشاوره خوبه چون اونا بهتر می تونن شما رو متوجه این مطلب کنن،سومن تنها راه غلبه به ترس اینکه به طرفش بریدوازش نترسید،حالاهرچیزی که هست،من فقط وفقط از این طریق تونستم بهش غلبه کنم،وقت مجال نمیده که بگم من از چه چیزای کاملن ساده و خنده دار ترس داشتم،مثلن ترافیک یکی از اونایی بود که من به شدت ازش ترس داشتم و خیلی چیزای دیگه،ولی الان فوق العاده بهبودپیدا کردم،امام علی(ع)فرموده اندبرای غلبه بر ترس خود را درون آن بیندازیدوتنها راه موفقیت من پیروی ازاین سخن گران باربزرگ مردتاریخ بشریت هستش،نگران نباشیداین بیماری کاملن قابل کنترله اگه فقط به خودتون ایمان داشته باشیدوازچیزی که می ترسیدبریدسراغش،بگیدهرچی میخوادبشه بشه

سلام، مقاله زیبایی بود در مقایسه با سایر مطالبی که مطالعه کرده بودم؛ من هم طبق تشخیص پزشکم مبتلا به پانیک هستم
چند تا سوال دارم:
1- آیا پانیک باعث درد قلب هم می شود؟ (درد قلب را می گویم نه ضربان یا هر چیز دیگری)
2- مصرف متادون در ایجاد یا ادامه این بیماری موثر است؟
3- برخی مواقع حالتی مثل گرفتن موج تو سرم به من دست میده، آیا این از اثرات بیماری پانیکه

من اخرین باری که حمله پنیک بهم دست داد اورژانس بستری شدم چون تحت درمان بودم پیش یه روانپزشک دکتر اورژانس و پرستارا وقتی داروهام رو دیدن همش میگفتن فکر و خیال نکن فقط به فکر خودت باش حتما ورزش کن
در واقع میگفتن فقط باید ارامش روحی داشته باشی

اول از همه بهتره ی نوار قلب و تست ورزش بدین اگه سالم بودین به هیچی فکر نکنین فقط ورزش. دارو اصلا استفاده نکنین

سلام به دوستان خواهش میکنم اگر کسی اطلاعاتی داره کمک کنه دارم داغون میشم 30ساله هستم و شب ها به طور ناگهانی فکر میکنم قبلم داره از کار میوفته درد شدید قفسه سینه میگیرم البته پرکاری تیروئید هم دارم بدنم یهو شروع میکنه به لرزش و زربان قبل بالا کلی دکتر رفتم ازمایش دادم چیکاب دادم نمیدونم چیکار کنم نود درصد برای من شب ها اتفاق میوفته هر روزی که صبح میشه خدا رو شکر میکنم باید من چیکار کنم خسته شدم

سلام منم مثل شمام و چون لرزش میگیرین بدونید که قلبتون هیچ مشکلی نداره و بله منم فقط شبا این اتفاق می افته برام فقط اینو بدونید که از استرس و از ترس از مرگه این مشکل پس راه هایی رو برید که ترستون و استرستون کم شه

سلام
من یکساله به این بیماری مبتلا هستم
روزی یک و یا دوبار حمله بهم دست میده و یک تا دو ساعت هم طول میکشه.
خیلی دردناکه زندگی با پنیک
آخرش خودکشیه اگه درمان نشه
زندگی سراسرش ترس و وحشت میشه

سلام دوباره…سعی کنین از نوشابه و چای خوردن زیاد و پر رنگ …قلیون و قهوه …خلاصه از کافئین دوری کنین …از قرار گرفتن تو جاه های پر سرو صدا .شغلهای اعصاب خورد کن دوری کنین …نا امید نشین خلاصه…
ارتباطتون با خدا رو قطع نکنین و ازش بخواین تا کمکتون کنه …با ارزوی سلامتی واسه همتون

باسلام..من یه سال پیش دچار حمله شدم ..اونم بدلیل اخراج از کار …تا ۳ماه حالم بد بود …غم باد داشتم و غذا از گلوم پایین نمیرفت .لاغر شده بودم …بعد ۳ماه کار پیدا کردم و ازدواج کردم ..همون اوایل ازدواج همسرم رو در جریان بیماری گذاشتم و اون کمکم کرد …الان بعد یه سال خوب شدم …این بیماری رو نباید دست کم گرفت …داروهای پیشگیرانه رو همراه داشته باشین..چون استرس داشتن دست خودتون نیس …همیشه مشغول یه کاری باشین و تنها نباشین …یه همراه خوب خیلی کمک میکنه تا این دوران رو رد کنین …پانیک به صورت کامل درمان نمیشه

من چند بار این حمله بهم دست داد.خیلی بد دردیه . ورزش یوگارو شروع کردم وخداروشکر ارامش گرفتم

من تو این چند وقته هرچی مطالعه کردم فقط به یک جواب رسیدم !!!! رژیم درست غذایی ! ورزش ! خواب !

حالا رژیم غذایی این نیست که همه یه روال رو دنبال کنن ( بدن هر انسان مختصص به خوئدشه و ویژگی های خودش رو داره ! این نوع رژیم باید هوشمندانه و با توجه به شناخت ، بررسی و تجربیات شما از بدنتون و تاثیر مواد غذایی درون بدن سما بوجود بیاد! برای یکی ممکنه کربو هیدرات تاثیر زیادی تو حمله بزاره !!! برای یکی دیگه ممکنه شیر باعث این موضوع بشه و …) شما نیاز به مقداری زیادی از دم نوش های ، و ویتامین های طبیعی دارید از همه مهمتر شما نیاز به گوشت قرمز دارید ! اما عاجزانه درخواست دارم آزمایش رو روی خودتون انجام بدین و تاثیر مواد غذایی مختلف روی بدنتون رو مشاهده کنید ! هیچ کسی بهتر از شما بدنتون رو نمیتونه بشناسه ، نه دکتر نه پرفسور هیچ کس شما صاحب اون بدن هستید پس خوب باید بشناسیدش !!!!

حالا مبحث ورزش : از همه دوستان عاجزانه خواهش می کنم قشنگ توجه کنید ( پیاده روی- وزنه زدن- تی آر ایکس و … چاره کار شما نیست !!!!!!) به عنوان انسانی که از بچگیم روی ورزش بودم و در این زمینه به مدت 20 سال مطالعات و تحقیقات مختلف کردم! به دوستان پیشنهاد می کنم که شما نیاز به دایره وسیعی از حرکات دارید نه چیز اختصاصی ! شما نیاز به دویدن !!! تقویت عضلات با وزن بدن خودتون ! گوهنوردی و قرار گرفتن در ارتفاع ! فعالیت هایی که ذهن شما رو درگیر میکنه مثل شطرنج و انواع بازی های استراژیک که نیاز به فعالیت همزمان ذهن و بدن داره !!!!، تقویت عصب عضله ! تمرینات تعادلی! و …. دارید!

خواب : شما نیاز به خواب کامل و عمیق دارید !!!! شما باید محیط خواب آرامش بخش و مناسبی داشته باشید تا بتونین وارد مراحل مختلف خواب بشید ! متاسفانه مردم از این استیج های خواب و تاثیرش بر روی ذهن آگاه نیستن( سعی میکنم مقاله ای در این زمینه بنویسم!) شما باید به درستی تمام مراحل خواب رو بگذرونید تا ذهن شما بتونه خودش رو ریکاوری کنه!

سلام
من ۱۹ سالمه و تا الان دوبار در طی ۶ ماه دچار حمله ی پانیک شدم،افسردگی و اختلال اضطرابی شدید هم دارم و تحت درمانم میخوام بدونم ایا مبتلا به پانیک هستم

سلام دوستان عزیزم
بنده ۸ ماه دچار‌ بدترین نوع پنیک شدم روزی دو بار بهم حمله میکرد
از تاریخ ۱۳ مرداد ۱۳۹۶ دچار حمله شدم برای بار اول و تا اردیبهشت ۹۷ به صورت کامل خوب شدم بدون مصرف حتی یدونه قرص
بیماری پنیک فقط تو مغز انسان هست و بس
هرکی دلش خواست راهنماییش کنم با شماره من تماس بگیره
۰۹۱۰۵۶۸۵۰۲۲
کامل براش توضیح میدم به صورت تلفنی
رایگان.

سلام.مقاله ی فوق العاده ای بود .تنها جاییه که همه مثل خودم هستن .من فکر میکردم فقط خودم این طوری هستم چون بخاطر این حملات وحشتناک کلی دکتر رفتم و اونا میگفتن سالمی .الان چهار ساله این بیماری رو دارم و تقریبا ماهی چند بار سراغم میاد .خیلی ازارم میده زندگی رو برام سخت کرده و احساس میکنم بخاطر این حملات هر لحظه ممکنه زندگیم از هم بپاشه چون ده ها بار دکتر رفتم و گفتن سالمی و همسرم فک میکنه بخاطر جلب توجه این‌ کار و میکنم بخاطر همین در حین حمله که اینقد درد و عذاب میکشم همسرم هم فک‌ میکنه الکی میکنم و بعد از حمله که تا چند ساعت حالم خوب نیست هم کاملا تنهام و این داغونم میکرد تا بالاخره خودم مریضیمو پیدا کردم.

من 12 سال به طور کلی، و حدود هر 4 سال 1 بار دچار وحشتناک ترین حمله ممکن جهان هستی میشدم.
از همه چی از همه جا از همه کس از هر سوال علمی فلسفی از هرچیزی که فکر کنید من میترسیدم و وحشت زده میشدم، روزی هزار بار ارزوی مرگ میکردم.
شبانه روز با استرس.

اما الان خوبم و میخوام راه حلم رو بگم شاید به کار خیلی ها که فوبیا و وسواس فکری و اختلال هراس و پانیک اتک دارن بیاد

دوستان به نظر من تنها راه و بهترین راه و راه درمان این موارد اینه که بشینید و بذارید همون ترس و وحشتی که ازش میترسید بیاد براتون و اون مخصوصا وحشت زده ها. بشینید و همه ترس هارو بگید بیان روتون. اولش سخته شاید ولی وقتی ببینید، نه دیونه میشید نه مرگ میاد سراغتون، ترستون میره و ذهن ادم عادت میکنه.

چه وسواس فکری چه پانیک و چه هر ترسی که هر کس داره، راه مقابلش گذاشتنه اینه که بذاری بیاد و سعی کنی اگر قبلا 100 درصد میترسیدی، این دفعه کمترش کنی، مطمئن باشید وقتی ببینید هیچیتون نمیشه اروم میشید.

حتی اگر فکر میکنید درست نمیشه، همینم خودش ترس از درست نشدنه، یعنی همش ترس از ترس، ترس از اینه که ترس بیاد یا ترسه نره یا همیشه بمونه یا دیوونه شم یا به مرگ ختم شه و و و… همش ترسه.
بذارید ترس ها بیان وقتی اومدن، ببینید نه تعادلتون رو از دست میدین، نه میمیرین، نه فلج میشین… فقط میترسین.
راه مقابله با ترس، واقعا مواجه سازیه.
اینکه دقیقا بفهمین از چی میترسین و باهاش مواجه شین.
اگر فکر ها پشت سره هم اومد و باز ترسیدین که الان فلان میشه بیسار میشه یا خسته شدم یا دیوونه میشم و و و، بذارید بیاد هیچیتون نمیشه، فقط ارامبخش میتونید بخورید وقتی میخواید مواجه سازی رو انجام بدین
تا کمک کنه.
اما واقعا جوااب میده.

اکثر ترس ها، ترس از ترسیدنه.
میترسین بیمار شین
میترسین دیوونه شین
میترسین نتونید حرف بزنین
میترسین بمیرین و و و

بذارین بیان و شما عادی هستین، هیچیتون نمیشه.
پانیک میترسین که اونجوری شین. چطوری؟؟
همون ترسه
بذارید بیاد، هیچیتون نمیشه.

و بعد از چند بار تمرین و یه بازه زمانی، برا همیشه از دستش راحت میشین.

من خیلی ارومم از وقتی مواجه سازی کردم.
اگر قدرت ترس ها 100 بود الان 10 کمتره.

امیدوارم جواب بگیرین.
حتما مواجه سازی کنید…
نه قرص افسردگی میخواد نه هیچی
فقط ارامبخش

متحول میشید.

خدا همه رو از ترس و وسواس و هراس نجات بده. و خودمونم باید بخوایم.
حق نگهدارتون

من الان به مدت ۳ ماه هست که این حالت ها بهم دست میده تا یک شب بسیار حالم خراب شد که حالت سکته بهم دست داده بود نا گفته نماند از صبح اون روز تا شب درگیری مغزی سر مشکلاتم داشتم به دکتر مراجعه کردم ایشون بهم گفتند که علایم پانیک هست و باید به روانپزشک مراجعه کنم از اون شب فکر اینکه پانیک گرفتم بسیار آزارم میده و میترسم که دیگه خوب نشم و این حالت همیشه روم بمونه از کسانی که این مریضی رو داشتن میخوام کمی دلداریه واقعی بهم بدن ممنون بابت مقاله مفیدتون

سلام من چن ساله که موقع رفتن به جای خاصی که خودم تنها باشم حالت طپش قلب دارم ولی اگه یک آشنا باهام باشه آرام ترهستم توی شلوغی وحشت زدگی بهم دست میده موقع رفت به دکتر ترس دارم بیشتر از بیماری قلب هراس دارم خیلی رفتم دکتر قلب میگه هیچ مشکلی نداری ولی الان دیگه ترسم بیشتر شده از دکتر تورا خدا چیکار کنم

سلام
من بخاطر یه اتفاق تو 15 سالگی دچار ترس و وحشت شدید و ترس از دیونه شدن شدم.
واقعا داغون شدم، تو هر مکان و هر زمان شدیدا همرام بود و اصلا خودمو دیونه میدونستم
خیلی حس بد.
بعضیا میگن میترسیم بمیریم، من به قدری بد بودم که میگفتم با مردن هم خوب نمیشم تو یه جهان دیگه…
یعنی مطلق داغون بودم.
با این حال بد و وحشتناک درسمو خوندم در بدترین حال و احوال روحیه ممکن، چون کوچیک بودم به خونواده نگفتم تا 20 سالگی که یهو مجدد بعد از اینکه کمتر شده بود ترسم، یهو مجدد اومد سراغم و دیگه منفجر شدم به خونواده گفتم.
بهشون گفتم دکتر هم منو خوب نمیکنه و و و
اما رفتیم، قرص خوردم کنارشم فکر منطقی کردم که چرا میترسم از چی برای چی و و و

خلاصه چون شدید بودم، طول کشید اما بعد 6 ماه حالم خوب شد و واقعا خوب بودم.
ترس ها میومد سراغم اما میفهمیدم چرت هستن و نمیترسیدم و خودشون میرفتن.

مجدد 5 سال خوب شدم تا الان، که مجدد بیخودی اومد سراغم
فک کنید زیر پتو بودم، هیچ صدایی نمیومد جز صدای هوا، و من از صدای هوا یهو به شدت ترسیدم که این همیشه میمونه با من و من ترسیدم.

اما این دفعه دو هفته گذشته، حدودا تونستم خودمو جمع و جور کنم و با بقیه حرف زدم.
اما خب رفتم دکتر مجدد.

اره حتما دکتر برید و قرص بخورید، به مرور و با گذشت زمان، این ترس ها کمرنگ میشن.

دوستان هم قرص
هم منطقی فکر کردن یا همون مشاوره

دوتاش کنار هم راه حله.

و در اخر بگم که انواع و اقسام وسواس ها از نوع مسخره تا علمی از هر چیزی که فکر کنید من داشتم
انواع و اقسام ترس و وسواس فکری
همش شدید

هوووووف تخله خیلی تلخ.

امیدوارم به امید خدا هممون خوب شیم و راحت و بی ترس و استرس زندگی کنیم.

سلام خسته نباشید ممنون از اطلاعات مفیدی که گذاشتید ببخشید من توی خدمت حالم بد شد میتونم معافت دائم بگیرم از بیماری پنیک؟؟؟ ممنون میشم جواب بدید❤🌷

سلام ممنون از شما ، دوست عزیز جواب ابن سوال رو من نمیدونم و باید به سازمان نظام وظیفه مراجعه کنید و با پزشک اون سازمان وضعیتتون رو درمیون بگذارید

مرسی از مطالبتون ،
من علاوه بر این علائم درد شدید در زیر قفسه سینه داشتم که مثل مار به خودم می پیچیدم و بی اختیار اشک میریختم و ناله میکردم این درد دو یا سه ساعت ادامه داشت ، اولین بار گمان کردم دچار حمله قلبی شدم ولی بعد از مراجعه به بیمارستان متوجه شدم پنیک اتک بوده دومین بار با اینکه درد زیادی داشتم بیمارستان نرفتم و سعی کردم کنترل کنم چون میدونستم این یه درد واقعی نیست ،امروز هم قبل از نوشتن این مطالب دوباره احساس کردم داره شروع میشه تنگی نفس ،تپش قلب، دلشوره و بیقراری بدون دلیل همراه با درد عجیب و غریب زیر قفسه سینه وقتی دیدم داره شروع میشه پاشدم آهنگ گذاشتم و رقصیدم و سعی کردم فراموش کنم که درد دارم و واقعن خیلی کمک کرد

ممنون از شما که مارو دنبال می کنین و تجربه خودتون از نحوه مهار استرس رو با ما و سایر عزیزان درمیون گذاشتید. زنده باد

سلام چجوري ميشه با شما در ارتباط بود؟يك راه ارتباطي بزاريد لطفا.ممنون

تنها راه ارتباطی فعلا ایمیل هستش info@varune.com ولی به زودی راه های بهتر ارتباطی رو فراهم میکنیم

دوستان من همه علائم ذکر شده رو دارم و درضمن هنگام بلند شدن سرگیجه شدید و تپش قلب دارم اینم میتونه از علائم پانیک باشه

سلام من بعد از یه شکست توی زندگیم خیلی فکرم درگیر بود و زجر میکشیدم تا اینکه یه شب اینقد فک کردم که یکهو دچار پانیک شدم.از بعد از اون ترس از حمله دوباره خودش باعث پانیک مجدد میشد. خیلی رو خودم کار می کردم. خانواده م کمکم می کردن. ولی واقعا هر روز بدتر میشدم. ولی دوستان من به یک روانپزشک خوب مراجعه کردم. قرص درمانی خیلی خوبه. این عقاید و بریزید دور که قرص اعتیاد میاره و فلان…قطعا باید کنار قرص درمانی روان درمانی هم باشه….ولی این و بپذیرید که نوروترنس میترهای ما دچار مشکل هستند….این مشکل بزرگی نیست. این مشکل با قرص برطرف میشه.ممتها به دلیل نگاه غلط جامعه به قرص مشکل ما رو به شدت حاد کرده…مشکل ما بخش زیادیش جسمیه. اونم همون اختلالی هست که بالا گفتم. حتما روان درمانی هم باید کنارش باشه. که بخش زیادی از روان درمانی هم مربوط به پذیرش این مساله ست . اینقد خودتون و داغون نکنید با نگرش اشتباه

من الان سه ساله میشه دچار پانیکم اما میگم پانیک نیست یه مریضیه غیر ممکنیه که باعث مرگه ناگهانیم میشه…همش افسردم و به این حال فکر میکنم دائما مریضم بیش از حد تنگی قفسه سینه…خالی شدن سرم…تپش قلب…لرز…تعریق بیش از حد…حمله های شبانه…اضطرابه شدید…واقعا مختل شده زندگیم اگه میدونستم واقعا پانیکه و مشکلی نداره میتونستم به بهبود خودم کمک کنم…هیچ دارویی مصرف نمیکنم…دنبال روشهای بدون روانپزشک و دارو هستم…واقعا من دچار پانیکم؟

سلام اول از همه بدونید که حمله قلبی به دنبالش لرزه نمیاره و خیالتون از لحاظ قلبتون راحت باشه دوم کاراییو کنید که قبلا دوس نداشتین تنها نباشید برید بگردین بخندید و عادات بدتون رو بزارید کنار

خیلی مفید و یک معلومات عالی

سلام.من از سال ۹۳ پانیک دارم.
یه جزعی از زندگیم شده بود.اوایل نمیدونستم چرا اینقد حالم بد میشه مخصوصا نصفه شب.
موقع حمله پانیک ترس از مرگ میاد سراغمون.ضربان قلب ب شدت میره بالا.دستو پاها میلرزه و شل میشه‌.عرق شدید.و کمی تاری دید.حدودا ۵ تا ۱۰ دقیقه این حالت هستش.
من با این شرایط اوایل نمیدونسم چیزی ب عنوان پانیک دارم. واسه همین شبو روز انواع اقسام آزمایشارو میرفتم میدادم ک ببینم چ مریضی دارم ولی میدیدم همه چی سالمه. تا اینکه بعداز ۱سال رفتم دکتر فهمید پانیک دارم و با دوتا سه تا قرص خوب شدم.
متاسفانه وقتی خبر نداریم پانیک داریم موقع حمله پانیک فکر میکنیم واقعا مرگ اومده سراغمون.
دوستان عزیز.خیلی بی رحمه این پانیک.درست جایی ک نباید ب سراغمون بیاد میاد.
وسطه شلوغی یا تو ترافیک ک وحشتناکه.همش دوس دارید نزدیک خونتون باشید یا نزدیک بیمارستان.
۴ساله ک پانیک دارم.خوب شده بودم اما بازم ب تازگی برگشته علائمش.اونم بدلیل اینکه این چندوقته استرس زیادیو فکروخیاله زیادی داشتم.
وقتی حمله پانیک بهتون دست میده خونسرد باشید و با ذکر و صلوات خودتونو آروم کنید.
فقط امیدوارم هیچکس درگیر پانیک نشه چون واقعا زندگیش سختو تلخ میشه.
از استرش دور باشید.

اقا من سه ساله با این بیماری دسته پنجه نرم میکنم مدت دوسال و نیم بود خوب بودم ولی الان پشت فرمون تا تو ترافیک قرار میگیرم حول و وحشت شدید میگیرم دارو هم مصرف میکنم دپاکین و الپروزولام تو رو خدا راهنمایی کنین منو . نمیخوام داروم رو بیشتر کنم به نظرتون ترافیک های اتوبانو چیکار کنم . اخه از یه طرفی هم عاشق رانندگی هستم. .تازگیا از مسافرت هم میترسم تا تو ترافیک قرار میگیرم اصلا حالم انقدر بد میشه میزنه به سرم ماشینو ول کنم فقط از اونجا فرار کنم . ممنون میشم با من صحبت کنین . در ضمن اگه در شبکه های اجتماعی یه گروه بزنیم به نظرم خیلی خوب میشه چون بلا فاصله جواب همدیگرو میدیم . و باهم نظراتمون رو راجب این بیماری کنه به اشتراک میگذاریم.

ممنون از شما دوست عزیز برای به اشتراک گذاشتن تجربتون، حتما بزودی یک فروم تخصصی برای روانشناسی راه اندازی میشه، از شما خواهش می کنم مطلب؛ آیا درمان طبیعی بیماری پانیک اتک (وحشت زدگی) امکان پذیر است؟ رو مطالعه کنید، بزودی راهکارهای طبیعی درمان رو هم در مقاله ای منتشر خواهیم کرد، ممنون از اینکه مارو دنبال می کنید

سلام و خسته نباشین
ممنون بابت مطالب مفیدتون
متاسفانه تو جامعه پر اضطراب امروزی همچین مشکلاتی مثل پانیک اصلا عجیب نیست. نامزد منم این مشکل رو داره و کل زندگی ما درگیر این مشکل شده
چطور میتونم با تمیتون ارتباط برقرار کنم و عضو گروهتون باشه و از تجربیات کسایی که مشکل مارو دارن استفاده کنه?

سلام دوست عزیز، ممنون از شما باعث خوشحالی مطلب برای شما مفید بوده، به امید خدا بزودی یک بخش رو برای همین موضوع راه اندازی می کنیم

ممنون از همه عزیزانی که مطالب رو گرد اوری میکنن و وقت میگذارن .مطالبتون فوق العاده خوبه انشاالله هر روز موفق تر از روز قبلتون باشید.

ممنون از شما دوست عزیز که مارو دنبال می کنید، به لطف خدا بتونیم هر روز مطالب بهتری برای شما عزیزان تولید کنیم ، شاد سرزنده و موفق باشید

امیدوارم هیچوقت هیچکسی این حمله رو تجربه نکنه. انقدر وحشتناکه که آدم حاضر هست بمیره ولی این حمله بهش دست نده. ولی با اینحال با دارو درمانی قابل کنترل و درمانه. با ارزوی شفای همه ی بیماران روحی و جسمی و ممنون از مقاله ی خوبتون.

ممنون از شما دوست عزیز ما هم آرزوی بهبودی برای شما و همه عزیزانی که به این بیماری مبتلا هستند رو داریم

سلام من نزدیک پنج ماه دچار حملات بسیار شدید که هر روز در بیمارستان بودم از تنهاییی میترسیدم هنوزم این حس مرگ رو دارم اما خداروشکر تونستم با کمک خودم حالم بهتر بشه اما هنوزم گاهی اوقات دچار این حملات میشم ک سعی میکنم حال خودم رو بهتر کنم و این بیماری باعث شده که تو این سن از تنها خوابیدن بترسم حتی گوشه گیر و عصبی بشم برام هیچی مهم نباشه و دنیا رو مثل یک بازی کامپیوتری میبینم

سلام ببخشید صحبتم اعتقادیه و قصد جسارت ندارم. کارهایی که باید رو انجام بدین برای درمانتون اما من خودم چند وقت بود دست از کاری برداشته بودم که روحم باهاش اروم میگرفت یا بگم اعتقادم بود(نماز)توصیه من به شما اینه بگردین کاری که اعتقاد داشتین بهش و کنارش گذاشتین رو پیدا کنید.و انشا الله هر چ سریعتر بهتر شین و به روزای اوج خودتون برگردین. 🙂

سلام خسته نباشید من حدود 3 ماه بود که استرس داشتم و از مسعله ای کاری ناراحت بودم تا حدود 1 هفته پیش مقدار زیادی ماریجوانا مصرف کردم با دوستام حدود 1 ساعت خوب بودم و فیلم میدیدم اما یه خورده استرس داشتم وقتی از جام بلند شدم یه دفه سرگیجه گرفتم و شروع کردم عرق کردن و سر درد و سرد شدن بدن فرداش که بلند شدم سر درد داشتم و نکته مهم اینه که الان 1 هفته اس که ترس از مرگ دارم ولی الان بعد از گذشت 1 هفته بهتر شدم ….. میخواستم نظرتونو بگید

سلام دوست عزیز من کارشناس نیستم، ولی با درمیون گذاشتن وضعیت شما با بچه های کارشناس تیم وارونه باید بهتون بگم بهتره به روانشناس مراجعه کنید، نمیشه بطور قطع گفت شما دچار پانیک هستید احتمال داره بر اثر سو مصرف وید این حالت بهتون دست داده باشه. اینو به باد داشته باشین که مصرف ماری جوانا باعث افزایش فعالیت مغز، استرس و پارانویا میشه، پیشنهاد می کنم این مقاله رو مطالعه کنید: حقایق علمی نا گفته در ارتباط با ماری جوانا (گُل) پر مصرف ترین ماده روانگردان جهان!!!

با سلام
من به طرز بسیار وحشتناکی مبتلا به این نوع از حملات بودم بطوریکه هر روز در بیمارستان به سر میبردم بعد از درمان توسط روانپزشک بهبود پیدا کردم
مطالب شما بسیار جامع و کامل است توصیه به دوستان درمان رو جدی بگیرید

من هم مدت چهار ماهه به این بیماری دچار شدم هر نوع آزمایشی که موجود هست رو انجام دادم از خون تا ام آر آی ، ترس از ام اس داره دیوانم میکنه خیلی به خودم تلقین میکنم که من عالیم هیچیم نیست ولی یهو حالم سنگیم میشه تو حرف زدن دچار مشکل میشم حوصله هیچ کاری رو ندارم دکتر روانپزشک مراجعه کردم درباره بیماری با من صحبت کرد و آروم شدم و نسخه هم داد که قرص ها رو به خاطر اعتیادش مصرف نکردم، بعد یه مدت پیش دکتر سنتی رفتم که فکر میکنم خیلی تاثیر گذار بود به گفته او به خاطر مصرف غذاهای با طبع سرد مغز رو سرد کرده و ایجاد ترس و استرس و افزایش ابتلا به این بیماری رو زیاد کرده رژیم غذایی رو تغییر دادم الحمدالله خیلی بهتر شدم

خب خداروشکر که حالتون بهتر شده و امیدوارم روند بهبودی روز افزون باشه، یکی از مهمترین عوامل ایجاد این بیماری کمبود مواد مورد نیاز مغز و عدم تحرک هستش، در ادامه پیشنهاد می کنم حتما این مطلب رو مطالعه کنید : آیا درمان طبیعی بیماری پانیک اتک (وحشت زدگی) امکان پذیر است؟

سلام من تجربه اینایی ک گفتی رو دارم.ام اس کجا بود عزیزم.علایم شبیه بهش داره لامصب.من چند روزه عصاره اسطوخودس رو در حد چند قطره میریزم تو ماسک دهاه و میزنم به صورت و فوق العاده ارومم میکنه.و یه دمنوش فوق العاده نصفش ریحانه و ربعش گل محمدی و یه ربعش ک البته من زیاد نمیریزم اسطوخدوس هست.روزی 3 یا 4 بار میخورم.فوق العاده عالیه.البته شبی یه دونه الپرازولام 0.5 و پروپرانول 10 هم یکی شب یکی صبح میخورم.ورزشم میکنم مخصوصا صبح زود خیلی خوبه و اثر کرده.توصیه میکنم قسمت گیاهی رو تجربه کنن.البته گیاه زیرفون هم شنیدم خیلی موثر هست خودم هنوز شروعش نکردم.
نمیشه دارو گیاهی رو سر خود استفاده کرد.انشاالله این نیز هرچی سریعتر از زندگی همه مریض هاش بگذرد.

ههسلام منم نشانهای شمارو داشتم درست قبل از عید این اتفاق برام افتاد همه دکتری رفتم ام اس هم رفتم خداروشکر نداشتم دکتر اعصاب رفتم بهم قرص فلوکسیتین داد
کلا این بیماری از افسردگی میاد منم بخاطر افسردگی دچارش شدم بخاطر جداییم از کسی ایدی تلگراممه اگر میتونی کمکم کن چیکار کنم نشم masoud1988a

همدان روانپزشکی بیمارستان سینا

سلام من ۴۱ سالمه از دو ماه گذشته دچار پانیک شدم اول رفتم دکتر قلب ولی بعد روان پزشک رفتم همین الان درد تو قفسه سینه دارم و اضطراب قرس زیپکس و نورتریپتیلن مصرف میکنم میشه بیشتر راهنماییم کنید

سلام امیدوارم حالتون هر چه سریعتر بهتر بشه ، ببینید کلا مصرف دارو گزینه جالبی برای مبارزه با پانیک نیستش و راه کارهای طبیعی بهترین روش درمان به نظر میاد لطفا این مطلب رو مطالعه کنید https://varune.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%be%d8%a7%d9%86%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%aa%da%a9/

بزودی راهکارهایی طبیعی درمان رو هم منتشر میکنیم ، به امید بهبود حال شما و سایر عزیزانی که ازاین بیماری رنج می برن

من ٣ ماه هست كه دارم تجربه ميكنم پانيك رو در موقع خواب احساس خفگي ميكنم مثلاً تا ميخوابم حس ميكنم دارم خفه ميشم و حتى انگار چيزى توى گلوم هست . من سرترالين و آلپرازولام مصرف ميكنم .

عالی بوود ممنون .. اگه امکانش هس ی روانپزشک خوب در تهران ک در این مورد تخصص داشته باشه رو معرفی کنید مچکر .

سلام ممنون از شما… عرض به حضور شما معرفی پزشک در حوزه فعالیت ما نیست، اما تیم روانشناسی وارونه به شما پیشنهاد میکند شما نیاز در ابتدای امر نیاز به روانشناس و روان درمانی دارید تا روانپزشک.

سلام
بنده حدود 2 سال هست که بیماری پانیک دارم و فقط یک بار حمله پانیک بهم دست داد. دلیل اینکه این حملات دیگه تکرار نشد این بود که من مسافر شهر قم بودم و نمیدونم چطوری شد که بعد از نزدیک یک ماه از حمله ای که گذشته بود و هر روز هرجا و هر شهری میبودم به سراغ دکترهای مختلف میرفتم اما به لطف خدا به خدمت دکتر فوق تخصص اعصاب و روان در شهر قم رفتم که الان بعد از دو سال هنوز که هنوزه بعد از هر 45 یا 50 روز میرم خدمتشون و داروها و حالاتم رو چک میکنن. علائم ترس هنوز گاها ایجاد میشه اما به هیچ وجه دیگه حمله دست نمیده و خودم تماما تونستم مقابله کنم با این بیماری و با کمک این دکتر فوق العاده که بعد از کلی تحقیق متوجه شدم ایشون بهترین دکتر هستن توی ضمینه مشکلات اعصاب و روان و قدرت تشخیصشون نسبت به اکثر متخصص های اعصاب و روان بیشتر هست و ایشون یکی از بهترین دکترهای اعصاب ایران هستن و شدیدا بهتون توصیه میکنم به ایشون مراجعه بفرمایید حتما بعد از دو هفته پس از اولین مراجعه احساس درمان کامل خواهید کرد. ایشون دکتر علی یزدانی متخصص اعصاب و روان هستن در شهر قم

ممنون از شما . من ۲۶ سالمه و شیش ساله دچار بیماری پانیک هستم. تمام علائم رو دارم سالی چن بارم حمله عصبی میکنم. خسته شدم از مصرف دارو. کلا از همه چیز خسته شدم ، خوب نمیشم 😔 .

از شنیدن این موضوع به شدت متاسف شدیم، ما در مجله وارونه در حال تحقیق روش های درمان بدون دارو، و در حال بررسی مقالات و مطالعات منتشر شده در زمینه روان درمانی هستیم که به امید خدا تا 2-3 هفته دیگه آماده میشه، به امید بهبودی حال شما

من خودم داشتم خوب شدم. حرف اول ورزش ورزش ورزش. نه ورزش الکی. من یک روز در میان بصورت نرم و اروم 15 دور می زنم دور زمین فوتبال. میشخ جدود هشت کیلومتر. به هیچ وجه مواد هذایی نیترات دار نمیخورم. سوسیس فست فود همبرگرو…../ دارو مصرف میکردم اسنترا مدت یک سال. اما بگم همش دست خودتونه. نمام وعده های غذایم کیزان کالری در نظر دارم. فیلم شاد می بینم. جاهایی هصبیم میکنه نمیرم.من به اینا جواب دادم توکلت بخدا

بسیار کامل وبا جزئیات جالب ذکر گردید.از امکان درمان با هیپنوتیزم نیز مطالبی را ذکر نمایید.پیروز باشید.

حتما در همین روزهای اخیر مقاله مرتبط با روش های درمان رو هم ارائه میدم

خیلی عالی بود اگه امکان داره راهکارهای بیشتری تجربه ای و مشترک در راه درمان حملات پانیک اراعه بدید با تشکر

حتما، ممنون از شما

خیلی مفید و عالی .. ممنونم

ممنون از شما

عالی بود .. خودم پنیک دارم واقعا تنها مقاله ای بود که کامل دیدم واقعا ممنون

مرسی لطف دارین خوشحالم که این مقاله برای شما مفید واقع شده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *