وارونه

کلیشه های جنسیتی در مردان

با سندرم “مردانگی سمی” که حاصل القای کلیشه های جنسیتی در مردان است آشنا شوید!

کلیشه های جنسیتی در مردان چه تاثیری می گذارند؟

زمانی که از کلیشه های جنسیتی حرف می شود، توجه اکثر افراد متوجه زن ها و مشکلات آنها با تصورات غالبی جامعه می شود. اما آیا تا به حال به این فکر کرده اید که این کلیشه های جنسیتی و تصورات قالبی غلط چه تاثیری در مردان می گذارند؟ جنبش های متعددی از حقوق زنان حمایت می کنند و آنها را به گذر از این کلیشه های جنسیتی تشویق می کنند. اما شاید توجه به کلیشه های جنسیتی در مردان و سعی برای شکستن آنها، به طور کل باورهای جامعه را تغییر دهد و به نوعی مشکل را از ریشه حل کند.


همچنین بخوانید:تجزیه و تحلیل شخصیت مردان بر اساس مدل موی آنها !


شاید بتوان خشونت هایی که مردان به عنوان پدر، همسر، برادر و یا حتی فرزند به زنها دارند را با شناخت این سندرم ریشه یابی کرد. سندرمی که حاصل القای کلیشه ها و باورهای غلط به مردان است و به نوعی آنها را ناگریز به خشونت خواهد کرد.

در عشایر دور افتاده ی جوامع مختلف این کلیشه ها به قدرت بیشتری اعمال می شوند و پسرها برای اینکه مرد شوند مجبورند کارهای سخت، عجیب غریب و آسیب زایی انجام دهند.به نوعی می توان گفت فرهنگ و جامعه ی مرد سالار علاوه بر زنان، حتی جنسی را که برتر می داند یعنی مردها را بیمار می کند.


همچنین بخوانید: ۱۳ مورد که نشان می دهند شما با یک روان پلید (سایکوپت) روبه رو هستید !!!


کلیشه های جنسیتی مردان چیست؟

پسرها در اکثر جوامع با این باور بزرگ می شوند که باید با پنهان کردن و سرکوب کردن احساساتشان، قوی بمانند. همه ی ما این جمله را بارها شنیده ایم “مرد که گریه نمی کنه” !!! این باور در جوامع مردسالار به طور کل ساختارهای جامعه را دچار مشکل می کند.

در این جوامع مردان اجازه ی گریه ندارند، اما در عوض در بروز خشم آزاد هستند. احساساتی که سرکوب شده اند به شکل خشم اجازه ی بروز پیدا می کنند. و اولین کسانی که قربانی این خشم می شوند زنان اطراف آنها هستند. اینگونه است که خشونت علیه زنان در وجود مردان جامعه ی مرد سالار ریشه می دواند.همچنین بخوانید : با اختلال پارافیلیا (انحراف جنسی) و انواع آن آشنا شوید !!!

پسرها می آموزند که برای مرد شدن باید همه ی سختی ها را به جان خرید و اصلا شکایتی هم نکرد. این را یاد می گیرند که احساساتی بودن یعنی ضعیف بودن، پس از کودکی سرکوب احساساتشان را آغاز می کنند. از طرفی برای جبران این سرخوردگی سعی در اعمال برتری نسبت به زنان و خشونت علیه آنها و قلدری کردن و یا کسب پول و مقام دارند.

مردی که نمی تواند احساسات سرکوب شده ی خود را با کسب پول و مقام و یا … جبران کند، به افسردگی و یاس دچار خواهد شد. اما متاسفانه جامعه ای که این مردانگی سمی را به او القا کرده است، حق افسرده بودن هم به او نمی دهد، به او اجازه نمی دهد که حرفی از احساساتش و آنچه درونش می گذرد بزند، پس راهی بجز خشم و خشونت باقی نمی ماند.

ممکن است به خواندن این مطالب هم علاقمند باشید: