Subscribe Now

* You will receive the latest news and updates on your favorite celebrities!

Trending News

نقد و بررسی قسمت دهم سریال کرگدن ؛ حواست به بازی باشه!
سینما و تلویزیون

نقد و بررسی قسمت دهم سریال کرگدن ؛ حواست به بازی باشه! 

در این قسمت از سریال کرگدن به جزئیات بیشتری در رابطه با نقشه ی نوید پی میبریم. با ما در نقد و بررسی قسمت دهم سریال کرگدن همراه باشید.

نقد و بررسی قسمت های قبل رو می تونید اینجا بخونید.

در این قسمت از سریال کرگدن به جای پیدا کردن سهیل با جنازش مواجه میشیم. اما این که چطور این اتفاق افتاده و کار کیه رو میشه در ساده ترین حالت ممکن به افشین ربط داد. ولی فعلا نمیشه راجع بهش نظری داد، چون سریال هم اونقدر ها بهش نپرداخته. ما فقط فرد نقاب داری رو دیدیم که مطمئنا نوید نبود و باید دید سریال چطور قراره غافل گیرمون کنه.



نقد و بررسی قسمت دهم سریال کرگدن

نکته ی جالب دیگه فیلمی بود که توسط  کیانا برای کاظی و رها و دانیال فرستاده شد و در اون فیلم افشینه که داره گیسو رو روی زمین می کشه. اما در این قسمت صحنه ی جدیدی بهمون نشون داده میشه و اون اینه که در واقع افشین فیلمی رو از سهیل گرفته که در حال کشیدن گیسو در حالی که بیهوشه روی زمینه.

البته سریال هنوز توضیح کاملی در رابطه با این که چه اتفاقی برای گیسو افتاده بهمون نداده. در حالی که تا جایی که بهمون نشون داده شد، گیسو آزاد شده بود و در حال فرار بود اما انگار همه چیز به اون مرد نقاب داری بر می گرده که از هویتش بی اطلاعیم.

اما چیزی که حالا به جرات می تونیم راجع بهش حرف بزنیم، عشق نوید به رهاست که دیگه تو این قسمت میشه راجع به واقعی بودنش حرف زد.
نوید با نقشه ی قبلی به ونوشه نزدیک شد و با نقشه ی قبلی سعی کرد اعتمادش رو جلب کنه تا بتونه اطلاعات بیشتری رو ازش به دست بیاره.

همون طور که قبلا گفتم سریال کرگدن یه سریال فوق العاده قویه، سریالیه که روندی با دو خط زمانی رو در پیش گرفته و این حد از موفقیت در فیلم نامه های این چنینی ایرانی بی سابقه است. به ندرت میشه ایراداتی رو در سریال پیدا کرد که اگرم ایرادی باشه بنیادی نیست و در جزئیاتیه که برای هر فیلم یا سریالی می تونه اتفاق بیوفته.

نقد و بررسی قسمت دهم سریال کرگدن

نقد و بررسی قسمت دهم سریال کرگدن

اما یکی از ایرادات بزرگ این قسمت که شاید یکی از بزرگ ترین ایراداتی بود که در کل سریال تا به اینجا به چشمم اومد، مشاوری بود که رها باهاش حرف زد.
مشاوری که به هیچ وجه صحبت هاش علمی و اصولی نبود، و انگار کار مشاور رو گفتن جمله های مثبت تصور کردن و با این تصور این دیالوگ ها رو براش نوشتن.

در صورتی که بهتر بود برای همچین نقش تخصصی با یه مشاور مشورت میشد و بعد دیالوگ ها نوشته میشد که این سکانس تبدیل به یه سکانس غیر واقعی نشه .
مشاوری که همچین جمله های کلیشه ای رو تکرار می کرد که “زندگی جریان داره!”

که در ناباورترین حالت ممکن به بیمارش می گه تو باید این تغییرات رو بپذیری یا حالا که می خوای انکارش کنی باید کلش رو بریزی زیر خاک.
انکار؟؟؟؟ پس تو به عنوان مشاور برای چی اینجایی؟؟؟ رها اومده اینجا که نخواد چیزی و انکار کنه که بتونه اتفاقات زندگیش رو بپذیره نه بفرستتشون زیر خاک.
و تو اوج گریه ی رها زمانی که رها داشت خودش رو خالی می کرد گفت حالا بی خیال این غصه ها بدو بدو هات چطوره؟؟؟

این جمله ها صحبت یه مشاور نبود. صحبت یه رفیق بود که می خواست حال رفیقش رو خوب کنه و کاش برای سریالی در این سطح حداقل با اطلاعات کافی متن نوشته بشه.

اما ربط دادن زندگی ها به هم، این که رها در گذشته اش به خاطر مشکلاتش با مشاور مراجعه کرده و حالا مشکلات گیسو رو میبینه و بهش پیشنهاد مشاور میده، از ویژگی های جذاب سریاله. این که حالا سریال در روندی فوق العاده موفق خط زمانی رو برامون جا به جا می کنه و سکانس های مرتبط به هم رو نه از لحاظ خط داستانی بلکه از لحاظ محتوا کنار هم می چینه جذابیت سریال رو چند برابر کرده.

نکته ی مهم دیگه در رابطه با این اپیزود قصه ی عاشقانه ی نازنین و دانیال بود که به طرز غریبانه ای بهش کم توجهی شد، ولی به جاش در این قسمت حسابی بهش رسیدیم.

نقد و بررسی قسمت دهم سریال کرگدن

اما نکته ی مهم این دیدار این بود که بالاخره به نازنین هم ثابت شد که نوید زنده است و برای منی که تاحالا فکر می کردم نازنین از تمام اتفاقات و رازهای نوید با خبره با تعجبش از پرداخت شدن بدهیش ثابت شد، از همه چیز بی اطلاعه.
این سریال بی نهایت قوی عمل کرده و هر قسمت جذاب تر از قسمت قبل پیش میره امیدوارم این روند همچنان ادامه داشته باشه و همچنان اتفاقات هیجان انگیزی رو برامون رقم بزنه.

مطالب مرتبط

3 دیدگاه

  1. علی جلولی

    تا الان که خیلی خوب بوده، از این سریال های شبکه خانگی خیلی بهتر بوده هم از لحاظ بازی گرفتن از بازیگرها هم کارگردانی هم جلوه های ویژه و هم عنصر غافلگیری مثل سریال لاست ، وخیلی چیزای دیگه ، فقط بزرگترین ضعفش که شاید برای منفعت طلبی هم باشه ریتم کند و طاقت فرسا تو بعضی از سکانس ها و اتفاقاته، مثلا همین راه رفتنه گیسو بعد از فرار کردنش یا کش دادن بیش از حد تو جستجو یا تعقیب یا تو صحنه بازدید از ویلا و جاهای دیگه و یه گاف دیگه که نمیدونم دلیلش چی بود اینه که تو قسمت های اول مخصوصا تو یه سری سکانس ها کاملا مشهوده اسم شخصیت مصطفی زمانی ، نیما، بوده از لب خونی میشه فهمید حتی یه جا که صراحتا کاظی میگه نیما، که بعدا با صداگذاری درستش کردن حالا دلیل کارگردان چی بوده که نیما رو کرده نوید؟

  2. علی جلولی

    تا الان که خیلی خوب بوده، از این سریال های شبکه خانگی خیلی بهتر بوده هم از لحاظ بازی گرفتن از بازیگرها هم کارگردانی هم جلوه های ویژه و هم عنصر غافلگیری مثل سریال لاست ، وخیلی چیزای دیگه ، فقط بزرگترین ضعفش که شاید برای منفعت طلبی هم باشه ریتم کند و طاقت فرسا تو بعضی از سکانس ها و اتفاقاته، مثلا همین راه رفتنه گیسو بعد از فرار کردنش یا کش دادن بیش از حد تو جستجو یا تعقیب یا تو صحنه بازدید از ویلا و جاهای دیگه و یه گاف دیگه که نمیدونم دلیلش چی بود اینه که تو قسمت های اول مخصوصا تو یه سری سکانس ها کاملا مشهوده اسم شخصیت مصطفی زمانی ، نیما، بوده از لب خونی میشه فهمید حتی یه جا که صراحتا کاظی میگه نیما، که بعدا با صداگذاری درستش کردن حالا دلیل کارگردان چی بوده که نیما رو کرده نوید؟

    1. مهسا فتحی

      ممنون از نکاتی که گفتید و کاملا هم درست بود. روند کند سریال که تو سریال های پخش خانگی طبیعیه اونم به خاطر بعد تجاری این سریال هاست. سریال های پخش خانگی متاسفانه اونقدر انتظارات ما رو پایین اوردن که با دیدن همچین سریال های نسبتا استانداردی به شدت حالمون خوب میشه…و ممنونم از همراهیتون دوست عزیز

پاسخی بگذارید

بخش های ضروری علامت گذاری شده اند *

قالب وردپرس ساخته شده توسط Shufflehound. همه حقوق برای مجله وارونه محفوظ است، کپی بخش یا کل محتوا تنها با اجازه کتبی امکانپذیر است!