سریال کره ای آقای من/آجوشی من، نقطه اوج صنعت تلویزیون کره است. سریالی درباره تنهایی آدم ها، زندگی مدرن، خودسازی و عشق. با مجله وارونه و نقد سریال آقای من (MY MISTER) همراه باشید.

کمتر پیش می آید(البته به جز قشری مشخص) حداقل در کشور خودمان، پیش کشیدن و معرفی یک سریال کره ای با تمسخر و نوعی بدبینی همراه نباشد. سریال های کره ای در تلویزیون ایران از چندین سال قبل معرفی شدند و با استقبالی مافوق تصور رو به رو شدند. چندین سال بعد، سریال هایی که نماد سرگرمی و جذابیت بودند، برای جامعه ایران تبدیل به نماد ابتذال، کیفیت بسیار پایین فنی، و انواع و اقسام الفاظ منفی شدند. این تغییر 180 درجه در جامعه ایرانی، غافلگیری بزرگی نبود، هر چه نباشد تمام جوامع در طی کمتر از پنج سال یا بیشتر نسبت به همین مدت مشابه گذشته تغییرات بسیاری میکنند. نوجوانان و کودکان و بزرگسالانی که بخش بزرگی از خاطرات سالهای نزدیکشان را با این محصولات گذرانده بودند، حالا با گذشت زمان، سریال های های کره ای را این بار محصولاتی میبینند که صرفا در یک فضای تاریخی جریان دارند.

این ناآگاهی نسبت به صنعت تلویزیون کره جنوبی، قطعا ناخوشایند و ناراحت کننده است. سریال های کره ای از دوره ای که فقط و فقط به ساخت سریال هایی با فضای تاریخی میپرداختند، حالا حتی در ژانری مانند “آخرالزمان زامبی محور” نیز خبره شده اند و بدون هیچ شکی سریال “KINGDOM”، بهترین سریال زامبی محور چندسال اخیر است، نه سریال مردگان متحرک و هر سریال زامبی محور دیگری! این موضوع در حالی از اهمیتی جدی برخوردار است که در نگاه اول این چنین به نظر نمیرسد. سریال های کره ای خیلی وقت است که از لحاظ کیفیت و سرگرمی سازی، با اکثر سریال های دنیا و مخصوصا آمریکایی برابری میکنند. بنابراین این تصور غالب بر مخاطبان عام و حتی جدی سینما و تلویزیون(سریال)، باید هر چه سریع تر دچار تغییر شود، آن هم در حالی که سرویس های غول پیکری مانند “نتفلیکس”، سالهاست بودجه هایی هنگفت برای پخش و تولید سریال های کره ای تدارک دیده اند، اما اکثر مخاطبان ایرانی، هم چنان درگیر حباب کوچک سرگرمی سازی غرب هستند.

آقای من، به مثابه یک پیام نجات

این همه مقدمه چیدم تا بگویم آجوشی من، یک سریال متفاوت، کم نقص، انسانی و بسیار باکیفیت است. اگر از مخاطبان پیگیر سینمای کره جنوبی و سریال های آن باشید، به احتمال زیاد این سریال را تماشا کرده اید. این در حالی است که بین مخاطبان ایرانی “کی-دراما” ها(سریال های کره ای)، این سریال آن طور که باید دیده نشده است. اما شاید مهم ترین سوال شما تا این لحظه این باشد که اصلا “آجوشی” به چه معناست؟ این کلمه یکی از پرتکرار ترین کلمات روزمره جامعه کره و همچنین سریال های کره ای است. معنی آن، همان “آقا” خودمان میشود و کره ای ها به افراد بزرگتر از خودشان(مردها)، آجوشی میگویند. تقریبا یک چیزی بین آقا و “عمو” در جامعه ایرانی با این تفاوت که بیشتر، کودکان به یک فرد ناآشنا عمو میگویند. بنابراین لفظ آقا، صحیح تر است.

نقد سریال آقای من my-mister
نقد سریال آقای من

اما آجوشی من چه ویژگی هایی دارد که این چنین به نوک قله سریال سازی کره رسیده است؟ آقای من سریالی است که تماشای آن کار هر کسی نیست. این سریال نه تنها یکی از تاریک ترین و غم انگیز ترین سریال های دنیا است، بلکه همزمان امیدبخش، تسلی دهنده، و آگاهی دهنده نسبت به مسائل و مشکلات زندگی نیز ظاهر میشود. آقای من نه تنها توانسته این تناقض عجیب را در تار و پود فیلمنامه خود “حل” کند، بلکه به فرمی از درام رسیده که بدون شک بی نظیر است. اینکه سریالی همزمان بدبختی و مشکلات از سر و رویش ببارد اما امیدبخش هم باشد فقط از عهده تیم سازنده این سریال بر می آید. اگرچه اگر آشنایی قبلی ای با این تم و سریال نداشته باشید به احتمال زیاد این القاب فقط زیاده گویی و اغراق به نظر میرسد، اما زمانی که به تماشای آن بنشینید، دیگر دل کندن از آن سخت میشود.

آقای من مانند یک تونل تاریک است. هرچه در آن پیش بروید تاریک و تاریک تر میشود تا زمانی که حتی تاریکی نیز حریف خودش نمیشود. آقای من در ارائه شخصیت های فقیر و درمانده چه از لحاظ فکری و چه از لحاظ عاطفی/مالی و … توی خال میزند. سریال از جایی شروع میشود که نماهای سریعی از زندگی دو شخصیت اصلی سریال یعنی دختر 19 ساله ای به نام “لی جی آن” و فرد میانسال(دهه 40 زندگی اش) به نام “پارک دونگ هون” نمایش داده میشود. کفشدوزکی در محل کار آنها وجود دارد که باعث ترس یکی از کارمندان میشود و بعد سلسله اتفاقاتی روی آستین لی جی آن مینشیند. وی چند لحظه مکس میکند و سپس آن را با روزنامه له میکند. اینکه یک دختر 19 ساله چنین عواطف خنثی ای داشته باشد اولین نشانه سریال در معرفی اوست. دومین شخصیت،وئ پارک دون هون است که سرپرست یک تیم مهندسی سازه و استحکام آنها است. اگرچه وی وضعیت مالی فوق العاده ای دارد اما درد وی درونی است. حسی مانند اینکه این زندگی هر چقدر هم مرفه باشد، راضی کننده و “خوشحال کننده” و آرامش دهنده نیست.

اما چرا این سریال را به یک تونل تشبیه کردم؟ وضعیت هر دو شخصیت به گونه ای است که میگویید آنها دیگر از این بیشتر بدبختی از سر و رویشان نمی بارد که ناگهان دو برادر پارک دونگ هون و مادربزرگ لی جی آن هم به ماجرا اضافه میشوند. حالا این تونل تاریک آنقدر در مسیر پیش رفته است که دیگر نمیگویید تونل دارد تاریک تر میشود، بلکه چشم به نوری دارید که خبر از پایان آن بدهد. نوری هرچند کوچک و کم سو، اما به تدریج بزرگ و بزرگتر میشود تا بالاخره به روشنایی برسیم. اینکه واقعا به روشنایی میرسیم یا خیر را لو نمی دهم اما این تونل، ماجرای عجیبی دارد. تونلی را تصور کنید که نه به شکل مستقیم، بلکه دایره وار باشد. ورود به این تونل غیر ممکن است اما چگونه قطار وارد این تونل شده است؟ قطار بدبختی شخصیت ها، قطاری که انگار مستقیما روی دوش شخصیت ها سنگینی میکند.

نقد سریال آقای من my-mister

شخصیت های سریال نیز دقیقا نمیدانند چرا به این وضع افتاده اند. چگونه در تونلی که راه ورودی ندارد، وارد شده اند و قطعا راه خروجی هم نخواهد داشت. تناسخ بی هدفی که تک تک شخصیت ها با آن درگیر اند، ستون اصلی قدرت سریال است. پارک دونگ هون به عنوان فردی که از لحاظ مالی هیچ مشکلی ندارد معرفی میشود. او دو برادر دارد که یکی از خودش بزرگ تر و دیگری از او کوچک تر است. همسر وی وکیلی موفق است و تنها فرزندشان نیز در کشور آمریکا تحصیل میکند. تمام این موارد از مولفه های ثروت مادی هستند. اما وی چیزی را در زندگی اش کم دارد. در زندگی همه ما پیش آمده که با تمام لحظات خوب و بدمان، خلا چیزی را در زندگیمان حس میکنیم. هر چقدر هم که زندگی چرخه ای تکرار شونده از اعمالی یکسان باشد، انسان دچار کمبود میشود. این دقیقا مشکلی است که پارک دونگ هون به آن دچار شده است. نه تنها با تمام ثروت مادی اش رابطه سردی با همسرش دارد بلکه در محل کار نیز به جز افراد صمیمی اش، مدام مورد فشار قرار میگیرد. فشاری که مبدا و منشا آن، کینه، حسد، و خنجر هایی است که انگار از آینده به وی زده شده است.

نقد سریال آقای من my-mister
نقد سریال آقای من

پارک دونگ هون فردی است که مادرش امید زیادی به او دارد. از آنجایی که هر دو برادر دیگرش در زندگی کاری و شخصیشان دچار فروپاشی شده اند، تمام بار خانواده به تنهایی روی دوش او سنگینی میکند. تنها فرد موفق خانواده او است. و باید هر طور شده، حتی اگر از زندگی اش هم راضی نباشد این موفقیت را حفظ کند. در جایی از سریال برادر کوچکتر خطاب به وی میگوید: “باید هر طور شده در کارت دوام بیاری، تا مادر یه تشییع جنازه آبرومند داشته باشد.” این جمله به تنهایی سنگینی مسئولیت وی را نشان میدهد. دونگ هون نه تنها در ادامه سریال توسط زن اش مورد خیانت قرار میگیرد بلکه تا اخراج شدن از کار هم پیش میرود. آقای من نه تنها در ارائه شخصیت های فقیر و درمانده اغراق نمیکند بلکه از این مورد برای هر چه واقعی تر کردن این روابط نیز استفاده میکند.

بنابراین نه تنها در هنگام تماشای این سریال حس نمیکنید که افراد بیش از حد درمانده و افسرده هستند بلکه این شخصیت ها مانند آیینه ای عمل میکنند که خود واقعی ما را نشان میدهند. دونگ هون نماد افرادی است که نمیدانند از زندگی چه میخواهند در حالی که به همه چیز رسیده اند. این “همه چیز”، از بیرون پر زرق و برق است اما باطن زشتی دارد. برای افرادی مانند وی، زندگی یعنی دوستانی که واقعا به او اهمیت بدهند، برادرانی که دچار فروپاشی نشده باشند، مادری که به پسرانش افتخار کند و صبح ها، به صورت غیر قانونی در مدرسه فوتبال بازی کنند. آقای من در نشان دادن مضرات جوامع مدرن مخصوصا کشوری مانند کره جنوبی عالی عمل میکند. اگرچه این مورد در خط داستانی سریال به صورت نامحسوس حضور دارد اما حضورش در تمام سریال به شدیدترین شکل ممکن حس میشود. در جوامع در حال توسعه(مانند جامعه خودمان) و پیشرفته(کره جنوبی)، مسئله معیشت و کار دو مسئله بسیار مهم هستند. آقای من از این جهت یک سریال واقع گرای بی رحم است.

برادر کوچک تر دونگ هون که کارگردان فیلم های کوتاه است، تنها به این دلیل بی کار است که نمیتواند در صنعت غول آسای سرگرمی کره جنوبی دوام بیاورد. در این صنعت تنها یک یا دوبار به فرد شانس دیده شدن داده میشود و اگر نتواند کاری کند مجبور است تا آخر عمر در این سیستم دست و پا بزند. البته او در گذشته کارگردان موفقی بوده اما نه تنها این مورد کافی نیست بلکه پای رانت هم به وسط می آید و زندگی کاری او را نابود میکند. در این صنعت همیشه موفقیت لازمه ادامه حیات کاری نیست چنانچه میبینیم وی با اینکه سابقه خوبی دارد اما همچنان به عنوان دستیار کارگردان میتواند مشغول به کار شود. برادر بزرگتر خانواده در حالی ده ها سال در یک شرکت دولتی مشغول به کار بوده که وقتی اخراج میشود(به دلیل عدم کارکرد مفید برای شرکت مذکور)، تمام زندگی شخصی اش نیز به هم میریزد. قرض هایی که پرداخت نمیشوند، شرمندگی هایی که همچنان باقی میماند و خانواده ای که یک عمر تلاش برای حفظ آن، تقریبا نابود میشود. وی از یک طرف نمیتواند هزینه عروسی دخترش را تامین کند و از طرف دیگر همسرش قصد دارد از وی جدا شود. اگر کمی در داستان وی عمیق شویم و رنج وی را تحلیل کنیم متوجه میشویم که او از برخی جهات حتی فشار سنگین تری نسبت به باقی شخصیت ها تحمل میکند.

نقد سریال آقای من my-mister
نقد سریال آقای من

در حالی وی فرزند بزرگی دارد که باید مقدمات عروسی اش را فراهم کند، بلکه به عنوان فرد بزرگتر خانواده باید یاری رسان دو برادر کوچکتر از خودش هم باشد. اما این چنین نیست و وی حتی پول خرید یک کت و شلوار را هم ندارد و از برادرش قرض میگیرد. شاید فکر کنید که وی انسان منفعلی است اما وی حتی بیشتر از باقی شخصیت ها کار و تلاش کرده است. مشکلی که او دارد این است که در این جامعه اگر از کار اخراج شوی، به سختی میتوانی زندگی آرامش بخشی را تجربه کنی. بنابراین وی در حالی در تمام زندگی اش مشغول کار کردن بوده است که حالا باید این حجم از تحقیر و شرمندگی را تجربه کند. اگر وی فردی بود که کاری انجام نمیداد، مخاطب دلیل درماندگی اش را درک میکرد اما وی شخصی است که با این حجم از تلاش، اصلا حق اش این زندگی نیست. فشاری که وی تحمل میکند بیشتر از مواردی چون افسردگی یا تفکرات پوچ گرایانه ای است که انسان ها به آن چنگ میزنند.

شخصیت دیگری که در سریال حضور دارد، لی جی آن است. دختری 19 ساله که هیچ گونه عواطف انسانی ای در او دیده نمیشود. زیرا وی به دلیل فقر خانواده اش و برای دفاع از مادربزرگش هنگامی که توسط فردی که به وی بدهکار بوده است، مورد ضرب و شتم قرار میگیرد، فرد ضارب را به قتل میرساند. به همین دلیل چندسال را در زندان سپری میکند. از چنین فردی احساسات انسانی میخواهید؟ وی از وقتی متوجه شده است که جامعه انسان های فقیر، دائما مورد ظلم قرار میگیرند، تصمیم گرفته تا هر طور شده فقط زنده بماند. در تمام طول سریال تمام تلاش او از جمله دو شیفت و سه شیفت کار کردن این است که از مادربزرگش مراقبت کند و زندگی اش را بگذراند. خرده داستان کفشدوزک پس از چند قسمت تازه برای مخاطب نمایان میشود. حالا دلیل جمله ای را که دونگ هون خطاب به وی میگوید(بدترین چیزی که کشتی چی بوده؟) میفهمیم. لی جی آن حکم نوجوان های طبقه متوسط و فقیر جامعه را دارد. هر چه تلاش کنند بیشتر باید سر تعظیم را برای طبقات بالاتر فرود بیاورند.

یکی از مواردی که بسیار در سریال مهم محسوب شده، این است که تمرکز سریال روی لی جی آن و پارک دونگ هون نیست، بلکه سریال چندین شخصیت دیگر دارد که هر کدام چه از لحاظ کنش شخصیت ها و چه از لحاظ پرداخت، با دو شخصیت اصلی سریال برابری میکنند. این مورد باعث میشود با داستان ها و خرده داستان های متفاوتی رو به رو شویم که به تدریج و در طول سریال معرفی میشوند و بال و پر میگیرند. این خرده داستان ها البته در ادامه آنقدر مهم میشوند که یک خط داستانی اصلی محسوب میشوند و بر روی آینده و سرنوشت دیگر شخصیت ها نیز تاثیر بسیاری می گذارند. مثلا در اوایل سریال هر دو برادر دونگ هون صرفا دو شخصیت مکمل قلمداد میشوند، اما پس از چند قسمت داستان آنها حتی مهم تر از داستان دو شخصیت اصلی میشود و اگرچه این مورد به سلیقه مخاطب بستگی دارد اما همچنان در نتیجه تغییری ایجاد نمیکند. زیرا سازندگان به خوبی موفق شده اند تا با ارائه چندین خط داستانی مختلف، به مخاطب اجازه دهند تا از هر خط داستانی ای که انتخاب میکند لذت ببرد، نه صرفا سریالی پیشبینی شده.

در نقد سریال آقای من، قبل از اینکه به نمادگرایی در سریال بپردازیم، باید از عملکرد خیره کننده تیم بازیگری سریال نیز تمجید کرد. نقش آفرینی بازیگران در آقای من به حدی تاثیر گذار و فوق العاده است که تصور این سریال بدون حتی غیبت یک نفر از آنها غیر ممکن است. “لی سون کیون” در نقش پارک دونگ هون چنان نقش آفرینی قدرتمندی از خود نشان میدهد که بدون کم و کاست، بهترین نقش آفرینی یک بازیگر در تاریخ سریال سازی کره است. وی با این سریال بیش از پیش نام خود را در میان برترین بازیگران سینمای کره سر زبان ها انداخت و خب بعد از نقش آفرینی در یک سریال دیگر و هم چنین فیلم “انگل” حالا وی جزو سه بازیگر برتر سینمای کره در حال حاضر است. میمک صورت و حتی فرم قدم زدن هایی که وی در طول سریال اجرا میکند، تماما از دل فیلمنامه به بیرون کشیده شده اند و به شکلی آن را در شخصیت خود حل کرده که کاری جز تحسین باقی نمی ماند. در واقع آقای من سریال لی سون کیون است تا هر فرد دیگر.”آیو” در نقش لی جی آن، به مانند باقی بازیگران نقش آفرینی قدرتمندی دارد و به خوبی توانسته احساسات خدشه دار شده یک نوجوان را به تصویر بکشد. هم چنین نقش آفرینی برادران دونگ هون، چیزی از نقش های اصلی کم ندارد. بازیگر نقش برادر بزرگتر همین امسال با فیلم “شب در بهشت” با نقشی تیره و منفی نشان داد که چه بازیگر قدرتمندی است.

نقد سریال آقای من my-mister
نقد سریال آقای من

نقد سریال آقای من / نمادگرایی

آقای من فقط در پرداخت شخصیت ها و فیلمنامه منسجم و کارگردانی قدرتمند اش بی نظیر عمل نمیکند، بلکه با نمادپردازی در سراسر لحظات سریال، این انسجام را قوی تر هم میکند. نماد گرایی در فیلم ها و سریال های مطرح دنیا وجود دارد. بعضی از آنها جنجال برانگیز و سخت فهم میشوند تا جایی که به کلی منکر وجود آن میشویم، مانند فیلم “مادر”” آرونوفسکی”. بعضی دیگر نیز با نماد پردازی داستان را به جلو پیش میبرند و از ادامه آن خبر میدهند، مانند فیلم “انگل” بونگ جون هو. آقای من در دسته دوم قرار میگیرد. درحالی بسیاری از یک سریال کره ای انتظار داستان منسجم را هم ندارند اما این سریال پا را فراتر از سطح سریال سازی کره جنوبی میگذارد و با نمادگرایی های متعدد، تماشاگر را بهت زده میکند. یکی از این نماد ها، همان کفشدوزک مشهور در سکانس اول فیلم است. گفته میشود که در صورتی که کفشدوزکی با شما ملاقات داشته باشد، زندگیتان دچار تغییر مثبت میشود. لی جی آن نیز در قسمت اول با این کفشدوزک ملاقات کرد و پس از آن طی سلسله اتفاقات بسیاری، زندگی اش به طور کامل دچار تغییر شد. این تغییر نیز همانطور که معنای نماد میگوید مثبت بود.

مورد دیگر به نام محله ای که دونگ هون و بسیاری از شخصیت های دیگر سریال در آن زندگی میکنند برمیگردد. هوگه در لغت و در زبان مردمان اروپایی به خصوص دانمارک، به معنای اتفاقات شاد در زندگی است. هر چیزی که در زندگی باعث شادی شود هوگه نام میگیرد. محله دونگ هون که دوستان قدیمی اش و دو برادر و مادرش و نیز لی جی آن(وابستگی وی به این محله در ادامه سریال مشخص میشود) در آن زندگی میکنند، هوگه نام دارد. برای دونگ هون این محله حکم یکی از همان چیزهایی را دارد که حداقل این زندگی را قابل تحمل میکند. قدم زدن با دوستان و برادرانش، غذاخوردن با آنها و حس آزادانه ای که این محله به او میدهد. در جایی از سریال همسر دونگ هون به وی میگوید از تمام این محله و هر آنچه که به آن مربوط است متنفر است. خط قرمزی که دونگ هون به شدت به آن پایبند است همین محله است. مانند این است کسی به خانواده مان توهین کند. این محله و دوستانش و برادرانش حکم خانواده واقعی اش را دارند، جایی که لازم نیست خودش را به کسی اثبات کند یا برای ترفیع مقام تلاش کند، همه چیز با فوتبال بازی کردن و خندیدن دور همدیگر شروع میشود و تمام میشود.

هر شخصیتی که در سریال در این محله حضور ندارد و یا مانند همسرش نسبت به آن تنفر دارد، باعث میشود تا از دایره دوستی دونگ هون نیز خارج شود. تمام شخصیت هایی که به وی خنجر میزنند و یا او را تحت فشار میگذارند خارج از این محله هستند. نویسنده قصد دارد تا بگوید دوستی های واقعی مانند این محله هستند و این محله نیز خانواده افراد بسیاری است، و این مسلم است که خانواده به فرد خیانت نمیکند. هر کس که در این محله زندگی نمیکند، عامل فشاری است که شخصیت هایی که در این محله هستند تحمل میکنند.

مورد دیگر به تصویر صفحه اصلی تلفن لی جی آن مربوط است. در اوایل سریال و زمانی که فشار زندگی کمر وی را شکسته بود، تصویری از غروب آفتاب بر آن نقش بسته بود. اما همین که در اواخر سریال، وی توانست با کمک افراد بسیاری و در صدر آن دونگ هون خودش را از این منجلاب نجات دهد، این تصویر به یک تصویر از ریل خط آهن تغییر پیدا میکند. “ریل” در سریال ورودی محله دونگ هون است و همین ریل به معنای مسیر جدیدی در زندگی افراد است. وقتی وی این تصویر را انتخاب میکند، سخت نیست تا متوجه شویم که مسیر زندگی اش را نیز تغییر داده است و دیگر لی جی آن سابق نیست.

نقد سریال آقای من my-mister

کیف، یکی دیگر از نماد های سریال است. اگر فقط کمی به راه رفتن دونگ هون دقت کنید متوجه میشوید که انگار چیزی روی دوش او سنگینی میکند. در تمام سکانس های سریال، مخصوصا زمان هایی که وی از لحاظ روانی در وضعیت بسیار بغرنجی به سر میبرد، کیفی که روی دوشش حمل میکند، باعث میشود تا نتواند ارام و صاف راه برود. کبف در اینجا به معنای هرچیزی است که وی را از خوشبختی هایش دور میکند. کیف در این سریال برای دونگ هون نماد این است که تا زمانی که روی دوش اش باشد، تعلقات اش نیز با وی همراه هستند. اما در ادامه سریال متوجه میشویم که وی دیگر کیف اش را روی دوش اش حمل نمیکند، و این مورد به این نتیجه ختم میشود که وی تعلقات اش را رها کرده است و دیگر این بار سنگین روی دوش اش سنگینی نمیکند.

مورد دیگر، یکی از زیباترین نماد هایی است که تا به حال حداقل در سینمای آسیا مشاهده شده است. نام فروشگاهی که در سریال، لحظات زیادی به آن پیوند میخورد، “فروشگاه خرید شادی در زندگی” است. این اسم، فقط با کمی تفکر، ما را با معنای عمیقی مواجه میکند. از آنجایی که شخصیت های زیادی از جمله جی آن و دونگ هون از آن خرید میکنند، این نام تضاد بسیار عجیبی با واقعیت زندگی واقعی شان دارد.

سخن آخر

در نقد سریال آقای من میتوان گفت، نه تنها محصولی ارزشمند، بلکه پیامی است برای بسیاری از انسان های دنیا. نوع روابط و مشکلاتی که این سریال به تصویر میکشد، هیچ فرقی با زندگی واقعی ما ندارد. نه خبری از عشق های آتشین است و نه فضای رنگارنگ جامعه. نه خبری از انسانهای مطلقا سفید است و نه مطلقا سیاه. دوستی ها اینجا نه در یک لحظه بلکه حاصل سالها اعتماد به یکدیگر است. آقای من، نه درباره یک داستان عاشقانه است و نه درباره مشکلات انسانها. آقای من درباره چگونگی رهایی از مشکلاتی است که ما آدم ها گرفتار آنیم. دغدغه انسان های حاضر در سریال نه این است که با دوستانشان تفریح داشته باشند، و نه اهداف پوچی مانند پولدار شدن. آقای من را باید تماشا کرد نه به این خاطر که سریال بی نظیری است، بلکه به این دلیل که همه ما در این مشکلات غرق شده ایم. آقای من نه تنها شما را افسرده تر و ناامید تر نمیکند بلکه تمام تلاش اش بر چیزی استوار است که ما به آن میگوییم: امید بخشی. آقای من مانند دوست یا فردی از خانواده تان است که تمام تلاشش برای این است که در زندگی موفق شوید. مگر خانواده غیر از این است؟

آقای من نه تنها در جنبه فنی یک دستاورد تمام عیار است، بلکه مضمون به شدت با اهمیتی دارد. هر کس به یک اندازه در مشکلات غرق شده است، اما مهم نیست، حتی اگر فقط چند سانتی متر با فروپاشی کامل فاصله داشته باشید، باید تلاشتان را برای برداشتن این بار سنگین از روی دوش خود بکنید. همه حرف این سریال همین است.

نظر شما درباره این سریال چیست؟ مثل همیشه آن را با ما در میان بگذارید.